قول و غزل یا قول و غزل (V)

به عبارت دیگر مدگردی ها در این بخش بر بستر نغمات صورت نگرفته اند بلکه تغییر ریتم به عنوان کاتالیزوری عمل کرده و در این راستا از ساز عود بهره گیری ریتمیک شده است. برای بازگشت به چهارگاه نیز دقیقاً همین ترفند مجدداً بکار رفته است.

همانگونه که قبلاً نیز در مورد قطعه نخست اشاره شد، «تغییر ریتم به موازات تغییر مد»، ایده کلی مدگردی ها در این کار بوده که در استفاده از این روش به ویژه در مدگردی های دور، قضاوت در خصوص نتیجه کار تا حدود زیادی به عادات شنیداری مخاطب بستگی خواهد داشت. اما می توان گفت قطعه اول در این امر موفق تر بوده چرا که در کنار بهره گیری از تغییرات ریتم، عناصر ملودیک، موتیف ها و فواصل نیز مد نظر بوده و به مدگردی ها عمق و توجیه بیشتری داده اند.

اما در قطعه سوم با توجه به اینکه مدگردی های دور مدنظر بوده اند، ساده ترین راه برگزیده شده و تدبیر تغییر ریتم در کنار تغییر فضا (با مضرابهای کوبشی که فاقد اثر نغمگی بوده و صرفاً جنبه ریتمیک پیدا می کنند)‌ برای مدگردی ها اندیشیده شده است.

قطعه پایانی که یادآور رنگ در پایان برنامه های موسیقی ایرانی است از نظر ریتم ثابت است. اما تنها تغییر مد آن (به سه گاه) استثنائی است بر قاعده مدگردی این اثر که در بالا بدان اشاره شد. این مدگردی هوشمندانه که در آن نه از تغییر ریتم بهره گرفته شده نه از تغییر فضا با عناصر غیر ملودیک و نه از بستر نغمگی یکسان، از درخشانترین بخشهای این اثر محسوب می شود.

نیل به عرصه ای شخصی در بیان موسیقایی
تلاش برای رسیدن به بیانی شخصی و متفاوت، از دیگر ویژگی های اجرایی این اثر است. گذشته از تأثیر شیوه نوازندگی و موسیقی عربی و ردپای آن در جمله بندی ها، موتیفها، اشارات، ویبراسیون ها و تزئین ها، عناصر دیگری همچون استفاده از دوبل نت (در قطعه سوم)، پنجه کاری روی یک سیم در عین نگهداشتن نتی در سیم پایین (در قطعه آخر) و گلیساندوها و فلاژوله ها (هارمونیکها) نیز در رسیدن به این بیان متفاوت اثرگذار بوده اند. تکنیکهایی اینچنین در سازهایی مثل تار و گیتار متداول اند اما استفاده از آنها در عود نوازی در موسیقی کلاسیک ایران تازگی دارند.

شایان ذکر است از آنجا که عودنوازی در ایران متأثر از سازهایی چون تار و سه تار بوده، استفاده از پتانسیلهای عمودی ساز عود به حاشیه رفته و کمتر استفاده شده است، در حالیکه بکارگیری شگردهای عمودی در نوازندگی عود از جمله موارد پیشگفت، در میان نوازندگان برجسته این ساز در جهان (خصوصا نوازندگان عرب) معمول بوده است.

لذا فنونی که در توصیف بیان موسیقایی نائب محمدی برشمردیم در شیوه های نوازندگی عود در جهان کاملاً مرسوم و متداول اند ولی باید اذعان داشت که در حوزه نوازندگی عود در موسیقی کلاسیک ایران تازگی دارند.

دیگر ویژگی مشهود، استفاده از گستره های صوتی وسیعتر در این ساز است که در شیوه نوازندگی نائب محمدی خصیصه ای چشمگیر بوده و ملودی های وی، حضوری گستاخ و جسورانه، چه در منطقه صوتی بسیار بم و چه در پوزیسیون های بالا دارند که بواسطه رنگ صدا و سونوریته حاصله، به عنصری پیش برنده در روند قطعات بدل شده است. به عبارت دیگر، فراتر رفتن از مرزهای صوتی معمول، به رسیدن و نمایش رنگ های صوتی متفاوت محدود نبوده و نقش مهمی در دینامیسم و روند تنش- آرامش در قطعات داشته است. اما در کنار تلاش برای نیل به بیانی دیگرگونه در شیوه نوازندگی عود، ‌به نظر می رسد سازهای ضربی از این قافله تا حدودی عقب مانده اند.

علارغم تنوع ریتم در قطعات ضربی، پتانسیلی که می توانست با حضور متفاوت سازهای ضربی در ایجاد بافت موثر باشد به فعل در نیامده و تنبک در اغلب مواقع، نقش همیشگی خود را بازی کرده است. می توان گفت عود در مسیر بیانی متفاوتی که پیش گرفته تکروی نموده است. مسیری که بیشتر چشم اندازهای آن را عناصر صوتی ساز و جنبه های ملودیک تشکیل داده اند و عنصر ریتم، از انرژی خلاقه اثر، سهم کمتری داشته است.


کتابنامه:
بهاء الدین خرمشاهی، حافظ نامه، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ نوزدهم، تهران ‌۱۳۸۹
عبدالقادر مراغی، مقاصد الالحان، ‌به تصحیح تقی بینش، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران ۱۳۵۶
حسینعلی ملاح، حافظ و موسیقی، وزارت فرهنگ و هنر، ‌تهران ۱۳۵۱
ساسان فاطمی، ‌فرم و موسیقی ایرانی، فصلنامه موسیقی ماهور، ‌بهار۱۳۸۷، شماره ۳۹، ص ۱۳۴-۱۰۳

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

پیشنهادی در مورد فواصل زمانی نقطه دار

فواصل زمانی ترکیبی (که فواصل زمانی نقطه دار نوعی از آنها هستند) به واسطه تجمیع چند فاصله زمانی حاصل می شوند. همانند فواصل موسیقایی، فواصل زمانی نیز با هم جمع شده و در این میان، فواصل زمانی نقطه دار به دلیل تاثیر تغییر دهنده “Modifire” «نقطه» شکل می گیرند. به طور کلی تاثیر نقطه را می توان طبق فرمول زیر بیان کرد:

از روزهای گذشته…

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (V)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (V)

شک نیست که تحت تاثیر حکومتِ خودکامه در ایران و ارتباط و تماس ایرانیان فرهیخته با جوامع و فرهنگ اروپایی به همراهِ جنبش آزادیخواهی، نیاز های تازه ای در ایران نشو ونما کرده بودند. اما برای برآوردنِ این نیاز ها نه راهی از درونِ جامعه بلکه تنها راه ها و نسخه های فرنگی در دسترس بود. (۲)
پیترو ماسکانی (II)

پیترو ماسکانی (II)

کانتات “In Flinda” به “Pinotta” تغییر یافت و برای شرکت در مسابقه موسیقی کنسرواتوار پیشنهاد شد اما به دلیل ثبت نام دیر هنگام پذیرفته نشد. در سال ۱۸۸۴، ماسکاگنی “Ballata” برای تنور و پیانو، “M’ama non m’ama”، قطعه هزل نشاط انگیزی برای سپرانو و پیانو، “Messagio d’amore” و “Alla luna” را ساخت.
انتخاب یک استاد پیانوی خوب

انتخاب یک استاد پیانوی خوب

یافتن یک استاد پیانوی خوب نیاز به جستجو دارد، استادی که با شما یا فرزندتان درست کار کند، عامل بسیار مهمی برای ورود شما به عرصه نوازندگی پیانو و دنیای موسیقی محسوب می شود. از آنجایی که توانایی درست نواختن پیانو می تواند برای همه عمر شما سودمند باشد، بنابراین مهم است که از جلسات تدریس پیانو تا حد امکان استفاده ممکن را ببرید.
قمار معشوق ها

قمار معشوق ها

در میان مفاهیمی که بشر ساخته است، عشق فرایندی بسیار پیچیده به شمار میرود. حافظ در شعر «طفیل هستی عشقند آدمی و پری …» مفهوم عشق را حتی پیچیدهتر از مفهوم خدا میداند. زیرا خدا نیز اثیری عشق است و در جریان آفرینش، گاه به هیئت عاشق و بسیار به جلوۀ معشوق درمیآید. ازاینرو، نمیتوان تعریفی شفاف از عشق به دست داد. عشق از جنس آینده است و هرچه در آن پیشتر رویم، بیشتر میگریزد و هردم به نقشی نو ظاهر میشود و هویتی دیگر مییابد.
هیتلر و موسیقی

هیتلر و موسیقی

باخ، بتهوون، برامس، واگنر و هندل به عنوان سمبولهای برتری نژاد آریا در موسیقی از دید نازیها بودند. از ایده های اصلی هیتلر آن بود که در هر زمینه ممکن حتی هنر (موسیقی، نقاشی و…) برتری نژادی آنها باید به رخ مردم جهان کشیده شود.
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (I)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (I)

قبل هر چیز از آقای نیک آئین تشکر می کنم که همت و مروری بر نوشته بنده، نموده اند و مسائلی را که شناسی کرده اند، نوشته اند تا من هم بتوانم از آنها آگاه شوم و در پی حل مسائل برآیم. شناسایی مسائل و کوشش در حل آنها، تنها راهی است برای دسترسی به یک تئوری جامع و درستِ موسیقی ایرانی. نوشتن کتاب و تئوری درباره موسیقی ایرانی مهم و لازم است، اما نقد و بررسی و گفتگوی نوشته شده، مهمتر است. دیدگاه های مختلف و متفاوت باید در کنار هم گذاشته و سنجیده شوند یکی از مشکلات بزرگ در این راه که تنها از راه گفتگو نمودار می شود، وجود عادت های ذهنی است. موسیقیدانان ایرانی چند دهه (حدود ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ هـ. . ش) عادت به «گام های موسیقی ایرانی» داشتند – و بعضی هم هنوز دارند – در آخرین دهه های قرن اخیر عادت به «دو دانگی» جایگزین عادت قبلی شده است.
One of my turns

One of my turns

در بسیاری از بیوگرافی های نوشته شده راجع به راجر واترز (Roger Waters) آمده است، او مردی بوده که به اندازه صدها مرد دیگر در زندگی سختی و زجر کشیده است. از مرگ زود هنگام پدر و بی مهری های مادرش گرفته تا نمک نشناسی های همسر او.
تلونیوس مانک

تلونیوس مانک

بسیاری از هنرمندان بخاطر کارهای زیاد و حضور پررنگشان در دنیای هنر به شهرت می رسند اما در این میان برخی نیز هستند که بخاطر آوردن سبک و ایده های جدید در هنر شهرت کسب می کنند.
چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر ۲۰۱۱

چهارمین اجلاس جهانی موسیقی در اکتبر ۲۰۱۱

چهارمین نشست جهانی موسیقی ۴th world forum on music”” از ۲۶ سپتامبر تا اول اکتبر ۲۰۱۱ در تالین استونی با شرکت شورای جهانی موسیقی، شورای موسیقی اروپا، شرکت تجاری NAMM (که یکی از اسپانسرهای اصلی این برنامه بود)، وزارت فرهنگ استونی، مرکز فرهنگی استونی، پایتخت فرهنگی اروپا ۲۰۱۱ تالین، یونسکو، بنیاد طراحی برنامه های هنری جوانان، بنیاد طرح برنامه های فرهنگی اتحادیه اروپا و میهمانان و اعضای آزاد از سایر کشور ها، کار خود را آغاز کرد.
عصیان ِ کلیدر (V)

عصیان ِ کلیدر (V)

اما روزبه تابنده در نگاهی متعادل در نگاه به کلیدر بیان میکند:« قضاوت در مورد آثار خاص موسیقی کمی مشکل است چون همیشه ممکن است نظر ما با سلیقه و دیدگاه آهنگساز در تضاد قرار بگیرد. اظهار نظر در مورد کلیدر هم به همین دلیل ساده نیست. چون آهنگ ساز این اثر یک آهنگساز عادی نیست. کسی است که موسیقی ایران را به خوبی میشناسد و دانش آهنگ سازی وسیعی هم دارد اما هرگز به دنبال جذب مخاطب نبوده. شاید به همین دلیل هم امروز هیچ فرد عامی نام درویشی را نشنیده. اثری که در این کنسرت اجرا شد چندان قابل نقد به لحاظ آهنگسازی نیست. چون نظر ما تحت تاثیر اجرای بد ارکستر قرار می گیرد. برای تحلیل یک اثر موسیقی حتما لازم است که چندین اجرای خوب از آن با هم مقایسه بشوند تا از خلال آنها بتوان راجع به روح اثر قضاوت کرد. بنابراین چون من یک بار بیشتر این کار را نشنیدم و اون بار هم از قضا اجرای خوبی نبود اجازه بدهید که راجع به این قطعه اظهار نظر نکنم تا زمانی که یکی دو اجرای خوب از آن را بشنوم»