نگاهی به اپرای مولوی (XV)

پرده نهم
این پرده از اپرا با عنوان «خواب اول» نامگذاری شده و در آن تصاویری که مولانا در خواب می بیند به نمایش درآمده است. از ابتدای این پرده که گلیساندوی فلوت به گوش می رسد و در پی آن نوای هارپ به گوش می رسد، افرادی که با آثار بهزاد عبدی آشنا هستند متوجه می شوند که ورژن دیگری از قطعه «موسی و شبان» او در این بخش استفاده شده است؛ اثری که سالها پیش در دستگاه نوا برای یک خواننده متسو سوپرانوی با تکنیک آواز ایرانی و ارکستر سمفونیک تصنیف و ضبط شده بود.

خواب اول که به داستان مشهور موسی و شبان پرداخته است، در بخش موسیقی به خاطر تفاوت هایش با دیگر قسمتهای اپرا و در بخش نمایشی، به خاطر استفاده بسیار زیاد از تصاویر ویدئویی که بر خلاف دیگر آثار غریب پور، نه تکنیک خاصی دارد و نه بدعت قابل توجهی، (به عقیده نگارنده) ضعیف ترین بخش این اپراست و چه بهتر بود این پرده به کلی از اپرای مولوی حذف می شد.

مهمترین نقش در این پرده را مصطفی محمودی به عهده دارد که نقش چوپان را می خواند. اصولا مصطفی محمودی با توجه به ناتوانی های تکنیکی که در اجرا آواز دارد، انتخاب خوبی برای پرده ای نیست که در آن سولوی خواننده تا این حد خودنمایی می کند.

البته محمودی صدایی به اصطلاح چپ کوک دارد و در رجیسترهای بالا توانایی اجرای تحریر های چکشی دارد و همچنین در اجرای نقش بوسیله صدایش، توانایی های قابل توجهی دارد ولی دو ضعف مهم در آواز او وجود دارد که قابل چشم پوشی نیست، اولی نحیف و کم حجم بودن صدای اوست و دومی عدم توانایی او در اجرای ویبراسیون های منظم است.

محمودی زمانی که می خواهد ویبراسیون را سریع تر اجرا کند، ناخودآگاه فورته تر می خواند و اینکار نه تنها به سریع شدن ویبراسیون او هیچ کمکی نمی کند، ویبراسیون های او را لرزان و بی نظم میکند. این نقیصه را می توان در اجرای بسیار ضعیف او از نغمه های کشیده در «آنکس که ما را آفرید / این زمین و چرخ از او آمد پدید» به خوبی شنید.

البته غریب پور و عبدی این هوشمندی را داشته اند که نقش یک چوپان ساده دل را به او بدهند و همین نقش تا حدی ناتوانی های او را با نقش مرتبط کرده و پوشش دهد.

خواننده ای که نقش مقابل محمودی را در این پرده اجرا می کند، مهدی جاور خواننده باریتون است که در نقش یک سردار مغول نقشی را می خواند که در روایت مولانا از این داستان، موسی روایتگر آن بوده است! شاید تغییر کاراکتر موسی به سردار مغول را نیز بتوان، یک تندروی هنری تلقی کرد!

بخشی که توسط جاور اجرا شده است با اینکه اشکال تکنیکی و اجرایی ندارد، نسبت به توانایی های این خواننده، چندان قدرتمند نیست. (گویا جاور در زمان ضبط این اثر دچار بیماری بوده است) پایان این پرده، همچون پرده قبل، حضور شمس و عطار را در کنار مولانا داریم که به دلداری چوپان دلشکسته می پردازند و در این بخش موسیقی نیز همگنی بیشتری با دیگر پرده های اپرا پیدا می کند. در این قسمت است که شاهد حرکتی شایسته در این پرده هستیم و بخشهایی که برای این سه نقش نوشته شده است، تا حدی از کسالت باری این پرده می کاهد و تحرکی در فضای ایستای دستگاه نوا بوجود می آورد.

با اینکه نمیتوان پرده نهم اپرای مولوی را به کلی بی ارتباط با داستان این اپرا دانست، ولی کم ارتباط بودن داستان این پرده با دیگر بخشهای این اپرا را می توان یکی از نقاط ضعف این پرده دانست.

2 دیدگاه

  • صمصام
    ارسال شده در تیر ۳۱, ۱۳۹۲ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    سلام. مطلب خوبی بود.سپاس

  • اشکان
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۰ ب.ظ

    سلام. بسیار عالی بود. سپاس فراوان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

دهه شصت را می توان سال های اوج تمرکز آهنگسازان ایرانی بر روی اشعار مولوی دانست؛ گویا فضای خاص کشور تحت تاثیر جنگ، موجبات گرایش جامعه به سمت مفاهیم عرفانی اشعار مولوی را دوچندان کرده بود و تصانیفی که برای ارکستر سازهای ایرانی و حتی ارکستر سمفونیک در آن برهه ساخته می شد، از اشعار مولانا بهره زیادی می بردند.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXII)

در چنین شرایط داخلی و بین المللی در موسیقی ایرانی هم جهت گیری جدیدی با برنامه «به پیش به سوی گذشته» شکل گرفت. در سال ۱۳۴۳ در وزارت فرهنگ و هنر وقت «گروه پایور» به سرپرستی فرامرز پایور نوازنده سنتور و آهنگساز، اولین ارکستری است که فقط از سازهای ایرانی تشکیل می شود و آثار آهنگسازان گذشته را (مانند درویش خان، عارف، شیدا، نی داود) در برنامه کارش قرار می دهد. تکنوازان این ارکستر: هوشنگ ظریف تار، رحمت الله بدیعی کمانچه (او اول نوازنده ویلن و از بهترین شاگردان صبا بود) و حسن ناهید نی بودند.

از روزهای گذشته…

کیونگ- وا چانگ (I)

کیونگ- وا چانگ (I)

خانم کیونگ- وا چانگ (Kyung-wha Chung) متولد ۲۶ مارچ ۱۹۴۸ سئول – کره جنوبی، ویولنیست و پیشرو موسیقی کلاسیک آسیا است. خانم چانگ در سن سه سالگی حرفه موسیقی را آغاز نمود. در سن هفده سالگی شهرتی در رده دیگر ویولنیستهایی همچون پینچاس زوکرمن (Pinchas Zukerman) و ایزاک پرلمن (Itzhak Perlman) به دست آورد. وی به عنوان نوازنده آثار رومانتیک و مدرن شهرت دارد. او همچنان در زمینه شرکت در کنسرتها بسیار فعال است و دامنه نوازندگیش را تا آثار باروک در سالهای اخیر گسترش داده.
مستر کلاس پیانو پروفسور هانس اودو کرویلز برگزار می شود

مستر کلاس پیانو پروفسور هانس اودو کرویلز برگزار می شود

پروفسور هانس اودو کرویلز (Hans Udo Kreuels) متولد ۱۹۴۷ در آلمان است. اولین فعالیتهای هنری خود را با پدرش تجربه نمود، او در نه سالگی اولین تلاشش را برای آهنگسازی انجام داد. در سن ۲۱ سالگی تحصیلات خود را در رشته موسیقی در زمینه نوازندگی و نیز آهنگسازی در آکادمی “NWD” دتمولد نزد اساتیدی چون: دریسلر (Johannes Driessler) و کلیبه (Giselher Klebe) دنبال نمود، او نوازندگی پیانو را نزد وبر (Dieter Weber) در وین ادامه داد و در سال ۱۹۸۱ در وین موفق به کسب کارشناسی ارشد گردید، در ادامه تحصیلات خود در دانشگاه وین نزد دکتر والتر پس، دوره موزیکولوژی را به پایان رسانید و در مسترکلاس‌های متعددی نزد اساتیدی چون: کمپف (Wilhelm Kempff)، نویهوس (Stanislaw Neuhaus) و پوستیانو (Positano) شرکت کرده است. او تا سال ۲۰۱۵ بعنوان پروفسور کنسرواتوار فلدکیرش در رشته تخصصی نوازندگی پیانو مشغول به کار بوده و بسیاری از شاگردانی که تحت تعلیم ایشان بوده‌اند موفق به کسب رتبه‌های برتر در مسابقات معتبر گردیده‌اند.
بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (V)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (V)

این کتاب توسط آقای منصور پاک نژاد برای سازدهنی کروماتیک (Chromatic) نوشته شده و در سال ۱۳۸۲ توسط انتشارات سرود منتشر شده است. برخلاف کتاب قبلی این مجموعه، این بار CD یا نوار آموزشی به همراه کتاب منتشر نشده است.
“موسیقی همه زندگی من است” (I)

“موسیقی همه زندگی من است” (I)

متنی که پیش رو دارید، مصاحبه ای است که در سال ۱۹۷۲ انجام شده با سارا لوئیز وائوگن (Sarah Lois Vaughan) خواننده سرشناس جاز آمریکایی که در زمینه پاپ و راک نیز فعالیت داشت.
صداهای مشهور I – Star Wars

صداهای مشهور I – Star Wars

بن بارت در مصاحبه با مجله Film Sound Today گفته است : در اولین مذاکره با جرج لوکاس، او اعتقاد داشت – ومن هم موافق بودم – که از صداهای ارگانیک (organic بنیانی، زنده) استفاده کنیم و او این لفظ را در برابر صداهای الکترونیک و مصنوعی به کار میبرد.
تصنیف‌های عارف قزوینی با روایت فرید خردمند منتشر شد

تصنیف‌های عارف قزوینی با روایت فرید خردمند منتشر شد

آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی» به خوانندگی مهدی امامی با روایت فرید خردمند و سرپرستی امیر شریفی از سوی مؤسسه‌ی فرهنگی‌ـ‌هنری ماهور منتشر شد. این اثر اجرای مجموعه‌ تصانیف عارف قزوینی (۱۲۵۸-۱۳۱۲ خورشیدی) شاعر و ترانه‌سرای پرآوازه ایران در اواخر عصر قاجاری است. هرچند بیشتر این تصانیف بارها و بارها در دوره‌های مختلف به صورت پراکنده اجرا شده‌اند، اما ویژگی این مجموعه در آن است که تقریباً تمامی آهنگ‌های عارف را یکجا در خود دارد.
نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

من معتقدم هنر در جریان آموزش نوازندگی باید به تدریج در فرد پرورش یابد؛ در صورتی نوازندگی دارای ویژگی ها و شاخصه های هنری می گردد که در طی دوران و سالیان آموزش ساز، در این زمینه برای شخص تلاش شده باشد و در واقع این امر را یک روند تدریجی می دانم و در این راستا فکر می کنم کلاس نوازندگی، صرفا نباید به کلاس تدریس “تکنیک نوازندگی” ساز تبدیل شود.
خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

آواز را به صورت حرفه ای از سال ۱۳۶۷ شروع کردم در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی با استاد شاپور رحیمی که ردیف استاد کریمی را به روایت ایشان کار کردم. دقیقا به خاطر دارم زمانی که من به مرکز حفظ و اشاعه رفتم آنقدر هنرجو وجود داشت که من خودم در راه پله نشسته بودم و در اتاق جای نشستن نبود در کلاس استاد رحیمی!
امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم دور با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.
ایران در کشاکش موسیقی (III)

ایران در کشاکش موسیقی (III)

نوازندگان و خوانندگان آنهم مرد در تعزیه و مرثیه خوانی شرکت می کردند، اگر ناصرالدین شاهی خواست اپرایی به سبک اپرای سلطنتی انگلستان در میدان بهارستان بسازد، ساخت اما با اعتراض معممین متعصب مذهبی قرار گرفت و بالاجبار اپراخانه به تعزیه خوانه تبدیل شد. بعد از گذشت زمانی هم پارکینگ مجلس سنا و… دیگر نمیدانم به چه فاجعه ای دچار شد!