آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

از طرفی، طی چند دهه اخیر شاهد هجوم مشتاقان و گرایش جوانان به فعالیت های هنری بوده ایم که بعضاً با روحیه کاسب کارانه و برخوردهای بازاری به سمت و سویی ناروا کشیده می شود؛ خصوصاً در جنبه نوازندگی باید گفت که آشفتگی عمیقی بین روش ها و متدهای گوناگون وجود دارد. با توجه به نبودِ استانداردهای آموزشی در زمینه های مختلف موسیقی از جمله نوازندگی، اغلب روش هایی، با حداقل آشنایی با مبانی موسیقی و به دور از اصول اولیه و شروط لازم برای نوازندگی در کلاس ها به کار گرفته می شود و هر کس با اندکی ساز نواختن، خود را نوازنده و یا آهنگساز فرض می کند.

فریدون شهبازیان در این باره می گوید: ‌‌«باید گفت که در وهله اول یک چیز بسیار مهم است: سواد و علم در موسیقی.

هر کس که سازی به دست گرفت و مدتی ساز زد و به حدی هم رسید که قابل شنیدن باشد، قابلیت تشکیل گروه ندارد. هر کسی به خودش اجازه می دهد گروه موسیقی تشکیل دهد یا آواز بخواند.

این در حالی است که بسیاری در این راه زحمت کشیده اند، مو سفید کرده اند و استخوان خرد کرده اند تا به این جا رسیده اند. اولین و بزرگترین معضل موسیقی ما مسئله آموزش است و بعد هم مسئله اجرا. وضعیت آموزش که خیلی بد است. در این مملکت هر کس به خودش اجازه می دهد بعد از خواندن دو کلاس، موسیقی تدریس کند.

کجای دنیا چنین تصوراتی وجود دارد و به هر کسی که مجوز کلاس موسیقی بخواهد، مجوزمی دهند؟ بالأخره باید حساب و کتابی باشد و انسانها باید لیاقت این کار را داشته باشند. کجای دنیا به هر کسی اجازه داده می شود که مجری موسیقی باشد؟ مجری موسیقی بودن یعنی این که شما باید مبانی موسیقی را بدانید، سال ها ساز زده باشید و سال ها موسیقی گوش کرده باشید. چطور کسی که دو سال سه تار زده و موسیقی غربی هم تا به حال به گوشش نخورده است، می داند موسیقی ارکسترال چیست؟

فواصل تامپره را هم نمی شناسد، گروه موسیقی تشکیل می دهد، کنسرت اجرا می کند و نوار منتشر می کند. من نمی گویم جلوی کسی گرفته شود. باید اجازه دهیم همه فعالیت کنند ولی نه فعالیت حرفه ای و فعالیتی که مستقیماً به موسیقی ضرر وارد می کند.»

لازم به ذکر است موضوع به همین جا ختم نمی شود. اکثر افرادی که حتی سالهاست نوازندگی می کنند متأسفانه با اصول اولیه این هنر کمترین آشنایی را دارند، به طوری که در اجرا به ورطه تقلید و تکرار گرفتار شده اند. همچنین بی مطالعه بودن در بین هنرمندان موسیقی ما، به معضلی تبدیل شده که گریبان موسیقی کلاسیک ایرانی را گرفته است و اغلب، اِشکال را از موسیقی کلاسیک ایرانی می دانند.

هر چند که موسیقی کلاسیک ایرانی از عیب بری نیست، لیکن برای پیشرفت و نوآوری در موسیقی ایران به هنرمندان مجرب و دانش اندوخته و اهل مطالعه و کتاب نیاز است. در این باره به نظر کیهان کلهر توجه کنید:‌‌ «کسانی شاخص و مطرح اند که یک فکر یا یک ذهنیتی پشت کارشان هست. همیشه دوست داشته ام که خودم را نسبت به زمینه های دیگر هنری هم تا اندازه ای مطلع نگه دارم و معتقدم متأسفانه یکی از اشکالاتی که هنرمندان ما دارند، این است که در زمینه هنر خودشان خیلی محبوس هستند. موسیقیدان یاموسیقی شناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات هم آشنا باشد.»

2 دیدگاه

  • فرزان
    ارسال شده در تیر ۶, ۱۳۹۳ در ۱۱:۳۵ ق.ظ

    آقای شهبازیان گرامی ما دو دسته هنر آموز داریم یک دسته که بدون کارت صلاحیت تدریس ، تدریس میکنند دوم با داشتن کارت مذکور ! در مورد دسته اول اگربتوانند مخارج ماهیانه شان را از راه تدریس غیر قانونی! تامین کنند پس حتما معلم خوبی هستند که توانسته اند به اندازه کافی شاگرد جمع کنند! اگر دسته دوم را میفرمایید که چند سالی است منتظر امتحان مذکور هستند که در همین سایت به عنوان معضلات گرفتن این کارت مطرح شده است! آنهایی هم که این کارت را دارند ظاهرا از کانال اساتیدی مثل شما گذشته اند! حال شما کدام دسته را منظورتان هست؟ مثل اینکه شما در جریان امور مربوط به تدریس نیستید و چون نیستید ناراحت ونگران فعالیت دیگران هستید!
    هر چند هم کارشان کیفیت نداشته باشد ولی بگذارید کار کنند…

  • هادی سپهری
    ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۹۳ در ۴:۳۰ ب.ظ

    دوست گرامی،فرزان؛فقط جهت اطلاع شما این مصاحبه با آقای شهبازیان در سال ۱۳۸۴ انجام شده نه اکنون.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

از روزهای گذشته…

سان را و فلسفه کیهانی (IX)

سان را و فلسفه کیهانی (IX)

آرکسترا در اواسط دهه هفتاد، بعد از ظهر روزهای شنبه در پارک جرمن تاون در نزدیکی خانه فیلادلفیایشان به اجرای کنسرت های رایگان می پرداخت. گاهی در اجراهای اواسط دهه ۷۰ آرکسترا در کلوپ های شبانه فیلادلفیا، کسی پشت محل اجرا می ایستاد و دسته دسته ال پی های بدون مارک در جعبه های سفید را از ضبط اجراهای زنده گروه می فروخت (که یکی از آن ها ضبط اجرای هالوین بود که برای فروش آن مرد فروشنده لباس یک آدم فضایی طلایی رنگ را پوشیده بود و ال پی هم تنظیم کاوری بود از “Somewhere Over the Rainbow”.)
اپرای ایالتی وین

اپرای ایالتی وین

اپرای ایالتی وین – اشتاتزوپر- واقع در شهر وین اتریش، یکی از مهم ترین اپراهای اروپا و دنیاست و تا سال ۱۹۲۰ کاخ اپرای وین نامیده می شده است. مالر (Gustav Mahler) یکی از برجسته ترین رهبرانی است که دراپرای وین فعالیت کرده است. وی در مدت زمان تصدی مقام رهبری٬ نسل جدیدی از خوانندگان همچون Selma Kurz ,Anna Bahr-Mildenburg و Leo Slezak را تعلیم داده و طراح صحنه جدیدی را استخدام کرد که او صحنه پردازی مدرن مشابه با سبک Jugendstil را جایگزین دکوراسیون قدیمی و پر زرق و برق صحنه نمود.
او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (III)

او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (III)

فردریک در سال ۱۸۳۵میلادی در سفری پس از ملاقات خانواده اش در برگشت دچار حمله ­ای شدید شد که روزنامه ها خبر مرگ او را منتشر نمودند. او توانایی زیادی در کارهای ارکسترال نسبت به بقیه هنرمندان آن ادوار نداشت و گواه آن هم دو کنسرتو پیانو ارکسترال اوست. او نیز توانایی خاصی در استفاده از آکوردهای شکسته و باز داشت. کارهای فردریک شوپن اغلب ۳ قسمتی هست و در قسمت سوم به قسمت اول اشاره­ای می­شود. همچنین هارمونی شوپن به کرات دارای آکوردهای حل نشده است و این چیزی است که امروزه در موسیقی سبک جز (Jazz) به کرات دیده می­ شود.
استوکوفسکی رهبر بدون باگت

استوکوفسکی رهبر بدون باگت

لپولد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) یکی از مشهورترین رهبران ارکستر جهان است که شیوه رهبری خاص وی که رهبری ارکستر بدون چوب رهبری – باگت – میباشد نیز شخصیت متمایزی نسبت به همتایانش ایجاد نموده است. رهبری برخی از برترین ارکسترهای جهان و اجرا در صحنه های مختلف بین المللی از جمله هنرنمایی های او میباشد.
سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

مراحل اولیه ی مینی مالیسم همراه بود با روح مکاشفه و کشف مدل هایی از موسیقی خارجِ اروپا. هم زمان با یانگ که مشغول آموختن دروس هنری بود، ریچ طبالی غرب آفریقا را مطالعه کرده و در پی آن بود که بداند ساختارهای موسیقی ایجاد شده از ایده های پایه تا چه حد می توانند بسیط و گسترده شوند.
کول، همیشه محبوب

کول، همیشه محبوب

نت کینگ کول در سال ۱۹۵۶ اولین سیاهپوستی بود که مجری یک سریال تلویزیونی به نام The Nat King Cole Show شد. مدت زمان این برنامه ۱۵ دقیقه ای پس از چند ماه به ۳۰ دقیقه رسید و تا آخر سال ۵۷ ادامه داشت و کول توانست از این وسیله رای حمایت از برابری نژادی استفاده کند.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

در دوران ساسانیان موسیقی نظامی به دلایل ایجاد خوف و هراس در دل دشمن و تقویت روحیه و نشان دادن دلیری و بی‌باکی سربازان که تقریباً بدون سلاح به جنگ و مبارزه می‌پرداختند از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. فرماندهان سپاه فرمان‌های خود را توسط اصوات موسیقی رزم به سربازان می‌رساندند، به‌طوری‌که نوای هر ساز مفهوم خاصی داشت، مثلاً شیپور معنای حمله و یا طبل بیانگر تعقیب بود.
سان را و فلسفه کیهانی (VII)

سان را و فلسفه کیهانی (VII)

سان را و تعدادی از موزیسین های اصلی گروهش (آلن، گیلمور و بویکینز) در جولای ۱۹۶۱ شیکاگو را ترک کردند و پیش از مستقر شدن در نیویورک سیتی تا پایان سپتامبر در مونترال ماندند. در ابتدا، یافتن مکان هایی برای کنسرت برای آنها دشوار بود و آنها همچنین مجبور شدند که به دلیل گرانی هزینه ها با یکدیگر زندگی کنند. این ناامیدی باعث ایجاد تغییرات بزرگی در موسیقی آرکسترا شد زیرا موسیقی سان را دوره ای تجربه گرایانه را پشت سر گذاشت که از موسیقی فیری جز (free jazz) تأثیر گرفته بود.
لوکاس فاس، اسطوره زنده موسیقی آمریکا

لوکاس فاس، اسطوره زنده موسیقی آمریکا

لوکاس فاس (Lukas Foss)، آهنگساز، استاد و نغمه پردازی مهم در هنر موسیقی آمریکا محسوب می شود. او بویژه در زمینه ی نقد موسیقی قرن بیستم تلاش بسیار کرده است. فاس سرآغاز پیوند خود با موسیقی را در شهر برلین تجربه کرد، در همین شهر بود که نوازندگی پیانواین ساز مهم را آغاز کرد ودر عین حال کوشش نموده با مبانی نظری این ساز آشنا شود، استادش خولیو گلدستین (Julius Goldstein) بود.
عبدی: به امپرسیونیسم علاقمندم

عبدی: به امپرسیونیسم علاقمندم

من در اکراین زندگی می کنم و آنجا با ارکستری در ارتباط هستم و سالها از نزدیک کار کرده ام، طبیعی است که به خاطر ارتباط زیاد و نزدیکم با آنها و کیفیت کار استاندارد و عالی آنها، با این ارکستر و رهبر همکاری زیادی دارم.