طنین آوای گلستان دربرمینگام

مطلب فراروی به بهانه برگزاری کنسرت گروه گلستان در شهر برمینگام انگلستان نوشته شده و نویسنده هرچند سالها تجربه تحقیق و به کار گیری مبانی هنر در شاخه ای از معماری را درکارنامه خود داراست با این وجود خود را کارشناس و منتقد موسیقی ندانسته بلکه همانند بسیاری از شما تنها از دیدن و شنیدن کاری خلاقانه و منحصربفرد هنری به وجد آمده و به این وسیله به ارتقاء کیفیت جنبه های معنوی و غیر مادی زندگی در عصری خسته از ضد ارزشها و لبریز از چالشهای بزرگ امیدوار می شود.

عمق مفاهیم سازنده گروه گلستان و خلاقیت دکتر خنجی در بیان ساده و بی پیرایه ریشه های فرهنگی خود در قالب شعر و ملودی طرفداران گروه را در این نقطه از دنیا برآن داشت تا پیشنهاد برپایی یک شب به یادماندنی و برگزاری کنسرت موسیقی اچمی – مجاری را با ایشان در میان گذاشته و در صورت موافقت گروه به دنبال یافتن بهترین راه حل برای عملی ساختن این ایده باشیم.

از بختیاری ما دانشگاه یو سی ای برمینگام که دانشکده موسیقی و هنرهای زیبای آن از معتبرترین و با سابقه ترین دانشکده های اروپا است، پس از آگاهی از ماهیت چند فرهنگی بودن گروه و فعالیت خلاقانه آن در جهت حفظ ارزشهای بومی و فرهنگی اعضاء خود از این رخداد بسیار استقبال کرده و از گروه گلستان برای اجرای برنامه دعوت به عمل آورد. دانشکده پس از دریافت پاسخ مثبت گروه بهترین سالن خود را که در مرکز شهر واقع شده و از اعتبار فراوانی نیزبرخوردار است در اختیار گروه قرار داده و تا کنون در جهت جلب مخاطبین و اطلاع رسانی پیرامون ماهیت گروه و نوع فعالیت فرهنگی آن اقدامات در خور توجه ای انجام داده است.

این استقبال و پشتیبانی کم نظیراهل هنر از گروه گلستان در سرزمینی که تنها نامی از زبان فارسی ومجاری در اذهان وجود دارد، جای تعجب نخواهد داشت، زیرا همه فعالان عرصه موسیقی بر این باورند که موسیقی زبان مشترک تمام ملیتها است. موسیقی تنها کلام وتکرار کارهای دیگران نیست بلکه تابلوی نقاشی منحصر بفرد و یا همانند قالی دست بافته دختر عشایری است که همه از دیدن آن لذت برده و حس زیبایی شناسی خود را به کمک آن تقویت می نمایند.

این “همه” میتواند اهل لارستان، چین و یا آفریقای جنوبی باشد. نژاد و رنگ و زبان دردایره هنر و درک جنبه های وابسته به آن فراموش شده و رنگ میبازد. انسان با هر ذوق و سلیقه و حتی نگرش سیاسی و مذهبی با دیدن و یا شنیدن کار هنری تازه و غیر تکراری دچار حظ روحی شده، خود را فراموش کرده و به وجد می آید.

بنا برآنچه نوشته شد، برگزاری کنسرت گروه گلستان در شهر هفتاد و دو ملت برمینگام و طنین آوای اچم دکتر خنجی و نوای دلنشین ساز آلیز بی شک شنوندگان غیر اچمی را متحیرخواهد کرد. تنها به این دلیل که هنرمرز نمی شناسد ومحدود به زمان و مکان خاصی نیست. هنر متعالی از جنس نور است و هرچند اندک و ناچیز در تاریکی به خوبی هویدا است و در تاریکی مطلق هویداتر. این نور، نور خلاقیت دلهای تنگ و سینه های فراخ هرگز خاموش نخواهد شد و راهگشای دالانهای تنگ و تاریک جهالت خواهد بود.

موفقیت روز افزون گروه گلستان و اجرای بی نظیر گروه در روز یکشنبه بیست و هشتم ماه مه برابر با هفتم خرداد ماه سال جاری در سالن آدریان بلت هال دانشگاه یو سی ایی برمینگام آرزوی قلبی تمامی طرفداران گروه گلستان است.

7 دیدگاه

  • arezoo
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۸۵ در ۸:۱۷ ب.ظ

    baba in doktoram ajab adam hesabiea!

  • maryam
    ارسال شده در خرداد ۱۸, ۱۳۸۵ در ۸:۱۸ ب.ظ

    vaghean ghabele tahsine

  • niloofar
    ارسال شده در آذر ۳۰, ۱۳۸۵ در ۸:۰۹ ق.ظ

    b onvane y hamshahri vaghean behesh eftekhar mikonim
    merc aghaye 2ctor

  • aziz
    ارسال شده در خرداد ۱۴, ۱۳۸۶ در ۳:۰۹ ب.ظ

    سلام.شرمنده زبان اچمی زبان لاری هم جزء این زبان است؟

  • roxana
    ارسال شده در مرداد ۱۳, ۱۳۸۶ در ۳:۳۳ ب.ظ

    man ham be onvane yek hamshahri be doctor khonji eftekhar mikonam

  • farniya
    ارسال شده در تیر ۴, ۱۳۸۸ در ۲:۳۸ ب.ظ

    vaghean aliye be doktor khonji tabrik migam

  • aghil
    ارسال شده در شهریور ۴, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۹ ب.ظ

    lotfan rahnamaii konid ke chejuri mishe DVD ia CD in goroho kharidari kard.neshunie sito bedin ta bekharim.tashakor.masiro lotfan baram E_mail konid

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

از روزهای گذشته…

شاهین مهاجری

شاهین مهاجری

متولد ۱۳۵۰ تهران لیسانس زمین شناسی٬ دانشگاه تهران٬ ۱۳۷۴ نوازنده و محقق تمبک٬ میکروتونالیست [email protected]
رساله ابن خردادبه (II)

رساله ابن خردادبه (II)

ایرانیان همراه با آواز، عود یا چنگ مینواختند و این از ویژگیهای موسیقی ایرانی بوده است، آنها دارای نغمات و آهنگها و تصنیفها و ترانه‌های متنوعی بوده‌اند که بالغ بر هشت می‌شده است. بندستان (‌۱۴) و بهار (۱۵) که این دو از فصیح‌ترین نغمات‌ بشمار می‌آمده‌اند.
نگاهی به آلبوم “طغیان” (I)

نگاهی به آلبوم “طغیان” (I)

بالاخره پس از گذشت حدود دو سال از تولید آلبوم “طغیان”، این اثر وارد بازار شد. طغیان سومین آلبوم میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده تار و سه تار است (۱) که بخش اعظم این آلبوم را دونوازی های او با تنبک کامران منتظری تشکیل می دهد و تنها دو ترک آخر این آلبوم همراه با صدای خواننده و شاعر است.
بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

به یاد دارم دوره‌ی دبستان بود و روزی در «دیوان شمس» دائی ام، بطور اتفاقی شعر «شهیدان خدایی» به چشمم خورد. از ذوق بال درآورده‌ بودم. کلماتی را می‌دیدم و درست و غلط می‌خواندم که تا قبل از آن روز، آن صدای عاشق و پرطراوت در کام جانم چکانده‌بود:
سیمون آیوازیان: فرهنگ فلامنکو در ایران غنی نیست

سیمون آیوازیان: فرهنگ فلامنکو در ایران غنی نیست

سیمون آیوازیان از قدیمی ترین اساتید فلامنکو در ایران است که نوازندگی را با ساز ماندولین و در سن ۱۲ سالگی آغاز کرد. در ۱۴ سالگی با ساز گیتار آشنا شد و گیتار کلاسیک را به مدت ۷ سال با اتود و شیوه های آکادمیک به صورت خود آموز فراگرفت. اولین استاد فلامنکو او خود خوان آلبا (Juan Alba) بود، وی ۵ توکه از توکه های اسپانیایی را نزد ایشان آموخت. همچنین مدتی نزد آلیریو دیاز (Alirio Diaz) گیتاریست به نام ونزوئلایی درسهایی را فراگرفت.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (V)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (V)

دیبازر ادامه داد: بنظر من در شرایط فعلی همه ی شرایط به گونه ای سخت است که اساسا نباید اثری انتشار پیدا کند؛ انتشار یک اثر دارای مجموعه ای است که کل مجموعه باید مثل پازل کنار هم قرار گیرند تا کار دست انجام شود. خوشبختانه بخشی از پازل که مربوط به آهنگسازان است کار به خوبی انجام می شود و امیدوارم بقیه تکه های پازل ازجمله ناشر، پخش، مخاطب و… کنار هم قرار گیرند و مطمئنم این فعالیت فرهنگی با توجه به امکانات کمی که محیط در اختیارشان گذاشته است و جسارت زیادی که خودشان دارند، قطعا تاثیرات خود را می گذارند و من خیلی خوشحالم که این اثر در این شرایط تولید شد و به رپرتوار پیانویی کشورمان اضافه شد.
وقتی همه خوابیم (II)

وقتی همه خوابیم (II)

رهبرانی که بصورت رهبر میهمان در سالهای اخیر سکان ارکستر را به دست گرفتند، نیمی بصورت تجربی رهبری ارکستر را فراگفته بودند (اگر قبول کنیم اصلا فراگیری ای در کار بوده!) این رهبران که حتی نمیتوان عنوان رهبر آماتور را هم برای آنها جایز دانست با اجرایی از آثار خود (که متاسفانه آثارشان هم از کیفیت مطلوبی بهرمند نبود) به هیچ وجه نمیتوانستند حتی برای ارتقا شناخت سبکهای موسیقی هم برای ارکستر مفید باشند. در این میان چند رهبر هم به ارکستر دعوت شدند که دارای توانایی رهبری ارکستر بودند ولی کمبود وقت فقط میتوانستند برای همان کنسرت مفید باشند.
۴۰ سال حضوربی نظیر  در دنیای راک

۴۰ سال حضوربی نظیر در دنیای راک

مدتی پیش از اینکه در اواخر دهه ۶۰، گروه رولینگ استونز (Rolling Stones) خود را بزرگترین گروه راک اند رول جهان بنامند، زمینه را به بهترین شکل برای این مدعا آماده کرده بودند.
بانگ چاووش (I)

بانگ چاووش (I)

در سال ۱۳۴۷، وقتی داریوش صفوت در حال گلچین کردن شاگردان با استعداد «دانشگاه هنرهای زیبا»، برای تشکیل هسته شاگردان سنت گرای «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی» بود، هیچگاه گمان نمی کرد که نه سال بعد، همین جوانان مقلد، روزی سنت شکنان مشهور تاریخ موسیقی ایران شوند و مسیری دیگر برگزینند.
شبح اپرا

شبح اپرا

شبح اپرا نام یک رمان فرانسوی است که توسط گستون لروکس نوشته شد و اولین بار در سال ۱۹۰۹ بصورت داستان دنباله دار در یکی از روزنامه های فرانسه چاپ می شد. در ابتدا فروش بسیار کمی داشت و حتی بارها از رده چاپ مجدد خارج شد اما امروز جزو ادبیات کلاسیک فرانسه به حساب می آید و از آن اقتباس های زیادی به عمل آمده است. رمان در سال ۱۹۱۱ به انگلیسی ترجمه شد و با اقتباس های زیادی بروی پرده سینما و تئاتر رفت که مشهورترین نمایش آن ، یکی در سال ۱۹۲۵ ساخته شد و دیگری نسخه موزیکال سال ۱۹۸۶ است که توسط اندرو لوید وبر بروی پرده رفت.