عدم اعتنا به بی اعتنایی! (II)

چارلز آیوز (1954-1874)
چارلز آیوز (1954-1874)
آیوز آماتور نبود و در دانشگاه ییل درس خوانده بود و در سالهای واپسین قرن نوزدهم موفق شده بود سمفونی ها، آوازها، موسیقی مجلسی و نیز موسیقی مذهبی کلیسایی تصنیف کند و کنار موسیقیدانانی که در آلمان درس خوانده بودند و به روش متین و محافظه کارانه آهنگسازی می کردند در صلح و صفا به سر برد.

آیوز به لایپزیگ نرفت و خیلی زود جهت خویش را تغییر داد و تعالیم پدرش جورج آیوز را که رهبر ارکستری نظامی در دوران جنگ های داخلی بود به کار بست. این پدر فرزند خویش را کاملا متقاعد کرده بود که هیچ قانونی در موسیقی وجود ندارد که کسی ملزم به اجرای بی بروبرگرد آن باشد و دنیای موسیقی دروازه تجربی گشوده ای است.

در حقیقت، ماجراجویی های آیوز از زمانی آغاز شده بود که پدرش او را وادار می ساخت تا برای پرورش گوش خود، فنون خاصی را که او به فرزند می آموخت انجام دهد: نغمه هایی را همزمان در دو کلید متفاوت بنوازد، جمله هایی در گام های تمام پرده بنویسد، به ربع پرده بیندیشد و به آن توجه داشته باشد، به افه زنگها و هرگونه طنین و پژواک صوتی عجیب و غریب دیگر توجه داشته و آنها را تقلید کند. او بعدها در این باره چنین می نویسد: «آنچه را که می دانم پدرم به من آموخت.»

با عنایت به جنبه های موسیقی کلاسیک مرسوم، چنین بر می آید که آیوز جوان تصمیم گرفت تا اندکی از علایق گذشته خود فاصله گیرد و به آهنگسازان مستقل همفکر خود بپیوندد.

این امر تا سال ۱۹۱۸ که از آهنگسازی تونال دست کشید، محقق نشد. بد نیست نظر او را در مورد بتهوون بدانیم: «…مرد بزرگی است اما وای از این کمپوزیسیون، فقط یک آکورد قوی در قطعه می شنوید که به هیچ تونالیته ای تعلق ندارد.»



از نظر آیوز آهنگسازانی که فقط به خاطر خوش آیند شنوندگان خود می نوشتند، موسیقی را اخته کرده بودند؛ پس اکنون لازم می آمد که غذایی پر انرژی تر به ذائقه و گوش جماعت تزریق شود. یعنی ریتم های پیچیده، بافت چند لایه و بالاتر از همه آکورد های نامطبوع ”دیسونانس”.

یک بار، هنگامی که در یک کنسرت، موسیقی دیسونانت دوستش کارل راگلز با سوت و تمسخر شنوندگان روبرو شد، آیوز دفعتا از جا پرید و فریاد زنان گفت: «خدا لعنت کند شما خاله زنک ها را، مرد باشید و وقتی موسیقی ای به این مردانگی می شنوید از گوشتان هم مثل یک مرد استفاده کنید!».

حقیقت اینجاست که عقاید آیوز سر در فلسفه ای عمیق داشته است، چراکه از دید او موسیقی بیان احساسات سوبژکتیوی است که حامل الهامات متعالی بوده و انسان را به آرمانشهر موعود راهنماست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

از روزهای گذشته…

رونمایی و اجرای آلبوم «به زمین و آفتاب» اثر محمد سعید شریفیان

رونمایی و اجرای آلبوم «به زمین و آفتاب» اثر محمد سعید شریفیان

آثار مجلسی جدید محمد سعید شریفیان در مجموعه ای با عنوان «به زمین و آفتاب» طی مراسمی با حضور تعدادی از هنرمندان و اساتید موسیقی به همراه اجرای زنده برخی از آثار این مجموعه با همراهی پیانو: بهنام ابولقاسم و کوارتت زهی «شهرزاد» در خانه هنرمندان در تاریخ سه شنبه ۹۲/۷/۱۶ ساعت ۱۸ رونمایی و اجرا میشود.
او آهنگساز بزرگ فیلم بود

او آهنگساز بزرگ فیلم بود

در ادامه مطلب نصرت فاتح علی خان توجه شما را به قسمت دیگری از آن جلب می کنیم.
مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (II)

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (II)

فردی که در اتاقی نشسته و سر‌و‌صدای اتاق مجاور خود را می‌شنود، می‌تواند بدون حضور در آن اتاق، به نحوی در تجربۀ فضایی آنجا شریک باشد. از طرفی دیگر، جذب وسیع صدا می‌تواند عرصۀ شنوایی چندگانه‌ای تولید کند. با توضیح این مطالب، روشن می‌شود که خاصیت صدا و نحوۀ انتشار آن در فضا تجربه‌ای شنیداری پدید می‌آورد که هم‌تراز با تجربۀ دیداری نیستو هرکدام از آن‌ها منجر به درکی بدیع از فضا می‌شوند.
واثقی: برادرم نت موسیقی نمی دانست

واثقی: برادرم نت موسیقی نمی دانست

خود آقای دهلوی از من خواستند که این قطعه را در فیلم استفاده کنیم. اتفاقا همان اجرا هم بهترین اجرای این اثر بوده است که خود آقای دهلوی رهبری کرده اند و سنتور ها را من و آقای اسماعیل تهرانی زده ایم. این اجرا به صورت کاملا ارکسترال در استودیوی وزارت فرهنگ و هنر ضبط شده است و از کیفیت بسیار خوبی دارد.
جوایز هیلاری هان (II)

جوایز هیلاری هان (II)

خانم هان در طول دوره ای که کارهای سلو می کرد، همچنان به موسیقی مجلسی نیز تمایل داشت. تقریباً هر تابستان از سال ۱۹۹۲ در فستیوال موسیقی مجلسی Skaneateles حضور می یافت که هم به عنوان سولیست و هم موزیسن موسیقی مجلسی همراه با ارکستر فستیوال به اجرای برنامه می پرداخت.
گفتگو با زوکرمن (II)

گفتگو با زوکرمن (II)

«خیلی زود به من فهمانده شد که اگر خودت را وقف یک برنامه منظم بلند مدت نکنی، به جایی نخواهی رسید و می دانید چه شد؟ این اتفاق افتاد. بله، من در خیابان های نیویورک چیزهایی آموختم. باور کنید که من خیلی خوش شانس بودم که آن اطلاعات را از محیطم جذب می کردم و نه از کتاب های درسی. بیشتر از اینکه در کلاس های مزخرف درس حاضر شوم در تمرین ها و کنسرت ها شرکت می کردم. نمی توانستم سر کلاس بشینم. [یک حس] بسیار بسیار وحشتناک داشتم… واقعا نمی توانم تحمل کنم که کسی بخواهد معنی “دو ضربدر…” را توضیح بدهد، برایم مهم نیست. این چیزی نیست که من دنبالش هستم. مشروط شدم چون بر اساس برنامه کلاس درس نمی خواندم.»
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

در ابتدا آدرنو این مسئله را عنوان می کند که موسیقی عامه پسند و موسیقی “جدی” را نمی توان با استفاده از کلماتی مانند «فرو دست» و «فرا دست»، «ساده» و «پیچیده»، «بی مایه» و «مایه ور» به طور دقیق معرفی کرد و تفاوت های آنها را درک کرد. برای مثال همه ی ساخته های کلاسیسیسم وینی ـ بدون استثنا ـ از نظر ریتمیک ساده تر از همه ی تنظیم های بازاریِ موسیقی جِز هستند و یا دنبال کردنِ فواصل گسترده ی بسیاری از آوازهای پر فروش امروز، دشوارتر از دنبال کردن موسیقیِ هایدن است که عمدتا حول و حوشِ تریادهای تونیک و با استفاده از فواصل دوم شکل گرفته است.
فواصل خنثی یا میانه (III)

فواصل خنثی یا میانه (III)

در سیستم ۵۰ قسمتی نیز دو اندازه متفاوت از سوم کوچک و بزرگ مشاهده می شود که بر اساس نوع انتخاب ما می توان سوم میانه میانگین را مشاهده نمود. مثلا اگر سوم کوچک ۲۸۸ سنت و سوم بزرگ ۳۸۴ سنت باشد، فاصله سوم میانه معادل ۳۳۶ سنت خواهد شد ولی اگر سوم کوچک ۳۱۲ سنت و سوم بزرگ ۳۸۴ سنت انتخاب شود، فاصله سوم میانه ۳۴۸ سنتی در سیستم وجود ندارد. به این ترتیب فرض هلمهولتز که سوم میانه یا خنثی را میانگین سوم کوچک و بزرگ فرض کرده در همه موارد صدق نمی کند.
درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»