گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

در بیشتر موارد اجرای سوال و جواب های جملات موسیقایی بین بخش های مختلف ارکستر تنها چیزی است که اجرای ارکستر ایرانی را از اجراهای تکنوازی متمایز می کند. قواعد نا نوشته ی هامونی و ارکستراسیون موسیقی ایرانی برای ارکسترهای بزرگ همچون ارکستر سنفونیک نیز که توسط آهنگسازان مختلف به کار گرفته شده است به هیچ عنوان نمی تواند پیرو الگو های پلی فونیک ارکسترهای دیگر نقاط جهان باشد چراکه ماهیت این نغمات اجازه ی این دخل و تصرف را از آهنگساز گرفته است.

در بیشتر موارد اجرای سوال و جواب های جملات موسیقایی بین بخش های مختلف ارکستر تنها چیزی است که اجرای ارکستر ایرانی را از اجراهای تکنوازی متمایز می کند. قواعد نا نوشته ی هامونی و ارکستراسیون موسیقی ایرانی برای ارکسترهای بزرگ همچون ارکستر سنفونیک نیز که توسط آهنگسازان مختلف به کار گرفته شده است به هیچ عنوان نمی تواند پیرو الگو های پلی فونیک ارکسترهای دیگر نقاط جهان باشد چراکه ماهیت این نغمات اجازه ی این دخل و تصرف را از آهنگساز گرفته است.

به شخصه منتقد یا مخالفِ اجراهای ارکسترال بر اساس نغمات موسیقی دست گاهی ایران نیستم و اتفاقاُ همواره نوشتن این نوع موسیقی برایم تجربه ی لذت بخشی بوده است لیکن تولد این گونه قطعات نیز هرگز ماهیت درونگرایانه، تنها و جمع گریزِ حاکم بر عرصه ی موسیقی ما را تغییر نخواهد داد.

از سوئی دیگر حس تنهائی در شکل گیری متعالی ترین وجه ارائه ی موسیقی ایرانی یعنی بداهه نوازی نمود بیشتری پیدا می کند. بداهه در هنر، کیفیتی است که هنرمند با تکیه بر دانش و تسلط کامل بر ابزار هنری خود به خلق اثری در بستر زمان جاری دست می زند.

اجرای بداهه در هر هنری سالها ممارست و تجربه اندوزی هنرمند را می طلبد و طی این فرایند هنرمند می کوشد که از پس تمامی اندوخته های سالهای عمر خود، خودش را به مخاطب معرفی کند. در واقع نغماتی که در بداهه نوازی می شنویم از فیلتر ذهن و احساسات نوازنده اش گذشته، مثلاُ همایونی را می شنویم که او در خلوت ذهنش می شنود و نه همایونی که در ردیف موسیقی ایرانی ثبت و ضبط شده است.

بر اساس همین ویژگی است که یک نوازنده ماهر می تواند ساعتها در محدوده ی یک گوشه ی کوچک بنوازد بی آنکه شنونده دچار کسالتِ ناشی از تکرار گردد. تاکید زیادی که همواره در موسیقی ایرانی بر بداهه نوازی صورت گرفته تا به آنجاست که قدما تا اینکه نوازنده ای به این مرتبه از هنر (بداهه نوازی) دست نمی یافت وی را استاد خطاب نمی کردند. (هر چند این روالِ پسندیده، امروزه منسوخ شده و هر کسی که بیشتر و بهتر بتواند از صدا و تکنیک های استاد شجریان تقلیدِ کورکورانه و ناشیانه کند حتماُ لقب استاد می گیرد!)

در نوازندگی هم وضعی بهتر از این نداریم و جای نگرانی است که موسیقی ایرانی پس از، از دست دادن بداهه نوازان انگشت شمار کنونی چه خلاءِ غمگینی را باید تجربه کند.

و اما مهمترین عامل تاثیر گذار بر تراوش غم و تنهائی از موسیقی ایران، محرومیت های چند صد ساله ای است که در فصول مختلف تاریخ کشورمان به ناحق بر موسیقی ایرانی تحمیل شده است و پرداختن به موضوع این محرومیت ها را به مصداقِ «آنچه البته به جائی نرسد فریاد است» عمداُ به پشت گوش می اندازم.

فاکتورهائی که طی مطالب این نوشتار به عنوان عوامل عمده ی حضور غم و تنهائی در موسیقی ایران معرفی شدند شاید تمامی عوامل و حقایق نباشند، لیکن شاید بتواند پاسخگوی منتقدینی باشد که موسیقی ایرانی را ناعادلانه به یاس و افسردگی متهم و نسلهای جدید را از این موسیقی گریزان و بی بهره می کنند.

ضیاالدین ناظم پور

ضیاالدین ناظم پور
متولد ۱۳۴۵ تهران
آهنگساز، نوازنده رباب، نویسنده

۱ نظر

بیشتر بحث شده است