پورساعی: سونوریته مهمترین اصل در نوازندگی است

حامد پورساعی و فروغ کریمی
حامد پورساعی و فروغ کریمی


پورقناد: به نظر شما مهمترین مواردی را که نوازنده ها باید در حین نوازندگی رعایت کنند چیست؟
حامد پورساعی:
نخستین اصلی را که هر نوازنده باید به آن اهمیت دهد، کیفیت نوازندگی است و مهم‌ترین عاملی که به کیفیت نوازندگی کمک می‌کند، سونوریته‌ی ساز است و من همواره به شاگردان خود توصیه می‌کنم به‌جای اینکه به نواختن قطعات بیشتر و سریع‌تر فکر کنند، از ابتدای کار دستیابی به برترین‌ کیفیت نوازندگی و سونوریته‌ی ساز خود و همچنین به افزایش توانایی خود در اجرای باکیفیت و نوانس بیشتر قطعات اهمیت بدهند. متأسفانه در ایران هنرجویان به‌دنبال اجرای قطعات بیشتر هستند و انتظار دارند، هر بار که به کلاس می‌آیند، قطعه‌ای جدید یاد بگیرند، صرف نظر از اینکه با چه کیفیتی قرار است اجرا کنند.

برای مثال یکی از شاگردان من که در حال حاضر در اتریش، درس گیتار می‌خواند در طول یک سال تحصیلی خود فقط روی دو قطعه کار کرده و بیشتر وقت خود را صرف افزایش کیفیت نوازندگی کرده است، در‌ حالی‌که در ایران اگر در هر جلسه به هنرجو قطعه‌ی جدید آموزش ندهید، او کلاس شما را ترک می‌کند!

پورقناد: خانم کریمی مشکلات نوازندگان فلوت در ویبراسیون چیست؟
کریمی:
در مدتی که من در دانشگاه وین تدریس داشته‌ام بیشتر نوازنده‌های فلوت که در آزمون‌های ورودی دانشگاه شرکت می‌کردند به‌دلیل ویبراسیونِ اشتباه، مردود می‌شدند و به همین دلیل من در حدود ۱۸ سال است که روی روش درست ویبراسیون تحقیق می‌کنم. حتماً نمونه‌های عملی این نوع ویبراسیون‌های اشتباه را که به ویبراسیون «بُزی» معروف است در مسترکلاس‌های من دیده‌اید. اصطلاح این نوع ویبراسیون از زمان «باخ» وجود داشته که در کتاب‌های آموزشی آن دوره نیز آمده است که نوازنده می‌تواند حتی با چانه و فک پایین خود یا با استفاده از زبان خود، ویبراسیون بدهد، ولی نباید ویبراسیون بزی بدهد.

متأسفانه اگر نوازنده‌های فلوت، روش درست دم و بازدم و روش استفاده از دیافراگم و عضلات شکم و همچنین نقش «سیبک گلو» در کنترل هوایی که خارج می‌شود را ندانند، سبب می‌شود که نوازنده در حین خارج‌شدن هوا از شش‌ها، سیبک گلو را به‌سمت بالا هدایت کند و به این وسیله تارهای صوتی منقبض شده و ویبراسیون بزی تولید شود.

در صورتی که برای ویبراسیون درست باید سیبک گلو به‌سمت پایین هدایت شود تا تارهای صوتی آزادانه هوا را از دهان خارج کرده و ویبراسیون درست را تولید کند. یکی از تمرین‌هایی که برای پایین نگه‌داشتن سیبک گلو مفید است، در موقع ساز ‌زدن فکر کنید که آواز می‌خوانید و «dö» می‌گوید. نکته‌ی مهم دیگر در ویبراسیونِ درستِ فلوت این است که روی نت‌های کشیده با کنترل نفس تمرین شود.

دیگر اینکه در ابتدا حتماً با تمرین‌های مختلف ویبراسیون را باید شمرد تا هم بتوانیم قطعات و سبک‌های مختلف را با ویبراسیون‌های مختلف اجرا کنیم. (البته در موقع اجرا روی صحنه ویبراسیون شمرده نمی‌شود.)

نکته‌ی جالب این است که برخی هنرجویان (به‌خصوص هنرجویان آواز) توانایی ویبراسیون تند‌تر را ندارند. در گذشته ما به این قبیل هنرجویان توصیه می‌کردیم که تمرین خود را بیشتر کنند، در‌ حالی‌که امروزه ثابت شده است که این قبیل نداشتن توانایی‌ها، اغلب به‌دلیل ضعف عضلات مجاور حنجره است و با استفاده از روش‌های لیزر ‌درمانی و تراپی می‌توان این عضلات را تقویت کرد.

پورقناد: آقای پورساعی شما تمرین ویبراسیون روی گیتار را به چه صورت آموزش می دهید؟
پورساعی: به دلیل اینکه زمانی که نوازنده‌ی حرفه‌ای گیتار در حال اجرای کنسرت است، ویبراسیون‌هایش را نمی‌شمرد، در نواختن گیتار هم مانند فلوت (در حین تمرین) از شاگردانم می‌خواهم که ویبراسیون را بشمرند، به این صورت که انگشت کوچک (چهار) و سپس بقیه‌ی انگشتان را به‌ترتیب روی فرت دوازه می‌گذارند و با حرکتی در جهت دسته‌ی گیتار، دست خود را به کاسه‌ی ساز می‌زنند و به این روش ویبراسیون قابل شمارش می‌شود. این شمارش را کم‌کم سریع‌تر می‌کنند و با انگشتان دیگر تمرین می‌کنند.

مجله هنر موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شیدایی تار (II)

وی در جریان انقلاب اسلامی از سمتهای خود استعفا کرد و به مردم انقلابی پیوســت و ســاخته ها و نواخته های او با صدای محمدرضا شــجریان و شــهرام ناظری در نوک پیکان انقلاب قرار گرفت و امروزه به عنوان یک خاطره ملی در اذهان مردم باقی است. لطفی در مورد ساخته معروف خود، سپیده (ایران ای ســرای امید)، می گوید: «وقتی در دستگاه ماهور شروع به کار کردم طبق روال آواز از منطقه بم شــروع شد ولی هر کاری که می‌کردیم، می دیدیم جور درنمی آید. پس از مدتی قرار شد آقای شجریان از اوج بخواند و خیلی خوب درآمد. در آن روزگار جامعه ایرانی یکپارچه شور و هیجان بود، ما هم که از جامعه دور نبودیم و با مردم همصدا بودیم.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

از روزهای گذشته…

مرروی کوتاه بر  تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (III)

مرروی کوتاه بر تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (III)

از کتاب‏های خوب دیگر در زمینه‏ ی تاریخ موسیقی ایران «چشم انداز موسیقی ایران» (۱۳۶۹) و «تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران» (۱۳۶۶) هر دو تألیف دکتر ساسان سپنتا است که هر دو اثر با ویرایش توسط خود نویسنده در ده ه‏ ی هفتاد و هشتاد شمسی مجدداً چاپ شدند و کتاب «پژوهشی در موسیقی و سازهای موسیقی در تشکیلات نظامی دوره‏ ی قاجاریه» (۱۳۸۱) نوشته‏ ی علی بلوکباشی و یحیی شهیدی است.
نوائی: عرضه و تقاضا برای ساز فلوت منطقی نبود

نوائی: عرضه و تقاضا برای ساز فلوت منطقی نبود

کر فلوت به آنسامبلی گفته می شود که در آن سازهای خانواده فلوت مثل پیکولو، فلوت، فلوت آلتو و فلوت باس حضور داشته باشند.
دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه

دست نوشته بتهوون در کتابخانه یک مدرسه

در خبرهای روز گذشته داشتیم که یک قطعه موسیقی دست نویس از لودویگ وان بتهوون که شامل یکی از انقلابی ترین آثار اوست، توسط یک کتابدار که به تمیز کردن قفسه های کتابخانه یک مدرسه علوم دینی در پنسیلوانیا مشغول بود، کشف شد؛ این قطعه مدتی بیش از یک قرن بود که مفقود شده بود.
نابوکو (I)

نابوکو (I)

نابوکو (Nabucco) بخت النصر، اپرایی در چهار قسمت، ساخته جوزپه وردی و اشعاری از تمیستوکل سولرا (Temistocle Solera) است. این اپرا بر اساس داستانی از کتاب مقدس و نمایشنامه ای در سال ۱۸۳۷ از آگوسته بوگریوز (Auguste Anicet-Bourgeois) و فرانسیس کورنو (Francis Cornue) ساخته شده است. این سومین اپرای وردی می باشد و اولین اثری که او را به عنوان یک آهنگساز قدر مطرح نمود. نوبوکو داستان وضعیت یهودیانی است که به آنان یورش برده شد و سرانجام از سرزمینشان توسط نابوکو پادشاه بابل به تبعید فرستاده شدند.
دوسکو گویکویچ به زبان خودش (II)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (II)

جوتا هیپ (Jutta Hipp) نوازنده پیانو، گروهش را به آلمان برد برای چند روز اجرا، یکی از اعضای ترومپت نواز گروه از من پرسید: “چرا به فرانکفورت نمی آیید؟ من قصد دارم در آنجا یک کلوپ جاز باز کنم.” او مرا دعوت کرد و رفتم و تا یازده سال به یوگوسلاوی باز نگشتم، تا آنکه به همراه گروه وودی هرمن در سال ۱۹۶۶ بعد از سفرمان به آفریقا و بعد آمریکا، به یوگوسلاوی رفتیم. فکر می کنم ما اجراهایمان را در قاهره به پاریس و از آنجا به بلگراد ادامه دادیم، پس از آن در بوداپست، بوخارست، لندن و در بازگشت به نیویورک رسیدیم.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

واگنر دوازده سال بعدی زندگی خود را در تبعید سپری کرد. قطعه لوهنگرین (Lohengrin) را قبل از فرارش از درسدن به پایان برده بود و در تبعید، در نهایت ناراحتی به دوستش لیست (Franz Liszt) نامه ای نوشت و از او درخواست کرد تا در غیابش این اثر را اجرا کند. لیست صمیمانه دوستی خود را ثابت کرد و در آگوست ۱۸۵۹ در ویمار آن را برای اولین بار به روی سن برد و رهبری کرد. واگنر در تنگنای مهیبی قرار گرفته بود، دور افتاده از دنیای موسیقی آلمان و بدون هیچ گونه حقوقی که بتواند از آن صحبتی کند. قبل از ترک درسدن سناریویی نوشت که بعدها به قطعه بسیار مشهور “حلقه نیبلانگن ” (Der Ring des Nibelungen) تبدیل شد.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (IV)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (IV)

تار فخام‌الدوله بهزادی(مجموعه‌ی ۳ نوار، از مجموعه‌ی مهدی کمالیان و ۲ سی‌دی ماهور با عنوان بخش‌هایی از ردیف میرزا حسینقلی)،‌ فخام‌الدوله‌ی بهزادی، آوای بارید.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (I)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (I)

ساز عود یا بربت تغییر شکل یافته و تکامل یافته ساز لیر است. اعتبار جهانی و اهمیت موسیقایی این ساز سبب شده است بسیار از کشورها که تاریخشان با این ساز مرتبط است به نوعی تبار آن را به زاد بوم خود برسانند. تاریخ پیدایش و استفاده از عود آنطور که آثار باستانی نشان می دهد به دوره بعد از سقوط بابل می رسد و از آن به بعد در سرزمین های دیگراستفاده از این ساز رواج یافته است. گمان می رود که تاریخ نواختن گیتار از دوران باستان در منطقه خاور نزدیک آغاز شده باشد. باستان شناسان در این منطقه سازها و تصاویری از آن ها کشف کرده اند که نشانه هایی از قلمرو نسبتا” ناشناخته پیدایش این ساز محسوب می شود. در میان مصنوعاتی که از طریق حفاری های شهر بابل بدست آمده است لوحه هایی گلی دیده شده که در آن پیکره های انسانهایی را نشان می دهد که در حال نواختن سازهایی هستند که برخی از آن ها شباهت کلی به گیتار دارند.
نقد راب بارنت بر «خسوف»

نقد راب بارنت بر «خسوف»

متنی که پیش رو دارید، نقد راب بارنت (Rob Barnett)، منتقد سرشناس بریتانیایی بر اوراتوریوی خسوف، اثر دکتر محمد سعید شریفیان است. نکاتی که در این نقد جلب توجه می کنند عبارتند از اول حس علاقه ای که بعد از شنیدن کار در منتقد ایجاد شده، به حدی که تمام اطلاعات آهنگساز حتی ویدئوهای یوتیوب وی را مشاهده کرده است. نکته دوم فهم بالای منتقد از این موسیقی (با توجه به اینکه ترجمه متن کلام موسیقی در دسترس منتقد نبوده) و از همه مهمتر، قدرت بالای بیانگری اوراتوریوی خسوف است. این متن برای خواننده انگلیسی نوشته شده و سعی شده تا تصویری از موسیقی در ذهن خواننده ای که آشنایی با این موسیقی و فضای داستان و… را ندارد ایجاد کند.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IX)

«تمرکز بر دگرگونی» یکی دیگر از پیشنهادهاست. نقد ما توان تحلیلی اندکی برای تشخیص دگرگونی‌ها دارد همان‌طور که در جلسات پیش هم نشان داده شد نقدگران ما به سختی می‌توانند نشان دهند که دو چیز شبیه هم هستند به همین قرینه دگرگونی را نیز به سادگی نمی‌توانند مستدل کنند. «سبک‌شناسی» هم یکی از چشم‌اندازهاست که به مورد قبل مرتبط است. یعنی اگر توان تشخیص تحلیلی نقد ما افزایش یابد می‌توان چشم‌انتظار نوشتارهایی بود که صورت‌بندی سبک‌شناسانه می‌کنند، آن هم به شکلی آگاهانه. نقد معطوف به صورت‌بندی به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که اطلاعات سبک‌شناختی به اجرای مجدد آثار و ارزیابی آنها بسیار یاری می‌رساند.