بوگی ووگی (II)

Jelly Roll Morton , 1890 – 1941
Jelly Roll Morton , 1890 – 1941
عبارت بوگی ووگی، بنا به نظر بسیاری از مورخین و زبان شناسان، تکرار کلمه بوگی است. بوگی در حدود سال ۱۹۱۳ به مهمانیهایی گفته میشد که در آن یک گروه نوازنده دعوت میشدند و حاضران دستمزد آنها را با همدیگر پرداخت میکردند. ووگی، تکرار بوگی با کمی تغییر است و این تکرار کلمه با تغییر دادن حرف اول آن، حالتی است که در بیشتر زبانها وجود دارد و ما نمونه های بسیاری از آن را در فارسی میشناسیم.

جایی در میان راه – هیچ کس نمیداند دقیقا چه زمانی – موسیقی پیانو سالنهای غذاخوری به بوگی ووگی تبدیل شد، سبکی شهری (درمقابل نوع موسیقی جاده ای و بین راهی) که وجه مشخصه آن دارا بودن یک خط کاملآ مشخص باس (bass line) با حرکاتی انرژیک و رونده است.

قسمت باس از هشت ضرب تکرار شونده تشکیل میشود و نوازنده با دست راست (در پیانو) ملودیهایی را مینوازد که در اصل واریاسیونهایی روی هارمونی باس هستند. البته این سبک لزوما مخصوص نواختن با پیانو نیست و در بسیاری موارد با خواننده همراه است و یا به عنوان بخش سولو در گروههای موسیقی و گروههای کوچک جز، نواخته میشود.

audio file Glenn Miller – Boogie Woogie

در اصل مبداء پیانو بوگی ووگی چندان مشخص نیست، اما دو تن از بزرگان موسیقی جز و بلوز، ویلیام کریستوفر هندی (William Christopher Handy 1958-1873، نوازنده و آهنگساز آفریقایی- آمریکایی بلوز که به عنوان پدر بلوز شهرت دارد) و جلی رول مورتون (Jelly Roll Morton 1941-1890، پیانیست، رهبر و آهنگساز خوش قریحه آمریکایی که عده ای او را اولین آهنگساز واقعی جز میشناسند.) در سخنان خود از نوازندگانی یاد کرده اند که قبل از سال ۱۹۱۰ به سبک بوگی مینواخته اند.

کلارنس ویلیامز (Clarence Williams 1965-1898 نوازنده پیانو جز، آهنگساز، مبلغ، خواننده، تهیه کننده تئاتر و ناشر آمریکایی)، نیز جورج توماس را به خاطر دارد و به اعتقاد او، سبک بوگی ووگی توسط این پیانیست اهل تگزاس آغاز شده است.

او میگوید در سال ۱۹۱۶، توماس یکی از اولین نتهای موسیقی بوگی ووگی به نام New Orleans Hop Scop Blues منتشر کرد و یادآوری میکند که خودش، قبل از سال ۱۹۱۱ اجرای توماس از این قطعه را شنیده است.

کلارنس ویلیامز یکی از اولین موسیقی دانانی است که در سال ۱۹۲۳، یک قطعه بوگی ووگی را بر روی صفحه فونوگراف ضبط کرده است. البته او در زمان نواختن به این شیوه، تمام ریزه کاریهای آنرا به کار نمیبرد بلکه از سبک بوگی ووگی برای تنوع بخشیدن به بخش همسرایان موسیقی بلوز استفاده میکرد.

در دهه ۲۰ بوگی ووگی در میان کمپهای چوب بری و دیگر کارگاه هایی که اکثر کارگران آن را سیاهپوستان تشکیل میدادند و همچنین در شهرهایی با جمعیت آفریقایی – آمریکایی مانند شیکاگو و ایلینویز سبکی شناخته شده بود.

در فوریه ۱۹۲۳، گروه جز جوزف ساموئل (Joseph Samuel) به نام Tampa Blue Jazz Band، قطعه ای از جورج توماس به نام The Fives را در کمپانی Okeh Records ضبط کردند و این اثر، اولین نمونه بوگی ووگی یک گروه جز و صفحه Chicago Stomps ضبط شده در استودیو جیمی بلایت (Jimmy Blithe)، اولین صفحه پیانو سولوی بوگی ووگی محسوب میشوند.

nonjohn.com, colindavey.com, wikipedia.com

7 دیدگاه

  • Babak
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۵ در ۳:۲۶ ق.ظ

    in aghaye jello roll morton sefid poost boode ya siah poost?

  • حمیدرضا
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۵ در ۶:۱۰ ق.ظ

    مرسی – ممنونات

  • سحر شهاب
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۵ در ۹:۱۵ ق.ظ

    همانطور که در کل مطلب به آن اشاره شده موسیقی بوگی ووگی تا زمانی که به شکل یک پدیده به شنوندگان سفیدپوست معرفی شده و تا مدتها بعد از آن، تنها توسط سیاه پوستان نواخته میشده و آقای مورتون هم یکی از اونها بوده.

  • hamed
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۵ در ۶:۵۵ ب.ظ

    “The etymology of the term “Boogie Woogie” is uncertain, but it originally described a dance party or a place where such a party took place. Essentially, it is a type of rhythmic barrelhouse piano that features repeated bass figures, or riffs, often transposed to fit the tune’s harmonic structure, over which the right hand plays lines that are to some degree improvised and often in a counterrhythm to the bass. The Boogie Woogie style originated among self-taught pianists in saloons and house parties, who substituted riff figures for the older ragtime-derived left hand technique of alternating bass notes and chords to outline the tune’s harmonic pattern. Boogie Woogie is attested from the 1910s and was recorded sporadically in 1920s and more frequently from 1929 following the success of Pine Top Smith’s “Pine Top’s Boogie Woogie”. It entered spectacularly into the world of popular music through presentations at Carnegie Hall by Meade “Lux” Lewis, Albert Ammons, and Pete Johnson in 1938 and 1939. These artists, along with Jimmy Yancey, Camille Howard, and many others, popularized this style through the 1940s. It was often adapted by guitarists as well as swing bands and had a great influence on jazz, country and western, gospel, and the emerging rock and roll.” (From the book: “African American Music”,by: M.V.Burnim & P.K.Maultsby, 2006)

  • hamed
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۵ در ۷:۲۴ ب.ظ

    با تشکر از مقاله خوبتان. مطلب فوق به دلیل جدید بودن منبع ذکر شد وذکر مطلب زیر هم در جهت تکمیل این مقاله می باشد:
    “ریشه زبانی کلمه boogie احتمالا به برخی لغات موجود در گویش های غرب آفریقا می رسد مانند buga در گویش Hausa و bug در گویش Mandingo که هردو به معنای “زدن” (زدن ضرب) میباشد. البته کلماتی نظیر bogy و booger هم از مدتها پیش در زبان انگلیسی عامیانه (slang) وجود داشته و برای اشاره به سیاهان به کار رفته است. در یکی از آهنگ هایی که Blind Lemon Jefferson در سال ۱۹۱۷ اجرا کرده عبارت booger-rooger شنیده می شود که اشاره به نوعی جشن و پایکوبی دارد. نخستین آهنگی که کلمه boogie woogie را در عنوان خود به همراه داشت در سال ۱۹۲۸ توسط Clarence Pine Top Smith ضبط شد با نام “Pine Top’s Boogie Woogie” که با ریتم تند و مهیجش به آهنگ محبوبی تبدیل شد و بسیاری از نوازندگان مطرح بلوز تا سالها بعد آن را اجرا می کردند. منجمله Joe Willie Pinetop Perkins که بعدها عضو گروه Muddy Waters شد.” (از کتاب “Deep Blues” نوشته Robert Palmer به سال ۱۹۸۱).

  • Babak
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۵ در ۸:۳۷ ب.ظ

    vali ghiafash kamelan shabihe siaha nist, shayad 2rage bashe

  • محمد آزمند
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۹ ق.ظ

    با سلام

    من به خاطر مطالب مفید و قابل تامل این سایت واقعا ممنوم چون برای کاربرانش دری بازی میکند که بتوانند دنیای موسیقی را طوری دیگر ببینند و در فرهنگ سازی برای افرادی که می خواهند برای خودشان ارزش قائل شوند بسیار موفق بوده است اما راه درازی هنوز مانده است.

    و دیگر, خواهشی دارم که اگر می توانید مطلبی درباره آقای Stanley Jordan تهیه کنید و کمی هم درباره موسیقی مقامی ایران مثل موسیقی بلوچستان موسیقی زار بندر عباس و ……. بنوسید ممنون میشوم.

    همیشه موفق و خوب باشید.

    خداحافظ

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

با قاطعیت می توان گفت بجز چند مورد بسیار نادر و اِستثنایی، تقریباً تمامِ کتاب ها و مِتُد های آموزشی ای که در خصوص آموزشِ تئوری موسیقی عمومی، سُلفِژ، هارمونی و غیره توسط موسیقی دانان ایرانی نوشته شده و چاپ شده اند، رونویسیِ دوباره و کپی برابر با اصل بطور عینی از کتاب های تألیفیِ نویسندگان خارجی آن هم اغلب بطور ناقص ارائه شده اند. آن هم بدونِ در نظر گرفتن اینکه آیا اصلا طریقه و شیوه موردِ نظرِ آموزش از نظر طریقه بیان در آن کتابِ مربوطه متناسب با درک و فهم هنرجوی ایرانی می باشد یا نه؟!

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (II)

کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب نیز ازجمله کتاب‌های پژوهشی نشر خنیاگر است که به تحلیل آثار و سبک‌شناسی عارف قزوینی پرداخته و در تابستان ۱۳۹۶ توسط نشر خنیاگر منتشر شده است. این کتاب در اصل پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد خانم راغب در رشتۀ نوازندگی ساز ایرانی است که در سال ۱۳۹۲ با استادراهنمایی دکتر هومان اسعدی ارائه شده بود.

از روزهای گذشته…

موسیقی وزیری (II)

موسیقی وزیری (II)

من از «کارمن» و «فوست» و سایر قطعات اروپائی که احیانا وزیری‏ در ارکستر شبهای پذیرائی خود میگذارد، بدم می آید، برای اینکه گوشم عادت‏ به این سنخ آوازها ندارد. چندان شیفته قطعاتی که خودش ساخته و در میان مردم مشهور به «موسیقی اروپائی» است نیز نیستم. بعضی از آنها حقیقتا قشنگ و جذّاب و دلرباست و بعضی دیگر در سامعه من مطلوب و دلپسند نیست و این هم تقصیر استادی و مهارت وزیری نیست، بلکه نقص در گوش ماست‏ که به آهنگ‏های مخصوصی عادت کرده است زیرا علینقی خان معتقد نیست که‏ موسیقی ایران منحصر به همان آوازهائی که تاکنون پیدا شده و سامعه‏ ما بدآنها مأنوس شده است باشد، بلکه میخواهد مثل دامنه افق نامحدود و مانند موسیقی اروپا، نامحصور بوده و به عقیده او زمینه موسیقی ایران‏ برای اینکار حاضرتر است.
درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.
عابدیان: در اجرای موسیقی مناطق مختلف ایران از تکنیکهای بومی استفاده میکنم

عابدیان: در اجرای موسیقی مناطق مختلف ایران از تکنیکهای بومی استفاده میکنم

فکر می کنم آنچه برای ما در رستاک در قبال یک چنین مسئله ای اهمیت دارد، بیشتر بیان و جمله بندی ها و اتمسفر موسیقیایی یک منطقه بوده نه صرفا رنگ صدا. از طرف دیگر چون کمانچه از سازهای اصلی آنسامبل رستاک می باشد و در همه قطعات حضور دارد، امکان تعویض مداوم ساز خصوصا در اجرای زنده و کنسرت امکان پذیر نبود با این حال من با تغییراتی در تکنیک نوازندگی سعی در نزدیک شدن به فضای صوتی مورد نظر در هر منطقه را داشته ام.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (VI)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (VI)

در کنار بحث های معنا شناختی در حوزه ی صوت باید توجه داشت که آهنگ سازان موسیقی کنکرت (Concrete) صدا را به عنوان یک شیء صوتی به حساب نمی آورند. این گروه فرایند صوت را در هر منبعی جستجو می کنند و برای دستیابی صدا به صداهای موجود پیشین بسنده نکرده و در عین حال موسیقی را نیز صرفاً بر اساس منابع صوتی تعریف نمی کنند، چرا که غالباً اعتقاد دارند که شیء صوتی وجود ندارد، مگر آن که بر اثر ساکن شدن بر روی یک حامل به وجود آمده باشد. شاید این بحث شیء صوتی فقط یک جدال بی سرانجام باشد میان موسیقی دانان کنکرت فرانسوی و الکترونیک آلمانی، که آن هم بر اثر مشخص شدن واقعیت صوتی و تقدمش به ساکن شدن صوت بوده است.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (I)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (I)

جنبش احیا یا بازگشت به موسیقی سنتی (دستگاهی) ایران که در سال‌های دهه‌ی ۴۰ شمسی آغاز شد، به نوعی تابعی از انواع بازگشت به هنرهای سنتی و فرهنگ قدیم بود، که در آن زمان به عنوان یک جریان روشنفکری و در تقابل نسبی با سلیقه‌ی هنر رسمی قرار داشت (هر چند، گاهی نیروهای درون حاکمیت وقت نیز، به دلایل مختلف از آن حمایت می‌کردند). این پدیده پس از آن که در دهه‌ی ۵۰ به اوج قدرت خود رسید و به بار نشست، تقریبا تمامی فعالیت‌های موسیقی را در ایران تحت تاثیر قرار داد و آن چنان فراگیر شد که حتا حوزه‌هایی را هم که به طور مستقیم با موسیقی دستگاهی رابطه نداشتند، در برگرفت. درست به همین دلایل پژوهش درباره‌ی این برهه از تاریخ موسیقی ایران و جریان‌های مربوط به آن یکی از حوزه‌های مهم پژوهش در موسیقی را تشکیل می‌دهد.
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (I)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (I)

سبک مقوله ای است که در تمام رشته های هنری مطرح است. بطور مختصر می توان به شیوه ای که معمولا هنرمندان برجسته در خلق یا ارائه ی کارهای خود اعمال می کنند و اغلب وجه تمایز مشخصه ای با دیگر شیوه ها دارد را سبک نامید. در موسیقی نیز در چند شاخه سبک جلوه گری می کند مانند نوازندگی، آهنگسازی و تنظیم که در این مقاله سعی بر آن دارم تا پیرامون سبک نوازندگی در سنتور نکاتی را اشاره کنم.
درباره بازسازی تصنیف های امیرجاهد

درباره بازسازی تصنیف های امیرجاهد

در کتاب‌های مربوط به تاریخ موسیقی ایران، بارها و بارها نام محمدعلی امیرجاهد را در کنار شیدا و عارف، دو تصنیف سرای مشهور دوره قاجار و مشروطه خوانده‌ایم. در کارگان موسیقی دستگاهی ما، تصنیف‌های پرشماری از عارف و شیدا شنیده می‌شود که در طول صد سال گذشته، بارها و بارها اجراشده‌اند؛ اما کمتر دیده و شنیده‌ایم که هنرمندان تصنیف‌هایی از امیرجاهد را اجرا کنند، گویی شمار تصنیف‌های به‌جامانده از او، بسیار اندک‌تر از آثار شنیده‌شده از عارف و شیدا است؛ اما اگر تصنیف‌های امیرجاهد کم‌شمارند، چرا در تاریخ موسیقی ما نام وی در کنار این دو هنرمند پرکار قرارگرفته است؟
سعیدی: مضراب هایی برای قانون طراحی کردم

سعیدی: مضراب هایی برای قانون طراحی کردم

بله می‌شود. من خیلی زدم. یعنی الآن خیلی اجرا کردم به این فکر نبودم که قطعات پیانو را بخواهم ضبط کنم با ساز قانون ولی می گویم الآن کاری که در حال انجام اش هستم با همه انگشتان، شبیه کار پیانو هست یعنی خود قطعه‌ی پیانویی نیست ولی ساخت خودم است و فرم پیانو است و کار خوبی فکر کنم در بیاید.
هنر، روشنی زندگیست…

هنر، روشنی زندگیست…

به بهانه نزدیک شدن به زمان کنسرت پیمان شیرالی جمال ظهوریان آهنگساز و نوازنده، نوشته ای برای ژورنال گفتگوی هارمونیک ارسال کرده است که می خوانید:
درباره آرشه (I)

درباره آرشه (I)

یک ساز زهی بدون کاربردآرشه عملا به شکلی کامل و در خور توانایی های قطعی ساز قابل استفاده نیست. همچنین،آرشه نیز بدون وجود ساززهی مربوطه بی مفهوم خواهد بود؛ این دو در تعامل کمی و کیفی با یکدیگر بوده و تاثیر گذار بر هم، از سویی دیگر باید به این نکته توجه داشت هیچ مدرکی دال بر این موضوع وجود ندارد که سازهای زهی صرف همواره بر سازهایی که استفاده آرشه در آن اجتناب ناپذیر است، تقدم و برتری داشته اند. سازهای زهی مدتها قبل از خانواده ویلن پدید آمده اند و در طول زمان با توجه به تغییرات متنوع در حیطه موسیقی و توانایی های بشری دچار تحولات و پیشرفتهایی شده اند.