گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

در حال حاضر و با بررسی اغلب روندهای موجود، آنچه به نقد موسیقی اعتبار و مرجعیت می‌بخشد به نظر مدرس حاصل ترکیبی از رابطه‌ی میان پنج عامل نقدگر، آفریننده، دریافت‌کننده‌ی نقد، خود اثر و محتوای نقد است. اغلب پاسخ‌های مختلف به پرسش‌های یاد شده را می‌توان بر اساس هم‌بندی عامل‌های پنج‌گانه تشریح کرد.

اگر فرض کنیم گونه‌های مختلف نقد را -با چشم‌پوشی از همه‌ی تفاوت‌های ظریف احتمالی- زیر چتر دو گروه بسیار کلی معطوف به ارزیابی و معطوف به شرح و تفسیر دسته‌بندی کنیم پرسشی که مطرح شد به این شکل دوباره می‌تواند طرح شود که چه چیزی دسته‌ی اول را از تبدیل شدن به سلیقه‌ی شخصی و دسته‌ی دوم را نیز از بدل شدن به شرح دلبخواهی مصون می‌دارد؟ برخی پاسخ را در رابطه‌ی محتوای نقد، اثر و آهنگساز می‌یابند. یعنی برای آنها تایید آهنگساز (مستقیم یا از طریق فرآیندی تاریخ‌نگارانه) است که همچنان مرجعیت دارد و تفسیر نباید به کل نافی آن باشد.

برخی دیگر، معتقدند که رابطه‌ی میان نقدگر، اثر (به عنوان نقطه‌ی مرکزی این دیدگاه) و محتوای نقد است که مرجعیت دارد به بیان دیگر باور دارند که کار نقد می‌تواند بر اساس عینیتی نزدیک به علوم تجربی پیش برود. و برخی دیگر هم مرجعیت را به رابطه‌ی نقدگر، محتوای نقد و مخاطبان نقد محول می‌کنند و … مدرس در اینجا از حاضران پرسید به نظر شما وضعیتی که در آن مرجعیت رابطه‌ای هم با مخطبان نقد می‌یابد چگونه می‌تواند ادامه یابد؟ و در پی بحثی پاسخ داد این وضعیت یک گام با آن فاصله دارد که بگویید نقد/نقدگر مرجعیتی بیش از گونه‌های دیگر ابراز نظر درباره‌ی موسیقی ندارد چرا که مرجعیتش را وابسته‌ی نوعی رای‌گیری کرده‌اید.

به بیان دیگر می‌توان پرسید اگر رابطه‌ی نقدگر با مخاطب مرجعیت‌ساز است چرا نظر همان مخاطبان در مورد موسیقی به اندازه‌ی نظر نقدگر مرجعیت نداشته باشد و موضوع به نوعی شمارش آرا تبدیل نشود؟ در هر حال، اشاره شد که عموما این طور تلقی می‌کنند که آنچه درون متن آمده تا آنجا که در خود اثر (با زمینه‌های تاریخی و زندگی‌نامه‌ای)، یعنی با عینیت‌های درونی آن تطابق دارد خصلتی همه‌پذیرتر و از آنجا که کار به تاویل و تفسیر می‌کشد، خصلتی قابل پذیرش برای کسانی دارد که تقریبا شبیه خود نقدگرند یعنی خودنگارانه است.

در حین این بحث البته چند بار مدرس یادآوری کرد که پاسخ به آن پرسش که فعالیت فکری مانند نقد موسیقی اصلا چرا اهمیت دارد و چرا مرجعیتی برای ارزیابی یا تفسیر پیدا می‌کند یعنی طرح سوال در معنای اصلی کنش نقد؛ در اینجا خیلی سربسته مورد اشاره قرار گرفت و بحث بیشتر بر این متمرکز شد که پس از پذیرفتن تلویحی مرجعیت کلیت کنش نقدگرانه (بدون بحث و موشکافی زیاد)، چگونه هر یک از تولیدات آن یا تولیدکنندگانش مرجعیت پیدا می‌کنند؟ بحث گسترده‌تر در این مورد را می‌توان در مقالاتی که در این باره نوشته شده، از جمله یکی از مهم‌ترین آنها، «مرجعیت نقد موسیقی» نوشته‌ی «ادوارد کُن» منتشر شده در فصلنامه ماهور شماره ۳۷، پی گرفت.

«زیباشناسی و تاثیرات دوگانه‌ی احکام آن بر نقد موسیقی»، مبحث بعد بود. ابتدا یک تعریف ساده‌ی زیباشناسی چنین بیان شد:

»Aesthetics is a branch of philosophy dealing with the nature of art, beauty, and taste, with the creation and appreciation of beauty. It is more scientifically defined as the study of sensory or sensori-emotional values, sometimes called judgments of sentiment and taste. More broadly, scholars in the field define aesthetics as “critical reflection on art, culture and nature.”« (Wiki)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

از روزهای گذشته…

کنسرتی بزرگ در آسمان!

کنسرتی بزرگ در آسمان!

از زیباترین و در عین حال متفاوت ترین آهنگهای آلبوم Dark Side of the Moon می توان به The Great Gig in the Sky اشاره کرد. یکی از بهترین کارهایی که Richard Wright که در مدت فعالیت موسیقی خود آنرا درست کرد است.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (VII)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (VII)

سیستم موسیقی اروپا دقیقاً روی سیستم دوازده تن معتدل بنیان‌گزاری شده است. و تمام آن موج‌هایی که در موسیقی اروپا آمده است مثل باروک، کلاسیک، رمانتیک، حتی موسیقی مدرن و اکسپرسیونیست همگی روی گام‌دوازده تن تعدیل‌شده است. حتی موسیقی بازار مثلاً موسیقی راک‌اند رول و یا پاپ همه روی گام دوازده تن تعدیل‌شده است. حالا این سیستم را با سیستم موسیقی ایران مقایسه کنیم.
آلبوم «جان مایه» منتشر شد

آلبوم «جان مایه» منتشر شد

آلبوم «جان مایه» با نوازندگی تار امین میراحمدی و تنبک حامد زندکریم خانی توسط انتشارات «آوای دلگشای شهرود» منتشر شد. میراحمدی در این آلبوم با تاثیر پذیری از مکتب تارنوازی استاد علی اکبرخان شهنازی به اجرایی در دستگاه نوا پرداخته است، دستگاهی که علی اکبر خان در ردیف اش به اجرای آن نپرداخته است. میراحمدی در جلد این آلبوم می نویسد:
موسیقی ایرانی و سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران در سالی که گذشت

موسیقی ایرانی و سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران در سالی که گذشت

سالی که گذشت سال پرکاری برای موسیقی ایران بود و البته نه پربار! برنامه های استادان موسیقی ای که از شهرت بالایی در میان مردم برخوردار بودند، با استقبال بسیار زیادی روبرو شد ولی آنطور که از نقد های نوشته شده بر این کنسرت ها میشود احساس کرد، چنان که باید از نظر محتوایی باری نداشت.
فراخوان دومین دوسالانه ی جایزه ی پیانو باربد

فراخوان دومین دوسالانه ی جایزه ی پیانو باربد

دومین دوسالانه ی جایزه ی پیانوی باربد با سرمایه گذاری مجموعه ی پیانوی باربد و برنامه ریزی و مدیریت مؤسسه فرهنگی-هنری شهرآفتاب و همکاری اساتید برجسته ی موسیقی کلاسیک کشور در سال ۱۳۹۷ در تهران برگزار خواهد شد. جایزه پیانوی باربد قصد دارد علاوه بر انگیزه بخشی و ایجاد فضایی برای رقابت و ارائه ی توانایی های پیانیست های نوجوان و جوان، فرصتی برای بهره مندی از بالاترین سطح آموزش آکادمیک و گام نهادن به دنیای نوازندگی حرفه ای را برای پیانیست های مستعد میهن مان فراهم کند.
نحوه اجرای ریز با سنتور

نحوه اجرای ریز با سنتور

ساز سنتور یکی از محبوب موسیقی ایرانی می باشد که از دیر باز جزو اصلی ترین سازها تکنوازی و ارکسترال بوده است. با توجه به خصوصیات ظاهری این ساز، در می یابیم که نواختن این ساز اندکی با سازهای رایج تفاوت دارد. به طوری که نحوه فرود آمدن مضراب و حتی استفاده از مضراب های گوناگون در صدادهی ساز تاثیر گذار می باشد. مانند مضرابهای بدون نمد قدیم و با نمد فعلی و شکل های مختلف مضراب ها.
سرگذشت پیانو در ایران (I)

سرگذشت پیانو در ایران (I)

از زمانی که پیانو ساخته شد به دلیل رنگ زیبای صدا و توانایی آن در اجرای همزمان چندین نت، این ساز بزرگ همواره مورد توجه موسیقیدانان در سبک های مختلف بوده و هست.
در آمدی بر تدوین فهرست جامع <br> آثار روح الله خالقی(I)

در آمدی بر تدوین فهرست جامع
آثار روح الله خالقی(I)

در گفتگویی رادیویی در سال ۱۳۴۰ در پاسخ به این پرسش که تا بحال چند آهنگ ساخته اید، مرحوم خالقی اظهار میدارد: “… در این مورد نمیتوانم مثل دیگران دقیق جواب بدهم…”
شریفیان: موسیقی کلاسیک آزاد و لیبرال است

شریفیان: موسیقی کلاسیک آزاد و لیبرال است

به هیچ وجه! در غرب موزیسین ها اطلاعات بسیار زیادتری از سبکهای موسیقی کلاسیک دارند، چراکه این موسیقی در آن کشورهای سابقه بسیار زیادی دارد و به نوعی بومی است. ما سبکهای بسیار زیادی در موسیقی کلاسیک داشته ایم، مثلا در قرن بیستم، امپرسیونیسم داریم، اکسپرسیونیسم داریم، آتونالیه داریم، پلی تونالیته داریم، نئوکلاسیک داریم و… ترکیبهایی از اینها که شامل انواع دیگری از موسیقی می شوند که بر اساس محورهای ثقل نتی بوجود می آیند که گوناگونی ها و پیچیدگی های خود را دارند.
فخرالدینی: استادان بین المللی را از نزدیک دیده ام

فخرالدینی: استادان بین المللی را از نزدیک دیده ام

من در آن زمان جوان ترین عضو انجمن فیلارمونیک ایران بودم و هر رهبری که آمد، هم تمرین‌ها را و هم کنسرت هایشان را می دیدم که آن دوره، تجربه های گرانبهایی برای من بود که رهبران بزرگ را از نزدیک می‌دیدم و متوجه میشدم، به چه شکلی کار می‌کنند. من از فیگور و حرکت دست آنها درس می‌گرفتم. به تدریج که گذشت با استاد ملیک‌اصلانیان آشنا شدم که ایشان من را با دنیای موسیقی غرب آشنا کرد… امروز میزان پارتیتورهایی که من در اختیار دارم، کمتر کسی دارد!