گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

قول و غزل یا قول و غزل (I)

شاید اگر تا همین ۵ و ۶ سال قبل آلبومی با نام «قول و غزل» وارد بازار موسیقی می شد، این اسم نیز نامی بود میان نامهای بسیاری آلبومهای دیگر که یا از میان شعر یکی از قطعات باکلام آلبوم برگزیده شده یا در آلبومهای بی کلام، از ناکجائی شاعرانه در ذهن صاحب اثر به پرواز درآمده و بر روی جلد آلبوم جا خوش کرده بود.

(نقد آلبوم قول و غزل؛ آهنگساز و نوازنده عود: سعید نائب محمدی، تنبک: پدرام خاورزمینی و حمید قنبری. تهران: ماهور ۱۳۹۱)
شاید اگر تا همین ۵ و ۶ سال قبل آلبومی با نام «قول و غزل» وارد بازار موسیقی می شد، این اسم نیز نامی بود میان نامهای بسیاری آلبومهای دیگر که یا از میان شعر یکی از قطعات باکلام آلبوم برگزیده شده یا در آلبومهای بی کلام، از ناکجائی شاعرانه در ذهن صاحب اثر به پرواز درآمده و بر روی جلد آلبوم جا خوش کرده بود.

حکایت دل، رمز عشق، نور جان، نوبهار، بی نشان، جان عشاق، فراق، شور عشق، نیاز، خموشانه و غیره و یا در سالهای اخیر و متأثر از جریانهای شعر معاصر نامهایی چون شب سکوت کویر، بی غبار عادت، ‌پرسه در آینه، به تماشای آبهای سپید، همآواز پرستوهای آه! و نهایتاً ‌در برخی موارد نیز عبارتی در توصیف ویژگیهای بیانی اثر همچون تنیده در خطوط موازی، هفتگاه معلق، ریزدانه های الماس و… به هر روی نامی بود و تنها نامی.

تصور کنیم آلبومی شناخته شده همچون جان عشاق می توانست هر اسم دیگری داشته باشد و همان باشد و در این اثر، عنوان آلبوم حقیقتاً فاقد اهمیت خاصی بود.

شرکت سروش در سال ۱۳۷۶ آلبومی دقیقاً با عنوان قول و غزل منتشر نمود: مجموعه ای شامل چند آواز مرحوم محمودی خوانساری.




در آن سال ها شنیدن این نام، غیر از مفهوم کلی کلمات چیز دیگری به ذهن متبادر نمی نمود و اساساً این عنوان اهمیت چندانی نداشت و می توانست با هزاران واژه دیگر جایگزین گردد.

بویژه اینکه واژه های قول و غزل، جداگانه یا همراه هم و در یک ترکیب، خواسته و ناخواسته در شعر شاعران، گه گاه به گوشمان خورده و برایمان آشنا بوده اند: چه راه می زند این مطرب مقام شناس/که در میان غزل، قول آشنا آورد. مغنی نوای طرب ساز کن/ به قول و غزل قصه آغاز کن. بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود/ این همه قول و غزل تعبیه در منقارش. تا مطربان ز شوق من ات آگهی دهند/قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت. دلم از پرده بشد، حافظ خوشگوی کجاست / تا به قول و غزلش ساز و نوائی بکنیم. گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است و الخ.

اما امروز، عبارت قول و غزل و نامگذاری یک آلبوم با این نام، آن هم آلبومی که توسط موسسه ماهور منتشر شده باشد، دیگر تنها یک نام و عنوانی شاعرانه نیست. مفهوم لغوی و بار معنایی کلمات این عبارت، دیگر چندان مهم نیستند و امروز این دال، مدلول دیگری نیز یافته است. آن مدلول دیگر همان معنای تخصصی این واژگان است که تا چندی پیش، ‌از آنجا که کارکردی در ادبیات موسیقی کلاسیک ایران نداشتند جز بار شاعرانه چیز دیگری به دوششان نبود.

اینها همان اصطلاحات تخصصی موسیقایی هستند که در شعر شاعران به آنها اشاره می شد و در قدیم اصطلاحاتی شناخته شده در موسیقی بودند. حسینعلی ملاح در کتاب خود «حافظ و موسیقی» می نویسد: “قول، ‌وجه تازی «گفتار ملحون» است که ما امروز به آن آواز می گوییم.

آواز یا تصنیفی مقرون به شعر عربی”(۱). وی عبارت قول و غزل را نیز آواز و ترانه مفهوم کرده است (۲). نیز عبدالقادر در مقاصدالالحان چنین نگاشته است: “بباید دانست که اعظم و اشکل تصانیف را قدما چهار قطعه ساخته اند؛ قطعه اول را قول گویند و آن بر شعر عربی باشد و قطعه ثانی را غزل و آن بر ابیات پارسی بود”. (۳)

پی نوشت
۱- حسینعلی ملاح، حافظ و موسیقی، وزارت فرهنگ و هنر، تهران ۱۳۵۱: ۱۷۲
۲- همان: ۱۷۳
۳- عبدالقادر مراغی،‌ مقاصد الالحان، ‌به تصحیح تقی بینش، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران ۱۳۵۶: ۱۰۴

سعید یعقوبیان

متولد ۱۳۵۸ تبریز
کارشناس ارشد علوم اقتصادی و برنامه‌ریزی از دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳۸۶
نوازنده‌ی تار و سه‌تار، منتقد و پژوهشگر موسیقی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است