گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

نقد اثر موسیقایی» به معنای تمرکز بر یک قطعه‌ی (یا اثر موسیقایی) منفرد و برآمدن عناصر نقد از دل متن اثر و موضوعات مرتبط با آن، جنبه‌ی عملی دیگری است که نقدگران می‌توانند آن را در کانون توجه قرار دهند. موضوعات کلی‌ای پیرامون نقد یک اثر معمولا مورد بررسی قرار می‌گیرند؛ هدف غایی، نوآوری/تغییرات، تقلید/تاثیرپذیری است.

یافتن هدف غایی یک قطعه هم بسیار ذهنی است و هم کاری است دشوار. گاه، یافتن این هدف غایی منجر به پیوند اثر با موضوعاتی فراموسیقایی (مثلا تجربه‌ی رنج مسیح) و گاه موضوعاتی صرفا موسیقایی (مانند به ظهور رساندن اوج امکانات یک فرم) می‌شود.

باید توجه داشت که لزوما در همه‌ی آثار نمی‌توان هدف غایی –به شرط آن که بپذیریم در همه‌ی آثار وجود دارد- را یافت و نیز گاه یافتن آن راه اغراق فراوان می‌پیماید و بیشتر شبیه یک تجربه‌ی خیالی می‌شود.

«نوآوری» که خیلی اوقات در نقد به دنیال یافتن آن هستیم مقوله‌ای است که با مفهوم «پیشرفت» پیوندی نزدیک دارد. در حقیقت تنها هنگامی می‌توان دل در گرو نوآوردن داشت که پذیرفته باشیم نقاط موجود روی محور زمان به طور خطی از یکدیگر بهتر می‌شوند.

تصور بهبود کلی‌ای لازم است تا نوآوری را ذاتا باارزش کند. مدرس در اینجا پیشنهاد کرد که جستجوی «دگرگونی» همتای بدون جهت‌گیری‌تر «نوآوری» ممکن است ارزش‌گذاری کم‌تری به همراه داشته باشد.

«تقلید» مفهوم دیگری است که در نقد اثر منفرد ممکن است به چشم بخورد. با توحه به توافق عمومی بر این که «ابتکار» و «اصلیت» (Originality) در هنر جزء مفاهیم مرکزی هستند و این که تقلید در تضاد کلی با آنها قرار می‌گیرد پیدا یا پنهان عملی ناپسند و در جهت زوال هنری به شمار آمده است. البته این یک قاعده‌ی کلی در همه‌ی فرهنگ‌ها و همه‌ی دوره‌های هنری نیست. برای مثال در بعضی مکاتب موسیقی خود ما در مرحله‌ی آموزش تقلید نه تنها جایز بلکه پسندیده نیز هست.

مدرس در اینجا به عنوان حاشیه اشاره کرد که به نظر وی، اگر این تقلید –حتا در آموزش- زیاد جدی گرفته شود ممکن است دیگر نتوان از آن گریخت و به آزادی‌ای که لازمه‌ی کار هنری است رسید، چنان که گاه در بعضی مکتب‌های آموزشی ما این اتفاق افتاده است. وی سپس گفته‌ی «حسین علیزاده» را نقل کرد که در زمان آموزش می‌اندیشیده چگونه درس‌ها را طوری بنوازد که نسخه‌ی بدل استادش نباشد.

«تاثیرپذیری» مفهوم دیگری است که به نظر می‌رسد آن را می‌توان باقی ماندن رد پای عناصری از آثار هنرمند دیگر -بدور از فرآیند ساختن نسخه‌های بدلی (تقلید) و اغلب به معنای ناتوانی در آفرینش بیانی شخصی- بر شمرد. با این مفهوم نیز به ویژه در موسیقی ما گاه برخوردی مثبت (و نه لزوما به عنوان پاد ابتکار) صورت گرفته است به ویژه هنگامی که سخن از روایت‌ها و راویان و زنجیره‌ی تاریخی آنها به میان می‌آید. مثال یوهانس برامس و رابطه‌ی آثار آغازینش با بتهوون می‌تواند برای درک تقلید بسیار روشنگر سه مقوله‌ی وام/نقل/اشاره موسیقایی که در موسیقی‌شناسی و از آن طریق در نقد هنری نیز مطرح هستند ممکن است با تقلید و تاثیرپذیری اشتباه شوند در حالی که حضور اینها در اثر لزوما نافی ابتکار و اصلیت (یا جتا به معنای دور شدن از آن) نیست. وی بدون این که به طور مشروح به تفاوتهای هر سه اشاره کند تنها یاد کرد که اینها با یکدیگر به شکل ظریفی تفاوت دارند، اما چون هدف از طرح آنها توضیح دادن مفهوم رایجشان در موسیقیشناسی (و بهرهبرداریهای ممکن در نقد) امروزین نیست –بلکه تفکیک آنها از دو مفهوم طرح شده در بالا است- نیازی به شرح بیشتر آنها احساس نشد.

به هنگام نقد اثر (و حتا نقد سبک شق اول) به معنایی که توضیح داده شد یک موضوع بسیار با اهمیت دیگر نیز مطرح می‌شود و آن هم «آثار مرجع» (Canon) است. اینها آثاری هستند که در یک گونه یا یک سبک مرجع شمرده و در نتیجه به عنوان معیار مقایسه قرار می‌گیرند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

آفرینندگی اعداد (I)

آفرینندگی اعداد (I)

«ارتعاشاتی مکانیکی که در محیطی ارتجاعی منتشر می شوند»؛ این تعریفی است از «صوت». حال اگر این صوت دارای ارتعاشی ثابت و منظم باشد، «نت موسیقایی» خواهد بود. اگر دو ارتعاش صوت به طور هم زمان به گوش انسان برسند، بسته به نسبت فرکانس دو ارتعاش، گوش احساس ملایمت (Consonance) یا عدم ملایمت (Dissonance) خواهد کرد. هر چه نسبت فرکانسی دو صوت، به صورت یک کسر ساده تر باشد، برای گوش ملایم تر خواهد بود. با نواختن یک نت موسیقی، «هارمونیک»هایی به گوش خواهد رسید که هارمونیک های دورتر از نت اصلی ناملایم تر می شوند.
خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (II)

خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (II)

امروزه نام هایی مانند آنتونیو استرادیواری، جوزپه گورانری و نیکولو آماتی در سراسر دنیا برای ویولنیست ها احترام می آورد، اینان شاید بزرگترین ویولن سازان تاریخ بوده اند. برخی از اعضای خانواده، وابسته ها یا دنباله رو های این سه شخص شهرتی قابل مقایسه اما کمتر از آنها بدست آورده اند. این سه ویولن ساز در دوره ای که دوره طلایی ویولن سازی بود زندگی می کردند یعنی حدود سال ۱۵۵۰ تا ۱۷۵۰ در شهر کرمونای ایتالیا که به خصوص به مرکز تولید مشهور بود.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

بالاخره دوست من وارد ارکستر شد و قرار شد نوازنده گروه شود. او با دیدن نت نویسی عجیب استاد خواست که برایش توضیح دهند که معنی این نوشته ها چیست، استاد، مایستر را مامور آموزش به او کرد؛ مایستر که نوازنده یک ساز ایرانی بود به او گفت، به اینها که رسیدی ریز بزن… همینجا دوستم گفت کدام ریز را بزنم؟ نوازنده گفت، مهم نیست باید ریز بزنی! و پاسخ گرفت، نصف تکنیکهای تنبک ریز های مختلف آن است، شکل ریزها است که صداها را تفکیک میکند و برای مثال چند نمونه از ریز های بهمن رجبی را اجرا کرد (او یکی از بهترین شاگردان بهمن رجبی بود!) مایستر جواب داد استاد فرق اینها را نمیداند شما ریز بزنید!
ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (I)

ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (I)

اسویتوسلاو ریختر (Sviatoslav Teofilovich Richter) در آگوست سال ۱۹۱۵ از پدری آلمانی و مادری روس در شهر Zhytomyr شوروی سابق (اکراین امروزی) بدنیا آمد. وی را بعنوان یکی از برترین نوازندگان پیانو در قرن بیستم یاد میکنند. موزیکالیته و تکنیکی ستودنی و همچنین رپرتوار گسترده ای که داشت مورد شگفتی و تحسین همگان بود.
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (II)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (II)

مانتل هود (Hood 1971: 59) در شرح روشی که از استادش فراگرفته است توضیح می‌دهد که برای آوانگاریِ موسیقی، مرحله به مرحله، از طرح فنمیکِ کلی به جزییاتِ فنتیک پیش می‌رود. میزانِ اعتبارِ تعبیری که او از این مراحل به «فنمیک» و «فنتیک» کرده است از طریق مقایسه‌ی آن با توضیحاتِ پیشین و موارد تکمیلی پیشِ روی بررسی خواهد شد.
به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (II)

به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (II)

زمانی که ما سعی می کنیم یکی از سبکها را و فقط یکی را، هم برای نوازندگی و هم برای شنیدن انتخاب کنیم طبیعی است خود را از ویژگی های خوب دیگر سبکها محروم کرده ایم. آیا نمیتوان بی تعصب از تمامی شیوه ها و سبکهای نوازندگی لذت برد؟ من فکر می کنم این موضوع ارتباط به دیدگاه یک نوازنده و اطلاعات و سواد او نسبت به موسیقی دارد.
بالشتک نوین (II)

بالشتک نوین (II)

در اینجا می توان به نظرات نوازندگانی دیگر اشاره نمود که بالشتک (shoulder rest) را وسیله ای چندان ضروری به شمار نمی آورند و البته دلایل خود را مطرح می سازند. اگر آنها نیز به فضای خالی زیر ساز معتقد باشند و آن را موضوعی تلقی نمایند که می تواند نوازنده را دستخوش تغییرات ناگهانی نماید، شاید ترجیح دهند حداقل از قطعه ایی کوچک در زیر ساز استفاده نمایند، آنچنان که نمونه هایی از بالشک های بسیار کوچک نیز موجود بوده و مورد استفاده قرار می گیرد.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (III)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (III)

لازم به یاد آوری است که علاوه بر بسیاری از سنت گرایان، حتی برخی از غرب گرایان هم چون دکتر هرمز فرهت هم در کل با چند صدایی کردن موسیقی ایرانی مخالفت دارند و بر این اعتقادند که این عمل ظرایف و پیچیدگی های موسیقی ایرانی را زایل میکند چراکه به زعم آنها هم موسیقی ایرانی ذاتا خصلت تک نوازی و بداهه پردازی دارد. (از جمله رجوع شود به مصاحبه با هرمز فرهت مندرج در گزارش موسیقی ۱۹).
جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک (Geoffrey Arnold “Jeff” Beck) در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۴ در والینگتون انگلیس بدنیا آمد. او نوازنده راک انگلیسی و یکی از اعضای گروه رویایی آن زمان یعنی Yardbirds که ستارگانی چون اریک کلاپیتون و جیمی پیج در آن حضور داشتند، بود. جف بک در کودکی خواننده گروه کر کلیسا بود، وقتی نوجوان بود توانست نواختن را با قرض گرفتن گیتار فرا بگیرد.
بسیار آسان‌تر است فیلمهایی را نام ببرید که جان ویلیامز موسیقی متن آنها را ننوشته باشد!

بسیار آسان‌تر است فیلمهایی را نام ببرید که جان ویلیامز موسیقی متن آنها را ننوشته باشد!

ویلیامز، برای ۳۰۷ فیلم موسیقی متن تصنیف کرده و در موسیقی ۴۸ فیلم به نحوی، از رهبری ارکستر تا تنظیم، دخالت داشته، و بی‌تردید نیمی از این فیلمها از شاهکارهای جاویدان سینما به شمارند. رکورد دست نیافتنی او شامل ۴۱ بار نامزدی اسکار است، که پنج بار موفق به دریافت آن شده، دو جایزه امی، سه کره طلایی، ۱۸ گرمی، و دهها جایزه ریز و درشت دیگر.