نقدی بر هارمونی زوج (III)

مهدی رضایی نیا
مهدی رضایی نیا
تاکید نویسنده در این مقاله بر روی درجه های زوج بوده و در ادامه خواسته است آن را اثبات کند اما درجه ی پنجم در موسیقی کلاسیک ایرانی چندان هم بی ارزش نیست چون شاهد بسیاری از شاه-گوشه ها (واژه ای که استاد عمومی برای گوشه های اصلی یک دستگاه نام برده است) درجه ی پنجم شاهد درآمد دستگاه ها هستند و هیچ دستگاهی نیست که در درجه پنجم یک تا چند گوشه ی مهم نداشته باشد. مثلا:
شور: سلمک و محدوده ی کرد بیات
همایون: بیداد، نی داوود
اصفهان: عشاق
چهارگاه: حصار
ماهور: فیلی، خاوران، شکسته، دلکش
راست پنجگاه: پروانه، پنجگاه، عشاق
نوا: نهفت، خجسته
در توضیح موسیقی کلاسیک ایرانی مهمترین نکته این است که نمی توان این موسیقی را بر اساس “نظام” موسیقی غربی توضیح داد. در موسیقی کلاسیک غربی (نوع تونال) یک مشخصه به نام “گام” وجود دارد و در این گام هر درجه دارای یک ارزش ویژه است اما در موسیقی کلاسیک ایرانی تعدادی دستگاه وجود دارند که هر کدام ترکیبی از چند مقام هستند.

این مقام ها همیشه یک مد ٨ نتی نیستند و گاهی گستره ی حرکتشان ۴ یا ۵ نت است. سپس این مقام ها دارای تعدادی گوشه هستند. در گوشه ها دست کم چهار نت مهم هستند (هـ.فرهت): شاهد، آغاز، ایست و پایان و این نت های اصلی در همه گوشه ها در درجه ی یکسانی نیستند؛ بدون توجه به این مساله، چند صدایی موسیقی ایرانی نمی تواند “کاملا اصیل” خوانده شود چیزی که هدف نویسنده ی محترم بوده است اما هیچ گاه به این مساله اشاره نکرده است. درجه ی چهارم (آنهم چهارم زیر) در حقیقت هنگامی با ارزش ترین است که در محدوده ی اجرای درآمد باشیم – موسیقی ایرانی را به صورت یک گام ببینیم نه ترتیب گوشه هایی که خود در مقام هایی متفاوت هستند –

نویسنده سپس در بخش دوم توضیحاتی درباره گام دورین ارائه می دهد و آن را با گام شور منطبق می داند.

اگر “اصالت” دغدغه نویسنده بوده معلوم نیست چرا از گام متعادل شده شور استفاده می کند و حتا درجه تعادل را از گام ٢۴ ربع پرده ای وزیری پیشتر می برد و از گام ١٢ نیم پرده ای استفاده می شود. آیا همین تغییر اصالت را از بین نمی برد؟ اگر هدف مثلا چندصدایی کردن تصنیفی چون “نرگس مست” امیر جاهد یا پیش درآمد علی اکبر شهنازی باشد، چگونه می توان با تبدیل پرده های ایرانی به نیم پرده های غربی آن را اصیل دانست؟ مگر استاد پایور با همان گامها چند صدایی به وجود نیاورده اند یا بسیاری دیگر؟

چند مشکل دیگر در همین بخش وجود دارد: اول این که نویسنده مشخص نکرده اند است که گام های موسیقی اروپایی را از چه دوره ای و از چه منبعی انتخاب کرده است. حتا با گوگل کردن گام دورین خواهید دید که این گام در زمان ها و مکان های مختلف فاصله های متفاوتی داشته است و همیشه از ترکیب دو تتراکورد تشکیل می شده است و نه یک پنتاکورد و یک تتراکورد آنگونه که آقای حنانه نوشته است.

در موسیقی یونانی می توان سه گام دورین اینهارمنیک، کروماتیک و دیاتونیک نام برد که هر سه فاصله های متفاوتی دارند.

نگاه کنید به:

Thomas J. Mathiesen، “Greece، §I: Ancient: 6. Music Theory: (iii) Aristoxenian Tradition: (d) Scales”. The New Grove Dictionary of Music and Musicians، second edition، edited by Stanley Sadie and John Tyrrell (London: Macmillan Publishers، ۲۰۰۱).

3 دیدگاه

  • امیر علی حنانه
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۹۲ در ۲:۴۴ ق.ظ

    مشخص میشود که شما دوست عزیز اصلا متوجه اصل قضیه نشده اید و همچنان مشغول ایراد گرفتن های پی در پی هستید که بازهم نیت نقد شما را زیر سوال میبرد.باید گفت اگر شاهد رساله ۱۵ قسمتی هارمونی زوج در این سایت میشدید لابد احتمالا ۷۰ قسمت هم نقد برای آن تهیه میدیدید.شما چرا نظریات کلیشه ای خودتان را به بهانه نقد کار من به خورد خواننده میدهید؟بهتر نبود که خودتان در مورد مسئله جدیدی مطلبی نوین مینوشتید؟متاسفانه ادبیات نقد شما و نیت شما و ….زیر سوال میرود تا آنجا که دیگر حتی در حوصله هیچ یک از دوستان عزیز نیست که حتی یک نظر برایتان بگذارند.حال باید خوشحال باشید که علیرغم اینکه چیزی از موضوع بحث من متوجه نشده اید حداقل توانستید مطلبی پر از ایراد و با دیدگاه به اصطلاح انتقادی را به خورد عزیزانتان بدهید.موفق باشید.از همان اول معلوم میشود که شما منظور من از هارمونی زوج که از زوجیت “مد” و کنترمد که دو مصالح اصلی این نوع پولیفونی است چیزی نفهمیده و مانند خیلی های دیگر سریعا هارمونی را بر مبنای فاصله زوج بین اجزا آکورد و از آن زاویه دیده اید.زوج بودن علاوه بر منطق عکس فرد تلفیق بر مبنای مد و کنترمد است که زوج نامیده میشود.تلفیق بین آکورد و کنترآکوردش در این سیستم که ادعا دارید معلمتان یادتان داده..و تفیق بین کنتر پلیکورد و پلکوردهای انتخاب شده در دنیای پلی مدالیته….کلمه کنترمد گویا برای شما و استاد بزرگ کاناداییتان آشنا نیست.دوست فرهیخته که مدعی میشوید این هارمونی را معلمتان به شما درس داده بدون اینکه مرتضی حنانه را بشناسد میدانید که این جور دیدگاه چه دیدگاه مشکل داریست؟پس لابد ایشان این هارمونی که من نوشته ام را در آن طرف دنیا همینطور به شما یاد دادند و سپس به درخواست شما خودشان هم نقدش کرده اند و در اختیارتان قرار داده اند.کمی فکر کنید به حرف و ادعایی که کرده اید.امید است که این قلوی که میکنید مستند باشد.زیرا معلمتان که او را هیچکس در ایران نمی شناسد هرگز به پشتیبانی از شما بلند نخواهد شد.چون اگر اینکار را بکند دیگر همه چیز نمایان میشود.چه خوب که من دو قسمت مقاله نوشتم که فرصتی شد که شما درد دلتان را در قالب ۷ مقاله بیرون بریزید.از هر کلمه ایرادهای بنی اسرائیلی گرفته اید.چه سودی از این کار میبرید؟با دیدگاه شما میشود از شوئنبرگ هم هزاران ایراد گرفت.شما حتی مثالهایی که کمک به روشن تر شدن موضوع به لحاظ پداگوژیکی شده را نفهمیده و آنهارا رد کرده اید ودنبال سند میگردید.کاری عوام پسندانه…و رایج..چه فرقی دارد با مثال اثباتی صورت بگیرد یا …من ادعایی نکرده ام و قبلا گفته ام که بدون ادعا تحقیقاتم را روی این سایت مینویسم.. اصالت ریتم موسیقی ایران که مطمئنا به ادبیات فارسی وابسته است را زیر سوال میبرید فقط برای اینکه بگویید این استدلال نیست.بگویید موسیقی تافته جدا بافته ایست در حالیکه زیربنای هنر موسیقی در ایران همان ادبیات ما و اصالت ما از همان زبانمان در موسیقی نیز دیده میشود.انسان به یکباره شک میکند که نکند شما دچار خدای ناکرده نژاد پرستی هستید.یا زبان مادریتان چیزی غیر از زبانهای ایرانی رایج در ایران است.ریتم دارای اصالت است در سرزمین ما و زبان مادر کشور الحمدا…که فارسی است.فارسی نماینده همه لهجه های ایرانی رایج در فلات ایران از خوزستان تا تاجیکستان است و اگر در آذربایجان هموطنان ما امروز به ترکی حرف میزنند ضمن احترام به آنها باید یگویم که تا ۵۰۰ سال پیش آنان نیز به زبانی با لهجه کردی که نوعی از مشتقات فارسی است سخن میگفته اند.پس لطفا جو را بیش از این منفی نکنید و اینقدر به قول معروف وارد کوبیدن نشوید.من گفتم درجه ۵ در این هارمونی و در موسیقی ایران فاقد ارزش است و شما میگویید بهتر بود میگفت….به شما چه باید گفت؟؟اگر من حرف شما را میخواستم بزنم که من میشدم منتقد و شما میشدید متفکر.چیزی بنویسید و قدرت کمپوزیسیونتان را نشان دهید یا صبر کنید یاد بگیرید بعد اگر کاری از خودتان پس از این سالها اقامت در کانادا نتوانستید ارائه بدهید بعد از فهم دقیق مطلب آنهم نه در سایت با دو شماره اقدام به نقد منطقی بدور از هرگونه منفی بافی و اغتشاش بکنید.نه اینکه بکل از هر کلمه من ۷ تا ایراد سر هم کنید و احساس پیروزی کنید.اینجا جایی برای این حرفها نیست..دیگر شما را به خدا میسپارم و برایتان آرزوی ملایمت و پذیرش افکار دیگران را دارم.

  • قائم
    ارسال شده در آبان ۱۸, ۱۳۹۲ در ۱:۰۹ ق.ظ

    آقای حنانه شما با انگ زدن به نویسنده می خواهید از پاسخ گویی در بروید!! یعنی چی بهتر نبود خودتان مطلب جدید می نوشتید؟!! حرف شما اینقدر خنده دار است که شما به همه منتقدان در دنیا بگویید به جای نقد کردن قطعات معروف و تئوری ها خودتان آهنگسازی کنید!!
    آقای حنانه شما این تعبیر را از خودتان در می آورید و ربطی به ادعای پدرتان ندارد. پدر بارها در مورد هارمونی زوج صحبت کرده اند و گفته اند فواصل زوج باشد نه مد و کنتر مد!
    یعنی چی معلمتان پشت شما نخواهد آمد؟! مگر در خیابان دعوا می کنید که کسی پشتیبانی بخواهد؟! اگر منطق قوی باشد خودش بهترین پشتیبان است

  • محمد
    ارسال شده در شهریور ۴, ۱۳۹۶ در ۱:۵۴ ب.ظ

    با درود به محضر بزرگواران …

    چیزیکه از ظاهر دو نوشتار برمی آید ؛ در نگاه نخست ادبیات نقد خوب نقاد محترم و پاسخی باادبیات سطح پایینتر توسط آقای حنانه بوده است و این باعث تاسف است . بگذریم از برخی مباحث فنی که دوستان اشاره داشتند ، من فقط از بعد ادبیات نوشتاری که می نگرم ، اینچنین تازیدن به نقد یک نقاد ازسوی ذینفع ، درخور نیست .
    جناب حنانه بزرگوار ، مرد دانشمند ، بگذارید این نقدها بشود ، با گفتن اینکه حوصله مخاطب سر می رود و یا اینکه شما را به خدا می سپارم و جملات احساسی ، حس فرار شما در خواننده القا میشود . اینکه بیشتر شما خواستید تا به این گفتمان رنگ کینه توزی بدهید . نه عزیزم ، اصلا اینطور نیست . کاش بیشتر ، مانند کنترپوآن ، نقطه به نقطه با نقد نقاد محترم ، برخوردی هنری و با دانش مینمودید و از حواشی می کاستید . این که نمی شود شما ادعایی را در جامعه موسیقی در رسانه اس منتشر کنید و دیگران دانسته یا نادانسته ، بی تفاوت باشند . این چنین نقدهایی تنها در جهت سازندگیست و احیانا پذیرش برخی نکات مثبت آن چیزی از دانش و شان شما نخواهد کاست .
    ضمن سپاسگزاری هم از شما و هم نقاد محترم و هم ازین سایت بسیار مفید که با شهامت تمام همه نظرات را منتشر میکنند ، ظاهرا اینقدر عصبانی بودید در تهیه پاسخ که شاید ناآگاهانه برخی واژه ها را با غلط املایی هم نوشتید که بعید میدانم صحیحش را نمیدانستید ( قلو ! )
    به هرروی ، زحمتی که شما بزرگوار دارید در بسط موسیقی ایرانی و بیرون آوردن آن ازین حالت مونوتن و یافتن راهی برای هارمونیزه کردن آن و ژرفابخشیدن به آن می کشید بر کسی پوشیده نیست ، لکن این پاسخ شما هیچ اثر مثبتی بر خواننده نمیگذارد و یک پاسخ کاملا غیرحرفه ای و حاشیه ساز است . پاسخ را مدقن و مستند و با رفرنس به متن نقد و مبتنی بر آرامش بدهید .

    از همه بزرگواران سپاسگزارم محمد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میرهادی: نسل جدید آماده تر هستند

ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه رفت. در این اجرا یک قطعه از کیوان میرهادی برای با نام کنسرتو تنبور اجرا شد. امروز گفتگوی ما را با کیوان میرهادی درباره این کنسرت می خوانید:

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (II)

فرض اولیه برای تحقیق در میکروریتم این است که ما ریتم ها را آنگونه که در فرم نت نویسی استاندارد نوشته می شوند نمی توانیم اجرا کنیم. به علاوه، انحراف از مقادیر ریاضی ساده و دقیق نت نویسی به دو دسته تقسیم می شود، اولا اختلافات تصادفی که به دلیل نقص نوازنده یا نقص ساز است و اختلافات سیستماتیک که از لحاظ نوع یا حس ریتمیک حائز اهمیت هستند. در چنین تحقیقی، ممکن است به سطوح ریتمیک مختلفی اشاره شود.

از روزهای گذشته…

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (I)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (I)

از مدتها قبل و از بدو انتشار آلبوم «آرایش غلیظ» (۱)، مقوله ای در پستوی ذهنم رژه می رفت؛ ترجیح دادم دست نگه دارم تا سیل منتقدان موافق و مخالف فروکش کند و نظرهای اهل فن را مطالعه کنم و پس از آن یادداشتی پیرامون این موسیقی بنویسم. همه می دانیم که یک اثر متعلق به خالق آن است و هر آنچه در آن اتفاق می افتد زیر پرچم درایت و آگاهی خالق است. موسیقی جامعه ما، سالهای طولانی است که زیر سلطه خواننده سالاری است و هر اثر با کلامی را اغلب مردم به خواننده نسبت می دهند نه آهنگساز آن. به ندرت کسی می گوید «بیداد مشکاتیان» مگر اهل فن باشد؛ بیداد را به نام محمد رضا شجریان می شناسند.
«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

لحظاتی از تاریخ هست که همیشه از اینکه در آن حضور نداشته ام افسوس می خورم؛ به طور مشخص در حوزه موسیقی، زمانی که بتهوون پس از رهبری نخستین اجرای سمفونی نهم خود، صدای تشویق بی امان حضار را نمی شنید، چرا که کاملا ناشنوا بود! خواه واقعیت باشد، خواه افسانه. یا زمانی که استراوینسکی را پس از نخستین اجرای باله ی پرستش بهار، از در پشتی اپرای پاریس فراری می دادند، تا مورد ضرب و شتم پاریسی های خشمگین قرار نگیرد. و در این زمان نه پاریسی ها و نه حتی خود او نمی دانستند که فصلی نو از تاریخ موسیقی ورق می خورَد. یا در مختصاتی نزدیک تر و خودی تر، زمانی که حسین علیزاده ترکمن را روی صحنه اجرا کرد.
چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

میزان نمایی در این قطعه تعیین نشده و نغمه ها در قالب هیچ ریتم مشخص و تعریف شده ای نیستند. با اینحال پارت، نوت سیاه (بدون دم) را برای دیرندهای کوتاه و نوت گرد را برای دیرندهای بلند برگزیده است. هر دو دست از نظر ریتمی، یونیسون می نوازند و بطور کامل و در تمام طول قطعه به موازات هم پیش می روند و تناظر یک به یکی بین دو دست برقرار است: هر نوت دست راست مقابل یک نوت از دست چپ. در چنین قطعه ای که از نظر ریتم آزاد است، میزان بندی و نشانه های دیرندی تعریف دقیقی نمی توانند داشته باشند.
کارگاه اصول پایه آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای

کارگاه اصول پایه آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای

آموزشگاه موسیقی آریا که تابستان امسال با مدیریت آریا عظیمی نژاد و با شعار تجربه ای تازه افتتاح گردیده است، اقدام به برگزاری اولین کارگاه اصول آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای نموده است. این کارگاه در ۱۵ جلسه و از آبان ماه سال جاری برگزار گردیده و موارد زیر در طول این دوره مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
Bossa Nova موسیقی قشر مرفه یا ملی گرا !

Bossa Nova موسیقی قشر مرفه یا ملی گرا !

آمریکای لاتین دنیای ریتم های پر انرژی و زیبا می باشد و Nova Bossa یکی از آشناترین این ریتم ها برای ما ایرانی ها است. بوسا نوا ریتمی است که معولا” با سرعت معتدل – نه کند و نه تند – اجرا می شود، این ریتم که ریشه در فرهنگ غنی برزیل دارد در حدود سالهای ۱۹۵۰ هنگامی که تغییرات سیاسی وسیعی در کشور برزیل رخ داد و اقتصاد این کشور رو به شکوفایی گذاشت، به تدریج جایگزین ریتم قدیمی تر Samba شد.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (VI)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (VI)

پس از این مقدمه ی کوتاه که نقش فضاسازی را دارد (میزان های ۱ تا ۲۰)، ایده فیکس در بخش آلگرو برای آخرین بار به صحنه می آید ولی نه چونان گذشته «نجیبانه و محجوب». این بار به نغمه رقصی مبتذل و ناهنجار بدل شده که با صدای گوش خراش و زیر به وسیله کلارینت می بمل نواخته می شود، و نت های چالاک دارد که با تریل تزیین یافته اند.
حنانه از زبان ملاح (III)

حنانه از زبان ملاح (III)

در ایتالیا بود که حنانه به بررسی و مطالعهء آثار موسیقی قبلی خود پرداخت، به‏ تندروی‏ها و کجروی‏های خود به دید انتقاد نگریست، این انتقاد از خود بدانجا انجامید که دریافت اگر بخواهد برای موسیقی کشورش هنرمندی مفید باشد، از طریق ابداع‏ آثاری به شیوهء موسیقی غربی نخواهد بود، پس نخست باید موسیقی میهنش را از دیدگاه علمی و سنتی و عملی بشناسد، آنگاه با معرفت کامل، تم‏ها و موتیف‏های زیبای‏ آن را با تکنیک موسیقی غربی و یا نوعی تکنیک ابداعی که سازگار با روح موسیقی‏ ایرانی است بیاراید و اثری بیافریند که هم مطلوب هم میهنانش باشد و هم بیگانگان را به‏ مطالعه وادار کند.
مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (I)

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (I)

مارتا آرگریچ (Martha Argerich) در بوینوس آیرس، آرژانتین متولد شد. از سن پنج سالگی آموختن پیانو را نزد Vicenzo Scaramuzza آغاز کرد. در ۱۹۵۵ او همراه با خوانواده اش به اروپا رفت و تحت تعلیم فردریک گولدا (Friedrich Gulda) قرار گرفت؛ همچنین از دیگر آموزگاران او نیکیتا ماگالوف (Nikita Magaloff) و استفان اسکناس (Stefan Askenase) بودند.
پدیده جوان ویولون

پدیده جوان ویولون

لیلا یوسفوویتز (Leila Josefowicz) به راستی در دل تمامی شنوندگان آثارش در تمامی جهان نفوذ کرده است و این جز با داشتن دانش و صداقت در اجرا و همچنین تکنیک و موزیکالیته ای ستودنی امکان پذیر نیست. نخستین حضور وی در جامعه بین المللی به سال ۱۹۹۴ برمیگردد، زمانی که وی با Neville Marriner و در Carnegie Hall هنر خود را در نوازندگی ویولون نمایش داد و پس از آن وی را در بسیاری ارکسترهای معتبر جهانی میتوان دید.
سالاری: استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود

سالاری: استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود

در قدیم سیستم پل گذاری بدین گونه بوده است که قطعه چوبی را در عرض ساز زیر سیم ها ، بریده بریده کار می گذاشتند و به آن پل شانه ای و یا پل شتری می گفتند. اما از آن جا که این پل ها نمی توانستند صدای خوبی را بوجود آورند پل های ستونی توسط حبیب سماعی ساخته شد و تکنیک آن به ناظمی انتقال یافت و استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود.