موسیقی در دوران زندگی انسانهای اولیه و جوامع برده داری (II)

جوامع برده داری شامل جوامع مصر باستان از سه هزار سال پیش از میلاد، جوامع بین النهرین و هند، دولتشهرهای یونان باستان، امپراطوری اسکندر و سرانجام امپراطوری روم میشوند. در این جوامع، صنعتگرانی بسیار متخصص پیدا شدند که بیشترشان برده “از جمله موسیقیدان آموزش یافته” بودند. سازهای دقیق، در اثر رشد مهارتهای صنعتگران در شکل دادن به فلزات، چوب و سنگ و پیشرفت دانش آدمیان در رشته ریاضیات، ساخته شد. رشد دانش ریاضی، محاسبه دقیق زیر و بمی سازها با استفاده از اندازه نی ها و زه ها و انتخاب جای سوراخها را ممکن گردانید. این پیشرفت در ساختن سازها به تربیت صدا و گوش برای شنیدن و بازآفرینی زیر و بمی های دقیق تر کمک کرد.

در این جوامع، موسیقی را همچنان پدیده ای با قدرت سحر آمیز میدانستند و از آن در مراسم گوناگون مذهبی استفاده میکردند. لیکن در این مراسم دیگر مانند گذشته همه مردم مشترکا دست اندر کار نمیشدند بلکه کاهنان و کشیشان پادشاه و اشراف بر اجرای آنها نظارت میکردند تا بر این اعتقاد تاکید کنند که برده داران موجوداتی فانی نیستند بلکه از خدایان و نوادگان آنهااند.

با آنکه موسیقی جامعه برده داری از لحاظ دخالتش در مراسم گوناگون مذهبی جنبه رسمی تری به خود گرفته بود، ولی به پیشرفت های بزرگی در فنون ساز سازی نیز دست یافت.

الگوهای موسیقایی سنتی که در قبایل گوناگون شکل گرفته بود، مبادله میشد و تکامل میافت. اشعار حماسی “مانند اشعار منسوب به هومر” که در توصیف کارهای شگفت آور پادشاهان و رؤسای قبایل سروده شده و با اعتقادات مذهبی و جادویی درآمیخته شده بود، در اجتماعات مردم با همراهی نوای موسیقی به آواز خوانده میشد. مراسم مذهبی مستقل نیز تدریجا در میان بردگان، دهقانان و کارگران معادن شکل گرفت: مانند پرستش اوزیریس در مصر و پرستش دیونوسوس و اورفئوس در یونان. درامهای بزرگی که از بطن کیش پرستش دیونوسوس در دولتشهرهای یونان “مانند آتن” سر بر آورد، لبریز از موسیقی بود.

موسیقی جامعه برده داری، چنانچه بخواهیم از روی تصاویر گروههای موسیقیدانان قضاوت کنیم، غالبا پولیفونیک یا چند صوتی بوده است. چندین خواننده و نوازنده، با هم آغاز میکردند و با آنکه احتمالا همگی با یک آهنگ یا نوای سنتی آغاز میکردند ولی هر کدام، بسته به نوع صدا یا ساز، به بدیهه خوانی یا بدیهه نوازی میپرداخته اند.

موسیقی متشکل از نواهای پیچیده و در هم آمیخته پدید آمد، هرچند باز هم بر بدیهه نوازی استوار بود و با موسیقی چند صوتی و بسیار سازمان یافته سده های میانه تفاوت فراوان داشت. در همین جوامع بود که نخستین تلاش ها برای به روی کاغذ آوردن موسیقی به عمل آمد. در خط موسیقی هیچکدام از این فرهنگهای اولیه، زیر و بمی و فاصله زمانی با دقت لازم برای هر قطعه موسیقی نشان داده نشده است. خط موسیقی آن روزگار, گاهی تصویری از حرکات دست و انگشت رهبر گروه نوازندگان یا خوانندگان بود. یونانیان، پیشرفته ترین خط موسیقی را براساس محل انگشتها به هنگام نواختن هر ساز، تدوین کردند.

موسیقی در این جوامع نیز دقیقا ریتمیک بود، حرکات پیچیده رقصهای مذهبی را منعکس میکرد، و در آن نه فقط از انواع گوناگون تنبک و دایره زنگی بلکه از انواع زنگها و زه ها نیز استفاده میشد و نتیجه اش نوعی موسیقی آوازی و ضربی بود.

در آفریقا گونه ای از موسیقی ریتمیک به عنوان وسیله ارتباط شکل گرفت که نوایش از مسافات دور شنیده میشد.


منبع:


بیان اندیشه در موسیقی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.