تفضلی: نیاز به افزایش ادبیات کرال ایرانی حس میشود

محمدرضا تفضلی
محمدرضا تفضلی
در مورد قطعاتی که قرار است کر شهر تهران از شما اجرا کند صحبت کنید.
از اینجانب پنج مینیاتورکرال برای گروه کر آکاپلّا بر روی اشعار شعرای معاصر ایران اجرا خواهد شد که به ترتیب ازاین قرارند: «شب است» (نیما یوشیج)، «اندوه» (مهدی اخوان ثالث)، «هایی»(سهراب سپهری)، «سوتک» (دکتر علی شریعتی) و «فقط رویا» (احمدرضااحمدی)

تا کنون چه آثاری برای کر نوشته اید؟
به جز این پنج مینیاتور، سه قطعه برای کر آکاپلّا بر روی اشعار صائب تبریزی و کانتات سمفونیک «به یاد پیرمحمّد احمدآبادی» بر روی شعر مهدی اخوان ثالث به یادبود زنده یاد دکتر محمّد مصدّق نوشته ام.

به عقیده شما چرا آثار آهنگسازان جوان ایرانی کمتر با گروه های متعدد کری که در ایران هستند اجرا می شود و رپرتوار اکثر این کرها قطعات کلاسیک و یا تنظیم های زنده یاد گریگوریان هستند؟
باید بپذیریم که سنت گروه کر در ایران سنت چندان دیرپایی نیست و جای خالی آثاری برای گروه کر آکاپلّا در ادبیات موسیقایی ما به شدت حس می شود. اتفاقاً ابتدا، این موسیقیدانان ارمنی بودند که در ایران به گروه کر توجه کردند.

آنها با استفاده از ملودیهای محلی برای گروه کر، با تغییر فواصل ریز پرده به فواصل پرده و نیم پرده و نزدیک کردن مدهای مرسوم در موسیقی مناطق مختلف به سیستم ماژور ومینور، آثاری برای کر نوشتند که ابتدا توسط زنده یاد روبن گریگوریان این عمل صورت گرفت.

بعداً توسط زنده یاد ثمین باغچه بان وآلفرد ماردویان آثاری با این نگرش ساخته شدند. این را نیز باید خاطر نشان کرد که خوانندگان گروه کر به طور طبیعی علاقه به فواصل سوم و ششم دارند و تمایل آنها به خواندن آثار کلاسیک از همینجا ناشی می شود.

تعدد شاهکارهای کرال کلاسیک نیز به این تمایل دامن می زند اما گروه کر شهر تهران به رهبری آقای مهدی قاسمی جزو آن دسته از گروههایی است که جسارت اجرای آثاری با نگرش هارمونیک جدید تر را دارد.

شما تجربه زندگی در روسیه را هم داشته اید، آیا در آنجا هم دید موزیسینها نسبت به آهنگسازان جوان همینگونه است؟
به هر حال اجرای اثر آهنگساز زنده به سهولت اجرای اثر آهنگساز درگذشته نیست! اما در کشورهایی که موسیقی آکادمیک دارای اهمیت است فوندهایی برای حمایت آهنگسازان معاصر وجود دارد.

مسابقات آهنگسازی که در جشنواره های مختلف برگزار می شود نیز به همین منظور صورت می گیرد. در مسکو و سن پترزبورگ اتحادیه آهنگسازان وجود دارد که آهنگسازان جوان بعد از طی کردن مراحلی موفق به اجرای آثارشان می شوند که البته در این میان سهم اجرای آثار مجلسی و با آنسامبل محدودتر به مراتب بیشتر از آثار سمفونیک است.

آیا قصد ندارید آثاری از خودتان را به ضبط برسانید؟
گروه کر شهر تهران در ادامه برنامه های خود تصمیم بر ضبط قطعاتی از آهنگسازان ایرانی دارد که این پنج مینیاتور از آن جمله اند.

پنج سال قبل با بودجۀ شخصی اقدام به ضبط سمفونی شمارۀ یک با ارکستر ناسیونال اوکراین کردم اما به دلیل محدودیت بودجه تنها موفق به ضبط دو موومان از چهار موومان سمفونی شدم. از آن موقع تا کنون موفق به ضبط ادامۀ سمفونی نشدم.

به ویژه با وجود شرایط اقتصادی اخیر و چند برابر شدن قیمت دلار این امکان محدود تر شده است. درادامۀ پروژه های ضبطی قراراست قطعۀ بالاد برای فلوت وپیانو توسط دو تن از نوازندگان خوب و جوان مهرداد غلامی و مریم مهربان در تابستان آتی ضبط شود.

با کوارتت اروند و با یک پیانیست روس صحبت هایی برای ضبط و اجرای کوارتت زهی و سونات برای پیانو داشته ام. همینطور قرار است برای ضبط سونات برای ویلنسل و پیانو صحبتی با نوازندگانی از ارمنستان داشته باشم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

نوربخش: در زمینه تدریس با مشکل استاندارد روبرو هستیم

نوربخش: در زمینه تدریس با مشکل استاندارد روبرو هستیم

در ابتدا تصمیم من برای نوشتن این سلسله مقالات ناشی از دو امر بود: اول، یکسری نیازها و کاستی هایی که در زمینه تدریس ویولون احساس می کردم و دوم، عقایدی که بطور کلی خودم در ارتباط با آموزش داشتم. من احساس می کردم که ما در زمینه نوازندگی ویولن نیازمند به تبیین و بیان یکسری استانداردهای صحیح هستیم و اطلاع و استفاده از استانداردها را نیاز همگان می دانستم.
سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

سلطانی: اسپکترالیست ها ذهنیت و دیدگاهشان را بر کلیت و تداوم کاربردی استوار می کنند

بله، می تواند این گونه هم باشد، اما تکرار در موسیقی مینی مال، مرا به شدت یاد موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی باخ می اندازد. تصور من این است که ماهیت و جوهره ی این سه نوع موسیقی، شباهت و اشتراکات فراوانی دارند، در عین حال که ساختارشان را هم نمی توان از درون به هم ریخت. البته روند تکراری و ماهیت ذاتی تکرارِ درون گرای این موسیقی ها، امکان گسترش و خلاقیت ها را هم کم می کند و فکر می کنم بیشترین راه رشد، خلاقیت در مورد این ژانرهای موسیقایی، چگونگی اجرا، رنگ های صوتی و ترکیب هاست، نه فرم، ساختار و جوهره ی خود موسیقی.
این آب‌های اهلیِ وحشت… (I)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (I)

شاید در تاریخ موسیقی کلاسیک غرب،‌ آثار متعددی ریشه در یک کابوس داشته باشند یا خالق‌شان در تصویر یک کابوس، آن اثر را تصنیف کرده باشد و به هر دلیل ما امروز از شأن نزول آن اثر بی‌خبر باشیم. از سوی دیگر چه بسا آثاری که بدون تأکید بر خواست و هدف خالق اثر،‌ شنوندگان و منتقدان، تأویل‌هایی کابوس‌محور از آن اثر داشته‌ یا دارند. اما در این میان،‌ چند اثر شناخته‌شده نیز وجود دارد که به بهانه‌های مختلف بطور مستقیم به موضوع کابوس مرتبط‌اند که در این یادداشت به چند مورد شاخص از آنها اشاره خواهم کرد. اما قبل از آن لازم است تا دو پیش‌فرض مهم این بحث را بازگو کنم:
نمودی از جهان متن اثر (I)

نمودی از جهان متن اثر (I)

برای آن که به اعماق روح آهنگساز و اثر او بتوان نظری انداخت تا به چگونگی آنچه او با اشراف به آن یا نادانسته – مخاطب خویش را به دام خوش‌طبعی خویش می‌اندازد – پی بریم، چاره‌ای جز سلاخی آن پیکره بی‌نقص یعنی اثر هنری او نیست چرا که اینجا در جستجوی آن چرا و چگونه‌هایی هستیم که – بی آنکه مجذوب بودن ما در میان باشد- ما را به سوی جوهره‌ای هدایت می‌کند تا از طریق آن بتوانیم با درک آن زیبایی‌شناسی در جستجوی مشابه آن در آثار همان آهنگساز یا آهنگسازان دیگر بپردازیم.
انتخاب یک استاد پیانوی خوب

انتخاب یک استاد پیانوی خوب

یافتن یک استاد پیانوی خوب نیاز به جستجو دارد، استادی که با شما یا فرزندتان درست کار کند، عامل بسیار مهمی برای ورود شما به عرصه نوازندگی پیانو و دنیای موسیقی محسوب می شود. از آنجایی که توانایی درست نواختن پیانو می تواند برای همه عمر شما سودمند باشد، بنابراین مهم است که از جلسات تدریس پیانو تا حد امکان استفاده ممکن را ببرید.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (I)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (I)

در پایان آوریل سال ۱۸۸۵ بر روی هر تکه کاغذی که دم دستش بود چیزهائی می نوشت و مشخص بود که اثر تازه ای در ذهن او جوانه می زند و آن اثر چیزی به جز سمفونی “مانفرد” نبود که مدتها پیش به “بالاکیرف” وعده ساختنش را داده بود که در این سالها شوق ساختنش را نداشت اما ناگهان این میل در او بیدار شده بود و کم کم به جدیت بدان مشغول شد و پس از مدت زمانی کوتاه چنان مجذوب آن شد که به “نادژدا فون مک” نوشت، در حال حاضر قصد تصنیف اپرای “زن افسونگر” را نخواهد داشت و به جز مانفرد هیچ چیز دیگری در ذهنش نمی گنجد.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (I)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (I)

گسترش دین مبین اسلام و تسخیر کشورهای وسیع متمدنی، مانند ایران و روم و مصر و تشکیل یک حکومت بزرگ به نام دولت اسلامی، سبب شده که گنجینه‌های هنری و علمی کشورهای گشوده شده از آن جمله ایران، دستخوش بهم خوردگی و دگرگونی و احیاناً نابودی‌ها گردد. اما گاهی بر قسمتهایی که آثار پیشینش از بین رفته، اغلب از تمدن اسلامی یعنی تمدنی که از کشورهای متمدن پیش از خود بوجود آمده می‌توان پی برد. زیرا تازیان که دارای فرهنگ و تمدن چشمگیر و پر اهمیتی نبودند، در اثر تسلط بر اقوام متمدن، تحت تأثیر آن فرهنگ‌ها قرار گرفتند و پایه تمدن عظیم اسلامی گذارده شد.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (I)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (I)

مقوله‌ی تاریخ موسیقی و تاریخ‌نگاری در ایران پیچیدگی‌های بسیاری دارد و حوزه‌ای است از دانش مرتبط با موسیقی که مانند بسیاری موضوعات دیگر این دانش ناروشن و مبهم است. این عدم وضوح گاه به پدیده‌ای ذاتی تبدیل می‌شود و گاه نیز پدیده‌ای است که به دلایل مختلفی در طول زمان بر فرهنگ ما عارض شده است.
صداسازی در آواز (VIII)

صداسازی در آواز (VIII)

برای این که به راستی با یک رویداد، یا یک عطف مواجه شویم لازم است این پرسش‌ها طرح شده باشد، نه فقط در نوشته‌ی منتقدان یا پچ پچ بدخواهان بلکه علاوه بر آن در کُنه فعالیت هنری نیز. اینجا هنرمند باید لحظه به لحظه از خودش و اثرش بپرسد که آیا صدای خودش را یافته است؟ صدا به هر دو معنایی که در چنین جایگاهی ممکن است داشته باشد که اتفاقا در این زمینه سخت به هم مربوط هم هستند، یعنی صدا به مفهوم یک امر آکوستیکی (به عام‌ترین شکلش) و استعاره‌ی بیان شاخص فردی/جریانی. این پرسش مداوم هر بازیگر این صحنه باید باشد؛ آیا این صدای ماست که شنیده می‌شود؟ بعضی‌ها در مورد رویداد مشابه چنین فکر می‌کنند:
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (V)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (V)

به رغم اهمیت فراوان موضوعاتی که مطرح شد، کمتر به شکل دقیق به آن پرداخته شده است. یکی از معدود نوشته‌هایی که به مسائل عمومی تاریخ‌نگاری موسیقی می‌پردازد «نقد تاریخ‌نگاری موسیقی ایران» نوشته‌ی خسرو جعفرزاده است (جعفرزاده ۱۳۷۹) که نقد خود را به مسئله‌ی حوزه (البته بیشتر از دیدگاه طولی) معطوف کرده و به شکلی مشروح به مسائل مربوط به آن پرداخته است وی با مد نظر قرار دادن تفاوت‌های دیدگاه ما از نام ایران و ایرانی بودن، به نسبت آنچه در تاریخ اندیشه با آن مواجه هستیم، نقطه‌ی چالش برانگیز بحث را همین پرداختن به موضوعی دیروزی از نقطه نظری امروزی می‌داند (۱۳).