ویولون مسیح استرادیواریوس (III)

در این نمونه موجود با در نظر گرفتن وضعیت فعلی آن بدون هیچ دگرگونی، آنگونه تلقی می شود که بر اساس نام های موثق در حاشیه طرح مزبور و همچنین سایر عناوین دیگر تحت عنوان مجموعه های معتبر، مشخصات و اطلاعات کاربردی دقیق و حقیقت آن منطبق برواقعیت می باشد.

پرسش اینجاست که براستی اگر چنین نباشد چگونه می توان به آنچه در واقع وجود دارد پی برد؟ سازنده ویلن چگونه می تواند بدون دغدغه از صحت الگوها، مسیر ساخت ساز را با این آگاهی که براستی در صددخلق ویلنی منطبق بر مسیح است، بپیماید؟

چگونه می تواند تجربه ایی واقعی را در کارنامه حرفه ایی خود رقم زند؟ آیا او همیشه از این اعوجاج بی خبر خواهد ماند و سایه نا آگاهی بر آن مستولی خواهد بود؟

در بخش توضیحات مربوط به طرح ها اینگونه به نظر می رسد که بر اساس استانداردهای چاپ و الگوهای خانواده ویلن، معمولا طراح ویا تولید کنند گان اندیشه پیروی از الگوها ی خاص، به جهت ساخت و تولید آثار، همیشه نمونه هایی را به شیوه های مختلف ارائه می نمایند که معمولا در ابعاد معین و بر اساس استانداردهای مورد نظر، تصاویر و سایر مشخصات انتشار می یابد. تعداد این نمونه ها کم نبوده و تقریبا از بهترین ویلن های استراد – گوارنری و آماتی بزرگ، کروتی – برگونزی – گواد ینینی در این مجموعه ها یاد شده است.

طرح مورد نظر ما به صورت مطلق در برگه ایی به ابعاد عرضی ۴۲۰ میلی متر و ابعاد طولی ۶۲۰ میلی متر ترسیم شده است.

تصویر C

در یک طرف برگه:
تصاویر رنگی با کیفیت بالا از صفحه پشت، صفحه رو
نمایی از سمت چپ دیواره ها
نمای مقابل دسته و نمای سمت چپ دسته قرار گرفته است و در سوی دیگر برگه
جدول اندازه‌های اصلی
فرم قوس‌های صفحه رو
فرم قوس‌های صفحه زیر
نمای دریچه‌ های اف از بالا
خط محیطی صفحه پشت با تعیین محل قرارگیری مقطع قوسها
ضخامت های مختلف صفحه رو
ضخامت های مختلف صفحه زیر
ابعاد ترسیمی پیچک
خط محیطی پیچک
اندازه‌های مربوط به ارتفاع کلافها
ضخامت لبه صفحات از هر دو نمای ویلن
ابعاد دقیق دریچه هایF و همچنین ابعاد آن نسبت به دریچه دیگرو همچنین موقعیت آن در صفحه رو

نمای طولی قوس صفحه زیر و بخشی از نمای طولی صفحه رو می‌باشد که در نهایت این مجموعه به عنوان ضمیمه در مجله استراد، ماه مارس سال ۲۰۱۱ برای علاقه‌مندان ارائه شده است.

تقریبا تمام بخشهای موجود در نقشه را در اینجا مطرح نمودیم.

در گام نخست بهره‌برداری از این مجموعه به ظاهر قوی و کامل، با پرسشی مواجه هستیم که به راستی این مجموعه چیست؟ آیا تصویری برای قاب کردن و یا پر کردن گوشه‌ای از دیوار کارگاه و یا محیطی هنری می باشد و یا نقشه ایی هندسی برای مصرفی ارزشمند؟

شواهد امر نشان می‌دهد با توجه به جریان مصرف وسمت و سوی روند سازسازی الا‌الخصوص در دنیای ویلن می‌توان این گونه تلقی نمود که این نیز یکی از روش‌های جاری و متداول استفاده از طرح ویلن می‌باشد. به طوری که سازنده ویلن به یکی از آن‌ها مراجعه کرده و با ترسیم یک به یک طرح به روی چوب اقدام به ساخت آن می‌کند و نام ویلن خود را براساس طرحی اینچنین که خریداری نموده است بنا می‌سازد.

ما نیز برای آغاز کار همین روال متداول را البته با کمی دقت و توجه بیشتر بررسی نموده تا بتوانیم به نکات ظریف آن آگاه شویم.

طبیعتاً در ابتدا به جدول اندازه‌ها که در بالای قسمت سمت چپ صفحه درج شده است مراجعه می‌کنیم و مشاهده می‌نماییم که در بالای جدول جمله ایی نوشته شده است و مفهوم آن این است که اندازه‌ها براساس میلی‌متربوده و با کولیس و یا هر ابزار اندازه‌گیری دقیق دیگر به ثبت رسیده است. پس می توان اینگونه تلقی نمود که طرح با حساسیتی قابل توجه برای مصرفی کاربردی گردآوری شده است واین گزارشی مطلوب است زیرا که اطلاعات درج شده باتوجه به نام اشخاص و مجموعه‌هایی که آن را تدوین نموده اند، دقیق بوده واعتبار نام آنها مزید بر علت می باشد.

و اما محتویات موجود در جدول شامل:
اندازه طول صفحه زیر و رو
بیشترین عرض درناحیه بالا در صفحه زیر و رو
کمترین عرض در ناحیه میانی صفحه رو و صفحه زیر
بیشترین عرض ناحیه تحتانی ویلن در صفحه رو و زیر
ارتفاع بلندترین ناحیه قوس در صفحه رو و زیر
فاصله خرک از ناحیه فوقانی صفحه رو
اندازه گوشه‌های ویلن در صفحه زیر و رو
فاصله سه زه از لبه صفحه، ضخامت آن، ضخامت لایه سفید در سه زه و ضخامت لایه سیاه در سه زه
طول سیم، طول دسته و… می‌باشد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

Radio K.A.O.S – I

Radio K.A.O.S – I

سال ۱۹۷۹ راجر واترز در حال ساخت یک مستند رادیویی درباره آلبوم The Wall بود که با جیم لد (Jim Ladd تهیه کننده برنامه های رادیویی و از مشهورترین DJ های راک رایدو در آمریکا) ملاقات کرد. این ملاقات نقطه شروع رابطه دوستانه و صمیمی ای بود که تا به امروز نیز ادامه یافته است.
شیوه ای برای نت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (I)

شیوه ای برای نت نویسی سیستمهای میکروتونال ۱۲ قسمتی (I)

موسیقی میکروتونال بر اساس فواصل کمتر یا بیشتر از ترکیبات پرده و نیم پرده شکل می گیرد. این فواصل متنوع بوده و اندازه های گوناگون را شامل می شوند. همچنانکه امروزه برای نشان دادن تغییر فاصله به اندازه نیم پرده از علائم “بمل” و “دیز” استفاده می شود برای نشان دادن فواصل میکروتونال نیز علائم عرضی متفاوت ابداع شده است. به هنگام مطالعه نوشته های مرتبط با میکروتونالیته با انبوهی از مدلهای پیشنهادی برای نوشتار موسیقی مواجه می شویم. تعدد مدلها گویای عدم اتفاق نظر برای ابداع علائمی واحد است. دلیل این مسئله می تواند تاکید بر دقت درتعیین اندازه فاصله یا اعمال سلیقه شخصی فرد ارائه دهنده علامت باشد. مثالی از این مورد تفاوت علائم ربع پرده در دیدگاههای مختلف است:
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

پیرو مطالبى که در شماره ى دوم در رابطه با شیوه هاى آموزشى ذکر شد در این شماره سعى مى کنم نسبت به هر شیوه ى آموزشى مقدار تمرینى را پیشنهاد دهم که مناسب با کلاسِ موردِ نظر باشد.
سارا وائوگن (III)

سارا وائوگن (III)

در آوریل ۱۹۷۲ وائوگن مجموعه آهنگهایی را با نوشته، مدیریت و رهبری مایکل لگراند (Michel Legrand) ضبط کرد. وائوگن همچنین قطعه “زندگی در ژاپن” (Live in Japan) که آلبومی با کنسرتهای زنده در توکیو بود در سپتامبر ۱۹۷۳ ضبط کرد. باب شید آهنگ “فرستادن دلقکها” با اشعاری از استیفان ساندهیم (Stephen Sondheim) را به وائوگن پیشنهاد داد که این آهنگ از آن پس به نوعی امضای او پس از آهنگ “شفیقانه” که همواره در اجراهای سولوی او وجود داشت، بدل شد.
درباره “پرنده های شهر من” (I)

درباره “پرنده های شهر من” (I)

حمیدرضا* ١٢ سال داشت که به کلاس تئوری من آمد. پسری کم حرف و خجالتی ولی با شوری درونی که هرگاه زبان می گشاد، این شوریدگی بر ملا می شد. در گیر و دار ورود به هنرستان موسیقی بود و ساز ویلن کلاسیک می زد. با ورود به هنرستان موسیقی سوره، کمانچه را انتخاب کرد و گرایشات موسیقی اش به موسیقی ایرانی بیشتر و بیشتر شد.
هم‌صدایی لحظه‌ها (I)

هم‌صدایی لحظه‌ها (I)

«در این مورد [برخورد با مانعی مانند دیوار که نتوانم از آن بگذرم]، زندگیم را وقف کوبیدن سر به آن دیوار خواهم کرد.» (۱) این واژه‌ها روحیات هنرمندی را به استعاره‌ای از زبان خودش توصیف می‌کند، که جهان موسیقی شکسته شدن بسیاری از مرزهایش را به‌دست او تجربه کرد. گویی با این استعاره، سرنوشت شصت سال آینده‌ی هنرمند، آبستن سر کوبیدن به کرانه‌های نپیموده‌ی موسیقی شد
تعزیه خوانی (I)

تعزیه خوانی (I)

“تعزیه گردانی”، “شبیه خوانی” یا “تعزیه” ریشه در مراسم “سوگ سیاوش” دارد. این نمایش در اصل مربوط به مصیبت هایی است که بر خاندان پیغمبر و خاص امام حسین (ع) در عاشورا رفته است. ولی به زودی گسترش می یابد. به طوری که در دوره قاجار تعزیه های کمیک و شاد هم اجرا می شد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار (Sir Edward Elgar) در دوم ژوئن سال ۱۸۵۷ در “برادهیت” (Broadheath) که روستایی در سه مایلی شهر کوچک “وُرسِستر” (Worcester) است به دنیا آمد. پدر وی، صاحب یک فروشگاه موسیقی بود که در آن پیانو کوک می کرد. بر این اساس، الگار جوان نیز از این مزیت برخوردار بود تا در محیطی مملو از موسیقی رشد کرده و بزرگ شود.
انیمال

انیمال

در اوایل دهه ۱۹۶۰ یکی از محبوبترین و با اهمیت ترین گروههای R’nB انگلستان یعنی Animals توسط Eric Burdon شکل گرفت. طبق نظر مجله Rolling Stone این گروه دومین گروه تاثیر گذار موسیقی R’nB انگلستان است. اعضای این گروه در اوایل دهه ۱۹۶۰ در شهر New Castle تحت عنوان Kansas City Five گرد هم آمدند.
درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

اگر توجه کنید هر کدام از این قطعات اسامی منحصر به فرد و خاص خود را دارند. این امر برای من بسیار مهم و قابل توجه است. اول این که بسیار معقول است که اسم یک کار از اسامی دیگر کارها متفاوت و مجزا باشد، دوم اینکه یک توضیح است زیرا برای شنونده بسیار پیچیده و غیرقابل هضم است که ناگهان با یک موسیقی سازی مواجه شود. یک عنوان خوب و موفق به شنونده کمک می‌کند تا قبل از شنیدن قطعه از مضمون آن، ایده‌هایی دریافت کند. برای نمونه عنوانی مانند موسیقی در خاطره‌ی یک دوست یا موسیقی تابستانی کوچک نکاتی را به شنونده ارائه می‌دهند تا در هنگام اجرای کار تنها نماند و متوجه ‌شود که باید در چه سمت و سویی بنگرد.»