مقام هنرمند در آثار شلینگ (III)

هنرمند در آفرینش به آخرین چیزی که می اندیشد، جستجوی بعدی در پی زیبایی است، اما چون اثر آفریده شد و کار به پایان رسید، تازه کار فیلسوف و هنرشناس آغاز می شود. البته فیلسوفان – معمولا – با شهود سروکاری ندارند و ادراک آنان نمی تواند تا حد ادراک و شهود هنرمند کامل باشد.

از نظر شلینگ این نکته توجیه نهایی نیت هنرمند همچون سازنده معنای راستین اثر است که البته اینجا پرسشی ساده بی پاسخ باقی می ماند: اگر روال آفرینش زیبایی و هنر نه آگاهانه، بلکه استوار به شهود باشد نیت آگاهانه هنرمند تا چه حد کارآست؟

از سوی دیگر بنا به بحث شلینگ، فیلسوفان «و هنرمندان در مقام هنرشناسان» هرگز نخواهند توانست به معنای نهایی اثر پی ببرند، آنان به معنا نزدیک می شوند، اما به آن نمی رسند، شلینگ دلیلی دیگر هم بر حکم خود دارد: هنرمند با زبان نمادین سروکار دارد، او به اسطوره نزدیک تر است تا به تفکر فلسفی و به خردورزی منطقی و حساب شده. در واقع “اسطوره شرط لازم و اولیه هنر است”.

از این نکته نتیجه دیگری هم به دست می آید، میان هنر و دین نسبت نزدیکی هست. شلینگ اینجا از یونانیان مثال می آورد که “می گفتند هنر ابزار کار خدایان است” و با قاطعیت حکم می دهد که ما هرگز نخواهیم توانست هنر و دین را از یکدیگر جدا کنیم. این حکم که به گفته های رومانتیک ها نزدیک و از آموزه های روشنگران دور است، استوار به همبستگی درونی دین و هنر است. بیان کامل این همبستگی را می توان در زبان نمادین این دو یافت.

میان هنرها موسیقی به دنیای ایده از دیگر هنرها نزدیک تر است، زیرا زبانی نمادین تر دارد، زبانی که تا آخرین حد ممکن از دلالت ها دور شده است. شلینگ در واپسین آثارش که در روزگار سالخوردگی و در مورد اسطوره و دین نوشت بارها به این نکته بازگشت.

نکته نزدیکی موسیقی به گوهر بیان نمادین ما را به دل مشغولی زیبایی شناسان آلمانی روزگار شلینگ می رساند: دسته بندی هنرها، که شکل بسیار فکر شده ای از آن در کار هگل نیز مشاهده می شود. اما، ریشه این دسته بندی به رساله مهم و مشهور لسینگ یعنی “لائوکن یا حدود نقاشی و شعر” می رسد، رساله ای که با توجه به تمایز روش های بررسی نقاشی و شعر برتری شعر نسبت به نقاشی را پیش کشیده و مهمتر، چنین حکم داده که این تفاوتی نشانه شناسانه است.

نقاشی با نشانه هایی از رنگ ها و با فضا سروکار دارد و مناسبتی طبیعی و ساده با موضوع می یابد، اما توانایی کاربرد آن نشانه هایی را ندارد که با موضوعی پیچیده رویارو باشند. در حالیکه نشانه های متن شاعرانه از آنجا که استوار به تقلید نیست و به گفته لسینگ نشانه هایی است “دارای انگیزش”، می تواند با پیچیده ترین موضوع ها نسبت یابد.

نشانه های نقاشی در مکان و نشانه های شاعری در زمان وجود دارند. اما دسته بندی شلینگ تا حد بحث لسینگ به زبان نقادی ادبی امروز نزدیک نیست. او موسیقی و شعر را برتر از سایر هنرها می داند، چون به دنیای مثالی و اسطوره ای و از اینجا به “ایده” نزدیکترند و نقاشی، پیکرسازی و معماری را به ترتیب دورتر و در نتیجه کم اهمیت تر می یابد و این دسته بندی با منطقی همانند در کار شوپنهاور نیز تکرار می شود.

منبع:
حقیقت و زیبایی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

کنسرتوی گمشده

کنسرتوی گمشده

نام پرویز محمود با دوره‌ای تب آلود از تاریخ موسیقی ایران عجین شده است. دوره ای که تغییرات بزرگ اجتماعی و سیاسی در سطح کلان با عث تغییر در ساختار مدیریت فرهنگی و پس از آن تغییر در مدیریت نهادهای موسیقایی (از جمله هنرستان موسیقی) شد.
ارکستر – قسمت دوم

ارکستر – قسمت دوم

برای معرفی ارکستر از ابتدایی ترین نوع آن در تاریخ این بحث را آغاز کردیم و به صورت اجمالی با تحولات مهم آن تا قرن حاضر آشنا شدیم ؛در ادامه این مبحث به این موضوع میپردازم که چند نوع ارکستر داریم و هر کدام چه زیر گروههایی را در بر گرفته و جزئیات هر کدام از آنها به چه صورت است ، برای این منظور و با توجه به اینکه معمولآ برای تفکیک انواع ارکستر از دو جنبه سازبندی و تعداد نوازندگان این مسئله بررسی میشود، بحث را پی میگیریم .
مندلسون – پیانو تریو ، اپوس ۴۹ ، موومان اول

مندلسون – پیانو تریو ، اپوس ۴۹ ، موومان اول

فلیکس مندلسون از جمله آهنگسازان دوره رمانتیک است که علاوه بر آهنگسازی و رهبر ارکستر، نوازنده چیره دست پیانو ، نویسنده ای برجسته، نقاشی ممتاز و شناگری ماهر محسوب می شد؛ به بازی شطرنج بسیار علاقه داشت و یک بازیگر حرفه ای بیلیارد بود.
صالحی: برای دومین بار کنسرتو ویولون چایکوفسکی را اجرا می کنم

صالحی: برای دومین بار کنسرتو ویولون چایکوفسکی را اجرا می کنم

از یازده سالگی ویولون را با آقای سیاوش ظهیرالدینی آغاز کردم. من یکسال با ایشان کار کردم و بعد با آقای علی رئیس فرشید هم یکسال و نیم کار کردم و بعد خودم کار کردم. جمعا دو سال و نیم در ایران کلاس ویولون رفتم تا اینکه در سال ۱۳۸۱ در تاجیکستان به دانشگاه رفتم.
بورس دکترای موسیقی شناسی دانشگاه هامبورگ

بورس دکترای موسیقی شناسی دانشگاه هامبورگ

در راستای معرفی هرچه والاتر موسیقی ایرانی و همچنین ادامه پژوهش های موسیقی دکتر پویان آزاده* در دانشگاه هامبورگ، پذیرش دانشجوی دکترای رشته “موسیقی شناسی” دانشگاه هامبورگ آلمان در قالب پروژه پژوهشی “آرشیو صوتی موسیقی” (COMSAR) انستیتو موسیقی شناسی سیستماتیک دانشگاه هامبورگ امکان جذب دانشجوی دکترای (PhD) مشترک بین ایران و آلمان، با همکاری دکتر پویان آزاده (عضو هیات علمی دانشکده موسیقی دانشگاه هنر) فراهم گردیده است. لذا از دانشجویان کارشناسی ارشد موسیقی علاقه مند به ادامه تحصیل دعوت می گردد تا با ارسال رزومه خود، آمادگی خود را برای این بورسیه اعلام نمایند.
گفتگوی هارمونیک دو ساله شد

گفتگوی هارمونیک دو ساله شد

با همراهی و پیگیری شما دوستان وارد دومین سال از فعالیت خود شدیم، سال گذشته بسیاری از موضوعات عمومی و تخصصی موسیقی را با همکاری و در کنار شما تحلیل و بررسی کردیم و بیش از ۳۶۰ مقاله و نوشته با موضوعات مختلف را در سایت منتشر کردیم.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دهم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دهم (I)

بین موسیقی و بدن ارتباطات بیشماری قابل تصور است. ساز به عنوان یک ابزار اجرایی که به وسیلۀ اندام‌های نوازنده نواخته می‌شود، خود زمینۀ بسیار گستردۀ مطالعاتی را فراروی پژوهشگران موسیقی قرار می‌دهد. مطالعات مربوط به شیوۀ کار بدن و ارتباط دو سویۀ ساز و اندام نوازنده از موضوعات قابل طرح در این حوزه است که در شاخه‌های نشانه‌شناسی (semiology, semiotics)، معناشناسی (semantics) و حتی بهداشت نوازندگی قابل بررسی است. موسیقی یکی از محرک‌هایی است که علاوه بر کارکرد شنوایی و ذهنی آن بر روی مخاطب، باعث تحرکات اندام‌واره‌های او نیز می‌شود.
در باب متافیزیک موسیقی (VIII)

در باب متافیزیک موسیقی (VIII)

دقیقا به همین ترتیب، بازگشت به تونیک باید پس از همان تعداد میزان، به همان نحو در یک بخش صحیح میزان به آن برسد که در نتیجه آن رضایت کامل به وجود می آید. مادام که این تطابق لازم، یعنی برآورده شدن دو عامل به دست نیامده باشد، ممکن است که ریتم، از یک سو، مسیر منظم خود را دنبال کند و نت های مورد نیاز از سوی دیگر، به قدر کفایت به دست آیند؛ اما این ها یکسره فاقد آن تاثیری که ملودی به واسطه آن به وجود می آید خواهند ماند. شاید نمونه بسیار ساده زیر به روشن شدن این مطلب کمک کند:
سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (I)

سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (I)

شاید امروز کمتر کسی از دوستداران موسیقی باشد که نام لئونارد برنشتاین، آهنگساز، رهبر ارکستر، نوازنده و نویسنده شهیر آمریکایی را نشنیده باشند. وی در سال ۱۹۷۳ شش سخنرانی در دانشگاه هاروارد برگزار کرد که «سوال پاسخ داده نشده» نام داشت. (نام قطعه ای از چارلز آیوز) و در این سخنرانیها سعی داشت از تئوریهای زبان شناسی نوام چامسکی برای تجزیه و تحلیل موسیقی استفاده کند و سپس به بررسی تاریخی موسیقی، تونالیته و دیگر مسائل از این دیدگاه می پردازد. از این سخنرانی یک فیلم، یک کتاب و یک کتاب گویا منتشر شده اند. در موخره کل این سخنرانیها، برنشتاین نظر خود را راجع به وضعیت موسیقی در دهه ۶۰ و استیل قالب موسیقی کلاسیک در آن دوره (که امروزه بیشتر به نام آوانگارد میشناسیم) و سپس به تغییراتی که در موسیقی کلاسیک بعد از آن پیش آمد اشاره میکند که در زیر ترجمه آنرا مشاهده می نمایید:
سیر تحول صدا (بخش دوم)

سیر تحول صدا (بخش دوم)

سبک آوازی در طی دوران رمانتیک قرن نوزدهم دستخوش تحولی انقلابی شد. قهرمان رمانتیک به جای استفاده از صدای کاستراتو، با صدای تنور میخواند. موسیقیدانانی چون بلینی، دونیزتی، برلیوز و بعدها وردی Verdiبرای بیان بهتر ماهیت اوج گیرنده داستان های اپرایی، محدوده آوایی و طیف زیر و بمی صدا را به خصوص برای قهرمان تنور، گسترده تر کردند. توانایی اجرای نت دو زیر یا high-C از قفسه سینه به جای روش خواندن با صدای تیز falsetto به یکی از نیازهای اصلی این حرفه مبدل شد.