نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (II)

حمیدرضا دیبازر
حمیدرضا دیبازر
نگاهی گذرا به آلبوم “بوم”:
این اثر شامل ۱۵ ترک به شرح زیر است:
۱- “کوبان” (به تمام نوازندگان، خوانندگان و رقصندگان موسیقی محلی ایران):
در ابتدا تمی توسط سه تار ارائه میشود، سپس این تم به عود و پس از آن به کمانچه سپرده میشود (بهره گیری از تکنیک ایمیتاسیون یا تقلید).

این قطعه با مدولاسیون هایی به مدهای مختلف و همچنین دگرگونی های وزنی همراه است.

در اواسط این قطعه، از همسرایی به شیوه مرسوم در مناطق ایران استفاده شده است.

از دیگر نکات حائز اهمیت این قطعه، ارکستراسیون آن شامل: سه تار، عود، کمانچه، کمانچه آلتو، باس گیتار، نی، سینتی سایزر و سازهای کوبه ای و نیز بخش های متضاد بسیار و ایجاد تنوع بدین وسیله و پایان یافتن به شیوه ای قابل تحسین که با سه وقفه کوتاه همراه میباشد، است.

۲- ”سوربانگ”:
نکات قابل توجه:
بهره گیری از اصوات الکترونیکی، تلفیق صداهای کمانچه و سازهای زهی سنتی، ارائه تم اولیه قطعه ”کوبان” به صورت دگرگون شده ”ایجاد وحدت بدین وسیله”، استفاده از اصوات کوبه ای، ورود ناگهانی، غیر منتظره و جیغ وار ساکسوفون، پایان به روشی منحصر به فرد در لحظه ای که شنونده احساس می کند که قطعه به پایان رسیده، کمانچه باری دیگر ظاهر شده و به نواختن نغمه ای ۴ نتی میپردازد و پس از محو تدریجی اصوات الکترونیکی، قطعه به پایان میرسد.

۳- ”جنون”، کلام از حمیدرضا دیبازر (به جوانان…):
نکات قابل توجه:
آغاز با آکوردی فورته، بهره گیری از هورن های فرانسوی به صورت اسفورزاندو (Sforzando) و تلفیق شده با گیتار الکتریکی (تلفیق اصوات هورن و گیتار الکتریکی)، استفاده از گیتار الکتریکی با تکنیک پیک بر سیم، استفاده از کلام به گونه ای وهم آلود، پایان به شیوه ای نامعمول و منحصر به فرد (واژه های تکرار شونده کلام و دیگر اصوات به صورت آچله راندو که آچله راندو به روش کامپیوتری ایجاد شده) که خیزشهای تهدید آمیز هورن نیز با آنها همراه است و در انتها پس از سکوتی کوتاه، ایجاد فضایی وهم آلود به وسیله اصوات کوبه ای، اصوات سر و صدا گونه و همچنین اصوات الکترونیکی، سپس محو تدریجی اصوات و پایان.

۴- ”پس از واقعه” (به زخمه بر دل داران):
قطعه ای است کوتاه برای تکنوازی سه تار که در آن از تکنیک ویبراتو جهت تزئین ملودیها، استفاده شده است.



۵- ”توهم جاده”، مقدمه:
در ابتدا پیانو به تنهایی به نغمه سرایی پرداخته و با بهره گیری از پدال نگهدارنده، فضایی وهم آلود ایجاد میکند و پس از کرشندو، دی کرشندو و سپس سکوتی کوتاه، زمینه را برای ورود لید گیتاری آماده ساخته و پس از ورود لید گیتاری، به همراهی آن میپردازد.

۶- ”توهم جاده”:

زمینه سازی زهی ها برای ورود آکاردئون که به نغمه سرایی کوتاهی میپردازد، سپس زهی ها و پیانو، به عنوان پاساژ انتقالی، زمینه را برای ورود کمانچه آماده میسازند، در این قسمت از کلارینت و آکوستیک گیتار به عنوان همراهی استفاده شده است.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در خرداد ۳۱, ۱۳۹۲ در ۴:۵۹ ب.ظ

    سپاس برای این مطلب دست مریزاد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شروع یک گفتگو «نغمه» یا «صدا»

از دیدگاه علم فیزیک، فرق اصوات موسیقایی با اصوات غیر موسیقایی، در طول موج آنهاست. هنگامی که ارتعاش صوت منظم باشد، دامنۀ موج و بسامد آن ثابت و منظم است و به گوش خوش می آید، اصوات موسیقایی غالباً از این نوعند، این امواج در زبان انگلیسی تن (tone) نامیده می شوند؛ ولی هنگامی که ارتعاش صوت نامنظم باشد و دامنه و بسامد موج دایماً بدون نظم و قاعدۀ خاصی تغییر کند، به گوش ناخوشایند است و اصوات غیرموسیقایی از این نوع هستند، این امواج در زبان انگلیسی نویز (Noise) نامیده می شوند.* فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مقابل واژه پیچ (Pitch) و تن (Tone) اصطلاح فارسی نغمه را استفاده کرده که در سال های اخیر تا حد زیادی جای خود را در ادبیات موسیقی شناسی باز کرده است و در کتاب های موسیقی نیز بسیار دیده می شود که به جای صوت موسیقایی از واژه «نغمه» استفاده شده است. نوشته ای که پیش رو دارید، به نقد این واژه مصوب شده توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی می پردازد.

نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

با خانم موحد در این خصوص مشورت کردیم و حتی من پیشنهاد کردم که این کر فلوت از دامان انجمن فلوت بیرون بیاید چون اکثر اعضا مشترک هستند اما خانم دکتر موافقت نکردند گفتند که بهتر است که هرکدام از سازمان ها به طور جداگانه کار کنند ولی بچه ها هم خیلی از این ایده استقبال کردند و همانجا سازهایمان را باز کردیم و دو سه تا قطعه ای که من با خودم داشتم اتفاقی، تمرین کردیم و آن اولین جلسه ای بود که کر فلوت در منزل خانم دکتر موحد تمرین کرد و در آنجا حدود پانزده شانزده نفر بودیم، وقتی که باهم تمرین کردیم من به آنها گفتم که معمولا یک چنین کاری را نمی توان بدون رهبر انجام داد.

از روزهای گذشته…

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

مجلهء موزیک ایران را بهمن هیربد، شش سالی پیش از دورهء سوّم مجله موسیقی، بنیاد کرده بود. جالب است که هیربد، که کارمند وزارت دارائی بود و تنها آشنائی تفنن‌آمیزی با ویولن داشت، بدون برخورداری از حمایت‌های مالی دولتی، توانسته بود جمع مخاطبان گسترده‌تری برای مجلهء خود فراهم آورد. مجلهء موزیک ایران‌ را هم استادان و هنرجویان هنرستان‌ها می‌خواندند، هم جانبداران موسیقی‌ مغرب زمین و هم هواخواهان موسیقی سنتی و حتی جوانان و نوجوانانی که به‌ موسیقی سبک شهری (ترانه‌ها) دلبسته بودند.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

این سوئیت ارکستری چندان تصویر کننده سیارات به عنوان اجرام سماوی نیست بلکه بیشتر درباره صفاتی انسانی است که به آنها بر می گردد. این اثر هولست همیشه طرفداران بسیار داشته است.
فقط تصور کن! (I)

فقط تصور کن! (I)

گلوله ای درست مغز او را نشانه گرفت؛ گلوله ای که پیش از آن هم انتظارش را داشت. زمانی که جان لنون گفته بود شاید مثل کندی و گاندی به ضرب گلوله کشته شود، شاید بسیاری از مردم در دل به او پوزخند زدند، اما حقیقت آن بود که خود به درستی فهمیده بود تحت کنترل شدید سازمان سی. آی. ای و اف. بی. آی است. سال ها از این ماجرا می گذرد و هنوز ماهیت این ترور به درستی روشن نشد و هنوز بحث بر سر آن است که آیا این گلوله را مارک چاپمن به اراده خود شلیک کرده یا آلت دستی بیش نبوده است؟
زوج موتر – پروین

زوج موتر – پروین

این دو هنرمند، یکی ویولنیست، دیگری پیانیست و رهبر و آهنگساز، در سال ۲۰۰۲ عقد ازدواج و هم عقد هنری بستند. آن سوفی موتر در ایالت تاریخی بادن در جنوب غربی آلمان متولد شد(۱). روز بیست ونهم ژوئن ۱۹۶۳ بود. در پنج سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد، ولی خیلی زود به ویولن تغییر ساز داد.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (II)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (II)

سلطانی در ادامه می گوید: “وامداران این دو گروه (نیما و شهریار) نیز هرکدام سمت و سویی یافتند، ادامه دهندگان راه نیما مانند احمد شاملو به زبانی اعتراضی روی آوردند و پیروان شهریار مانند هوشنگ ابتهاج زبانی آهنگین پیدا کردند.” اینکه ادامه دهندگان شعر نو در ابتدا پیرو نیما بودند درست است اما اینکه بگوییم پیروان نیما فقط به شعر اعتراضی روی آوردند جای بحث دارد. در صورت پذیرش این مطلب باید سهراب را نادیده گرفت زیرا در بیان سهراب عاشق پیشگی و عشق به طبیعت و زندگی فوران می کند.
آوای ذهنهای آشفته (II)

آوای ذهنهای آشفته (II)

درواقع گرشوین تا سن ۹ یا ۱۰ سالگی با موسیقی به معنای خاص آن آشنا نشده بود. زمانی که ۹-۸ سال داشت نمونه کلاسیک یک بچه شرور و اخراج شده از مدرسه بود، اطرافیانش میگفتند که او در حال گذراندن دوره شرارت است و به یک مجرم تبدیل خواهد شد. اگر او در اواخر قرن بیستم متولد شده بود، توسط روانپزشک کودکان معاینه میشد و مشکلش کاستی توجه عنوان میشد نه شرارت.
سرمالکولم آرنولد CBE آهنگساز برجسته انگلیسی درگذشت

سرمالکولم آرنولد CBE آهنگساز برجسته انگلیسی درگذشت

مالکولم آرنولد (۲۰۰۶-۱۹۲۱) یکی ازچهره های بزرگ موسیقی قرن بیستم با مجموعه ای قابل ملاحظه از آثار برجسته و ماندگار می باشد. این آثار شامل نه سمفونی هفت باله دو اپرا یک کار موزیکال بیشتر از پنجاه کنسرتو دو کوارتت زهی و غیره می باشد.
ودیم رپین

ودیم رپین

ودیم رپین (Vadim Repin) ویلنیست مشهور روسی، متولد ۱۹۷۱ نووسیبریسک است. روزنامه دیلی تلگراف، چاپ لندن درباره او نوشته است: “وقار ودیم رپین در هنگام اجرا بر روی سن و تفسیر گرم و متبحرانه ای وی، ویژه این موسیقیدان برجسته معاصر می باشد.” ودیم رپین نواختن ویلن را از ۵ سالگی آغاز کرد و تنها پس از شش ماه اولین اجرای عمومی خود را برگزار نمود! وی در شهر زادگاهش تحت تعلیم زاخار برون (Zakhar Bron) قرار گرفت. در ۷ سالگی برای اولین بار به همراه ارکستری کنسرت داد و در یازده سالگی اولین اجرای رسیتالش را به روی سن برد.
در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

پس از این «حسین علیزاده» فرا می‌رسد. او امکاناتی را که در خود موسیقی دستگاهی موجود است به شکلی هوشمندانه به کار می‌گیرد. مساله برای علیزاده‌ی اواخر دهه‌ی ۱۳۶۰ این بود که از دل خود آواز کلاسیک ایرانی، بدون تسطیح یا تغییر بنیادی، هم‌آوایی برآورد. او ذهنیت منجر به آن تجربه‌ها را سال‌ها بعد چنین شرح می‌دهد: « می‌خواستیم [هم‌آوایی] شکل قراردادی یا تکراری کر که بیشتر شبیه به آوازهای غربی [است] نباشد به این فکر رسیدم که چگونه می‌شود در خود آوازهای موسیقی ایرانی یک حالت پولیفونی در آواز ایجاد کرد و در عین حال هر کدام از خطوط استقلال خودشان را داشته باشند و جملاتی را که می‌خوانند همان تکنیک موسیقی آوازی در آن باشد.» (۵)
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (I)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (I)

سرآغاز سده‌ی بیستم پر بود از امیدواری. امیدواری به انسان، امیداوری به آینده‌ی او که پرتو دانش و فناوری روشنش کرده بود. خوشبینی در فضا موج می‌زد، که خرد سرانجام نادانی و جنگ و بیماری و همه‌ی نادرستی‌های دیگر را ریشه‌کن خواهد کرد و خوشبختی ماندگار خواهد شد. در چنین فضایی امروز از دیروز و فردا از امروز بهتر بود. در پندار مردمی که در این دوره می‌زیستند تغییر و دگرگونی مفهوم فَرگَشت (تکامل) و پیشرفت داشت.