ویولون مسیح استرادیواریوس (VI)

به طور معمول جریان الگو برداری همیشه از مشخصات درج شده خط محیطی ترسیمی و یا از محدوده تصاویر رنگی از صفحات به انجام می رسد که معمولا سازندگان ساز در ساده ترین شکل ممکن با دور بری تصاویر و انتقال آن به روی برگه های فلزی و یا چوب و یا در مواردی دقیق تر از روشهای نرم افزاری فرایند الگو برداری را دنبال می نمایند.

اگر ما نیز بخواهیم همین روند ساده را بدون توجه به مقادیر دیگر انجام دهیم شاید با مشکل چندانی مواجه نشویم اما به محض آنکه روشهای دقیق تری را برای رسیدن به واقعیت ماجرا پی می گیرم، مشکلات بروز میکنند.

حال باید با این اختلاف چه کرده و کدام یک را مرجع قرار داد؟

اختلافات موجود در ناحیه های عنوان شده به طور حتم می تواند در سایر بخشهای دیگر به مقدار اقتضای ویژگیهای آن محدوده وجود داشته و حتی شدید تر نیز باشد. زیرا که این ۳ قسمت ۴ گزینه ایی به عنوان بخشی از اندازه های اصلی در نمای سطح دو بعدی ویلن شناخته شده و دارای اهمیت ویژه ایی در دانش طراحی ویلن می باشد.

در نتیجه اگر این مقادیر از دقت لازم برخوردار نباشد طبیعتا اندازه های موقعیت های دیگر به تبعیت از آن دگرگون خواهد شد.

درباره میزان و مقدارخطا که شاید این مسئله ازنقطه نظر برخی دیدگاه ها موضوعی طبیعی برداشت شود، باید گفت که در دنیای محاسبات دقیق و مفاهیم مستحکم هندسی نمی توان این برداشت را چندان صحیح تلقی نمود زیرا که مفهوم نسخه برداری برابر اصل شاخصه هایی بدون اعوجاج را مطالبه می کند، اگر که براستی نخواهیم خود را فریب دهیم.

جدا از این مطلب شخص سازنده ویلن به واسطه آنچه می اندیشد، با موضوعات مواجه می شود و طبعا پذیرش اختلافات ابعادی جز ابهام برای او ارمغانی به همراه ندارد، مگر اینکه توقع حقیقی را کاسته و به کیفیتی دیگر متمایل شده و خود را از حلقه پرسشها برهاند و یا اینکه بتواند در راه یافتن حقیقت گام برداشته و با توجه به مشکلات موجود سر فرو نیاورده و جویای واقعیت باشد.

گذشته از این در مجموعه ایی ایچنینی تمام بخشها جز به جز ترسیم شده اند و تاکید بر آن است که با ابزار دقیق اندازه گیری شده است. پس بسیار طبیعی و آشکار است که اندازه ها متحد و منطبق بر هم باشند و نگارنده چنین هدفی را دنبال نموده و باید با الحاق بخشهای مختلف بر پیکره یکدیگر به مجموعه ایی واقعی و اصیل دست یابیم.

حال در چه میزان این اندازه ها می تواند برای ما در رسیدن به هدف نهایی موثر و کارآمد باشد، باید به پیش رفت تا زوایای دیگر کار بر ما آشکار شود.

ما نیازمند دقت و ظرافت بسیار بالایی هستیم، در برخی از روشهای طراحی و باز سازی مجدد طرح، شخص طراح با در دست داشتن اندازه های اصلی و همچنین استفاده و بهره گیری از روند دانش طراحی می تواند به ساختار اصلی نزدیک شده و آنرا تا حد قابل توجهی باز سازی نماید.

براستی با توجه به جدول اندازه ها که در این برگه با قید دقت ابزار دقیق آن یاد شده است چگونه می توان حتی به طراح نیز اطلاعاتی موثق را ارائه نمود تا بتواند تصویری منطبق بر الگوی نامبرده ایجاد نماید. اعداد متغیر ناشی از خطا ها، در مطلبی که خوانده و ملاحظه خواهید کرد، براستی توان و پتانسیل به هم ریختن شاکله ترسیم را برای سایر بخشها داشته و فراهم می سازد زیرا که این ساختاری به هم پیوسته و در هم تنیده است و اگر خطایی در جایی وجود داشته باشد سایر اجزا نسبت به آن در امان نخواهند بود.

در اینجا شاید دانش طراح فراتر از وجود و لزوم مقادیر باشد، این حقیقت نیز چندان موجه نخواهد بود زیرا که مشخصات باید و باید صحیح باشد.

در نتیجه می توان این عقیده را بررسی نمود که با توجه به وجود خطای عددی در این ۳ بخش ۴ گزینه ایی امکان تطبیق اندازه ها به جهت کنترل عملیات باز سازی دشوار بوده و نمی توان با در نظر گرفتن اندازه های یاد شده نتیجه را مورد سنجش قرار داد. موضوع دیگری که مورد نظر است حتی اگر اندازه های عنوان شده در بالا منطبق بر هم بود چگونه می توانستیم سایر نقاط را مورد تایید قرار دهیم و صحت آنرا به دست آوریم؟

پاسخ به این پرسش همان روند طراحی را اقتضا می نمود که با قرار دادن اعداد در دستگاه محاسباتی و اجرای عملیات هندسی رسیدن به اندازه ها و خطوط دیگر را سبب می شد.

با این وضعیت سر در گم خواهیم بود، شاید بتوان با بررسی بیشتر، نتیجه را به استفاده از جدول صرف سوق داد و به الگویی دست یافت اما اثبات آن در برابر آنچه دیدگاه تبلیغاتی رصد می کند امری دشوار و شاید امکان ناپذیر باشد، در گوشه ای دیگر نظراتی همچون اجتناب از اندازگیری و دقت با حساسیت بالا مطرح است که این نیز خود مشکلی تاریخی و بر اساس سلائق مختلف است که اغلب دیده می شود که صرف نظرمی کنیم از پدیده ایی به نام تحقیق و پژوهش در باب آنچه می پذیریم و انجام می دهیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

احمد نونهال: گروه های کر با چالش روبرو هستند

گروه کُر «شانته» به‌ رهبری احمد نونهال با همکاری جشنواره موسیقی صبا در دومین رویداد تابستانه پنج قطعه موسیقی کرال را در موزه نگارخانه کاخ گلستان اجرا کرد. احمد نونهال رهبری جوان و پر انگیزه است و توانسته با وجود مشکلات مختلف این گروه جوان را به روی صحنه ببرد. امروز گفتگوی محمدهادی مجیدی را با او می خوانید:

از روزهای گذشته…

گفتگو با گیل شاهام (III)

گفتگو با گیل شاهام (III)

صحبتهایی که با افراد Deutsche Grammophon پیش میومد اینگونه بود: “اینها ایده های ماست، ما یک فهرست داریم که باید اجرا بشه، این کاریه که می خواهیم انجام بدیم”. و این واقعاُ خلاف چیزی بود که من می خواستم. الان نزدیک ۱۰ سال من با اونها کار میکنم و واقعا فکر میکنم میتونم پیشنهاد بدم و راجب پروژه صحبت کنم.
بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

همانطور که میدانید ما برای بیان کیفیت صدا همواره از کلمات زیر و بم استفاده میکنیم که در فارسی کلمه زیر معنی پائین و بم که مخفف بام است، معنی بالا می دهد! میبینید که این، کاملا مغایر با کابرد این دو کلمه در موسیقی است؛ یعنی: ما به صدای بالا، زیر و به صدای پایین بم میگوییم. بصورت کل، جمله اخیر بی معنی و بلاتکلیف مینماید لذا ما برای حل این نقیصه بطور ناخودآگاه قرار گذاشته ایم که دو اصطلاح زیر و بم را با هم و بالا و پائین را با هم بکار میبریم تا اشتباهی رخ ندهد. با این وجود…
موسیقی در دوران ساسانیان

موسیقی در دوران ساسانیان

دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.
ارکستر سمفونیک ونکوور و تالار ارفیوم

ارکستر سمفونیک ونکوور و تالار ارفیوم

ارکستر سمفونیک ونکوور (Vancouver Symphony Orchestra) یک ارکستر کانادایی است که در شهر ونکوور از سال ۱۹۱۹ تا کنون فعالیت دارد. برنامه های این ارکستر سالانه بیشتر از ۲۴۰۰۰۰ نفر بیننده دارد، ارکستر سمفونیک ونکوور (VSO) در ۱۲ سالن اجرا دارد ولی محل اصلی این ارکستر در سالن ارفیوم (Orpheum theatre) است. با بودجه سالانه نه و نیم میلیون دلار و ۱۴۰ اجرا در سال، این ارکستر سومین ارکستر سمفونیک کانادا میباشد.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (V)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (V)

دومین نکته ذهنی بودن «مرجع تعلق» گوشه‌ها است. در هر حال برای ما بدیهی است که برخی از گوشه‌های دیگر نسخه‌های ردیف هم «خلق» شده‌اند یعنی به شکلی عینی دارای آفریننده هستند، اما جز در مواردی، از ورای هاله‌ای افسانه‌ای، کسی از آن یاد نمی‌کند. شاید بیاندیشیم که این آفریننده‌ها در طول تاریخ از یاد رفته‌اند، اما به نظر می‌رسد مساله این است که موجودیت آفریننده از نظر ذهنی بااهمیت تلقی نمی‌شود (۴). بدین ترتیب صبا تنها موردی (یا یکی از نادر موارد) نیست که آفریدن و آفریده‌اش به یاد مانده باشد، کسی است که یک مفهوم ذهنی را جابجا کرده است.
ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (III)

یکی از قطعاتی که من اواسط دهه ۷۰ برای اپرا لیریک شیکاگو نوشتم، «بهشت گمشده» بود. همچنین سمفونی شماره ۲ و کنسرتو ویلن. تمام این قطعات با فاصله کمی از یکدیگر خلق شده اند، بین ۷۴، ۷۵ و فکر کنم ۸۲ و کاملا مشخص شد که من میخواستم این سنت را دنبال کنم، سنت رمانتیک.
ویژگی های یک سنتور خوب (III)

ویژگی های یک سنتور خوب (III)

روشن است بررسی یک ساز و ارزیابی آن به عنوان یک ساز خوب، متوسط یا بد منوط به بررسی عوامل فوق می باشد. نکته قابل توجه اینکه این سه عامل “بطور کامل” مستقل از یکدیگر نیستند و نمی توان آنها را کاملا جدا ارزیابی کرد بطوریکه مثلا یک سنتور خوب، بطور حتم از موادی با کیفیت متوسط به بالا، ساخته شده و برای بدست آوردن کیفیت صدا حتما به ظاهر آن توجه شده است.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

خانم رنه فلمینگ یکی از موفقترین ستارگانی است که در عرصه بین المللی در سالهای اخیر درخشیده است. او سه اثر خود را در شرایط بسیار مشکلی از لحاظ اجرا و تکنیک ضبط کرده، اجرای زنده وی بسیار موفقیت آمیز بوده و در ایفای نقشی بسیار دشوار نشان داده که توانایی های زیادی دارد. رنه فلمینگ استاد سبک موتسارت است، در نسخه جدید کوزی فان توته (Cosi fan Tutte) با رهبر درگذشته بزرگ، سر جرج سولتی (Sir Georg Solti) هیچ وحشتی از سبک پر خطر این اپرای قرن نوزدهمی نداشت و توانست، اثری رضایت بخش به اجرا در آورد. ضبط های جدید اپراهای موتزارت شامل آثاری است از هنرمندان متعدد و ناشناس. خانم فلمینگ یک استثنا در عرصه موسیقی می باشد، خود او می گوید دوست دارد زمانی اثرش را ضبط کند که صدایش توانایی بالا خواندن را داشته باشد.
علی نجفی ملکی

علی نجفی ملکی

متولد ۱۳۶۲ تهران نوازنده و مدرس نی [email protected]