ویولون مسیح استرادیواریوس (V)

حال گزینه ۱ تا ۴ را برای سنجش عرض پائین ویلن مجددا تکرار می نماییم:
گزینه ۱: بر اساس جدول اندازه ها، اندازه عرض پایین برای صفحه زیر ۲۰۸ میلی متر (با توجه به اندازه گیری با ابزار دقیق کولیس)
گزینه ۲: بر اساس طبقه بندی محدوده قوس صفحات، فاصله عرضی در قوس پایین ۲۰۷/۸ میلی متر (با توجه به اندازه گیری دیجیتال)
گزینه ۳: بر اساس الگوی خطوط محیطی صفحه زیر، فاصله عرضی در مقطع عرض پایین ۲۰۶/۹ (با توجه به اندازه گیری دیجیتال)
گزینه ۴: بر اساس تصویر رنگی از صفحه پشت، فاصله عرضی مقطع پایین ۲۰۷/۱ میلی متر (با توجه به اندازه گیری دیجیتال)

در نتیجه ۴ برداشت وجود دارد:
۱- عدد گزینه شماره ۱
۲- عدد گزینه شماره ۲
۳- عدد گزینه شماره ۳
۴- عدد گزینه شماره ۴

بیشترین اختلاف میان برداشت شماره ۱ (عدد عنوان شده در جدول) و برداشت شماره ۳ (اندازه مقطع عرضی ناحیه پایین در الگوی خط محیطی) بوده که حدود ۱/۱ میلی مترمی باشد.

(این نوسان قابل توجه در ساختار طراحی میتواند مسیر را به سمت طرحی دیگر سوق دهد.)


حال اگر بخواهیم برای عرض ناحیه پایین در نهایت یکی از این برداشت ها را بر مبنای نزدیکی ارقام و تمایل آن به جدول انتخاب نماییم، برداشت شماره ۳ و برداشت شماره ۴ به یکدیگر نزدیک می باشد.اما چون به طور طبیعی اینگونه به نظر می رسد که اعداد ذکر شده درجدول با اختلاف بسیاربسیار کم با سایر قسمت ها ملاک صحت می باشد، بهتر است در این قسمت ما برداشت ۴ را که فاصله عرض پایین در تصویر رنگی صفحه پشت است را انتخاب نماییم.

هر چند که اختلاف میان عدد جدول در برداشت ۱ با برداشت ۴ بسیار زیاد می باشد، اما حداقل مقدار برداشت چهارم از برداشت سوم بیشتر بوده و رو به بالاست البته برداشت ۲ نیز به عدد جدول نزدیکتر است اما ما بنا را به برداشت های نزدیک به هم نیز قرار داده ایم. در نتیجه خروجی استنتاج به سمت برداشت شماره ۴ متمایل بوده و عدد بدست آمده از ناحیه عرض پایین در تصویر رنگی صفحه پشت را برای این قسمت در نظرمی گیریم.



همان طور که در توضیحات ملاحظه می نمایید به خوبی مقدار اختلافات عددی در میان هر ۴ گزینه از ۳ بخش مشخص است. مقادیری که در محاسبات به عنوان خطای عددی منظور شده و می تواند موجب اشکالات قابل توجهی در سیستم الگو برداری در معیار ۱/۱ باشد. زیرا که در حقیقت ما می توانیم هر کدام از ارقام را با سایر ارقام دیگر سنجیده و هربار به طرحی جدید دست یابیم و آن را مسیح نام نهیم. (فقط برای این ۳ ناحیه عرضی ۱۲ عدد داشته که ۱۱ عدد آن متفاوت است و می توان از ترکیب هر کدام از اعداد با سایر اعداد دیگرنتیجه ایی متفاوت را بدست آورد.)

و اما نتیجه سنجش و قیاس نسبی:
برای عرض بالا: فاصله عرضی قوس ناحیه بالا که بصورت جداگانه تصویر آن در طرح رسم شده است و فاصله عرضی محل استقرار قوس روی طرح محیطی
برای عرض میانی: عدد جدول
برای عرض پایین: تصویر رنگی صفحه پشت
حال پرسشی که ایجاد می شود این است در نهایت برای رسیدن به حقیقتی نسبی کدامین اندازه را به عنوان مقداری صحیح و یا صحیح تر می توان انتخاب نمود؟
جدول اندازه ها؟
فاصله حاصله از محدوده عرضی زیر قوسها؟
فاصله مقطع عرضی معین شده در خط محیطی صفحه پشت؟ و یا مقادیر حاصله از تصویر رنگی از صفحه پشت؟

شایان ذکر است که ما می توانیم بر اساس معیارهای دیگری این قیاس را انجام داده و چه بسا به نتایج بهتری نیز دست یابیم. ما برای سهولت در درک بهتر میزان اختلافات این روش را بکار بردیم همچنین در این مقوله بیشتربیان اختلافات مقادیر مطرح است تا اینکه ما بخواهیم با انتخاب برداشتی از گزینه ها به یک طرح جامع برسیم.

زیرا آنچنان که ملاحظه می کنیم تنوع اختلافات بیش از آن چیزی است که ما بتوانیم به اجماعی صحیح به جهت کاربرد آن رسیده و روند طراحی را آغاز نماییم.پس این ۳ انتخاب فقط به جهت توضیحی تکمیلی بوده تا به اثبات برساند که حتی انتخابها در ۳ مرحله متفاوت بوده و با این حالت هم نمی توان یکی از این ۴ گزینه را معیار تبعیت قرار داده و از آن الگو برداری نمود.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (I)

دیدگاه عامه مردم و متخصصان موسیقی نسبت به موسیقی الکترونیک – در مفهوم عام کلمه – چگونه است؟ موسیقی الکترونیک را چقدر جدی می گیریم؟ پس از گذشت حدود یک قرن از تولد موسیقی هایی که به نوعی با کمک علم الکترونیک ساخته می شوند تا چه اندازه به آنها به دیده یک اثر هنری نگاه می کنیم؟ آیا چالش قبول موسیقی الکترونیک به عنوان یک اثر هنری مانند چالش پذیرش عکاسی دیجیتال در کنار عکاسی سنتی ختم به خیر خواهد شد؟

گفت و گو با جان کیج (I)

نوشته که پیش رو دارید، یکی از مهمترین گفتگوهای جان کیج است که در آن به توضیح نظریات خود می پردازد. مصاحبه کنندگان مایکل کربی و رایچارد شکنر هستند و متن آن ابتدا در مجله تئاتر “Tulane”، جلد دهم، شماره دو (زمستان ۱۹۶۵)، صفحه ۵۰ تا ۷۲ به انتشار رسیده است که امروز اولین قسمت از برگردان فارسی آن را می خوانید. (مترجم: محبوبه خلوتی)

از روزهای گذشته…

مهاجری: روی یک تئوری ریتمیک کار می کنم

مهاجری: روی یک تئوری ریتمیک کار می کنم

به گمانم جواب این سوال پیچیده است و در ارتباط با سه موضوع باید مطرح شود. موضوع اول فرهنگ موسیقایی است که فرد در آن بزرگ شده است. موضوع بعد درک سیستم شنوایی از میزان تغییر در اندازه فواصل موسیقی است. موضوع سوم هم آموزش است. این موارد در حال بررسی توسط محققین بسیاری است که نتایجی را هم در بر داشته. به عنوان مثال در تحقیقی با عنوان:
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (I)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (I)

به جز ترانه های محلی که بحثی جداگانه دارد، بنیان موسیقی ملی ایران روی دستگاه های موسیقی نهاده شده و آن نغمات را به شیوه ای که هر استادی از متقدمین مینواخت و روایت میکرد «ردیف» می نامیدند. ردیف موسیقی را هر نوازنده ای در قدیم از استاد خود سینه به سینه می آموخت و چون خط نت به صورت امروز نبود، مجبور بود آنچه از استاد آموخته است خوب به خاطر بسپارد، در این صورت واضح است که چه بسیاری نغمه ها و ترانه ها که توسط اساتید گذشته نواخته شده ولی امروز بدست فراموشی سپرده شده است و در دست نیست، به همین مناسبت است که جمع آوری ردیف و حفظ آنچه از اساتید گذشته باقی مانده، جهت تشکیل منابع ارزنده ای برای آیندگان نهایت ضرورت را دارد.
آروین صداقت کیش، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند

آروین صداقت کیش، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند

آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهشگر موسیقى) از هفته اول آبان در خانه موسیقی، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند. او پیش‌تر در سال ۹۱-۹۲ کارگاه دیگری با عنوان تقریبا مشابه (آشنایی با نقد موسیقی) برگزار کرده بود که گزارشی از جلسات آن بر روی همین وب سایت به طور کامل به انتشار رسیده است و این بار ضمن به‌روز کردن محتوای آن‌چه می‌آموزد بر مسائل ملموس و عملی نقد موسیقی بیشتر تمرکز کرده است. در ادامه مصاحبه ای از نرگس کیانی خبرنگار سایت خبری ایلنا را که در این خبرگزاری هم منتشر شده است می خوانید:
شناخت کالبد گوشه‌ها (VIII)

شناخت کالبد گوشه‌ها (VIII)

نوازنده‌ی ردیف‌دان مدرسی‌ای مثل طلایی نوعی دستور زایشی را برای آن می‌خواهد که بر انجماد ردیف غلبه کند. هدف اصلی تحلیل، بالاتر و اولی‌تر از یک کنش موسیقی‌شناسانه، رهایی ردیف از قید تصلبی است که امروزه کم و بیش همه به روی دادن آن معترف‌اند. او می‌خواهد انجماد را از طریق به بیان درآوردن اجزای امر منجمد در هم بشکند. و ناخواسته وضعیتی را طرح میکند که در پس یک پرسش نخستین پدید می‌آید. پرسش این است که آیا ما می‌توانیم صرفا با دانستن نوع گسترش یا کالبدشناسی گوشه‌ها از مرز عینیت‌یافتگی منجمد آنها عبور کنیم و مثلا برای فلان گوشه یک مقدمه‌ی دیگر طراحی کنیم؟ اگر چنین کنیم یکی از ویژگی‌های مد را در نگاه‌های محافظه‌کارتر سلب کرده‌ایم.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نکته‌ی دیگری که در این چند کتاب به وضوح دیده می‌شود این است که به غیر از [۱] و [۹] که کاملا بر اساس یک نظم تاریخی مشخص و هویدا مباحث هارمونی را چیده‌اند و خواننده را علاوه بر آشنایی با فنون و دستورات با روند تحول و تکامل آن‌ها آشنا می‌سازد، دیگر کتاب‌ها کم و بیش پیچیده‌تر شدن آکوردها و حل‌ها را مبنای چیدمان مباحث قرار داده‌اند. طبیعی است که در این بین گاهی روند پیچیده‌تر شدن با روند تحول تاریخی هم جهت است و گاه خیر. همچنین به غیر از [۱] و [۹] در کمتر کتابی اشاره‌ای واضح به نحوه‌ی استفاده‌ی یک دستور یا روش در دوره‌ یا آثار یک آهنگساز خاص شده.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VI)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VI)

موتلو تورون هنگام تدریس در هنرستان این متد را تهیه کرده‌است. او گفته است روش خود را به ویژه با این نگاه نوشته است که مناطق صوتی متفاوت، به هنگام نواختن ساز به وضوح شنیده شوند. این متد اطلاعاتی درباره‌ی ساختار عود، کوک کردن، سیم انداختن، نگهداری و همچنین مجموعه‌ای از اتودهای مختلف را در سه فصل ارائه می‌کند. فصل اول شامل فنون مضراب زنی، فنون دست‌ باز، اتودهای پوزیسیون و اتود ستون (۷) اصلی است. در فصل دوم، ستون‌های جانبی و در فصل سوم، سبک‌ها، نُوانس، مدگردی و تقسیم عود ذکر شده است (Torun,1993).
زوج هنری باربیرولی (II)

زوج هنری باربیرولی (II)

جان باربیرولی در طی پخش مجموعه کنسرتهای یکشنبه از رادیو NBC مخاطبان زیادی را جذب خود نمود. از جمله مجموعه کنسرتهای مطرح وی به همراه این ارکستر (فیلارمونیک نیویورک)، در هالیوود بال بود که با استقبال زیادی مواجه شد. در سال ۱۹۴۲ با جنگی که در وطن اش اتفاق افتاد به شدت زجر کشید و دلتنگ دیار و برای خانواده خود نگران بود. او از طریق دریا از آمریکا به بریتانیا رفت و در این سفر طولانی کنسرتهایی را به همراه ارکسترهای مختلف رهبری نمود.
زندگی کرد، سختی کشید و …

زندگی کرد، سختی کشید و …

تحلیلگران موسیقی در رابطه با شوبرت می گویند “زندگی کرد، سختی کشید و مرد”. ظاهرآ او آنقدر در زندگی درگیر گرفتاری و رنج بود که طعم خوشبختی را هرگز نچشید و شاید هیچوقت خود متوجه رنج و محنتی که می کشید نبود.
نکاتی در آموزش نوازندگی (III)

نکاتی در آموزش نوازندگی (III)

هنرمند در جایگاه یک انسان و در طی دوران زندگی هنری خود، همواره با عوامل تاثیرگذار مستقیم و غیر مستقیمی روبروست که این عوامل می توانند به شکل تهدیداتی در برابر مسیر مستمر زندگی هنری و موفقیت او جلوه گر گردند.
دومین جلسه «نقدِ نقد» برگزار می شود

دومین جلسه «نقدِ نقد» برگزار می شود

دومین جلسه ویژه نقد و بررسی نقد در موسیقی با عنوان «جایگاه واکاوی در نقد موسیقی در ایران» روز جمعه ۲ آذرماه در خانه هنرمندان برگزار می‌شود. این نشست با حضور محمدرضا فیاض منتقد، پژوهشگر موسیقی و آهنگساز و آروین صداقت کیش منتقد و پژوهشگر موسیقی و حمیدرضا عاطفی (عضو هیئت مدیره، کارشناس مجری) به همت کانون پژوهشگران خانه موسیقی برگزار می‌شود.