کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (III)

گذشته از این ایراد که میان کتاب‌های دانشگاهی ترجمه شده (به ویژه آنها که روابط و نمودارها نقش اصلی را در آنها بازی می‌کنند) متداول است، در کتاب یک نشانه‌ی دیگر هم هست که از دیدگاه مترجمان و ناشران نسبت به یک متن مرجع درسی حکایت می‌کند. در متن به مناسبت‌های مختلف اشاره به کتابنامه‌ای است که در پایان کتاب چاپ شده است و قرار است راهنمایی باشد برای مطالعات تکمیلی دانشجویان پی‌گیری که این کتاب را می‌خوانند. برای مثال «بسیاری از نوشته‌های شنکر امروزه به ترجمۀ زیبایی از انگلیسی آراسته شده که فهرست آنها در بخش کتابنامه آمده است» (کادوالادر و گانیه ۱۳۹۱: ۱۷) در حالی که این کتابنامه از متن کتاب فارسی به کلی حذف شده است.

ممکن است بپنداریم مترجم آن کتاب‌ها را برای خواننده‌ی فارسی زبان قابل دسترسی تشخیص نداده یا به هر دلیل دیگری حذف کرده است. اما در این صورت برای حفظ یکدستی و سردرگم نکردن خواننده بهتر بود ارجاعات گاه و بی‌گاه به آن را نیز از متن می‌زدود.

حضور آنالیز شنکری در ایران
روش شنکر در ایران خواه در محیط‌های دانشگاهی و خواه غیر از آن، چندان شناخته شده نیست. تا آنجا که می‌دانیم درس تجزیه و تحلیل در روند آموزش آهنگسازی به هارمونی یا فرم اختصاص دارد. به این معنی که دانشجویان پس از آموختن یک دوره‌ی هارمونی (یا فرم) دوره‌ای را هم به تجزیه و تحلیل فرازهای هارمونیک یا فرم قطعات می‌پردازند.

از سوی دیگر در حال حاضر رشته‌ی موسیقی‌شناسی در ایران تدریس نمی‌شود و محققان مستقلی نیز به آن نمی‌پردازند و کمتر رد پایی از آن در نشریات پژوهشی و تخصصی موسیقی به چشم می‌خورد (۹). بنابراین، همچنان که انتظار می‌رود، فعالیت دانشورانه‌ی قابل تاملی در این حوزه انجام نگرفته و بازتابی هم نمی‌یابد.

اگر در نظر بگیریم که کتابی مانند متن مورد بحث در اینجا (و دیگر مشابه‌های آن) به عنوان قسمتی از یک فرآیند تکاملی حدودا چهل ساله در دانشگاه‌های آمریکا که منجر به تثبیت و اقبال روش تجزیه و تحلیل شنکری شد‌ (۱۰)، شکل گرفته است آن وقت می‌توان به قرینه پرسید که همان متن در ایران چه کارکردی دارد یا قرار است که پیدا کند.

مترجم کتاب در این باره می‌گوید: «امید است این ترجمه بتواند راهگشای کلاس‌های آهنگسازی ما باشد […]» (کادوالادر و گانیه ۱۳۹۱: ۱۰) و در جای دیگر زمان درس دادن آن را موکول می‌کند به هنگامی که دانشجو همه‌ی درس‌های پایه‌ی آهنگسازی، از جمله هارمونی و کنترپوان و فرم و … را آموخته باشد. و باز در همان جا در نقد روش آموزش آهنگسازی در ایران یادآور می‌شود که «کلاس‌های آهنگسازی محدود به آن نباشد که استاد به شاگرد بگوید برو یک چیزی بنویس و بیاور (همان طور که به خود من گفته شد) بدون آنکه گفته شود برای نوشتن یک قطعه موسیقی چطور باید فکر کرد و چطور باید طرح‌ها را زد و چطور نوشت […]».

محسن الهامیان که سال‌ها کتاب‌های متعددی را در زمینه‌ی دروس پایه‌ی آهنگسازی کلاسیک غربی ترجمه کرده و خود نیز به عنوان آموزگار برخی از آن درس‌ها فعال بوده، انتظارش این است که چنین کتابی بتواند به فرآیند تربیت آهنگساز در محیط دانشگاهی ایران (یا بیرون از آن) یاری برساند و ابزاری در اختیار مدرسان و دانشجویان و هنرجویان قرار دهد تا بتوانند با استفاده از آن روش عمل هنرمندانه‌ را حتا در جزئیات (مانند طرح زدن برای آفرینش یک اثر، روند فکر کردن و …) بیاموزند.

پی نوشت
۹- بررسی اجمالی نشریات تخصصی و پژوهشی موسیقی در سال‌های گذشته نه تنها نمونه‌های تالیفی با استفاده از روش شنکری را پیش روی نمی‌گذارد بلکه حتا نشانه‌هایی از ترجمه‌ی مقالات (اعم از روش‌های کلی یا مطالعات موردی) را نیز در دسترس قرار نمی‌دهد.
۱۰- برای مطالعه‌ی بیشتر درباره‌ی روند ورود، پذیرش و تحول روش شنکری در آمریکا رک. (Carson Berry 2005).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تعطیلی برنامه های موسیقی به دلیل شیوع کرونا

لغو مجدد کلیه فعالیت های هنری در سراسر کشور، طی اطلاعیه جدیدی از وزارت ارشاد تا یک هفته دیگر اعلام شد. در پی شیوع ویروس کرونا و جهت پیشگیری از گسترش آن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در توافق و تصمیم مشترک با وزارت بهداشت، طی اطلاعیه ای کلیه کنسرت ها، اجراهای تئاتر، اکران سینمایی و دیگر تجمعات هنری را تا تاریخ جمعه نهم اسفندِ جاری ملغی اعلام و محمد الهیاری، مدیر کل دفتر موسیقی این خبر را رسما ابلاغ کرد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (IX)

او در کتاب خود «موسیقی در گذر از قرنها» داستانی جالب از پادشاه موسیقی شفا بخش استیون هالپرن (۵۲) نقل می کند: «بعد از اتمام یک سمینار در مورد موسیقی نیوایج که در دهه ۷۰ برگزار شده بود من او (استیون هالپرن) را برای صرف شام به خانه ام دعوت کردم و مدت زیادی در باره موسیقی باب روز یعنی نیوایج صحبت کردیم. در آخر من در مورد آلبومش اخیرش (۵۳) از او سوال کردم. یادداشت های او درخلال بروشور آلبوم ادعا می کرد که هر یک از هفت آهنگ این آلبوم برای مدیتیشنی خاص و مخصوص یکی از چاکراهای هفتگانه است. می خواستم بدانم که او از کجا می فهمد که کدام آکورد و چگونه روی چاکرای خاصی تاثیر دارد؟ من او را به این دلیل تحت فشار گذاشتم که فکر می کردم شاید او به معدن طلای اسرار آمیز عرفان (!) دست پیدا کرده است. سرانجام خندید و گفت: همه اینها فقط یک فریب است. نیازی به گفتن نیست که پس از آن، از اینگونه باورها دست برداشتم و رابطه ما همان جا برای همیشه تمام شد.»

از روزهای گذشته…

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (III)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (III)

صداقت‌کیش ادامه داد: مثالی می‌زنم؛ شما اگر در مورد شنا کردن هم بنویسید همین اتفاق می‌افتد. یعنی از خواندن متنی در مورد شنا کردن، نه خیس می‌شوید، نه فشار آب را بر شش‌هایتان احساس می‌کنید و نه اگر شنا کردن بلد نباشید آبی وارد ریه‌هایتان می‌شود و الی آخر! این اتفاق نه در مورد خواننده می‌افتد و نه در مورد نویسنده که ممکن است زمانی این رویداد را تجربه کرده باشد و ممکن هم هست تجربه نکرده باشد. بنابراین درباره چیزی نوشتن، حداقل به گمان من، فاصله‌اش با خود آن چیز، در هر ساحتی زیاد است؛ حتی درباره ادبیات نوشتن در قیاس با خود ادبیات، منتها در این مورد دو چیزی که مورد استفاده قرار می‌گیرند هم سرشتند و در مورد موسیقی، نه.
فضایل اخلاقی یک معلم

فضایل اخلاقی یک معلم

رسیتال پیانوی رافائل میناسکانیان، این کنسرتی‌ترین پیانیست دو سه دهه‌ی اخیر با آن رپرتوار محترم و ارجمندش همان‌گونه بود که این روزها در همه‌ی کنسرت‌ها بوده است؛ پیرانه‌سر. پیرانه‌سریش توقفی را به یاد می‌آورد که از قضای روزگار چهار دهه پیش بر کار موسیقاییان در اوج فعالیت بسیاری‌شان سایه افکند و جامعه را از حاصل خلاقیتشان برای مدتی محروم کرد. افسوس که سایه برچیده نشد تا آنگاه که بسیاری‌شان دیگر توش‌وتوان سابق را نداشتند و تنها صدایی خوش و درعین‌حال دور از ایشان باقی‌ ماند. و این نکته‌ای مکرر در مکرر است.
فواصل زمانی (I)

فواصل زمانی (I)

مقدمه: ساختار متریک – ریتمیک موسیقایی، طبق اصول و قواعد تئوریک رایج، براساس سیستم نمائی با پایه۲ شکل گرفته است. این سیستم زمانبندی موسیقی دارای یک نظم ریاضی مرتبط با عدد دواست: دو برابر شدن سرعت و نصف شدن زمان. با اینحال هنگامی که زمان بندی موسیقی از نسبتهای سیستم نمائی خارج می شود و به سوی فواصل زمانی ترکیبی (مانند ترکیبات نقطه دار) یا فواصل تبدیلی (تقسیمات مضرب اعداد فرد مانند ۳،۵،۶،۷،۹،۱۰،۱۱،۱۲،۱۳،…) گرایش پیدا می کند، خروج از ساختار نمائی فوق الذکرمشاهده می شود.
جشنواره «جوایز موسیقی آمریکا»

جشنواره «جوایز موسیقی آمریکا»

جوایز موسیقی آمریکا (AMA) یک جشنواره سالانه است که موسیقیدانان برتر آمریکایی را معرفی می کند. بنیانگذار این جشنواره دیک کلارک (Dick Clark) مجری مشهور آمریکایی و یکی از مروجین اصلی موسیقی راک اند رول بود؛ دیک کلارک به مدت ۳۳ سال تهیه‌کننده و مجری برنامه‌ی «دسته‌ی موسیقی آمریکا» در فاصله سال‌های ۱۹۵۶ تا سال ۱۹۸۹ بوده و در طی بیش از سه دهه میزبان بیشتر خوانندگان مشهور آمریکایی بود. جشنواره «جوایز موسیقی آمریکا» در سال ۱۹۷۳ برای ABC ایجاد شده و آرای آن کاملا بر اساس رای مردمی محاسبه می شود و هیات داورانی در کار نیست.
جورج سولتی، آخرین فوق رهبر قرن بیستم

جورج سولتی، آخرین فوق رهبر قرن بیستم

جورج سولتی متولد مجارستان از بزرگترین رهبرهای ارکستر جهان در سال ۱۹۱۲ در بوداپست بدنیا آمد. پیانو را نزد موسیقی دانانی چون ارنست فون دونای (Ernst von Dohnanyi) و بلا بارتوک (Bela Bartok) در آکادمی فرانس لیست (Franz Liszt) در بوداپست فرا گرفت و اولین کنسرت بزرگ خود را در سن ۱۲ سالگی اجرا کرد.
پن فلوت (I)

پن فلوت (I)

پن فلوت pan flute (که به نامهای سیرینکس syrinx یا کوییلز quillsهم خوانده میشود) یکی از باستانی ترین سازها است که بر اساس قوانین لوله های صوتی بسته ساخته میشود و معمولا با ده یا بیش از ده نی که به ترتیب طول و گاهی قطر کنار هم چیده شده اند ساخته میشود.
افسانه آدمکهای چوبی در معبد

افسانه آدمکهای چوبی در معبد

معبد ، و آدمک ها به دور آن در رقص ، و معبد بر زمین استوار و سر به فلک کشیده ، و زمین که معبد بر آن بنا شده است (۱). که حضور معبد آشکارش ساخته است . که از زمین های دیگر متمایزش کند و از فراموشی نجاتش بخشد . آدمک ، آدمک ، به شادیانه این حضور و آشکارگی در وجد وسماع آمده اند . در این میان بوی دود ، دود عود است که به مشام ، نه ، که به گوش میرسد ، بوی قربان که در فضا میپیچد . بوی گوشت و گیاه سوخته که راه خود را میجوید تا گوشها . چرا که در این افسانه همه چیز برای نیوشیدن است . مگر نه آنکه همه افسانه ها چنین اند .
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

پس چه کنیم؟ پیشنهاد می‌کنم در این مرحله که ضربه‌های قوی دست راست سبب فشار بیش از حد انگشتان دست چپ شده است تا می‌توانید سرعت را کم کنید و کم‌کم فشار انگشتان دست چپ را به حالتی که دست راست ضربه‌های ضعیف‌تری می‌زد و دست چپ کمتر دسته را می‌فشرد، نزدیک کنید؛ البته قرار نیست با یکی، دو بار تمرین همه‌چیز درست شود، بلکه لازم است این تمرین را هر روز چندین‌بار انجام دهید و بعد از موفقیت در سرعت‌های کم، به‌تدریج سرعت را افزایش دهید. موفقیت در این تمرین یعنی به‌اندازه فشار‌دادن سیم‌ها در حدی که خودتان راضی باشید.
پرآرایش و رامش و خواسته (II)

پرآرایش و رامش و خواسته (II)

در چند سال اخیر، انتشار آثاری چون “اپرای عاشورا”، “اپرای مولوی”، “سِفرِ عسرت” و “سیمرغ” این مساله را به روشنی نمایانده که موسیقی دستگاهی ایرانی علی رغم دیدگاه های رایج که آن را فاقد توانایی های دراماتیک و بیانی گسترده می داند، دارای ظرفیت های بالقوه ی فراوانی است. نوعی از این احساس نیاز به بیان احساسات نو در اثری آوانگارد مانند “سفر عسرت” بروز می یابد و شکل دیگر آن در اثر نوجویانه ی دیگری مانند “سیمرغ” (هر چند در این میان، هستند کسانی که این نیازها را به شکلی سطحی تر پاسخ می دهند). بدین ترتیب، می توان چنین نتیجه گیری کرد که توصیف احساسات وسیع موجود در اشعار شاهنامه و چگونگی تصویر کردن این احساسات و خود صحنه های موجود در داستان های شاهنامه توسط موسیقی ایرانی که دارای پیشینه ی متفاوتی – دست کم در صد و پنجاه سال اخیر – است، یکی از چالش هایی است که کمتر کسی خود را در حد رویایی با آن دیده است.
نگاه به قیچک

نگاه به قیچک

قیچک یکی از سازهای باستانی ایران است که امروز نوع دگرگون شده آن در گروه های موسیقی کلاسیک ایرانی مورد استفاده قرار می گیرند. این قیچک با الهام از کمانچه توسط ابراهیم قنبری مهر به سفارش گروه موسیقی سازمان فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور، در یک خانواده سوپرانو، آلتو و باس، ساخته شده و امروز مخصوصا نوع آلتوی آن رواج بسیار زیادی دارد.