گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

به علاوه، چنانچه تفسیر و تاویل را روا بدانیم می‌توان مانند یک نوازنده‌ی تفسیرگر، جهان ذهنی و تخیلی ساخته شده بر پایه‌ی اثر موسیقایی (به‌دست نقدگر) را شرح داد یا به عکس، تفسیر آفریده شده توسط هنرمند اجرا کننده را توصیف یا تجزیه و تحلیل کرد. مدرس هشدار داد که حتما لازم نیست تنها معیار و مقیاس نقد اجرا، رعایت شدن یا نشدن اصالت قطعه و به اصطلاح یافتن یک تفسیر اصیل باشد.

هنگامی که بحث‌هایی مانند هویت، اصالت، مرجع تعلق و مشابه آن به میان می‌آید ما بامساله‌ای که یک سوی آن اخلاقی است مواجه شده‌ایم. آیا دگرگون کردن یک اثر موسیقایی به شکلی که مورد توافق صاحب اثر نبوده امری اخلاقا صحیح است؟ مثلا نواختن یک قطعه به شکل تمسخرآمیز. طیف بزرگی از تصمیمات را می‌توان درباره‌ی یک اجرا گرفت که بخشی از آنها سرشتی اخلاقی هم ممکن است پیدا کنند.

حال این سه جنبه را می‌توان با شرایط عینی‌ای که معمولا یک منتقد موسیقی با آن برخورد می‌کند در هم آمیخت. معمولا یک منتقد موسیقی در حال نقد نوشتن بر سه چیز است؛ ضبط‌ها (بر انواع و اقسام رسانه‌ها)، انواع مختلفی از اجرای زنده و نقد مسائل پیراموسیقایی از جمله نقد رفتارهای اهالی موسیقی و…

در دو مورد اول بسته به این که آثار اجرای مجدد باشند یا نه می‌توان به یکی از سه جنبه‌ی یاد شده پرداخت اما جز آن هر یک از این شرایط عینی هم خود ویژگی‌هایی دارند.

به گفته‌ی مدرس نخستین موضوعی که ممکن است (بیشتر در مورد ضبط و گاهی هم اجراهای زنده) توجه منتقد را به خود جلب کند و نقطه‌ی آغاز طرح او برای شکل دادن به نقد باشد اطلاعاتی است که خود پدیدآورنده همراه قطعه‌اش کرده از جمله «نام بسته»، «نام قطعه» و شرحی که معمولا در قالب دفترچه به‌دست مخاطب می‌رسد (خواه آن را خود پدیدآورنده نوشته باشد خواه دیگری به درخواست ناشر). به نظر می‌رسد اینها برتری خاصی بر دیگر نقدها نداشته باشند وگرنه نیازی به نقد دوباره نمی‌شد و همین یک چشم‌انداز انتقادی کافی بود.

جنبه‌های فراوانی از یک اثر موسیقایی هست که ممکن است از دید خود آهنگسازش هم پنهان بماند (یا آشکار باشد و در نوشته به آن اشاره نشود) بنابراین چنین شرح‌هایی برای منتقد الزام‌آور نیستند بلکه حداکثر ممکن است برخی عینیت‌های اثر را بازگو کنند. نباید فراموش کرد که شاید در نوشتن چنین نوشته‌هایی به نفع اثر بزرگ‌نمایی و غلو شده باشد. بنابراین اگر به این عنوان که شرح صاحب اثر مرجعِ معتبر (یا معتبرترین مرجع) است آن را بپذیریم عملا ما نیز تابع همان بزرگ‌نمایی خواهیم شد.

مساله‌ی دیگری که هم‌اکنون در بررسی ضبط‌ها گاه مورد توجه قرار می‌گیرد این است که با توجه به ویژگی‌های رسانه‌ای که بر آن منتشر می‌شوند پرسش چگونگی هم‌نشینی شکل بگیرد. به طور ساده وقتی می‌پرسیم چرا فلان قطعات در یک سی‌دی کنار ه گردآمده‌اند همین موضوع را مد نظر داریم. این گونه‌ای از جستجو برای پیوند، وحدت و گونه‌گونی است که حالا نه در دل یک قطعه‌ی منفرد بلکه در رابطه‌ی میان قطعات همنشین شده صورت می‌گیرد.

کیفیت بازتولید صنعتی از جمله از همه برای موسیقی مهم‌تر، کیفیت ضبط و ذخیره‌سازی صدا، نیز یکی از مولفه‌های مورد بررسی است که البته چون ما دایره‌ی واژگان بسیار محدودی برای گفتگو درباره‌ی رنگ صوت، ریخت‌شناسی صدا و از این قیبل، داریم (این مساله فقط مختص زبان فارسی نیست) معمولا به شکل بسیار محدودی مورد اشاره قرار می‌گیرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، آخرین مقاله زنده یاد خسرو جعفرزاده موزیکولوگ، معمار و از نویسندگان ثابت ژورنال گفتگوی هارمونیک است. این نوشته یکی از مهمترین مقالات این نویسنده فقید محسوب می شود که در آن به گسترش نظریه خود (که در کتاب «موسیقی ایرانی شناسی» از انتشارات «هنر موسیقی» منتشر شده است) بر اساس اصلوب تئوری علینقی وزیری می پردازد. (سردبیر)

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

از روزهای گذشته…

ریتم و هارمونی – قسمت اول

ریتم و هارمونی – قسمت اول

در موسیقی “ریتم هارمونی” به میزان یا نرخی گفته می شود که آکوردها – یا همان هارمونی هر قسمت – در طول اجرای قطعه دستخوش تغییر می شوند. به بیان دیگر اگر بتوانیم رفتار تغییرات هارمونی را در یک قطعه تشخیص داده آنرا ترسیم کنیم در نهایت به شکلی می رسیم که از آن می توان ریتم هارمونی را استخراج کرد.
کنسرت هنرجویان موسیقی هنرستان سوره

کنسرت هنرجویان موسیقی هنرستان سوره

کنسرت هنرجویان موسیقی هنرستان سوره در روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ماه ساعت ۱۷:۳۰در فرهنگسرای هنر برگزار می گردد.
محمد سعید شریفیان، گوهری از موسیقی کلاسیک

محمد سعید شریفیان، گوهری از موسیقی کلاسیک

برای ما ایرانیها که بطور معمول، به دلیل محدودیتها (یا دست کم محدودیت در زمینه موسیقی)، اساتید بزرگ موسیقی کلاسیک را غیر ایرانی می دانیم، شاید دانستن اینکه یکی از این اساتید بزرگ اتفاقا ایرانی است می تواند بسیار مسرت بخش باشد. اگر بخواهیم با چشمانی باز به دور از تعصب و با منطق مطلق به دنبال یادگیری موسیقی کلاسیک باشیم و پله پله این مسیر تاریک و دور از دسترس را بپیماییم، دکتر محمد سعید شریفیان نهایت هدفی است که می توان به دنبال آن بود او یکی از نخبگان موسیقی کلاسیک است که حضور خودخواسته اش در داخل ایران، قابل ستایش است.
پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

پرتو: نمیگذارم شاگردانم به من وابسته باشند

با توجه به اینکه شما نخستین بانوی پیانیستی هستید که موسیقی ملی را با این ساز می نوازید، هدفتان از ترویج این شیوه در بین شاگردانتان که در کنار موسیقی کلاسیک (غربی) ایرانی هم بنوازند چیست؟ و به نظر شما این عامل چه قدر در شناخت موسیقی خودمان به نسل بعد تاثیر گذار است؟
بهروزی نیا: امکانات بربت به دلیل داشتن دسته بلندتر از عود، بیشتر است

بهروزی نیا: امکانات بربت به دلیل داشتن دسته بلندتر از عود، بیشتر است

یک موقع هست شما با پیانو باید یک قطعه را اجرا کنید یک موقع با تار یا سه تار یا نی. باید توانایی و نوع صدا دهی ساز را هم در نظر داشت و لی معتقد هستم نوازنده تا جایی که امکان دارد و تا جایی که سازش به او اجازه می‌دهد باید تکنیک خود را بالا ببرد و از عهده ی نوازندگی قطعات سخت بر بیاید.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

مشکل اساسی منطقه ما – یعنی منطقه های خارج از حیطه اروپای مرکزی که خاستگاه تمدن باستانی بوده و شامل هند، خاور میانه، آسیای صغیر (ترکیه امروز)، یونان، مصر و شمال آفریقا و ایتالیا و اسپانیای جنوبی می باشد – این است که برای این منطقه بزرگ فرهنگی که فرهنگ، هنر، علم و فلسفه ما در آن نشو و نما کرده و زمانی مرکز تمدن جهانی بوده است، نامی خاص و قابل استفاده مانند اروپا نداریم. برای منطقه بزرگ فرهنگی ما اغلب از نام شرق استفاده می شود. این نام نه دقیق است و نه صحیح. چرا که شرق نامی خاص نیست و حدود نسبتا دقیق مانند اروپا ندارد. نام دیگری که اروپاییان برای این منطقه به کار برده اند، اورینت (Orient) است که آن نیز به معنای شرق یا خاور است، اما اسم خاصی است که شامل شرق دور (چین و ژاپن) نیست.
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (I)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (I)

سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» با سخنرانی آروین صداقت‌کیش، منتقد و پژوهشگر موسیقی یکی از نشست‌هایی بود که روز دوشنبه نهم اردیبهشت توسط انجمن موسیقی خانه تئاتر و در قالب شانزدهمین هفته بزرگداشت تئاتر در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.
مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

«بدرقه‌ی ماه» خیلی چیزها دارد شاید حتا بتوان گفت همه چیز. طرح و برنامه‌ی نسبتا متوازن منسجم، گرمای عاطفی برآمده از اجرای پرانرژی نی، روانی ملودی (مثل «ضیافت صبح») و لحظه‌های غافل‌گیرکننده (مانند آشکار شدن دیرهنگام جهت اصلی مدال در خط عود در آغاز قطعه‌ی «بدرقه‌ی ماه»)، وهم و سودا و سوز (چون «دشت مه‌زده» و تک‌نوازی‌ها) و جز آن، بخشی از ساختمانش است. اما افزون بر اینها پرسشی که در آن است و پاسخی که فراچنگش نمی‌آید بر فراز همه‌ی این داشته‌ها می‌ایستد. و آنچه آلبوم (و برخی دیگران نیز) از آن می‌پرسد و با پاسخ نیافتن بر جای هنوز خالی‌اش انگشت می‌گذارد چیست؟ همنوازی در سایه روشن میان قیدهای «ازپیش‌تعیین‌شدگی» و آزادی‌های «تعیین‌نشدگی».
لیدی بلانت و مسیح (I)

لیدی بلانت و مسیح (I)

در میان ویلن های ساخته شده توسط آنتونیو استرادیواری شاید تنها یک ویلن بتواند رقیب ویلن مسیح ۱۷۱۶ باشد که بدون شک آن lady Blunt خواهد بود. این دو ویلن در کنار یکدیگر نمونه تمامی آن چیزی هستند که در رابطه با کار یک استاد، قابل ستایش است و جای خوشبختی است که این دو نمونه ارزشمند را به طور سالم در اختیار داریم.
مایکل برکر، نوازنده برجسته ساکسفون درگذشت

مایکل برکر، نوازنده برجسته ساکسفون درگذشت

مایکل برکر Michael Brecker نوازنده ساکسفون، برنده ۱۱ جایزه Grammy و از بزرگترین نوازندگان جز معاصر، روز ۱۳ ژانویه ۲۰۰۷ در سن ۵۷ سالگی در شهر نیویورک زندگی را بدرود گفت.