اپرای راک – ۲

روی جلد آلبوم Godspell
روی جلد آلبوم Godspell
قدیمی ترین مثال برای یک نمایش که بر مبنای موسیقی راک و پاپ ساخته شده باشد، هیر (Hair) نام دارد، پس از آن باید به یک موزیکال دوران هیپی ها با عنوان “یک موزیکال آمریکایی از عشق و راک” اشاره کرد.

اولین اجرای این نمایش به سال ۱۹۶۷ برمیگردد؛ این اثر مانند راک اپرای “عیسی مسیح ستاره درخشان” (Jesus Christ Superstar)، که اولین راک اپرای برجسته پس از هیر به شمار می آید، در زمان خود بسیار بحث انگیز بود.

موسیقی “عیسی مسیح” توسط اندرو لوید وبر (Andrew Lloyd Webber) و تیم رایس (Tim Rice) ساخته شد و در سال ۱۹۷۰، به عنوان یک آلبوم مفهومی منتشر گشت. درآمد این آلبوم به اندازه ای بود که اجرای صحنه ای این راک اپرا را در سال ۱۹۷۱ امکان پذیر ساخت.

موزیکال Godspell که پس از عیسی مسیح ستاره درخشان، نوشته شد و قبل از آن بر روی صحنه رفت نیز دارای درونمایه مذهبی و همان تم پاپ / راک است که البته کمتر از همتای خود بحث انگیز بود.

لئونارد برنشتاین (Leonard Bernstein) موسیقی دان برجسته نیز در سال ۱۹۷۱ یک راک اپرای مذهبی دیگر به نام مس (Mass) را با اشعاری که توسط آهنگساز نمایش Godspell، استفن شوارتز (Stephen Schwartz) نوشته شده بود، خلق کرد و بر روی صحنه برد.

محبوبیت موزیکالهای راک در اواخر دهه ۷۰ و دهه ۸۰ رو به زوال رفت اما در دهه ۹۰ با آثاری از جوناتان لارسن (Jonathan Larson) چون تونی (Tony)، و موزیکال (Rent برنده جایزه پولیتزر) حیاتی دوباره یافت.

راک اپرا در سالهای شکوفایی
پیت تاونشند (Pete Townshend)، هم به تنهایی و هم به همراه گروهش The Who، تقریبا تنها هنرمندی است که بیشترین ارتباط را با عبارت راک اپرا داشته است.

از اولین مثالهای این فرم در موسیقی او میتوان به ترانه A Quick One While He’s Away، از آلبوم A Quick One در سال ۱۹۶۶ نام برد. این ترانه در واقع یک سوییت ۹ دقیقه ای شامل ترانه های کوتاهی است که داستان اپرا مانندی را از گول زدن یک دختر جوان توسط راننده ماشین بخار(که توسط جان انتویسل – John Entwistle – خوانده شده بود)، بیان میکند.

در ۱۹۸۶، گروه انگلیسی The Pretty Things آلبوم S.F. Sorrow را منتشر کردند که اولین کوشش برای بیان مفهومی تماتیک در قالب یک مجموعه از ترانه های خوب بود.

کمتر از یک سال بعد، گروه The Who با آلبوم تامی Tommy به صحنه بازگشتند، اولین آلبومی که به طور واضحی راک اپرا خوانده شد.

تامی با کنسرتها، فیلم و اجراهای صحنه ای خود در طی سه دهه، یکی از مشهورترین راک اپراها باقی ماند. راک اپرای بعدی این گروه کوادروفنیا Quadrophenia نام داشت که این اثر هم به فیلم تبدیل شد.

ده سال بعد، پینک فلوید (Pink Floyd) موفقیت فراوانی را با راک اپرای مشهور خود “دیوار” The Wall به دست آورد. این اثر که بیشتر ترانه های آن توسط راجر واترز (Roger Waters) نوشته شده بود، سومین آلبوم پرفروش تمام دوران شناخته شده است.

مانند تامی، دیوار هم بارها توسط پینک فلوید (در سالهی ۸۰ و ۸۱) و واترز (در محل دیوار برلین، در سال ۱۹۹۰) به شکل یک کنسرت بسیار پرکار و استادانه، بر روی صحنه آمده است و به فیلم تبدیل شده است.

4 دیدگاه

  • آرش
    ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۸۵ در ۴:۵۸ ب.ظ

    بسیار مفید بود اما به خصیصه اپرای راک اشاره نشده بود . اگر آنطور که من متوجه شدم روایت داستانی در موسیقی مد نظر باشد نمونه های بسیاز زیادی در موسیقی بلک متال و گاتیک متال در این طبقه جای میگیریند

  • سحر شهاب
    ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۸۵ در ۹:۱۵ ق.ظ

    با سلام
    مشخصات راک اپرا در بخش اول این مقاله عنوان شده اند و همانطور که از نام هم آن مشخص است، این اپرای بر مبنای موسیقی راک ساخته میشود. چیزی که شما گفته اید میتواند در رده متال سمفونیک یا اپرای متال قرار بگیرد نه اپرای راک.

  • مهدی شکرالهی
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۸۵ در ۷:۰۰ ب.ظ

    هنر بزرگ اپرا در کشور ما بسیار ناشناخته است.بهتر است بیشتر در مورد بنویسید.خصوصا اپرای کلاسیک و رمانتیک.

  • من
    ارسال شده در مهر ۲۳, ۱۳۸۵ در ۳:۲۱ ب.ظ

    خوب بود.چی بگم؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

از روزهای گذشته…

ضیاالدین ناظم پور

ضیاالدین ناظم پور

متولد ۱۳۴۵ تهران آهنگساز، نوازنده رباب، نویسنده info@nazempour.com
هیچ تقدیری جوابگوی زحمات بی دریغ<br /> این بزرگ مرد موسیقی نیست

هیچ تقدیری جوابگوی زحمات بی دریغ
این بزرگ مرد موسیقی نیست

هفته پیش با شنیدن اعلام حکم بازنشستگی آقای شریف لطفی بعد از ۳۰ سال خدمت بی وقفه این بزرگ مرد، دانشجویان، اساتید، مدرسین، اعضائ هیات علمی و کارکنان و کارمندان دانشکده موسیقی دانشگاه هنر به یکباره احساس کردند که حامی بزرگ دانشکده موسیقی را از دست دادند. این تغییر و تحول در حالی انجام شد که همین چند ماه پیش آقای شریف لطفی با همکاری آقای “دکتر محسن حجاریان” رشته “اتنوموزیکولوژی” (موسیقی شناسی قومی) را در وزارت علوم به تصویب رساندند تا از سال آینده نیز در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر پذیرای دانشجو باشند و همزمان برنامه تفصیلی “کارشناسی ارشد آکوستیک” پیشنهاد شده از طرف آقای دکتر خسرو مولانا در دست بررسی و اقدام بود.
درگذشت میشِل لوگران، آهنگ ساز بزرگ موسیقی فیلم

درگذشت میشِل لوگران، آهنگ ساز بزرگ موسیقی فیلم

میشِل لوگران (Michel Legrand) بیست و چهار فوریه سال ۱۹۳۲ در پاریس بدنیا آمد. این موسیقی دان، آهنگ ساز، خواننده و تنظیم کننده فرانسوی موفق به دریافت سه جایزه اُسکار برای ساخت موسیقی فیلم گردید. میشِل لوگران در خانواده ای موزیسین به دنیا آمد و بزرگ شد. پدرش ریموند لوگران (Raymond Legrand) آهنگ ساز بود. دایی او ژَک اِلیان (Jacques Hélian)، ارمنی الاصل، رهبر ارکستر بود. خواهرش کریستیان لوگران (Christiane Legrand) خواننده جَز شد. میشلِ جوان در کنسرواتوار پاریس در کلاس های لوسِت دِکَو (Lucette Descaves) و نادیا بولانژه (Nadia Boulanger) پیانو و آهنگ نویسی خواند.
در باب متافیزیک موسیقی (IX)

در باب متافیزیک موسیقی (IX)

یک رشته آکورد کنسونانت، همچون کرختی ناشی از برآورده شدن امیال، ملال آور و خسته کننده و پوچ می شود. از این رو گرچه دیسونانس ها ناراحت کننده اند و تاثیری تقریبا دردناک دارند، با این حالب باید به کار روند، اما تنها برای آنکه دوباره و با آمادگی مناسب در کنسونانس ها حل شوند. در حقیقت، در سرتاسر موسیقی تنها دو آکورد اصلی وجود دارد، یعنی آکورد دیسونانت هفتم و تریاد هارمونیک و تمامی آکوردهای موجود را می توان به این دو آکورد برگرداند.
شناخت کالبد گوشه‌ها (VIII)

شناخت کالبد گوشه‌ها (VIII)

نوازنده‌ی ردیف‌دان مدرسی‌ای مثل طلایی نوعی دستور زایشی را برای آن می‌خواهد که بر انجماد ردیف غلبه کند. هدف اصلی تحلیل، بالاتر و اولی‌تر از یک کنش موسیقی‌شناسانه، رهایی ردیف از قید تصلبی است که امروزه کم و بیش همه به روی دادن آن معترف‌اند. او می‌خواهد انجماد را از طریق به بیان درآوردن اجزای امر منجمد در هم بشکند. و ناخواسته وضعیتی را طرح میکند که در پس یک پرسش نخستین پدید می‌آید. پرسش این است که آیا ما می‌توانیم صرفا با دانستن نوع گسترش یا کالبدشناسی گوشه‌ها از مرز عینیت‌یافتگی منجمد آنها عبور کنیم و مثلا برای فلان گوشه یک مقدمه‌ی دیگر طراحی کنیم؟ اگر چنین کنیم یکی از ویژگی‌های مد را در نگاه‌های محافظه‌کارتر سلب کرده‌ایم.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (III)

شکل‌گیری تدریجی و این بازی محو شدن وبرگشتن پاره‌های تم مشخصه‌ی اصلی شهر خاموش و بخش‌های دیگری از دو قطعه‌ی پرواز و در انتظار باران را تشکیل می‌دهد، در همین بین رابطه‌ی تغییرات شدت‌وری و رنگ با تغییر تدریجی جملات نیز تا حدودی برقرار است. این رابطه را در پایان فراز اول قطعه زمانی که شدت‌ به اوج خود می‌رسد و سپس به یک سکوت منتهی می‌شود به وضوح می‌توان دید. این روش برخورد در ابتدای قطعه‌ی «در انتظار باران» هم به شکلی مشابه به چشم می‌خورد.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

علینقی وزیری و شاگردش روح الله خالقی، در تئوری های خود از علامت های رایج موسیقی کلاسیک غرب استفاده کردند و هر کجا علامتهای موسیقی غربی کارایی مناسب را نداشت، بدون تعصب از علامت های ابداعی استفاده می کردند؛ اتفاقا این نکته نشاندهنده شعور بالا و دوری از تعصب ایرانی و غربی آنهاست؛ مسئله ای که بسیاری از موسیقیدانان (مانند منتقد مورد بحث ما) نتوانستند بر آن فائق آیند. هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که یک موسیقیدان دست به تولید علامت جدیدی برای نت نگاری بزند وقتی چنین علامتی برای نت نگاری قبلا بوجود آمده و در اقصی نقاط جهان نیز شناخته شده است.
اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

در یکی از جلسات، دکتر رعدی طی یک سخنرانی طولانی، مقام موسیقی را تشریح نمود و موسیقی را زبان و روح ملت‏ها نامید و گفت: «موسیقی زبانی است که بیگانه نمی‏شناسد؛ موسیقی گاهی از شعر مدد می‏گیرد؛ گاهی به شعر مدد می‏رساند؛ هر دو به یکدیگر نیازمندند، ولی اگر کار به دعوای بی‏نیازی کشد، شاید موسیقی بی‏نیازتر یا لا اقل کم‏نیازتر باشد.»
مقام هنرمند در آثار شلینگ (II)

مقام هنرمند در آثار شلینگ (II)

در آفرینش اثر من هنرمند نابغه، آزاد است. چیزی را می آزماید که در زندگی هر روزه اش از او دریغ شده است، چیزی که فارغ از بایدها و نبایدهاست. اما این آزادی از چه چیز خبر می آورد؟ از یکی شدن جهان راستین با دنیای آرمانی و مثالی. نکته اینجاست که در هیچ شاخه ای از تعقل و علم انسانی نمی توانیم این “یکی شدن” را تجربه کنیم. ما همواره در مقابل فاصله دنیایی که بر ما ظاهر می شود و دنیای درونی «جهانی که منطق نهایی و نهانی ماست» قرار می گیریم.
مرگ پاکو دلوچیا؛ فقدانی جبران ناپذیر در دنیای موسیقی

مرگ پاکو دلوچیا؛ فقدانی جبران ناپذیر در دنیای موسیقی

پاکو دلوچیا، نوازنده ویرتوز گیتار فلامنکو، روز چهارشنبه بیست و ششم فوریه ۲۰۱۴ در شصت و شش سالگی در مکزیک درگذشت. دلوچیا که در پلایا دل کارمن (Playa del Carmen) در جزائر کارائیب تعطیلاتش را می گذراند در این شهر دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان درگذشت.