اسلامی: از هر گروه موسیقی باید حمایت کرد

امیر اسلامی
امیر اسلامی
در روزهای ۵ و ۶ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱، گروه کر شهر تهران در تالار رودکی، همراه با آثاری از آهنگسازان غربی به اجرای آثار سه آهنگساز ایرانی پرداخت. یکی از آهنگسازان این کنسرت امیر اسلامی بود. وی استاد دانشگاه در رشته آهنگسازی و نوازنده نی است، با او درباره این برنامه به گفتگو نشسته ایم:
چطور شد که تصمیم به اجرای آثارتان با کر شهر تهران گرفتید؟
اصولا اجرای قطعات آهنگسازان توسط گروهای مختلف باید طبق قوانین و ضوابطی باشد اما از اونجا که همچین ضوابطی در ایران برای اجرای قطعات آهنگسازان توسط ارکستر سمفونیک، ارکستر ملی و یا گروهای رسمی وجود ندارد و تا آهنگسازی از ارتباطات خاصی برخوردار نباشد، آثارش اجرا نمی شود، لذا من به طور کلی از اجرای آثارم در ایران نا امید بودم! تا اینکه آقای قاسمی که از همکاران من در دانشکده موسیقی هستند، به من پیشنهاد دادند که اگر برای گروه کر ایشان قطعه ای بنویسم، اجرا خواهند کرد. این اعلام آمادگی مرا به سر ذوق آورد و این قطعه را برای گروه ایشان نوشتم و اولین اجرای این قطعه در حقیقت در همین کنسرت تیر ماه گروه ایشان در تالار رودکی بود.

در مورد قطعاتی که کر شهر تهران از شما اجرا کرد صحبت کنید.
من فقط یک قطعه در این اجرا داشتم واین قطعه کوتاهی است بر اساس شعر معروف عراقی:
به کدام ملت است، به کدام مذهب است این
که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی



تا کنون چه آثاری برای کر نوشته اید؟
آثار کرال من بیشتر برای کر و ارکستر سمفونیک بوده و برای گروه کر آکاپلا یا به همراه پیانو قبلا دو اثر نوشته بودم.

آیا اجرای گروه کر هایی مثل کر شهر تهران را برای ایجاد انگیزه در آهنگسازان جوان موثر می دانید یا خیر، کنسرت را اتفاقی زود گذر و واقعه ای مشمول فراموشی می دانید؟
تشکیل هر گروه موسیقی که بتواند به طور جدی و رسمی فعالیت کند نویدبخش ادامه زندگی موسیقی در ایران است! باید به هر شکل حمایت کرد.

هر گروهی که امکان اجرای آثار آهنگسازان جوان را مهیا کند، قطعا به جوانان کمک بزرگی خواهد کرد تا آثارشان را بشنوند و پیشرفت کنند. گذرا یا دایم بودن کنسرتهای یک گروه بستگی به حمایت اهل هنر، دولت و یا بخش خصوصی دارد.

در مورد گروه کر آقای قاسمی، با شناختی که از علاقه و عشق آقای قاسمی به کارش دارم، میدانم که این گروه سالهاست که فعال هست و همچنان خواهد بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شیدایی تار (II)

وی در جریان انقلاب اسلامی از سمتهای خود استعفا کرد و به مردم انقلابی پیوســت و ســاخته ها و نواخته های او با صدای محمدرضا شــجریان و شــهرام ناظری در نوک پیکان انقلاب قرار گرفت و امروزه به عنوان یک خاطره ملی در اذهان مردم باقی است. لطفی در مورد ساخته معروف خود، سپیده (ایران ای ســرای امید)، می گوید: «وقتی در دستگاه ماهور شروع به کار کردم طبق روال آواز از منطقه بم شــروع شد ولی هر کاری که می‌کردیم، می دیدیم جور درنمی آید. پس از مدتی قرار شد آقای شجریان از اوج بخواند و خیلی خوب درآمد. در آن روزگار جامعه ایرانی یکپارچه شور و هیجان بود، ما هم که از جامعه دور نبودیم و با مردم همصدا بودیم.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

از روزهای گذشته…

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (III)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (III)

یکی از این روش ها “حرف زدن با سازدهنی” یا اصطلاحا “Talking Harmonica Style” است که به مفهوم ادای کلمات و جملات ساده به وسیله هارمونیکا است. بسیاری از نوازندگان قطعاتی به این شیوه ضبط کرده اند ولی شاخص ترین آهنگ موجود در این زمینه آهنگی است به نام I Love My Mama که توسط Saltey Holmes دردهه ۱۹۳۰ و با سازدهنی دیاتونیک گام Bb اجرا شده است. به بخشی از این آهنگ توجه کنید:
هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

در سال ۱۷۹۰ پرنس نیکولاس از دنیا رفت و جانشین او پرنسی کاملا به دور از ذوق موسیقی بود که تمام موسیقیدانان از جمله هایدن را از قصر اخراج نمود! در این زمان هایدن دعوت جوهان پیر سالمون (Johann Peter Salomon) مدیر کنسرت آلمانی، مبنی بر دیدار از انگلستان و رهبری سمفونی های جدید خود به همراه ارکستری بزرگ را پذیرفت.
دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

دیوید گیلمور : “ما مردانی یاغی بودیم”

در ادامه مطلب قبل ، “سکوت کامل یا جنگ”توجه شما را به ادامه ترجمه متن مصاحبه با دیوید گیلمور جلب می کنیم.
قدر و منزلت یک موسیقیدان

قدر و منزلت یک موسیقیدان

بتهوون زمانی پای به عرصه هستی نهاد که تقدیر روزگار بصورت کاملا” عجیب و مرموزی افراد نابغه و تاثیر گذار تحویل جامعه می داد از ناپلئون جاه طلب گرفته تا گوس ریاضی دان، از میشل فارادی، جیمز وات و آندره آمپر فیزیکدان ولاپلاس ریاضی دان گرفته تا ژان ژاک روسو نویسنده و محقق یا آدام اسمیت تئوریسین بزرگ اقتصادی و … در این میان قرعه بنام بتهوون افتاد که در این دوران پای به روی زمین بگذارد و بانی بسیاری تحولات در دنیای هنر موسیقی باشد.
خالقى از زبان خالقی (I)

خالقى از زبان خالقی (I)

در سال ۱۲۸۵موقعی که پدرم میرزا عبد الله خان در کرمان منشی فرمانفرما؛ والی ایالت بود به دنیا آمدم. هنوز چند ماهی از تولدم نگذشته بود که ماموریت پدرم به سرآمد و با اوبه تهران مراجعت کردیم. سالهای اولیه دوران کودکی را درست به خاطر ندارم ولی از سن پنج، شش سالگی را خوب به یاد می آورم که در همان خانه با مادر، خواهرو برادر بزرگترم زندگی می کردیم و در همین هنگام بود که مرا هم مانند خواهرم (مخلوقه) و برادرم (کریم) به مدرسه آمریکایی فرستادند.
کیوان میرهادی: در موسیقی کلاسیک اخلاق اشرافی گری حاکم است

کیوان میرهادی: در موسیقی کلاسیک اخلاق اشرافی گری حاکم است

در نظر داریم در حد توان با اساتید و دست اندرکاران موسیقی کشور گفتگوهایی را داشته باشیم تا شاید بتوانیم از این طریق به افزایش آگاهی دوستداران موسیقی از وضعیت موسیقی در کشور کمک کرده باشیم. لذا طی مصاحبه ای آزاد، نظرات آقای کیوان میرهادی راجع به وضعیت موسیقی حال حاضر کشور را جویا شدیم که در اینجا قسمت اول این مصاحبه را ملاحظه می کنید، درضمن نهایت سعی بر این بوده که عین کلام ایشان بدون دخل و تصرف آورده شود.
میکروتنالیته (III)

میکروتنالیته (III)

امروزه به راحتی میتوان با استفاده از سازهای الکترونیک بین سیستمهای مختلف گام حرکت کرده و دنیای متنوع اصوات و گامها را نشان داد.
تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (I)

تئوری اطلاعات، ترمودینامیک و موسیقی (I)

Bill Evans نوازنده پیانو و آهنگساز Jazz عصر حاضر که سبک و طریقه خاصی در آهنگسازی برای خود دارد معتقد است که موسیقی عامل اصلی غنای روح انسان بوده و باعث میشود که انسان توان شناخت قسمتی از وجود خود را که قبل از درگیری با موسیقی نشناخته بود پیاده کند.
محسن قانع بصیری درگذشت…

محسن قانع بصیری درگذشت…

کوچک بودن و نوشتن از انسان های بزرگ و بزرگوار وظیفه سنگینی است. امروز اما به رسم شخصیت پرمحبتش که همیشه با پرسش از دیگران، حتی افراد جوان و بی تجربه، درپی آموختن از آنها و نشر آموخته هایش بود، با جسارت، در سوگ از دست دادنش می نویسم.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

پی آمدن چپ و راست، بی شک توان وی را در پیاده کردن ریتم ها و الگوهای ضربی متفاوت تری می افزاید. توان را فزون می سازد اما این قدرت چون هر قدرتی باید مهار شود. وقتی با کشش های مطول کار می کنید و ضرباهنگ موسیقی را زیر آن کپه ریزها می سازید، حساسیت ها کمتر است، دقت بر تک ضربه ها نیست. نه اینکه تک ضربه بی اهمیت باشد، نه، اما چون به دور هر گام ریتم، گوشتی تنیده شده از گستره زمان که با ضربات پر شده است، اگر کمی از این گوشت نیز ساییده شود، به استخوان نخواهد رسید و ریتم سلیس خواهد ماند.