نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

در ادامه پرده دهم حضور شمس را می بینیم که با آوازی متریک می خواند: «… ابلیس فقیه است گر اینها فقهایند». لطف اجرای این بخش که با قدرت مثال زدنی همایون شجریان در آواز به اجرا در می آید، با پاساژی که بعد از یک سکوت توسط ارکستر به گوش میرسد دوچندان می شود؛ در ادامه این کلام شمس، مرید او مولانا به تکرار آن جمله می پردازد و مریدان جاهل را به خشم وا می دارد.

پیرمرد به سمت مولوی و همزمان با لگدی که به مولانا می زند می گوید: «هین دهان بربند فتنه لب گشـاد»

مولوی همانطور که به زمین افتاده بر می خیزد و می گوید: «من نمی رنجم ولیکن این لگد خاطر ساده دلی را پی کند»

باز صدای ملال آور همان مرید جوان می آید که با آکومپانیمان کروماتیک و طعنه آمیز بادی چوبی ها همراه می شود: «بینوا گردی ز یاران وا بُری، خوار گردی و پشیمانی خوری»

پیام این مرد نادان مولوی را در عزم خود راسختر می گرداند و این حضیض عامل اوجی بی نظیر می شود: «گر بریزد خون من آن دوست رو پای کوبان جان برافشانم بر او. آزمودم مرگ من در زندگی است چون رهم زین زندگی پایندگی است…» این بخش در آواز دشتی اجرا می شود و کنتراس قابل توجی با بخش قبلی (پند مرد جوان) دارد که در نوا خوانده می شود. همراهی دف در این بخش که دو ضربی نوشته شده، قدرت حماسی آن را افزایش می دهد. پاسخ ارکستر به این بخش، یکی از کوتاه ترین و در عین حال برجسته ترین ملودی های این اپرا است.

جمله بعدی را شمس در جواب مولانا می خواند که مدلاسیونی است به چهارگاه: «عشق از اول چرا خونی بود…»

در مدلاسیون های معمول در موسیقی دستگاهی (به خصوص در ردیف) ما مدلاسیون از شور به چهارگاه را نمی شنویم ولی در معدودی قطعات این تکنیک به کار رفته است* هرچند بهزاد عبدی در آثار مختلف خود بارها از این مدلاسیون بهره برده است.

پس از ورود شمس به چهارگاه و خطابه کوبنده اش، یکی از مریدان پیشین مولانا با استفاده از کلام شمس شروع می خواند: «مسلمانان مسلمانان، نگه دارید دین خود که شمس الدین تبریزی مسلمان بود و کافر شد!». این بخش به درستی در همان چهارگاه تصنیف شده است و این فضا را بوجود می آورد که این شخص در حال هوچی گری و سواستفاده از کلام شمس است. در این بخش تغییر متر قطعه از دو ضربی به هفت ضربی را می شنویم؛ با به هم کوفتن سنج ورود آواز مرد جاهل آغاز می شود و کاملا فضا را برای بوجود آوردن صحنه افشاگری و هوچی گری آماده می کند!

پس از پایان این بخش، سنگینی فضا با محو شدن صدای گانگ پایان می یابد و گویی در یک لحظه گرد و خاکی که فرد جاهل به راه انداخته کنار می رود و باز شمس است که بدون هیچ ترسی از رسوایی در همان مایه می خواند: «مسجد و میکده و کعبه و بت خانه یکیست، ای غلط کرده ره کوچه ی ما خانه یکیست، چشم احول ز خطا گرچه دو بیند یک را، روشن است این که دل و دلبر و جانانه یکیست». مولانا در پاسخ او می خواند: «پیش من آوازت آواز خداست. عاشق از معشوق حاشا که جداست»

معتمدی این بخش را با تکنیک میکس ویس می خواند، صدایی بین سر و سینه که معتمدی در استفاده از این تکنیک مهارت ویژه ای دارد. این بخش با هوشمندی زیادی خوانده شده است و ارادت قلبی مولوی را به شمس نشان می دهد؛ مولوی در این بخش باز کلماتی به کار می برد که آتش کینه متعصبین را شعله ور تر می سازد. این خشم با جمله رعب آور چهارگاهی که در ابتدای اپرا (در هنگام به آتش کشیده شدن خانه ها توسط مغولها) شنیدیم، همراه می شود و در واقع آهنگساز از این طریق می خواهد مغولها و متعصبین مذهبی را از به سان هم نشان دهد.

پس از اجرای جمله چهارگاه به ناگاه ورود روح عطار را می بینیم که در مخالف چهارگاه می خواند: « چشمها و گوشها را بستهاند جز مر آنها را که از خود رَستهاند. جز عنایت کی گشاید چشم را؟…» در این بخش یاران جاهل از کنار او می گذرند و بعضی انگار وجود او را احساس می کنند! در بخشی که عطار به خواندن این ابیات می پردازد شاهد مدلاسیونی هستیم از مخالف چهارگاه به شوشتری (از طریق دانگ دوم چهارگاه و دانگ اول همایون که فواصل مشابهی دارند). در این مسیر ایستهایی هم بر گوشه های مختلف همایون می شنویم و در نهایت فرود روی همایون انجام می شود.

پی نوشت
* مشهور ترین این مدلاسیون ها در تصنیف «الا تی تی» ساخته مرتضی حنانه و «مژده بده» ساخته کامبیز روشن روان است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مختصری درباره فرم موسیقی ایرانی (I)

در موسیقی ایران فرم مشخص وجود ندارد. هر قطعه فرم مخصوص به خود دارد. برای تشخیص فرم باید تا انتهای قطعه گوش داد. اگر قطعه ای را فورا در ابتدا تشخیص دادیم که چیست مثلا چهارمضراب یا تصنیف اینها ژانر و گونه هستند و فرم نیستند. در فرم بخش های مختلف را با حروف بزرگ لاتین نشان می دهیم. هر جمله در موسیقی یک فرم مشخص دارد هر چقدر هم کوتاه باشد. برخی فرم ها موفق تر می شوند مانند پیش درآمد اصفهان نی داوود، در ادامه به انواع ژانرها و فرم های موسیقی ایرانی خواهیم پرداخت.

مروری بر کتاب «ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور»

روژا پیتِر –ریاضیدان مجار- در کتاب «بازی با بینهایت» بدون اینکه نام کتابش را «ریاضی آسان است» بگذارد، هنرمندانه پیچیده‌ترین موضوعاتِ ریاضی را دست‌یافتنی کرده است. اگر فرمانروای مطلقِ همه‌ی دانش‌ها می‌تواند آسان شود پس ردیفِ ما هم علی‌القاعده باید بتواند. کتابِ حاضر با وجود تلاش‌هایی که شده نه تنها در این کار توفیقی نیافته بلکه به جای زدودنِ ملال و پیچ و خم‌های زاید از پیکره‌ی موضوع (بر طریقِ یک متدلوژیِ منسجم و به پشتوانه‌ی یک ساختمانِ نظری مستحکم و واحد) به خوبی توانسته است نشان دهد که ردیف چقدر می‌تواند غامض و گیج‌کننده باشد.

از روزهای گذشته…

بالشتک نوین (II)

بالشتک نوین (II)

در اینجا می توان به نظرات نوازندگانی دیگر اشاره نمود که بالشتک (shoulder rest) را وسیله ای چندان ضروری به شمار نمی آورند و البته دلایل خود را مطرح می سازند. اگر آنها نیز به فضای خالی زیر ساز معتقد باشند و آن را موضوعی تلقی نمایند که می تواند نوازنده را دستخوش تغییرات ناگهانی نماید، شاید ترجیح دهند حداقل از قطعه ایی کوچک در زیر ساز استفاده نمایند، آنچنان که نمونه هایی از بالشک های بسیار کوچک نیز موجود بوده و مورد استفاده قرار می گیرد.
سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (I)

سری هارمونیک، معدن فواصل موسیقایی (I)

درباره رابطه موسیقی، فیزیک و ریاضی بسیار مطلب می توان نوشت؛ بهترین نمود این ارتباط را می توان در ارتعاش و تولید صدا و شکل گیری فواصل موسیقایی و تنوع آنها پیدا کرد. تعریف فاصله موسیقی را همه ما می دانیم: رابطه ای ادراکی بین دو صوت که بر اساس تفاوت ارتفاع صدا شکل می گیرد. درک ما از ارتفاع صدا پدیده روانشناختی پیچیده ای است و ناشی از تاثیر فرکانس ارتعاش بر سیستم شنوایی و عصبی ما می باشد. اختلاف فرکانس اصوات منجر به اطلاق عناوینی مانند «زیر» و «بم» به صدا می گردد. در واقع فاصله موسیقایی ادراکی است که از تفاوت زیر و بمی دو صدای متوالی ایجاد می شود. طبیعی است دو صدای هم فرکانس نیز دارای فاصله موسیقایی باشند.
شماره‌ی ششم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی ششم مهرگانی منتشر شد

ششمین شماره دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی ویژه بهار و تابستان ۱۳۹۲ منتشر شد و در وبسایت این نشریه قابل دسترسی است.
چرخ مولد صدا

چرخ مولد صدا

تولید و فروش رادیوهای A-Box برای کمپانی هموند (Hammond) در عرض یکسال معادل ۱۷۵ هزار دلار سود به ارمغان آورد.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VIII)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VIII)

البته باید بگویم امکانات امروزی خیلی بیشتر از ۵۰ سال پیش است افراد تحصیلکرده ذی صلاحیت خیلی بیشتر و در دسترس هستند. حالا تا چه اندازه استفاده درستی از آنها می‌شود نمی‌دانم، اما آشنایی مختصر چندروزه با عده‌ای که حتی اسامی‌شان را نشنیده بودم؛ این‌طور استنباط می‌کنم که الآن امکانات برای آموزش، تشویق و ترفیع موسیقی در جامعه خیلی بیشتر است تا ۵۰ سال پیش. درگذشته شاید دیدرسمی کشوری نسبت به موسیقی قدری موافق‌تر بود، استنباط من این است که وضع دارد به‌تدریج بهتر می‌شود ولی امکاناتی که اکنون در دسترس است خیلی بیشتر از گذشته است.
لطفی را در خور لطفی نشناختیم

لطفی را در خور لطفی نشناختیم

از درگذشت محمد رضا لطفی بیش از یک سال می گذرد؛ تحقیق و مطالعه ی آثار لطفی نیازمند سالها پژوهش است. درایت و آگاهی لطفی به جمله بندی و فواصل دقیق موسیقی ایرانی از شاخصه های نوازندگی او محسوب می شود. نوازندگی ای که نیازمند پژوهشی ژرف است و بیانگر رمز و رازهای نوازندگی لطفی است.
دخترم، بوی فرار می آید (I)

دخترم، بوی فرار می آید (I)

مهاجرت در گذشته بسیار کند تر از امروز انجام می گرفت. اما اکنون به علت فجایع سیاسی و انسانی گاه چند میلیون انسان از جایی به جایی دیگر کوچ می کنند و از این جهت نیز عوارضی را به وجود می آورند. در گذشته مهاجرت های قومی در طی چند سده اتفاق می افتاد و به چشم هم نمی آمد و این چنین کوچ هایی گاه مبدل به جنگ های بسیار کند بطئی آرامی می شد و جوامع نیز آن را به یک تجربه ی تاریخی مبدل می کردند و نتایج اش هم این بود که این نوع تغییر به یک سنت بدل می گشت. سنت هایی چون صلح، جنگ، توافق ها و قراردادهای اجتماعی و… همه ی این ها در طی یک فرآیند رخ می داد تا این که یک مهاجر بتواند مبدل به یک شهروند درجه ی دو و شاید هم درجه ی یک بشود. مانند سیاه پوستان در آمریکا.
انتشار «بیداری»، اثر بهزاد رنجبران

انتشار «بیداری»، اثر بهزاد رنجبران

به‌تازگی آلبوم دیگری از ساخته‌های بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا منتشر شده است. آلبومی که قطعه «بیداری» را نیز در خود دارد؛ اثری که حدود دو سال پیش به سفارش یک جشنواره کره ای ساخته شد.
ریتم و ترادیسی (XIV)

ریتم و ترادیسی (XIV)

رایج ترین روش واقع نمای بازنمایی موسیقایی ذخیره سازی مستقیم موج صداست. ساز و کارِ متداول ذخیره-سازی آنالوگْ نوارهای کاست و ضبط های اِل پیْ هستند. فنون متداول ذخیره سازی دیجیتالْ شکل موج را نمونه برداری کرده و سپس بازنمودی از نمونه ها را بر نوار مغناطیسی، در قالب نوریِ آنْ بر سی دی، یا در حافظه ی یک رایانه ذخیره می کند. تمامی این فن آوری ها تغییرات صدا را در یک موجِ فشار صوتی هنگام رسیدن آن به میکروفُن ضبط می کند.
مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (V)

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (V)

با ظهور” ابن‌ هیثم‌ “(متوفّی‌ به‌ سال‌ ۴۳۰/۱۰۳۹) ما به‌ اثری‌ چون‌ “شرح‌ قانون‌ اقلیدس”‌ راه‌ می‌بریم‌، آن‌ هم‌ به‌ همراه‌ اثری‌ دیگر چون‌ “مقاله‌ فی‌ شرح‌ الارمونیقی”‌ . این‌ اثر به‌ احتمال‌ با مقدمه‌ بر هارمونیک”‌ Introductio Harmonica” نوشته‌ی‌ “کلئونیدس‌ Cleonides ” یکی‌ است‌. “رساله‌ فی‌ تأثیرات‌ اللحون‌ الموسیقیه‌ فی‌ النّفوس‌ الحیوانیه‌” اثر دیگری از ابن‌هیثم‌ بود که‌ به‌ بررسی‌ انبوه‌ بی‌شمار پدیده‌هایی‌ می‌پرداخته‌ که‌ اذهان‌ ملّتهای‌ مسلمان‌ را طّی‌ ادوار متوالی‌ به‌ خود سرگرم‌ می‌داشته‌ است‌ – پدیده‌هایی‌ از این‌ شمار که‌ گامهای‌ اشتران‌ را می‌توان‌ به‌ قدرت‌ موسیقی‌ تندتر و یا کندتر کرد، و اسبان‌ را می‌توان‌ با جادوی‌ موسیقی‌ به‌ آب‌ خوردن‌ واداشت‌، و خزندگان‌ را می‌توان‌ جادو کرد و بر جای‌ میخکوب‌ نمود، و پرندگان‌ را می‌توان‌ به‌ نیروی‌ آن‌ به‌ دام‌ افکند.