علی رهبری و ضبط آثار سمفونیک ایرانی

علی رهبری امروز پرکارترین رهبر ایرانی در سطح بین المللی است. رهبری هنرآموخته هنرستان موسیقی ملی است، همان هنرستانی که در آخرین سالهای زندگی اش در ایران، مدیریت آن را هم (به همراه مدیریت هنرستان عالی موسیقی) به عهده داشت. خصوصیت بیشتر فارغ التحصیلان هنرستان ملی که در دوره ریاست حسین دهلوی تحصیل کرده اند، توجه خاص به موسیقی ایرانی است، چراکه بر خلاف هنرستان عالی که تمرکزش تنها بر شناخت و اجرای موسیقی کلاسیک غرب و رپرتوار وسیع آن بود، هنرستان ملی به سازها و موسیقی ایرانی توجه ویژه ای داشت.

هنرجویانی که در هنرستان ملی تحصیل کرده اند، اکثرا غیر ساز تخصصیشان با یک یا دو ساز ایرانی نیز آشنا هستند. علی رهبری نیز با نوازندگی تنبک و سنتور کاملا آشناست و موسیقی ایرانی را به خوبی می شناسد.

همنشینی با موسیقی ایرانی، غیر از بوجود آوردن احساسات میهن دوستانه، آشتی با رپرتوار جدید موسیقی کلاسیک، بویژه آثار غیر غربی را نیز برای هنرمندان موسیقی ایجاد می کند؛ نقیصه ای که برای بعضی از هنرجویان هنرستان عالی تهران و بسیاری از کنسرواتوارها در سراسر جهان وجود دارد؛ یعنی هنرجو بخاطر آنالیز، تمرین و اجرای آثار بزرگان موسیقی کلاسیک، بعد از مدتی آنها را به عنوان بت می پذیرد و آهنگسازی را اشتباهی نابخشودنی و بی احترامی به بزرگان می داند، بدون اینکه توانایی نقد و دیدن واقعیت های جدید در آهنگسازی را داشته باشد.

به سفارش رئیس هنرستان ملی وقت یعنی حسین دهلوی، بدون ترس از بزرگان، هنرجویان هنرستان در حد توانشان دست به آهنگسازی می زدند تا در آینده تابو زده نشوند؛ البته در کنار این درخواست، هیچ سهل انگاری در کار آهنگسازی هم پذیرفته نمی شد و اگر اثری از هنرستانی ها ساخته می شد، باید قابل دفاع می بود.

علی رهبری در هنرستان ملی، به تحصیل ویولون پرداخت ولی به سرعت به رهبری و آهنگسازی گرایش پیدا کرد و آثاری خلق کرد که امروز جزو با ارزش ترین آثار موسیقی سمفونیک ایران شناخته می شود، آثاری همچون: خون ایرانی روی سل، کنسرتو (کنسرتینو) برای ویولون با نام نوحه خوان، نیمه ماه، باله ایرانی و…

علی رهبری در طول سالهایی که رهبری ارکستر سمفونیک های مختلف را در سطح جهان به عهده داشت، کمتر مجال رهبری آثار آهنگسازان ایران و حتی خودش را پیدا کرد و جای تعجب دارد که منوچهر صهبایی در اجرای آثار سمفونیک ایرانی، ضبط های پر شمارتری نسبت به او دارد.

آثار سمفونیک ایرانی که به رهبری علی رهبری به ضبط رسیده شامل این آثار است:
منظومه های سمفونیک ایرانی: این اثر سفارت دولت وقت به ارکستر سمفونیک نورنبرگ است که علی رهبری هدایت آن را به عهده داشته است و آثاری از: حسین دهلوی، احمد پژمان، هوشنگ استوار، محمدتقی مسعودیه، امین الله حسین و علی رهبری است. این اثر اول به صورت صفحه گرامافون (LP) و اخیرا به صورت دو لوح فشرده (CD) در کشور آلمان به انتشار رسیده است.

بیژن و منیژه برای ارکستر زهی ساخته حسین دهلوی: این اثر پیش از انقلاب در اتریش ضبط شده و در ایران به همراه اثری دیگر از حسین دهلوی به نام «شورآفرین» با رهبری دهلوی به انتشار رسید.

اپرای مانا و مانی ساخته حسین دهلوی: بخش سازی این اپرا بوسیله ارکستر فیلارمونیک اسلواکی در براتیسلاوا با هزینه علی رهبری ضبط شد و هنوز به خاطر نداشتن بخش آوازی در انتظار انتشار است.

ایرانه خانم ساخته پیمان سلطانی: بخش سمفونیک این اثر بوسیله ارکستر فیلارمونیک اسلواکی در براتیسلاوا با هزینه آهنگساز به ضبط رسید و در حال حاضر در مرحله میکس است.

خون ایرانی روی سل: این اثر که به تازگی از روی صفحه گرامافون (LP) به روی لوح فشرده (CD) آمده، پیش از انقلاب به ضبط رسیده است که دو قسمت از این سی دی، قبل از انقلاب توسط انتشارات «آهنگ روز» (بتهوون فعلی) به انتشار رسیده بوده و اخیرا با اضافه شدن چند قطعه دیگر به بازار آمده است. این مجموعه شامل قطعات مختلفی از علی رهبری است که با کیفیتی نه چندان بالا توسط انتشارات بتهوون به بازار آمده است.

سراب ساخته احمد پژمان: این اثر که با تکنوازی سنتور اسماعیل تهرانی همراه بود، در اولین سری از انتشار آلبوم «تکسوار عشق» ساخته احمد پژمان، به صورت کاست، به انتشار رسید که در انتشار نسخه سی دی این اثر، قطعه سراب از آن حذف شد و در حال حاضر این اثر دیگر در دسترس نیست.

علی رهبری یکی از سرمایه های با ارزش موسیقی سمفونیک ایران است و همانطور که در مصاحبه های مختلفش عنوان کرده، علاقمند به رهبری و ضبط آثار بین المللی آهنگسازان ایران است؛ این موقعیتی استثنایی برای آثار با ارزش سمفونیک ایرانی است که با رهبری استادی زبده مانند رهبری به اجرا و ضبط برسند و چه نیکوست که مسئولین این موقعیت را قدر دانسته و همچون دولت های گذشته امکان ضبط را برای او با ارکستر های بزرگ جهانی فراهم کنند.

2 دیدگاه

  • محمود
    ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۹۳ در ۱۰:۴۶ ق.ظ

    سلام
    اثر “سراب” که گزیده ای است از موسیقی فیلم شاهراه تمدن در آلبوم CD تکسوار عشق به صورت دو قطعه بمدت ۳۸ دقیقه گنجانده شده است.
    یک نکته دیگر اینکه فکر کنم آلبوم حماسه از احمد پژمان هم با رهبری جناب علی رهبری ضبط شده است که در مقاله مفید شما اشاره نشده بود.

  • ارسال شده در شهریور ۸, ۱۳۹۳ در ۹:۵۲ ب.ظ

    آقای محمود عزیز، ممنون از توضیح شما. گمان می کنم دقیقا همان ترک هایی که در سی دی منظومه های سمفونیک از آقای پژمان اجرا شده در حماسه نیز وجود دارد. در سی دی ای که بنده از تکسوار عشق دارم این ترک وجود ندارد، گویا در نسخه های دیگری که شما هم دارید این ترک دوباره گذاشته شده (شاید هم در ورژنی که من دارم بعدا حذف شده)
    سپاس از شما

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

آتوم اگویان فیلم واگنر را میسازد

آتوم اگویان فیلم واگنر را میسازد

آتوم اگویان Atom Egoyan، فیلمسازی که برای ساختن فیلمهایی جشنواره ای، درباره لایه های تاریک رفتارهای انسانی شهرت دارد، این بار به ساختن یک اپرای بزرگ پرداخته است.
صهبایی: ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

صهبایی: ما فعلا” در ایران یک اکول خاص نداریم!

بدنبال تهیه مطالب “آخرین پرچمدار” و “ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود” اینک در این مطلب قسمت دوم مصاحبه با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر را میخوانید.
کارگاه اصول پایه آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای

کارگاه اصول پایه آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای

آموزشگاه موسیقی آریا که تابستان امسال با مدیریت آریا عظیمی نژاد و با شعار تجربه ای تازه افتتاح گردیده است، اقدام به برگزاری اولین کارگاه اصول آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای نموده است. این کارگاه در ۱۵ جلسه و از آبان ماه سال جاری برگزار گردیده و موارد زیر در طول این دوره مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

مصاحبه ای با دیلنا جنسون (IV)

دیلنا:” اما پس از مدتی از پا نشستم، نباید خودم را به آن سادگی از دست می دادم. یک توصیه بسیار گرانبهایی که برنامه ریز به من کرد این بود که: تو نمی توانی به همه بگویی که ساز نداری چون اینطوری من نمی توانم هیچ کنسرتی برایت رزرو کنم…! حق با او بود، همه چیز خراب شده بود، شرکت ضبط از من عصبانی بود زیرا با آنان قرارداد داشتم که به مدت ۱۰ سال، سالی یکبار با آنان ضبطی انجام دهم. تقریبا همه از من دلگیر بودند زیرا نمی توانستم مشکلم را حل کنم و برای خودم ویلنی تهیه سازم.”
به وسعت دنیا (II)

به وسعت دنیا (II)

هائیتى املین میشل در هائیتى و فرانسه مدت ها است که به عنوان خواننده مطرح پاپ و آهنگساز معروف است. او صدایى نرم و انعطاف پذیر دارد و از لحاظ موقعیت اجتماعى بسیار بالا است. آلبوم هشتم او «Rasin Kreyol» نام دارد. در این مجموعه او راجع به نگرانى ها و آرزو هاى خود براى کشورش هائیتى آواز خوانده است. این اثر با یک ارکستر مجلل و باشکوه پاپ به اجرا درآمد. او در به کار گیرى ریتم ها از قوانین موجود در سراسر کشورش بهره جسته است. میشل فانک مدرن را با قدرت خارق العاده خود با موسیقى مهار نشدنى کارناوال و «رارا» ادغام کرده است. پیام اصلى او رسیدن به زندگى با آرامش است و در این راه وو دو دریم بیت (نوعى فلوت) و صداى درخشان آن به کمکش آمده و به زیبایى ایده آل هایش را نشان مى دهد.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (I)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (I)

«علی رهبری» امروز یکی از نامدار‌ترین موسیقی‌دان ایرانی در عرصه‌ی موسیقی کلاسیک است. او یکی از معدود موسیقی‌دان‌های ایرانی است که بدون حمایت‌های دولتی در ۳۵ سال گذشته توانسته است، در صحنه‌ها و بازار‌های بزرگ موسیقی جهانی حضور مدام داشته باشد. علی رهبری با وجود همه‌ی بی‌مهری‌هایی که در ایران به او شد، هنوز هم مایل به همکاری با ارکستر سمفونیک تهران است. در ادامه گفت‌وگویی را با این هنرمند می‌خوانیم که ضمن ارائه‌ی مطالبی پیرامون ارکستر سمفونیک تهران و رهبریِ خودش هنگامی که به ایران بازگشت، از سولیست‌های برجسته‌ای که تاکنون با آنها همکاری داشته است، می‌گوید.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (I)

ادوارد الگار (Sir Edward Elgar) در دوم ژوئن سال ۱۸۵۷ در “برادهیت” (Broadheath) که روستایی در سه مایلی شهر کوچک “وُرسِستر” (Worcester) است به دنیا آمد. پدر وی، صاحب یک فروشگاه موسیقی بود که در آن پیانو کوک می کرد. بر این اساس، الگار جوان نیز از این مزیت برخوردار بود تا در محیطی مملو از موسیقی رشد کرده و بزرگ شود.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (II)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (II)

«دکتر داریوش صفوت» در ارتباط با کیفیت نوازندگی مختاری، در کتاب‌ «پژوهش دربارهء استادان موسیقی ایران و الحان موسیقی ایرانی» می‌نویسد: «وی در اجرای ردیف روی ویولن بی‌نظیر بود و تمام مضراب‌های تار و سه تار را با آرشه ویولن اجرا می‌کرد.»
گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (I)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (I)

۲۵ اسفند در سالن اجتماعات خبرگزاری مهر، جشنواره وبلاگ نویسان با حضور جمعی از خبرنگاران و عوامل موسیقی از جمله دکتر محمد سریر، پیمان سلطانی، حمیدرضا عاطفی، ابوالحسن مختاباد و سجاد پورقناد که بانیان این دوره نشست بودند برپا شد. در این نشست سخنرانان، درباره مسائل مختلفی مربوط به نوشتار موسیقی بر روی محیط مجازی صحبت کردند که در ادامه می خوانید.
کریستوف پندرسکی

کریستوف پندرسکی

هنگام اشغال لهستان توسط نازی ها و کشتار یهودیان، پندرسکی (۱۹۳۳-) پسرکی خردسال بود. او گرچه خود در معرض تهدید نازی ها نبوده است اما با قربانیان احساس همدردی بسیار می کند و چنین می نویسد: “ بی تردید این جنایت عظیم جنگی از آن زمان در ذهن ناخودآگاهم ماندگار شده، زمانی که به عنوان یک کودک شاهد ویرانی محله یهودیان شهر کوچک زادگاهم، دبیکا بودم.”