منبری: نگاه شجریان به آواز چند وجهی بود

جمال الدين منبري
جمال الدين منبري
مقدمه
جمال الدین منبری در سال ۱۳۳۹ در تهران بدنیا آمد و فراگیری موسیقی را از سال ۱۳۵۵ آغاز کرد. هرچند با آوازخوانی اش شهرت یافت اما آموخته های فراوان او در نوازندگی سازهای مختلف و در آهنگسازی و بهره گیری از دانش نامدارترین اساتید موسیقی ایران،‌ از او موسیقیدانی چندوجهی ساخته است. با این حال در سالهای گذشته، از فعالیتهای اجرایی او نسبت به گذشته کاسته شده و بیشتر به امر آموزش پرداخته است. همچنین به عنوان کارشناس ارشد موسیقی و عضو شورای آموزش و پژوهش در مرکز موسیقی صدا و سیما فعالیت دارد.
تجربه های ارزشمند همکاری او با بزرگانی چون حسین دهلوی و فرهاد فخرالدینی سالهاست که در کارگاه های آموزشی شهرستان ها، در دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد، هنرستان موسیقی دختران، دانشکده صدا و سیما و دیگر مراکز هنری در اختیار هنرجویان قرار می گیرد.

در موسیقی کلاسیک ایران نادر بوده اند آوازخوانانی که از دانش موسیقی بالایی نیز برخوردار باشند. تمام اینها در کنار آن خاطره تلخ و شیرین عصرهای تابستان کودکی ام و شنیدن آن اثر ماندگار محمد سریر و صدای جمال الدین منبری که “از دلم آرام می برد…” به حد کفایت بهانه به دست می داد تا برای گفت و گویی سراغی از او بگیرم.

جناب منبری شما در زمینه آواز از کلاسهای آقایان شجریان و صدیف بهره برده اید. از کلاسهای این دو استاد بگوئید؟ هر کدام شیوه کارشان و دیدگاهشان چگونه بود و در شما چه تأثیراتی داشتند؟
بنده در سه مقطع از کلاسهای آقای شجریان استفاده کردم. دو سال قبل از انقلاب ۵۷، دوره انقلاب و کلاسهای جواب آواز ایشان بعد از انقلاب. نگاه ایشان به مقوله آواز چند وجهی بود. ردیف محض نبود مثل کلاسهای استاد کریمی برای مثال.

اما آقای شجریان روی ادوات و اجزای تحریر، آکسانهای شعر و بحث صدا خیلی تأکید داشتند و ردیف را در کنار عناصر ترکیبی آواز مدنظر داشتند. کلاسهایی که صرفاً به ردیف و حفظ شدن گوشه ها توجه داشتند شاگردانشان فقط درس پس می دادند؛ کما اینکه آقای شجریان معتقد بودند اگر بعضی از خوانندگان از فضای صرفاً درس و ردیف کمی فاصله بگیرند و از ابتکار و خلاقیتهای خودشان بهره گرفته و استفاده کنند، چه بسا کارشان را بهتر ارائه می دهند. آقای شجریان به مباحث دیگری غیر از ردیف هم می پرداختند.

مثلاً در مورد تصانیفی که بعد از هر دستگاه یا آوازی درس می دادند به مباحث ریتم و ملودی هم می پرداختند. اما جناب صدیف نگاهشان کاملاً متفاوت بود و بطور کامل در یک مسیر مشخصی بودند. درمورد برخی از عناصر آوازی وسواس های خاص خود را داشتند، مثل تحریرهای تکنیکی بلند بعد از هرمصراع شعر. معتقد بودند بهتر است بعد از هر مصراع، تحریر اجرا بشود که به نظر بنده این امر موجب انفصال در شعر می شود و این عدم پیوستگی اثر شعر را کم رنگ می کند. البته هرکدام از این سبک ها روشی است که در آواز معمول بوده و هنوز هم هست. منتهی به عقیده بنده فقط نمی شود به آنها اکتفا کرد بلکه باید از آنها عبور کرد و پویاتر موضوع را دید.

چه سالهایی کلاسهای آقای صدیف بودید؟
حدود سالهای ۷۲ تا ۷۵٫ سر کلاسهایشان ساز هم می بردم و می زدم. ایشان چون مطلع بودند که من با آقای شجریان هم کار کرده ام و کار موسیقی می کنم به بنده لطف داشتند و نگاه شاگردی به من نداشتند. اما من همه جا گفته ام که از محضر ایشان استفاده های زیادی برده ام. همیشه هم دوست داشتم که با شیوه ایشان آشنا بشوم.

گزارش موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «آواز دوره پهلوی اول، به روایتی دیگر» – بخش دوم و پایانی

در این مجموعه سه نمونه آواز شور وجود دارد که به ویژه ترَک سوم (و نه آنگونه که بارها در دفترچه آمده تراک) می‌تواند بهانه‌ای برای بازاندیشی به موضوعِ اختلاف ردیف‌های آوازی و سازیِ دستگاه شور باشد. (۱)

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (XIV)

استفاده سیاسی از هنر به مثابه یک وسیله در شوروی سابق باعث افت شدید ظهور آثار جاودان در این کشور شد و به همین نحو استفاده همچون یک وسیله از هنر در امریکا و غرب توسط اقتصاد، آن را به اندازه یک وسیله تبلیغی برای حضور یک کالا ساقط کرد و با گرایش به ابزارگرایی در هنر دیگر اثری جاندار چون آثار آلن پو و نظیر آن در امریکا خلق نمی شوند.

از روزهای گذشته…

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VIII)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VIII)

برای جنبش احیای موسیقی سنتی ایران نمی‌توان دقیقا طول عمری مشخص کرد، اما اگر آغاز آنرا در نیمه‌ی دهه‌ی ۱۳۴۰ و همزمان با تاسیس گروه موسیقی دانشگاه تهران بدانیم عمر شاخه‌ی اصلی آنرا باید حدود دو تا سه دهه به حساب آوریم.
“من خجالتی نیستم” (I)

“من خجالتی نیستم” (I)

پیر بولز (Pierre Boulez) آهنگساز و رهبر فرانسوی، متولد ۲۶ مارچ ۱۹۲۵ است. بولز آهنگساز و رهبری است که بهتانها و نقدهای زهردار فراوانی را نسبت به خود در روزنامه ها و اخبار موسیقی طاقت آورده، با این وجود وی معتقد است مخالفت مفید است. بولز نه تنها از پروژه خود صرف نظر نکرد بلکه به دنبال دریافت تائید عمومی نسبت به طرز تفکرخویش نیز نبود. نظریات آتش افروز وی مبنی بر آنکه موسیقی کلاسیک معاصر دهه های ۵۰ و ۶۰ که راهکارهای جدی و مفید شونبرگ را دنبال نکرده اند “به دردنخور” هستند و “بهترین راه حل برای رشد اپرا از بین بردن تالارهای اجرای اپرا است” باعث مشکل و دشمن تراشی برای وی می شوند.
شیراز در روز میزبانی از شریف لطفی

شیراز در روز میزبانی از شریف لطفی

سالیان سال است که شیراز چه در عرصه ی اجرا و چه در عرصه ی آموزش دانشگاهی و آموزشگاهی در زمره شهرهای موسیقی خیز است و نیاز به برگزاری برنامه های جدی آموزشی در کنار اهداف موسسات به اصطلاح فرهنگی که فقط به درآمد زایی می اندیشند به شدت احساس می شود. طبق اطلاع رسانی های روزهای گذشته کمتر از یک سال است که شرکت تعاونی نگین فارس به مدیر عاملی فریدون رحیمی در بخش آغازین اهداف بلند مدت با تاسیس آموزشگاه موسیقی نگین فارس در راستای توجه به نیاز جدی آموزش موسیقی به شروع فعالیت پرداخته است.
پاتتیک شماره یک (I)

پاتتیک شماره یک (I)

در جنگل های دور افتاده بزرگ شدم و از همان کودکی، درونم را از زیبایی توصیف ناپذیر و خاص موسیقی بومی روسیه می انباشتم… عاشق سودا زده عنصر روس در تمام جلوه هایش هستم. آثار “چایکوفسکی” بیش از آثار معاصرانش، یعنی گروه پنج نفره، به سبک و سیاق موسیقی غرب است. او عناصر ملی و جهانی را در هم آمیخت تا موسیقی بسیار شخصی و سودایی خود را بیافریند. در نوشته هایش آمده است: “هنگام آهنگسازی، شور و احساس چنان مرا می گدازد و در ذهنم شعله ور می شود که تمام کسانی که موسیقی ام را می شنوند، بازتابی از آنچه بر من گذشته است را تجربه خواهند کرد.”
درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

خوب اگر گوش بخوابانیم، یا نه، حتا بدون تیز کردن گوش‌ها نیز، می‌شنویم چیزی در موسیقی ما دارد تغییر می‌کند. نکته‌ای خزنده و پنهان رو که حسین علیزاده با سخنانش، محمد موسوی با یادداشتش و حتا ساسان فاطمی به بهانه‌ی نقد کنسرتی دیگر پیدایی و چیرگی آن را بر سپهر موسیقی ایران هشدار داده‌اند. موسیقی کلاسیک ایرانی یا چنان که قبلا شهرت داشت، سنتی، یا بهتر بگوییم، برخی مجریان اش دارند گام به وادی‌های تازه‌ای می‌گذارند. این وادی‌های تازه، تازگی‌شان را لزوما از موسیقی‌ای که اجرا می‌شود، نمی‌آورند که اگر چنین بود نامش را به سادگی «نوآوری» موسیقایی می گذاشتیم و می‌گذشتیم یا نمی‌گذشتیم. اما اینجا چیزکی در رابطه‌ی موسیقی‌دان و شنونده دارد دگرگون می‌شود.
آفرینندگی اعداد (II)

آفرینندگی اعداد (II)

با این توضیح دسته نت های فوق نغمگی به تصاعد حسابی فرکانس ها با قدر نسبت ۲ و دسته نت های مادون نغمگی به تصاعد حسابی طول موج (معکوس فرکانس) با همان قدر نسبت بستگی دارند. تصاعد حسابی اعداد با قدر نسبت دو، سری اعداد ۳، ۵، ۷، ۹، ۱۱، ۱۳ و … را به دست می دهد. در جدول زیر نسبت فرکانسی دسته نت های فوق و مادون نغمگی در محدوده یک اکتاو ارائه شده است.
آوه ماریا از شوبرت

آوه ماریا از شوبرت

شوبرت علاقه بسیاری به آواز داشت و بسیاری از کارهای زیبای آوازی خود را در نوجوانی تصنیف کرد. او عاشق اشعار گوته بود و اولین کار آوازی خود را در هفده سالگی بنام «Gretchen am sponnarade» ساخت.
کیتارو(II)

کیتارو(II)

اگر بخواهیم موسیقی کیتارو را مورد بررسی قرار دهیم، میتوانیم از روند حرکت ملودی در قطعه و تاثیر آن بر مخاطب آنالیز را آغاز کنیم… تکرار جمله ها در این سبک بسیار پدیدار میباشد و این نوع روند تکرار که در ملودی وجود دارد، نوع موسیقی او را منحصر به فرد میکند.
نگاهی به روند تحول کتاب سال شیدا (II)

نگاهی به روند تحول کتاب سال شیدا (II)

انتشار اولین دوره از کتاب سال شیدا در سال‌هایی که دوره‌ی سوم پژوهش‌های موسیقی ایرانی در حال شکل‌گیری بود، نشان می‌دهد که چگونه گرد‌آورندگان این مجموعه با وجود این‌که در آن زمان در ایران نبودند به درستی روح زمان خود را می‌شناختند و به تبعیت از این «شناخت» دست به عمل زدند. گواه این شناخت نیز تطابق مندرجات دوره‌ی کتاب سال شیدا با ویژگی‌های دوره‌ی سوم است.
سرنوشت اینگونه به درب می کوبد

سرنوشت اینگونه به درب می کوبد

برای همه علاقمندان به موسیقی سه ضربه کوتاه روی نت سل و یک ضربه بلند روی نت می بمل یادآور جمله آشنایی است، جمله آغازین سمفونی شماره پنج بتهوون در دو مینور که طی سالهای ۱۸۰۴ تا ۱۸۰۷ نوشته شد و در کنار سایر کارهای او در اپوس ۶۷ قرار گرفت.