گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

اجرای زنده اما تفاوتی بنیادی با ضبط‌ها دارد؛ فرار بودن. یک کنسرت، اگر فرض کنیم ضبط نشود، ماندگار نیست بنابراین منتقد که معمولا با حضور در محل و از طریق شنیدن زنده می‌خواهد نقدی بنویسد باید از پیش آمادگی داشته باشد. این آمادگی با شناخت آثار از طریق مطالعه‌ی نغمه‌نگاره (پارتیتور) یا شنیدن اجراهای دیگر یا مطالعه‌ی دیگر آثار مرتبط و… میسر است.

گاهی هم منتقدان ترجیح می‌دهند اقدام به ضبط کنسرت کنند که مساله‌ی حقوق معنوی را پیش می‌آورد و به نظر مدرس بهتر است با هماهنگی صاحبان حقوق معنوی صورت گیرد یا از آنها خواسته شود خودشان نسخه‌ای را برای بررسی بیشتر در اختیار قرار دهند.

نکته‌ی دیگر در مورد اجرای زنده این است که تنها عده‌ی اندکی از خوانندگان احتمالی نقدی که نوشته می‌شود خواننده‌ی نقد خواهند بود و دیگران اصلا موضوعی را که از آن صحبت می‌شود نشنیده‌اند پس این پرسش پیش می‌آید که نقد اجرای زنده برای تاثیرگذاری بر چه کسان یا چه روندهایی نوشته می‌شود؟ این نوع نقد در فضای روزنامه‌نگاری هنری اروپا و آمریکا زمانی به وجود آمد که در شهرها کنسرت‌های زیادی داده می‌شد مثلا از یک سمفونی مالر ممکن بود چند اجرا در یک فصل کنسرتی (با ارکسترهای مختلف یا با یک ارکستر و رهبرهای مختلف یا با یک ارکستر و یک رهبر) دیده شود.

در این شرایط نوشتن نقدها روی روندهای آینده تاثیرگذار می‌شد و چشم‌اندازهایی پیش چشم مخاطبان بعدی می‌گشود. در ایران کنونی این وضعیتی بسیار نادر است (مگر تورهای بعضی گروه‌ها وضعیت را تغییر دهد).

گونه‌های دیگری از موسیقی یا به بیان دقیق‌تر، «هنر صوتی» نیز وجود دارد که به گفته‌ی مدرس، به دلیل شرایط ویژه‌شان رویکردی متفاوت را به هنگام نقد طلب می‌کنند. از جمله‌ی آنها شماری از ساخته‌های «موسیقی الکترونیک» و نیز «چیدمان‌های صوتی» (Sound Installation) و ترکیب هنر اجرا (Performance Art) با موسیقی است. موسیقی الکترونیک به این دلیل این که در بسیاری موارد نغمه‌نگاره‌ای مانند آثار معمول موسیقی ندارد و نیز عدم تفاوت اجراهای گوناگون آن (به غیر از موسیقی الکترونیک بی‌درنگ (Real Time) و اجرای زنده (Live Electronics)) از یک سو و تمرکز بر ریخت‌شناسی صدا و … از سوی دیگر لازم است با روندهای دیگری مورد مطالعه قرار گیرد.

هنر اجرای ترکیب شده با موسیقی و چیدمان نیز اگر چه ممکن است به تنهایی موسیقی به حساب نیایند اما ممکن است نقدشان در دستور کار نقدگر موسیقی قرار گیرد. برای نقد چنین آثاری نقدگر نیازمند دانش اندوزی در زمینه‌های فراتر از موسیقی صرف است.

«نقد رفتار موسیقاییان» امری است که به ویژه در نمونه‌های روزنامه‌نگارانه بیش از هر چیز به عنوان نقد موسیقی شناخته و منتشر می‌شود در حقیقت بسیاری از اوقات حتا زمانی که نقدگران به نقد یک اثر می‌پردازند لایه‌ی زیرین کارشان حاوی نقد رفتار کسانی است که آن اثر را فراهم آورده‌اند.

به این ترتیب گاه نقد رفتار به عنوان «محرک ورود به نقد موسیقی» تلقی می‌شود. به ویژه ارتباط دادن «ادعای غیرموسیقایی» صاحبان اثر (یا ادعاهای موسیقایی که مستقیما به اثر مورد بررسی مربوط نیست) با اثر مورد بررسی که روشی بسیار شایع است. این روش در بهترین شرایط به نقد خصلتی زندگی‌نگار (Biographic) می‌دهد و در نازل‌ترین سطح هم معنای مچ‌گیری و تسویه حساب‌های شخصی پیدا می‌کند. و به گفته‌ی مدرس وقتی به این نقطه می‌رسیم رعایت کردن مرز بسیار باریک میان توهین و ایراد بسیار دشوار می‌شود، به‌ ویژه که در فرهنگ ما برای پاسخ ندادن به خیلی از ایرادها می‌توان آنها را توهین اعلام کرد و خیلی از نقدهای معمولی هم می‌تواند در یک سازوکار دفاعی-توجیهی توهین تلقی شود.

به نظر مدرس کارگاه، کلیه‌ی قواعد مربوط به حفظ اسرار و مواردی از این قبیل که در روزنامه‌نگاری حرفه‌ای کم و بیش رعایت می‌شود در نقد رفتار نیز بهتر است در نظر گرفته شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (V)

بدین‌سان اگر شکی پژوهشگرانه در وجود نوعی همگرایی سیاسی-اقتصادی ملی تا پیش از سپیده‌دم اوج گرفتن ملی‌گرایی در سده‌ی نوزدهم هست، که هست (و در مورد ایران در اوایل سده‌ی بیستم)، درباره‌ی شکلی از همگرایی فرهنگی-زبانی شک کم‌تری می‌توان داشت. به بیان دیگر دست‌کم نزد کسانی که در آن دوران می‌زیستند و ردپایی از اظهار نظرهایشان باقی مانده، هویت موسیقایی موضوعی قابل تشخیص بوده است.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VIII)

به عبارت دیگر جمالزاده و نیما با «زبان خودشان» آثاری به وجود آوردند که در حرکت جهانی مدرن، نماینده فرهنگ و هنر ایران بود. پیشگامان و معتقدان به ادبیات متجدد نمی خواستند زبان جدیدی به وجود آورند و حتی (در ایران) در فکر تغییر خط فارسی هم نبودند و برخلاف ادعای برخی، به دشمنی با ادبیات قدیم هم برنخاسته بودند. (استثنای عمده در میان احمد کسروی بود که او هم بیشتر تاریخ نگار بود تا ادیب و «زبان پاک» اش هم سرنوشتی مانند «موسیقی نوین و علمی» پیدا کرد).

از روزهای گذشته…

هنر از هنر تا جامعه (II)

هنر از هنر تا جامعه (II)

در دهه شصت، بویژه در فرانسه ژان پل سارتر و همپالگی هایش، حتی این نظر را تئوریزه کردند. آنها یکی از نقشهای فرعی و معمول هنر را تبدیل به نقش اصلی و علت وجودی هنری کردند که سرانجام در جهان امروز بصورت عامل سرسام آور جلوه کرده است. بدین ترتیب از مقوله مهم هنر برای هنر تفسیرهای بسیار غلط ارائه شد که در پس آن میتوانستی بسهولت مفهومی بسیار غلط انداز به نام هنر بمثابه وسیله را ردیابی کنی.
انتخاب ساز- قسمت دوم

انتخاب ساز- قسمت دوم

۵- هر سازی با توجه به مشخصات ساختمانی و فیزیکی خود، دارای یکسری از توانایی هایی اجرایست که وجود همین توانایی ها درهرسازباعث بوجود آمدن تکنیک های مختلف در نواختن آن ساز می گردد و البته هر چه این توانایی ها و تکنیک های مرتبط با آنها در ساز بیشتر باشد، دوره یادگیری سازطولانی تر، مشکل تر و پرهزینه ترمی گردد. نمونه بسیار آشکار این مورد ویولن است که تمامی این موارد برای آن صدق می کند.
به وسعت دنیا (II)

به وسعت دنیا (II)

هائیتى املین میشل در هائیتى و فرانسه مدت ها است که به عنوان خواننده مطرح پاپ و آهنگساز معروف است. او صدایى نرم و انعطاف پذیر دارد و از لحاظ موقعیت اجتماعى بسیار بالا است. آلبوم هشتم او «Rasin Kreyol» نام دارد. در این مجموعه او راجع به نگرانى ها و آرزو هاى خود براى کشورش هائیتى آواز خوانده است. این اثر با یک ارکستر مجلل و باشکوه پاپ به اجرا درآمد. او در به کار گیرى ریتم ها از قوانین موجود در سراسر کشورش بهره جسته است. میشل فانک مدرن را با قدرت خارق العاده خود با موسیقى مهار نشدنى کارناوال و «رارا» ادغام کرده است. پیام اصلى او رسیدن به زندگى با آرامش است و در این راه وو دو دریم بیت (نوعى فلوت) و صداى درخشان آن به کمکش آمده و به زیبایى ایده آل هایش را نشان مى دهد.
جاسپر وود، پیشگام نوازندگان جوان (I)

جاسپر وود، پیشگام نوازندگان جوان (I)

زمانی که جاسپر وود تمرین قطعه جدیدی را قطع کرد تا برای این مصاحبه وقت بگذارد در حال سفر از شهری به شهر دیگر در آمریکای شمالی بود. قطعا جاسپر وود مظهر آینده موسیقی کلاسیک است. این مقاله قبل از کنسرت والنتاین وود در سالن کی سیتی در کانادا (سال ۲۰۰۳) بر اساس اثر خودش برای ادای احترام به یاشا هایفتز تهیه شده است.
ویلنسل (IV)

ویلنسل (IV)

چسب: در ساخت و تعمیر ویولنسل از چسبی به نام چسب پنهان (Hide Glue) بکار می رود که اتصالاتی محکم و ماندگار و با این حال قابل جداسازی در موارد لازم را پدید می آورد. این چسب یکی از انواع چسب های حیوانی است که از جوشاندن بلند مدت بافت پیوندی جانوری تهیه می شود. صفحه رویی ممکن است با چسب رقیق شده چسبانده شود، چرا که برای برخی تعمیرها برداشتن بخش رویی ساز ضرورت پیدا می کند.
چگونه با مترونوم تمرین کنیم؟

چگونه با مترونوم تمرین کنیم؟

تصورِ عمومی بر این است که مترونوم صرفاً با هدفِ حفظِ ریتم و مطابق وزنِ ثابتِ یک قطعه یا درس نواختن، می‌تواند به کار رود در حالی‌که علاوه بر این هدف -که البته در آموزش و ضبط، مهم و تعیین‌کننده است- تمرین با مترونوم برای یک هنرآموز می‌تواند کارکردهایی بیش از این داشته باشد. کارکردهایی از قبیل طولانی و در عین حال با برنامه و منظم پیش رفتنِ طولِ زمانِ تمرین، کمک به رسیدنِ تدریجی به سرعتِ استاندارد قطعه یا سرعتی که آهنگساز تعیین کرده، و در نهایت کمک به ارتقای بیشتر کیفیت اجرایی قطعه در خصوص مسائل مختلف اجرا (علاوه بر موضوع سرعت).
نامجو از نگاه منتقدان (II)

نامجو از نگاه منتقدان (II)

مصطفی کمال پورتراب که در این جلسه شرکت داشت، در مورد محسن نامجو گفت: “… بچه های کوچک که گاهی شیطنت می کنند را حتما دیده اید، به آنها یک آب نبات میدهند و می خورند و ساکت میشوند…!؛ ولی در عین حال یک مطلبی را هم من در این مدتی که در وزارت ارشاد، صداوسیما و دانشگاه تدریس میکردم دیده ام، این بوده که چیزی در وجود ایرانی هست که کمتر در مردم دنیا دیده ام، البته به جز آلمان که بعدا فهمیدم اشتراکات نژادی داریم و آریایی هستیم؛ این نژاد گاهی به ابتکارت جالبی دست میزند … ولی چیزی که این ابتکار را کامل میکند، علم است.
صمدپور: شش نرم افزار آموزشى منتشر کرده ام

صمدپور: شش نرم افزار آموزشى منتشر کرده ام

مى توانم بگویم که یادم نیست چطور! موسیقى درونى ترین لایه ى حس و وجود من بود و شخصى ترین انتخاب. هرچند نمى دانم که با این حس عمیق چه کرده ام و چقدر موفق بوده ام. در خانه اى بزرگ شدم که انواع و اقسام سازها در آن بود به لطف برادرهاى بزرگ تر! ولى بازى کردن با سازها از بچگى عادت شد و بعدتر جنگ مقدارى رشته ى پیوندم با موسیقى را براى چند سالى گسست تا دوباره از ١۴ سالگى با تار آموختن را شروع کردم و بالاخره راضى شدم در ١٧ سالگى به کلاس آقاى ظریف بروم.
طراحی سازها (I)

طراحی سازها (I)

مقاله ای که در حال حاضر شاهد آن هستیم مقدمه ای است از فصل Mathematical Background A کتاب با ارزش و گرانبهای Geometry Proportion and the art of Lutherie نوشته Kevin Coates که توسط انتشارات Oxford University press, New York به چاپ رسیده است.
دکا (II)

دکا (II)

در سال ۱۹۶۲ دکای انگلیسی با مدیریت دیک رو (Dick Rowe) با ضبط آثار بیتلز، اشتباهی دیگر را رغم زد. سخنی معروف از وی خطاب به برنامه ریز بیتلز بریان اپستین (Brian Epstein): “ما موسیقی آنان را دوست نداریم” این ضبط یک اشتباه تاریخی بود. آنان ضبط آثاری برای کارگاههای رادیو BBC رادیوفونیک را رد کردند…