نقدی بر هارمونی زوج (II)

مهدي رضايي نيا
مهدي رضايي نيا
درست پس از این تعریف از ایرانی صدا دادن، یک قانون دیگر مطرح می شود بدون آنکه هیچ سندی برای درستی آن آورده شود: “…هارمونی اصولا جایی برای بازی اصوات است و چون همه بازی ها ناچارا از قوانین فیزیکی تبعیت می کنند، بنابراین… این قوانین فیزیکی هستند که دائما خود را به هارمونی تحمیل می کنند.” (بخش ١) سپس به جای سند یک “مثال” آورده اند از حوزه ای دیگر (ورزش) تا این “قانون” را تایید کنند. این گونه مستند سازی در هیچ نوشته ی علمی وجود ندارد.

نمی توان برای گزاره ی “این قوانین فیزیکی هستند که دائما خود را به هارمونی تحمیل می کنند” از یک مثال استفاده کرد.

در توضیح همان مثال جمله ای نقیض وجود دارد: “…می دانیم در فضای سه بعدی همه ی قوانین صدق نمی کنند و قوانین فیزیکی بر پدیده ها چیره می گردند.” اگر قوانین جایی صدق نمی کنند پس چگونه چیره می گردند؟ مگر چیرگی همان صدق قوانین نیست؟

هارمونی در لغت به معنی هماهنگی است یا موافقت. چند صدایی در موسیقی چون دیگر عوامل آن یک سلیقه فرهنگی است که نه صد در صد به طبیعت ربط دارد، نه صد در صد به قوانین فیزیکی (هر چند هر فرهنگی می کوشد نوع کار خود را “طبیعی” و به اصطلاح علمی معرفی کند.) دلیاش هم این است که:
یک: ترکیب بسیاری صداها در موسیقی ایرانی که برای ما خوش آیند هستند و هماهنگ، به گوش یک غربی ناخوش می آیند مانند ترکیب فا / ر کرن – دو/می کرن – فا/لا کرن در اجراهای سه گاه (هر سه در آلبوم «پگاه» از پرویز مشکاتیان وجود دارند). دلیل دوم آن است که در یک فرهنگ خاص نیز در طول زمان سلیقه های فرهنگی دگرگون می شوند. همان فاصله ی چهارم که توضیح دادم یا دیگر فاصله هایی که در دوران باروک ناخوش بودند و اکنون دیگر نه. ترایتون (شش نیم پرده) که در دورانی” شیطانی” دانسته می شد تبدیل شد به امضای واگنر در کارهایش و اکنون حتا در موسیقی مردم پسند هم (مثلن موسیقی کارتن «سیمپسون ها») استفاده می شود.

در آغاز مقاله در بخش اول نویسنده پیش از توضیح مطالبش اعلام می کنند که: “هارمونی زوج… برای گوش انسان لذت بخش است، پس قطعا خود از قوانین فیزیکی تبعیت می کند.”

نویسنده در چند مورد به “اصالت” اشاره می کند و بنای کار خود را بر رعایت اصالت ها می گذارد مانند تعریف نخستین از ایرانی صدا دادن. اگر هدف “رعایت اصالت” ها باشد باید این نکته را در نظر گرفت که “گام” در موسیقی کلاسیک ایرانی چندان کاربرد ندارد زیرا بنیاد این موسیقی بر اساس گوشه هایی است که در مقام هایی که بیشتر شامل یک تترا کورد یا یک پنتاکورد هستند به وجود آمده است و در موارد بسیار کمی به ۸ نت می رسند. در این موسیقی “رابطه ی نت ها با هم” است که نوع مقام را مشخص می کند نه فقط فاصله ی نت ها نسبت به هم آنگونه که در موسیقی غربی معمول است وگرنه نوا، ابوعطا و افشاری گام یکسانی دارند.

آقای حنانه – گویا به دلیل عجله در نوشتن- بعضی عبارت ها را زیادی خلاصه نوشته اند مثلا در همان بخش ١ “همانطور که در مد شور با سی بمل مشاهده می کنید …” در حالی که در این نوشته در همان صفحه این گام وجود ندارد یا چاپ نشده اما به هر حال تعریف یک مد “با یک نت” درست نیست مگر آنکه منظور نت شاهد/تانیک گام باشد که در این صورت حرف “از سی بمل” درست است چون گام های شور بسیاری را می توان شمرد که دارای سی بمل باشند (شور سل، شور ر، شور دو). همینطور گزاره “در موسیقی ایرانی درجه ی پنجم فاقد هرگونه ارزشی است” (بخش ١) درست نیست. بهتر بود گفته می شد “دارای ارزشی چون درجه ی پنجم در موسیقی کلاسیک غربی نیست” یا “با ارزش ترین درجه ی گام نیست”.

2 دیدگاه

  • ارسال شده در تیر ۱۶, ۱۳۹۲ در ۴:۳۷ ب.ظ

    با تشکر از دست انرکاران گفتگوی هارمنیک

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۹۳ در ۲:۱۰ ب.ظ

    ضمن تایید بسیاری از مواردی که به این گویش از هارمونی زوج داشته اید، نکته ی اساسی که به نظر من بر نوشته های آقای امیر حسین حنانه وارد است روشن نبودن تکلیف ایشان با گام و دانگ است. اگر موسیقی ایرانی را بر اساس گام بررسی کنیم ( که البته بنا به دلایل فنی به بیراهه رفته ایم) پس باید قبول کرد که ایشان در فهم تعریف گام مشکل داشته اند چرا که بارها این کج فهمی از گام را در مثال هایشان نشان داده اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

از روزهای گذشته…

سرنوشت او از پیش رقم خورده بود

سرنوشت او از پیش رقم خورده بود

بیزت همانند موتزارت و مندلسون از جمله موسیقیدانان زود رس بود و معروف است که او در سن چهار سالگی می توانست نت های موسیقی را بخواند و بنویسد. پدرش با شناختی که از او داشت اغلب مانع از این می شد که جورج کوچک اوقات خود را به چیزی غیر از موسیقی بپردازد، به همین دلیل می توان گفت که سرنوشت او از پیش رقم خورده بود.
پنجمین دوره مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران – تیر و مرداد ۸۸

پنجمین دوره مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران – تیر و مرداد ۸۸

پنجمین دوره مسابقات گیتار تهران بدون محدودیت سنی (به جز کودک و نوجوان) با عنوان “پنجاه سال گیتار در ایران” به شرح زیر است:
نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (I)

نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (I)

کماکان در میان طیف گسترده ای از سازندگان ویولن، شاهد پدیدۀ استفاده از الگوهای آمادۀ تراش صفحات می باشیم. این الگوها امروزه در کیفیت ها و کمیت های متنوع، بصورت مجموعه ای از فرم انحناهای طولی و عرضی قوس صفحات و در انواع چاپی و یا نرم افزاری قابل تهیه می باشند. تهیه کنندگان این الگوها اغلب مدعی اند که الگوبرداری را بواسطۀ ابزارهای دقیق و در مطابقت حداکثری با آثار مرجع (که عموماً از میان آثار ارزشمند دوران طلایی گزینش شده اند) انجام داده اند. لذا برای سازنده این امکان وجود دارد که با استفاده از این الگوها به طرحی کلی از قوس صفحۀ مورد نظر دست پیدا کند. نظر به اینکه این الگوها عموماً بصورت محصولاتی تجاری-تاریخی و دارای خواستگاه اقتصادی و نه الزاماً فنی عرضه می شوند، ضروری است بپرسیم که در اینجا معیارهای دقیق علمی و عملی تا چه اندازه مورد توجه قرار گرفته است و آیا استفاده از اینگونه محصولات بدون در نظر گرفتن معیارهای علمی و به صرف زمینه های تاریخی – که بدون شک در جایگاه مشخص خود ارزشمند است – می تواند به نتیجه ای مطلوب که همان تولید محصولی کامل است منتهی شود؟
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (I)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (I)

مصاحبه ای با خانم دیلنا جنسون (Dylana Jenson) در ۱۶ فوریه ۲۰۱۰ ساعت ۴:۵۷ صبح. ویلنیست و استاد بزرگ ویلن، متولد ۱۴ مه ۱۹۶۱ در کالیفورنیا-آمریکا است. برای درک هنر خانم جنسون تنها به اثر جدید وی از کنسرتو ویلن شوستاگویچ گوش سپارید. این اثر مرا مجذوب خود نمود: قدرت، استعداد دیوانه کننده، غمی ژرف و شور… مرا به شنیدن آن وا داشت، مرا به گریستن سپرد.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (V)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (V)

مولفان همین روند را نیز برای آشنا کردن خواننده با نشانه‌های گرافیکی مخصوص شنکر به کار گرفته‌اند. به این صورت که خواننده ابتدا با آنها مواجه می‌شود بدون آن که توضیحی در موردشان دریافت کند و کم کم از طریق کاربردشان در مثال‌ها (که به روشی کاملا گویا تنظیم شده) با معنی و طرز استفاده‌ی هر یک آشنا شده تا به جایی می‌رسد که کتاب در مورد هر یک توضیح می‌دهد. در این هنگام خواننده احتمالا احساس خواهد کرد که از پیش با آنها آشنا بوده است (۱۱).
آرشین مال آلان

آرشین مال آلان

“آرشین مال آلان” از جمله جذاب ترین داستان های فرهنگ آذربایجانی است که در سال ۱۹۱۰ میلادی توسط اوزیر حاج بایف (Uzeyir Hajibeyov) موسیقیدان شهیر آذری بصورت اپرای کوچک (Operetta) تهیه شد. این اپرا آنقدر مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر آذربایجان قرار گرفت که امروزه نیز به مناسبت های مختلف کماکان شاهد اجراهای مختلف از آن هستیم.

میرهادی: مگتان تنها یک مسابقه است نه جشنواره!

به تازگی نتایج یازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۱- آذر ماه ۹۶) اعلام شده است و به ۳ نفر از برگزیدگان این مسابقه جوایزی اهدا شده است؛ در مگتان ۱۱ در بخش ال یک حسین درست پور، در بخش ال دو نگین رضا خانی و در بخش آ یک پرنیان سلیمی برندگان این مسابقه بودند. به همین بهانه با کیوان میرهادی هنرمند با سابقه و دبیر این جشنواره گفتگویی کرده ایم که می خوانید.
گفتگویی با آگوستا رید توماس (III)

گفتگویی با آگوستا رید توماس (III)

آهنگ های متفاوتی از تمام نقاط دنیا توسط آهنگ سازانی در سن های مختلف و با سابقه های متفاوت به دست من می رسد. بعضی از آن ها را ناشران و بعضی را خود افراد ارسال می کنند. می توان آن ها را در گروه های گوناگونی طبقه بندی کرد. اما بهترین طبقه بندی بر اساس صدای خود موسیقی است. در بعضی از کار ها از «زبان های» محافظه کارانه استفاده شده و در برخی دیگر حالت های تجربه گرایانه به کار رفته است و هر چیزی در حالت بینابینی است.
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

وردی و واگنر رهبران بزرگ موسیقی مستقل از یکدیگر بودند که به نظر می رسید با یکدیگر خصومت نیز داشتند. آنان هیچ گاه با یکدیگر ملاقات نکردند. نظریات وردی بر آثار واگنر بسیار کم بوده اما همان نیز نیکخواهانه نبود: “واگنر همواره انتخابهای یک شکل دارد، راههای تکراری، تلاش برای پرواز به جایی که تنها انسانهای منطقی از بودن در آنجا نتیجه می گیرند.” با این وجود در مرگ واگنر گفت: “غم انگیز، محزون، متاسف انگیز…! واگنر نامی است که تاثیری بزرگ و جاودان بر تاریخ هنر به جای خواهد گذارد.” نظر واگنر درباره آثار وردی که تنها یکی از آنها معروف است، واگنر پس از گوش سپردن به رکیوم وردی گفت” بهترین سخن آن است که سخنی نگوییم!”
«چهارشنبه سوری» منتشر شد

«چهارشنبه سوری» منتشر شد

رنگین کمون اثر هنرمند بزرگ کشورمان زنده یاد ثمین باغچه بان بی شک یکی از مهمترین و ماندگارترین آثار در حوزه موسیقی کودک در ایران است. بسیاری، روزهای خردسالی خود را با ترانه های این مجموعه عجین می بینند. باغچه بان طی سالیانی که در ترکیه اقامت گزیده بود، مجموعه دوم رنگین کمون را به اتمام رساند، اما دلایل متعددی سبب گشت تا این اثر به مرحله اجرا نرسد و در نهایت با فوت او در سال ۱۳۸۶، موسیقی ایران نه تنها نگین گرانبهایی را از دست داد، بلکه چه بسا اثری ماندگار هم به فراموشی سپرده می شد اما با تلاش های مستمر کاوه باغچه بان (فرزند) و اِولین باغچه بان (همسر)، “رنگین کمون ۲” بازیابی، تنظیم و مراحل اجرای آن آغاز شد.