کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (VI)

انتظار این می‌رود که تا پایان این دو بخش دانشجویی که کتاب را به عنوان ماده‌ی درسی مطالعه کرده است، با آنالیز شنکری آشنایی پیدا کرده و آمادگی لازم برای خواندن و درک متن‌های سطح بالاتر تجزیه و تحلیل شنکری را به ‌دست آورده باشد. با این فرض، فصل آخر (دوازدهم)، به عنوان سرپُلی برای ورود خواننده به متن‌های تکمیلی و پیشرفته‌تر طراحی شده و در مقدمه به بعضی از مسائل بنیادی تجزیه و تحلیل موسیقی در دوران خودش (۱۷) می‌پردازد. طرح پرسش‌هایی چون «چه تفاوتی بین تئوری و آنالیز وجود دارد؟» یا «چگونه آگاهی ازمسائل تئوریک به موسیقیدان برای آنالیز کمک می‌کند؟» با این پیش‌زمینه معنی پیدا می‌کند زیرا اینها پرسش‌های بسیار با اهمیتی هستند که خواننده در مراحل پیشرفته‌ی تجزیه و تحلیل به عنوان بستر نظری با آنها برخورد خواهد کرد.

اکنون می‌توان به یکی از نقطه‌های آغازین بحث بازگشت؛ چنان که اشاره شد مشکل متن‌های اصلی شنکری این است که برای آموزش طراحی نشده و بسیار پیچیده و دشوار به نگارش درآمده‌اند، -به ویژه Der Frei Satz (قطعه‌ی آزاد) که کتاب نهایی شنکر درباره‌ی آنالیز شنکری است- کتابی مانند «مفاهیم شنکر در آنالیز موسیقی تونال» با طراحی خاص خود موفق می‌شود شکاف میان متون اصلی این رشته و درس‌های نظریه‌ی موسیقی را پر کند.

این کتاب برای تدریس در مدت دو پودمان در دوره‌ی کارشناسی (و شاید یک ترم در کارشناسی ارشد) دانشگاه‌های آمریکا طراحی شده است، اما با توجه به سطح متوسط دانش پایه‌ای نظریه‌ی موسیقی در دانشگاه‌ها و دیگر موسسات آموزش عالی (و مراکزی مانند آموزشگاه‌های موسیقی) به نظر می‌رسد که اگر بخواهیم آن را در ایران تدریس کنیم به مدت زمان بیشتری احتیاج داشته باشیم.

این متن (و متن‌های مشابه) که در نتیجه‌ی گفت و گوهای مدرسان نظریه‌ی موسیقی درباره‌ی جای خالی یک متن آموزشی که به دانشجویان کمک کند توانایی لازم برای خواندن و درک متون اصلی آنالیز شنکری را به‌دست آورند، تالیف شده است.

برگردان آن چنان که گفته شد در ایران وضعیتی ویژه پیدا می‌کند و تبدیل می‌شود به تنها متن موجود که (احتمالا) قرار نیست یک مرحله از کمبود‌های آموزشی یا علمی را بپوشاند و صرفا ترجمه شده است. یا با قرار گرفتن در جامعه‌ی جدید، هدفی متفاوت یا (شاید) مغایر با اهداف اصلی کتاب، یا به طور کلی متضاد با این روش تجزیه و تحلیل پیدا می‌کند (مثلا تربیت آهنگساز).

هنگامی که متنی اولین و تنها نمونه‌ی قابل دسترسی در یک زبان است در تهیه و استفاده از آن دقت ویژه‌ای لازم می‌آید چرا که احتمالا واژگان و دایره‌ی معنایی مربوط به موضوع را تا مدت‌ها تحت تاثیر قرار می‌دهد. از همین رو می‌توان گفت؛ بسیار پسندیده است که برای ورود به یک رشته یا موضوع، یکی از بهترین متن‌های آموزشی انتخاب و ترجمه شده است، اما بهتر آن است که اولا جنبه‌های دیگر مانند کارکرد، اهداف، امکانات توسعه و نیازهای جامعه‌ی علمی در نظر گرفته شود و ثانیا ترجمه‌ی با دقت‌تر و آراسته‌تری صورت پذیرد.

پی نوشت
۱۷- برخی از مسائلی که در این قسمت مطرح شده در دوران نوشته شدن کتاب موضوع بحث‌های جدی در جامعه‌ی دانشگاهی آمریکا بود اما اکنون بخشی از آنها مسائل حل شده‌ای تلقی می‌شود یا پاسخ‌هایی که در زمان مطرح شدن در این کتاب به آن داده می‌شد با گفتمان امروزی درباره‌ی آنها تفاوت دارد.
کتابنامه
صداقت‌کیش، آروین
۱۳۸۸ «نمودی از جهان متن اثر کاوشی: در جایگاه، کاربردها، دشواری‌ها و روش‌های آنالیز موسیقی [بخش یکم]»، فرهنگ و آهنگ، شماره ۲۷: ۲۸-۳۳٫
۱۳۸۹الف «نمودی از جهان متن اثر کاوشی: در جایگاه، کاربردها، دشواری‌ها و روش‌های آنالیز موسیقی [بخش دوم]»، فرهنگ و آهنگ، شماره ۲۹: ۴۴-۴۷٫
۱۳۸۹ب «نمودی از جهان متن اثر کاوشی: در جایگاه، کاربردها، دشواری‌ها و روش‌های آنالیز موسیقی [بخش سوم]»، فرهنگ و آهنگ، شماره ۳۰: ۳۲-۳۵٫


Beach, David
۱۹۸۵ “The Current State of Schenkerian Research”, Acta Musicologica, Vol. 57, Fasc. 2, pp. 275-307.

Biringer, Gene
۱۹۹۵ “A Guide to Schenkerian Analysis”, Journal of Music Theory, Vol. 39, No. 1, pp. 145-170.

Carson Berry, David
۲۰۰۵ “Schenkerian Theory in the United States A Review of Its Establishment and a Survey of Current Research Topics”, ZGMTH, 2/2–۳, pp. 101–۱۳۷٫

Gagné, David
۱۹۹۴ “The Place of Schenkerian Analysis in Undergraduate and Graduate Curricula”, Indiana Theory Review, Vol. 15, No. 1, pp. 21–۳۳٫

Kamien, Roger
۱۹۸۴ “Review: Introduction to Schenkerian Analysis”, Journal of Music Theory, Vol. 28, No. 1, pp. 113-123.

Laskowski, Larry
۱۹۸۴ “Review: Introduction to Schenkerian Analysis”, Music Theory Spectrum, Vol. 6, pp. 110-120. Neumeyer, David & Julian L. Hook

۱۹۹۷ “Review: Analysis of Tonal Music: A Schenkerian Approach”, Intégral, Vol. 11, pp. 205-222. Samarotto, Frank

۱۹۹۳ “Review: A Guide to Schenkerian Analysis”, Music Theory Spectrum, Vol. 15, No. 1, pp. 89-93. Tepping, Susan

۲۰۰۱ “Review: Analysis of Tonal Music: A Schenkerian Approach”, Journal of Music Theory, Vol. 45, No. 2, pp. 483-487.

Vaughan, victoria
۲۰۰۰ “Review: Analysis of Tonal Music: A Schenkerian Approach”, Music Analysis, Vol. 19, No. i, pp. 130-134.

دوفصلنامه‌ی پژوهشی مهرگانی شماره‌ی ۴

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

از روزهای گذشته…

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (I)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (I)

سیاست و فرهنگ دو روی متضاد سکّه ی امنیت اند. یکی از طریق فشار بیرونی و دیگری از طریق آگاهی درونی. سیاست از آن رو که موضوعش ایجاد امنیت از طریق عوامل بیرونی ست، همواره با دو سلاح قانون و زور وارد میدان می شود. فرهنگ امّا چنین نیست. فرهنگ از آن رو که موضوعش آگاهی بر آمده از درون فرد است، همواره با دو سلاح تحلیل استدلالی (به کارگیری و عمل) و تحلیل انتقادی (زایش درونی) وارد میدان می شود.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (I)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (I)

فرهاد فخرالدینی، امروز در مرز هشتاد سالگی‌اش در مقام یک آهنگساز و رهبر ارکستر، جایگاه تعریف‌شده و مشخصی دارد. اما جایگاه «فخرالدینیِ مؤلف» در حوزه‌ی پژوهش موسیقی کجاست؟ در چه زمینه‌هایی در پی پاسخ به چه پرسش‌هایی بوده‌است؟ محور گفتگوی حاضر، مقالات و کتاب‌های این موسیقیدان نام‌آشناست؛ آنگاه که چوب رهبری ارکستر را زمین می‌گذارد و قلم در دست می‌گیرد:
بازگشت ایرانی  (II)

بازگشت ایرانی (II)

رادیو و تلویزیون هم، که سال‌ها (به عدد سال‌های رنج فردوسی) است با موسیقی قهراند. برنامه‌ی کودک و نوجوان که یک لحظه‌اش بدون آهنگ نیست، چیزی بر شناخت بچه‌ها از موسیقی سرزمین مادری‌شان نمی‌افزاید (راستش را بخواهید از موسیقی سرزمین‌های دیگر هم در آن چیزی نیست) و تقریبا همان روش کودکستانی را دنبال می‌کند، با این تفاوت که در این جا گاهی علاوه بر «خاله»، «عمو» هم داریم و حرکات موزون هم اکیدا ممنوع است. آن یار دلنواز هم اگر هست در پس گلدانی یا شمایل زنبوری یا … رخ در نقاب کشیده.
فیروزه نوایی: کر فلوت تهران مدیون اساتید فلوت ایران است

فیروزه نوایی: کر فلوت تهران مدیون اساتید فلوت ایران است

متاسفانه به خاطر یک سری ناهماهنگی ها نتوانستیم با کر فلوت در زمان مقرر در شیراز کنسرت داشته باشیم ولی به زودی امیدوارم هماهنگی های لازم برای برگزاری این کنسرت انجام شود.
نوایی: انقلابی در تدریس فلوت بوجود آمده

نوایی: انقلابی در تدریس فلوت بوجود آمده

ببینید، روش تدریس امروزه یک روش بین المللی است و با روشی ما که قبلاً آموزش می دیدیم کاملاً متفاوت است. امروزه اساتید اکثراً طبق یک روش استاندارد بین المللی تدریس می کنند. برای مثال قبلاً به ما می گفتند که باید برای بهتر شدن صدا، لبها را کاملاً سفت کنیم و به اصطلاح می گفتند، لبها شکل پاپیون داشته باشد. بعد در حدود ۳۵ سال پیش آقای جیمز گالوی انقلابی در فلوت ایجاد کرد و الان هم پاهود یک نوازنده سوئیسی هست که انقلاب دوم در فلوت را ایجاد کرده و طبق نظر این اساتید هرچقدر عضلات نوازنده شل تر باشد صدای فلوت بهتر خواهد شد.
جنبش اتنوموزیکولوژی

جنبش اتنوموزیکولوژی

اولین اسناد نوشته شده در زمینه پژوهش بر اساس موسیقی شناسی قومی، نوشته های ژان ژاک روسو، نویسنده و اندیشمند سوئیسی است. در اواخر قرن نوزدهم، همزمان با فعالیت های روز افزون جنبش های ملی گرایانه دراروپا، توجه به موسیقی های قدیمی و محلی اروپایی و در ادامه آن توجه به فرهنگ و موسیقی دیگر ممالک، رشد چشمگیری پیدا کرد.
به‌یاد «فلورانس لیپت» (II)

به‌یاد «فلورانس لیپت» (II)

یکی از جالب‌ترین ادعاهای لیپت که در کلاس مطرح می‌کرد، وجود تصورات اشتباه درباره‌ی آواز در خارج از ایران بود و مغالطات ایرانیان را به‌دلیل شاگردی این معلمان زیر نظر این دست از استادان در زمینه‌ی آواز می‌دانست؛ تصورات اشتباهی که از آناتومی و نوع استفاده از سیستم تنفسی وجود دارد؛ همچنین استیل‌های یکنواخت و تک‌رنگ‌بودن صدای بیشتر خوانندگان کلاسیک ایران را به‌سبب این دست تعلیمات نادرست وارداتی می‌دانست و البته وضعیت بدِ آواز کلاسیک در ایران را به‌مراتب بدتر از کشورهای پیشرفته در زمینه‌ی موسیقی کلاسیک می‌دانست. آموزش آواز به‌وسیله‌ی فلورانس لیپت بسیار حساب‌شده و دقیق بود؛ او به‌خوبی می‌دانست که چگونه مطلبی را به هنرجو آموزش بدهد که موجب گمراهی وی نشود.
حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (III)

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (III)

ارکستر بزرگ رادیو تلویزیون ملی ایران که توسط رهبران مختلفی از جمله فریدون ناصری، مرتضی حنانه و در آخر فرهاد فخرالدینی در سازمان صدا و سیمای آن زمان مشغول به فعالیت بود، حضور تقریبی ۴% از بانوان نوازنده را در دوره ی فعالیتش از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸ (که رهبری آن به محمد شمس رسید) ثبت می کند.
سلطانی: دولت مسئول حمایت از هنر پیشرو است

سلطانی: دولت مسئول حمایت از هنر پیشرو است

این جا موسیقی آوانگارد و پیشرو جایگاهِ چندانی ندارد؛ بیشتر موسیقی هایی اصطلاحاً ترگل وَرگل و رمانتیزمِ دِمُده و یا موسیقی هایی که آمیخته به شعارهای لوس باشند ( استفاده از شعار قطعاً در جایگاه خود زیبایی و صلابت خود را خواهد داشت) و الزاماً هم همراه خواننده مورد توجه قرار می گیرد. اگر این خواننده، تلویزیون و یا سینمای دست چندم را هم به قدوم خودش مزین کرده باشد، دیگر واویلاست.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (V)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (V)

قاعده ی هارمونیک ها خلاص شود ودر عین حال می دانیم که صدای خالص از دامان طبیعت گرفته می شود و پس از پالایش و فیلتر به دست ما نمی رسد، این امکان به وجود می آید، زمانی که صدا از دستان ما خارج می شود و مجدداً به دامان طبیعت باز می گردد ،به حیاتش ادامه می دهد. سؤال این جاست که در چنین شرایطی چگونه می توان پذیرفت که “سکوت” (Silence) اثر جان کیج (John Cage) در اتمسفر “۳۳:′۴ اش خالی از صدا بوده است؟ موسیقی کیج موسیقی طبیعت و انسان است، موسیقی ماندگار است؛ چرا که از مجموعه صداهای موجود در طبیعت استفاده می کند.