گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

کریستوف پندرسکی
کریستوف پندرسکی
یکی از قطعاتی که من اواسط دهه ۷۰ برای اپرا لیریک شیکاگو نوشتم، «بهشت گمشده» بود. همچنین سمفونی شماره ۲ و کنسرتو ویلن. تمام این قطعات با فاصله کمی از یکدیگر خلق شده اند، بین ۷۴، ۷۵ و فکر کنم ۸۲ و کاملا مشخص شد که من میخواستم این سنت را دنبال کنم، سنت رمانتیک.

فقط من اینطوری نیستم. اگر شما به موسیقی سمفونیک قرن ۲۰ نگاهی بیاندازید، مثلا شوستاکوویچ هم همینطور بود، او واقعا راه مالر را ادامه داد. می توان گفت، موسیقی من بیشتر به این سمت گرایش دارد تا بروکنر (روشی که شوستاکوویچ ازموسیقی مالر استفاده می کرد). شاید واقعا موسیقی بروکنر، زیاد در آثار من شنیده نشود، ولی مفهوم سمفونی است که مرا فوق العاده تحت تاثیر قرار داده، شوستاکوویچ هم همینطور بوده.

من موزیکولوژیست نیستم. من موسیقی خودم را آنالیز نمیکنم ولی همه از من میپرسند، چرا عوض شدی؟ چرا موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ را که مینوشتی ادامه ندادی؟ و من همواره میگویم: برای اینکه همه حرفها را در این حوزه زدم، من نمیخواهم مقلد خودم باشم.

پس شما هنوز حرفتان را میزنید، ولی به فرمی دیگر؟
بله و در آخر، فکر میکنم در ۲۰ سال گذشته، در موسیقی من نوعی تلفیق وجود دارد. هنوز هم عناصری از موسیقی اولیه من در آن وجود دارد، برای اینکه این زمان برای من خیلی مهم بود، زمان اکتشاف. ولی الان موسیقی من متفاوت است. من تقریبا فقط فرمهای بزرگ مینویسم. حتی کنسرتو ویلن شماره ۲ کار بزرگی است.

***

در پایان این نوشته، قصد دارم به بخشی از نوشته ساموئل ادلر (۱) بپردازم که در بخشی به تغییرات موسیقی آوانگارد و پندرسکی اشاره می کند:
وقتی داشتم روی ادیشن اول کتاب ارکستراسیون کار میکردم، از من درخواست شد که یک سخنرانی در مجمع آهنگسازان انجام دهم. من اسم سخنرانیم را گذاشتم، اکنون به کجا میرویم؟ پیشبینی کردم که موسیقی دهه ۸۰ و ۹۰ چگونه خواهد بود. پیش بینی من که آنرا درخشان فرض میکردم، کاملا اشتباه از آب در آمد!

در سال ۱۹۷۹، من پیشبینی کردم که موسیقی آینده بپیچیده تر و تجربی تر از موسیقی بعد از جنگ جهانی دوم میشود. متودهای جدید نت نویسی ابداع میگردند، سازهای جدید اختراع میشوند و حتی شاید فضاهای جدید کنسرت درست شوند تا تحولات ناگهانی که پیش بینی کرده بودم را قابل اجرا کند.

ولی خب تئوری من کاملا اشتباه بود. در واقع، موسیقی دو دهه آخر قرن بیستم دارای استیلی با ویژگیهای سادگی، عشق به موسیقی رومانتیک، گوش نواز و حتی گاهی عامه پسند بود. من نمیگویم که تمام آهنگسازان از این فرمول پیروی میکنند. حتما خیلی از آهنگسازان از سنت موسیقی پیچیده قرن ما استفاده میکنند، ولی به طور کلی، آهنگسازان جوانی که بیشتر آهنگهایشان اجرا میشود، از زبان موسیقایی ساده تری برای بیان ایده هایشان استفاده میکنند.

وضعیت مشابهی در مقوله ارکستراسیون وجود دارد. از نیمه دوم قرن بیستم تا اواسط دهه ۷۰، تکنیکهای جدید، نت نویسیهای ابداعی تفکر قالب در ارکستراسیون بود که جای خود را به ارکستراسیون سنتی تر بعد از این دوران داد. یک مثال خوب در این زمینه، آهنگساز لهستانی پندرسکی است؛ او یکی از بزرگان موسیقی آوانگارد بعد جنگ بود که صداهای جدیدی با ارکستر خلق کرد. آثار پندرسکی بعد از اواخر دهه ۷۰، دارای ویژگیهای رمانتیک و حتی ارکستراسیونی همانند سیبلیوس است. این یک نظر کارشناسی نیست، بلکه یک حقیقت است.

پی نوشت
۱- Samuel adler,study of orchestration,third edition,preface,ix

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

رنگین چون هزار دستان (I)

رنگین چون هزار دستان (I)

مرتضا حنانه از اولین آهنگسازان نسلی است که در هنرستان موسیقی و در ایران تربیت شدند و احتمالا از موفق‌ترین آنها. هر چند که وی بعدا برای مطالعه‌ی آهنگسازی سفری طولانی به ایتالیا کرد. اما پیش از آن نیز همزمان با استادش «پرویز محمود» و دستیار او «روبیک گریگوریانس» به رهبری ارکستر سمفونیک رسیده بود.
صدای سنتور (I)

صدای سنتور (I)

در این گفتار سعی دارم راجع به تنوع صدایی که یک نوازنده میتواند از یک ساز ایجاد کند نکاتی را خاطر نشان کنم. به ظاهر تنوع صدایی ساز سنتور بنا به ساختار آن نمی تواند خیلی متفاوت باشد (منظور صدای حاصله از یک سنتور است) همانند پیانو، بطوریکه هر نوازنده ای مثلاً اگر با فلان پیانو بنوازد اصوات ایجاد شده همگی یکسان خواهند بود یا در نهایت تفاوت اندکی خواهند داشت.
افق‌های مبهم گفت‌وگو (III)

افق‌های مبهم گفت‌وگو (III)

افزون بر این، حالتی بسیار خاص از بده‌بستان (و درنتیجه گفت‌وگو) در موسیقی ایرانی و همه‌ی هم‌خانواده‌های آن (همه‌ی موسیقی‌هایی که هنر اجرای بداهه یا به بیان دقیق‌تر بِداهنگسازی (۷) بنیان بروز خلاقیت هنری در آنها را می‌سازد) وجود دارد که آن را باید ذیل گفت‌وگوی مخاطب و مولف درک کرد. بداهه‌پردازان کلاسیک اغلب از وجود نوعی کیفیت یا «حال» در هنگام اجرا سخن می‌گویند که اگر خوب باشد اجرای بهتری را رقم می‌زند. این کیفیت که به راستی باید زیباشناختی (و گاه تا حدی همراه اغراق و افسانه‌پردازی (۸)) در نظرش گرفت نه تنها بر کیفیت آفرینش تاثیر می‌گذارد بلکه اغلب ویژگی‌ها یا روند اجرا مانند دستگاه یا گوشه‌هایی که قرار است اجرا شود و از این قبیل را نیز تعیین می‌کند. بخشی از این کیفیت به مجموع شرایط اجرا (هر ویژگی ریزودرشت محیطی) باز می‌گردد اما بخش دیگری -و به نظر می رسد بخش عمده‌ای- به گونه‌ای واکنش غیرفیزیکی حاضران اشاره می‌کند.
نگاه به قیچک

نگاه به قیچک

قیچک یکی از سازهای باستانی ایران است که امروز نوع دگرگون شده آن در گروه های موسیقی کلاسیک ایرانی مورد استفاده قرار می گیرند. این قیچک با الهام از کمانچه توسط ابراهیم قنبری مهر به سفارش گروه موسیقی سازمان فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور، در یک خانواده سوپرانو، آلتو و باس، ساخته شده و امروز مخصوصا نوع آلتوی آن رواج بسیار زیادی دارد.
موسیقی شناسی فمنیستی (I)

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.
رسول صادقی: وجود گره لازمه ساخت ساز نی نیست

رسول صادقی: وجود گره لازمه ساخت ساز نی نیست

پس از آزمایش های متعدد با همکاری دوستان بر روی ساز نی به این نتیجه رسیدیم که جنس قمیش (بدنه نی) عملا برای کلید گذاری مناسب نیست. طول متفاوت بندها و قطرهای متفاوت نی ها اجازه تولید صنعتی کلید را نمی دهد، مانند آنچه در سازهای غربی شاهد آن هستیم. پس ترجیح دادیم که جنس استاندارد تر و علمی تری را جایگزین کنیم. در نی برنجی با توجه به قطر و طول استاندارد و همسان می توان به راحتی کلیدگذاری یکسانی برای تمامی نی ها انجام داد و آن را به مرحله تولید انبوه رساند. ضمن این که در این نوع نی، ساخت نی با کوک بسیار بسیار دقیق میسر است و بسیاری از مشکلات ساخت نی هفت بند را ندارد.
علوانی فقط یک آواز نیست (VII)

علوانی فقط یک آواز نیست (VII)

پس غیر از گوش دادن به طور علوانی و مقایسه کردن فواصل این آواز در مباحث تئوری هم به این نتیجه می رسیم که فواصل اجرای این طور شباهت زیادی با فواصل و ذائقه موسیقایی جنوب کشور دارد. همین نکته باعث وجود یک طور خاص در کل مکاتب عرب شده است.
برنامه کنسرت راجر واترز به نفع فلسطین تغییر کرد

برنامه کنسرت راجر واترز به نفع فلسطین تغییر کرد

راجر واترز، عضو سابق گروه پینک فلوید، مدتی پیش برنامه تور تابستانی خود در اروپا را اعلام کرده بود که اجرای برنامه ای در تل آویو نیز در کنارآن دیده می شد. حدود یک ماه قبل، نامه سرگشاده ای از طرف انجمن هنر مدرن فلسطین و مجمع هنرمندان فلسطین برای راجر واترز ارسال شد که طی آن به شهرت این هنرمند در برقراری عدالت جهانی اشاره شده از او درخواست شده بود که اجرای برنامه در اسرائیل را لغو کند.
ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (II)

ویلهم فورت ونگلر، موسیقی در زمان جنگ (II)

در سال ۱۹۴۵ موقعیت وی بحرانی تر شد چرا که پلیس گشتاپو او را به شدت تحت فشار قرار داده بود، از این روی، به سوئیس گریخت. در این دوره بیشتر روی آهنگسازی کار می کرد. آثارش شامل آثاری برای پیانو، ارکستر و سونات بود. تا دسامبر ۱۹۴۶ وی موضع خود را مبنی بر طرفداری و مشارکت با سوسیالیستهای ملی مشخص کرد.
رحمت الله بدیعی: در کمانچه و قیچک خودآموز بودم

رحمت الله بدیعی: در کمانچه و قیچک خودآموز بودم

پرویز محمود. در سال ۱۳۲۶، از سن یازده سالگی یعنی از کلاس چهارم ابتدایی، در زمان مدیریت محمود وارد هنرستان عالی موسیقی شدم. اما به خاطر برخی مشکلات خانوادگی (اینکه پدر و مادرم در کاشان بودند، من هم طبعا باید به کاشان می رفتم)، وقفه ای در تحصیلم به وجود آمد ولی طولی نکشید که دوباره به هنرستان برگشتم و تا دیپلم ادامه دادم. بعد از دیپلم هم باز چند سالی وقفه هایی در تحصیلاتم به وجود آمد، تا اینکه در سال ۱۳۵۸ لیسانس خود را گرفتم.