موسیقی همان درد و رویا

علي رهبري
علي رهبري
نشانه‌های مشترک میان ما، همان درد و رویاست که در نقطه‌ای دور، خانه را جان داد و خاک را آهنگِ دیگر. دور از وطن، نَفَس مهار ندارد و زمین فرجامی تراژیک می‌گیرد و موسیقی می‌خواهد اعتراض از طبیعت جماعتی را عرضه کند که در خیابان امروز من پرسه می‌زند. تجربه‌ای که بیم و اضطراب را از گذشته آورد و از حال برد. و این همان خرق عادت است که از نظم اجتماعی دور شده و موسیقی ما را تنها گذاشته است. نتیجتا برای رهایی از این برزخ عمومی، تلاش جانکاه برای بازیابی موسیقی باید به‌دور از فردیتِ انضمامی باشد که در گرو تجدد آمرانه است و گاه هم در زیر لوای گفتمان مدرنیست ایرانی جا خوش می‌کند.

غالب اهالی موسیقی ایران به کمک ابزار مدرن لهیده یک قرن پیش، خود را راهی خانقاه کرده‌اند و گروهی دیگر آینده غریب اندیشه در مدرنیته ایرانی را در رودررویی با اهالی ادبیات هم‌‌عصرشان، مزه‌مزه کرده و حتی به این درک هم نرسیدند که بعد از انقلاب مشروطه به‌وسیله رسالت اجتماعی و تاریخ نوشتار، دورنمای زمان حال را باید از طریق چالش و مواجهه با فرآورده‌های تخیل، فراهم کنند.

در دورانی که شرایط نوسازی شتابزده و دستوری با بنیه‌ای سیاسی در ایران شکل می‌گرفت و تنها بخش اندکی از آن به دفاع از فرهنگ بومی اختصاص داشت، مدرنیته ایرانی در هم‌آمیزی‌اش با اسطوره‌های ایرانی فاجعه آفرید، که البته در مقطعی کوتاه این همسازی به دیالکتیکی روشنگر مبدل شد. ثمره این هم‌آغوشی در موسیقی، ردای دروغین «فاوستی» بود که از نو بر تن عده‌ای منتخب رفت. در طول این سال‌ها با تغییر جریان‌های مختلف سیاسی بسیاری از هنرمندان و حتی جریان‌سازهای موسیقی، رنگ و لعاب آن ردا را مدام تغییر دادند و چهره‌به‌چهره شدند و هنوز این راه ادامه دارد.

تعداد اندکی از مستعدین موسیقی این نظم سرکوبگر و ماسکه را به‌هم ریختند و راه برون‌رفت از حصارهای اساطیری صرف را فراهم آوردند و با تکیه بر تخیل قومی و ملی خویش، شکل گفتمان را به سوی مهار همزمان قدرت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سوق دادند.«علی رهبری» جزو این گروه بود که مادرِمرده وطنِ موسیقی را بزک نکرد. اگر هنوز چراغ موسیقی در ایران سوسویی دارد و گاه به‌روایتِ واقعی اجتماعی بدل می‌شود، ثمره انرژی سترگ و مضاعف انسان‌هایی است که موسیقی را در هوای آزاد تنفس می‌کنند.

«علی رهبری» خیلی زود دریافت که نیازهای گروه‌های اجتماعی و آرزوهای انسانی می‌تواند به بدعت‌ها و نوآوری بینجامد. برای همین باید فراتر از دریافت‌های ذهنی و عملکردهای اجتماعی نگاه موسیقایی‌اش را به بخش‌های اساطیری و حماسی رهنمون کند. تمامی چهره‌های تاریخ‌ساز از همین طریق قلب زمانشان را نشانه رفتند و بدون هیچ واسطه دُردانه‌ای جهان‌بینی و هویت انسان ایرانی را توسعه دادند. هراس از کویر برای رهایی و آزادی همیشه با التهاب و رنج بوده است و برای اینکه قدرت فرهنگی جامعه در خدمت بخشی از طبقات متفرعن ستیزه‌جو قرار نگیرد، باید نقطه‌های کانونی تجدد آمرانه را کنار زد و باغ خیال‌انگیز هنر را در اختیار اشخاصی گذاشت که دلشان همواره با مردم و آغوش گرم و ایمنشان مکان امنی در سرای پراضطراب هنر برای تمامی دوستان این عرصه است.

هدایت ارکسترهای موسیقی اگر قرار باشد صدای معاصر تمامی اقوام ایران باشد و حکایتش چون پیش به مرثیه بدل نشود، باید از منافعی که ناعادلانه در چنگال پیچ‌درپیچ عده‌ای کارگزار بخیل قرار گرفته رها شود و به آفتابی بدل گردد که بر بالای بام خانه تمام انسان‌های نیلوفری بدرخشد. علی رهبری به دلیل تمام توانایی‌هایش در رهبری ارکستر و آهنگسازی و همچنین تجربه و تسلط قابل تقدیرش در موسیقی، بهترین گزینه برای بازگرداندن این فرزند رانده‌شده است. چرا که در جایگاهی قرار گرفته که دیگر نیازی برای کسب شهرت و اعتبار نخواهد داشت. در فضایی که بیش از پیش به عجز و ناتوانی و استیصال بدل شده و عده‌ای نارَس سوار بر موج با چپیدن در کلوپ‌ها و تیم‌های پوشالی می‌کوشند تا رقیب و رفیق را از دور خارج کنند، نباید قهرمانان را به استیصال انداخت که «شب‌نشینی زندانیان در زنجیر» را آرزو کنند. ما تبار سنت پهلوانی و اهورایی را در فرهنگ و تاریخمان از دست داده‌ایم. حتی گونه‌های زمینی این آیین پهلوانی را و به دلیل دور شدن از خصوصیات جهان این دوره جنگ‌ستیزی را به‌جای دوستی و دلیری برگزیدیم. به این ‌ترتیب شیوه تولید کلان در هنر را به خلق ترجیح دادیم. ثمره‌اش این می‌شود که علی رهبری‌ها در آن سوی مرزهای ایران به قدوقواره ارکسترهای غیرایرانی می‌افزایند و ما اینجا کوتوله‌ها را پروارترو ما همان«… خوار و بی‌نصیب.»

و اما گفته نیچه کلام آخر است: «اما روزی، در روزگاری قوی‌تر از این روزگار روبه‌تباهی ناباور به خویش، ‌باید نزد ما فراز آید آن انسانِ نجات‌بخش با عشق و خوار داشت بزرگش، آن جان آفریننده که نیروی زورآورش، وی را از هر کناره‌گرایی و هر عالم فراسو یک‌باره بَرکَنده است و مردم، خلوت‌گزینی‌اش را به‌خطا گریز از برابر واقعیت گمان کرده‌اند. حال خلوت‌نشینی‌اش جز فرورفتن و نقب زدن و رخنه کردن در واقعیت نبوده است، چنانچه روزی چون دوباره پدیدار شود با خود نجاتِ این واقعیت را خواهد آورد؛ نجات از نفرینی که آرمان فرمانروای تاکنونی بر آن نهاده است.»
روزنامه شرق

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تور اروپایی کر فلوت تهران منتشر می شود

کر فلوت تهران (TCF) به سرپرستی فیروزه نوائی و رهبری سعید تقدسی مجموعه کنسرت هایی را در شهرهای زوریخ، فلدکیرش، گراتس و وین در روزهای ۲۳ تا ۲۸ مارچ به روی صحنه بردند و همچنین قرار است سی دی این کنسرت به زودی به انتشار برسد. فیروزه نوایی سرپرست کر فلوت تهران درباره این برنامه می گوید: فراهم کردن مقدمات برگزاری تور اروپاییِ کر فلوت تهران شش ماه طول کشید و ما در ماه مارچ وارد اروپا شدیم و ۱۲ روز در اروپا بودیم و در شهرهای زوریخ، فیلدکیرش، گراتس و وین به روی صحنه رفتیم. گرفتن ویزا و دعوت نامه ها هر کدام مشکلات زیادی داشت ولی به نتیجه رسید و اعضای کر در ۲۹ اسفند به اروپا آمدند و عید را اینجا جشن گرفتیم و تمرینات را شروع کردیم. در این کنسرت ها پیام تقدسی و کیان سلطانی با ویولنسل و نینا کلینار با ساکسوفن همگی یک کنسرتو از ویوالدی را در هر کنسرت اجرا کردند. در شب آخر نیز رضا ناژفر به عنوان سولیست کر فلوت را همراهی کرد. در یکی از شب ها نصیر حیدریان راستی رهبر ایران و استاد دانشگاه گراتس اتریش به صورت افتخاری بخشی از کنسرت را رهبری کرد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

مشکل بی نامی منطقه و بلا تکلیفی در این مورد در همه تحقیقات و نوشته های تاریخی به چشم می خورد که به چند مورد آن به عنوان نمونه می پردازیم:‌

از روزهای گذشته…

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VI)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VI)

یک نکته بسیار مهم در زمینه ساز سازی در ایران وجود دارد، خواهش می کنم این بخش را با دقت بیشتری بخوانید! در تاریخ سازگری اروپا (تقریبا) هیچ ساز آکوستیکی را پیدا نمی کنید که به صورت آنی ظاهر شده باشد؛ همه آنها دوره پیشرفتی را پشت سر گذاشته اند. دقیقا مانند تکامل حیوانات و موجودات زنده روی زمین. در واقع آنجا رشد ارگانیک روی داده ولی اینجا جهش های نامنظم؛ حالا سئوال اینجاست که چرا این اتفاق در ایران افتاده و در اروپا نیافتاده است. حتی سازهای مدرنی مثل ساکسیفون هم از خانواده کلارینت الهام گرفته شده و کلیدهایش ۹۰ درصد شبیه هم است (البته کلید بوهم منظورم است) آیا ما ذهنمان برای بوجود آوردن طرح های خلاقانه از همه این ممالک (که از قضا در امور مختلف بسیار پیشرفته هم هستند) بیشتر کار می کند؟ چرا آنها مانند یک نابینا که چوبش را روی زمین می کشد و دنبال آن می رود یا دستش را به نرده می کشد و ذره ذره پیش میرود، سازهایشان را در طول تاریخ با تغییرات جزئی پیش برده اند و ما در طی مدت کوتاهی فقط در یک نمایشگاه چندین ساز را می بینیم که تنها می شود گفت مثل ویولون زده می شود یا مثل تار زده می شود؛ تغییرات در ایران ۵۰ و ۶۰ درصدی است و در اروپا ۵ و ۶ درصدی؟
“رازهای” استرادیواری (III)

“رازهای” استرادیواری (III)

بواسطه فضای موسیقایی که در اطراف Molinari در جریان بود، Sacconi توانست با بسیاری از ویولونیست‌ها و ویولون سلیست‌های این قرن ارتباط برقرار کند. این افراد چه در زمینه آگاهی پیدا کردن در مورد سازهای قدیمی و چه در زمینه سازهایی که در اختیار داشتند در زمره مراجعین وی قرار می گرفتند. او نام تمام مراجعینش را برای من ذکر کرد و مایل بود که من تمام آن‌ها را به همراه ویژگی‌ها و شخصیت هنری‌شان بیان کنم. اسامی این فهرست با لحنی آهنگین در کلام او طنین‌انداز شد و گویی بیانگر مرحله‌ای خاص از زندگی وی و روزهای بیاد ماندنی مواجه و رویارویی با مردمانی استثنایی بود.
نخستین دوره جشنواره موسیقی دانشجویی “صبا” برگزار می شود

نخستین دوره جشنواره موسیقی دانشجویی “صبا” برگزار می شود

“جشنواره موسیقی صبا” فعالیت خود را از تابستان سال ۱۳۹۵ آغاز کرده است و همه ‌ساله به همت دانشجویان دانشکده‌ی موسیقی دانشگاه هنر برگزار می‌شود. به گفته محمد هادی مجیدی، دبیر نخستین دوره جشنواره، اولین دوره جشنواره صبا در دو بخش رقابتی و غیر رقابتی برگزار خواهد شد که بخش رقابتی آن شامل چهار محور: آهنگسازی، گروه نوازی کلاسیک غربی، گروه نوازی موسیقی ایرانی، پژوهش موسیقی خواهد بود که بخش آهنگسازی شامل دو ماده آهنگسازی برای گروه کر و آهنگسازی برای آنسامبل پرکاشن کلاسیک، بخش گروه نوازی کلاسیک شامل اجرای گروه های تریو، کوآرتت و کوئینتت از رپرتوآر موسیقی کلاسیک و بخش گروه نوازی موسیقی ایرانی شامل اجرای آثار اساتید موسیقی ایرانی برای گروه های بالای پنج نفر و البته با شرایط ذکر شده در فراخوان جشنواره خواهد بود.
هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

دگرگونی بسیار با اهمیتی در موسیقی جان کیج به ناچار او را به این نقطه رسانده بود. همان طور که پیش‌تر هم اشاره شد، جان کیج صدای غیرموسیقایی را به متن موسیقی خود راه داد و آن را با صدای موسیقایی برابر کرد. بدین ترتیب دست‌کم از زمان ساخته شدن قطعات برای پیانوی دستکاری شده کیج باید دریافته باشد که تنها راه ارتباط عمودی صداهای غیرموسیقایی با موسیقایی عاملی است که در هر دو مشترک باشد.
مراسم جشن انتشار و رونمایی از آلبوم “راپسودی بختیاری” (I)

مراسم جشن انتشار و رونمایی از آلبوم “راپسودی بختیاری” (I)

سال از نیمه ی نود و دو گذشته و هوای ملایم باغ موزه ی قصر، لذت مطبوع راه رفتن را مضاعف می کند. سالن فرخی یزدی باغ موزه، شاهد جشن انتشار آلبوم «راپسودی بختیاری» است. اثر متفاوت و قابل تامل پیمان سلطانی. راپسودی بختیاری اثری سمفونیک بر مقام شیرعلی مردون، امروز را به چشم تاریخ ِ دوباره انداخته است. آلبوم موسیقی «راپسودی بختیاری» به آهنگسازی پیمان سلطانی و با اجرای نوازندگان ارکستر فیلارمونیک و اپرای ارمنستان توسط انجمن موسیقی ایران منتشر شده است. این اثر که در آمفی تئاتر خانه آهنگسازان ارمنستان و به خوانندگی پروین عالی پور و همخوانی کوروش اسدپور ضبط شده، بر اساس اشعاری از روشن سلیمانی ساخته شده است.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (II)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (II)

آمدن من به ایران از جمله تصمیم‌های عجیب و غریبی بود که گاهی من انجام می‌دهم! من همه‌ی فعالیت بین‌المللی‌ام را برای یک سزون یا یک سالِ کاری به‌کل تعطیل کردم که البته مدیر برنامه‌هایم و خیلی‌های دیگر از این کار من بسیار ناراحت شدند، ولی تصمیمم این بود که بیایم ایران و بمانم و برای همین با خانواده و بار و اساس زیادی وارد ایران شدم تا در کشور بمانم. ولی کسی خبردار نبود که من تمام کارهایم را کنار گذاشته‌ام و در این یک سال بیکار خواهم بود، به‌جز چند برنامه‌ای که گذاشته بودم تا در کنار کنسرت‌های ایرانم انجام بدهم.<
دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.
گذر از کوچه گلستان

گذر از کوچه گلستان

زندگی در عصر ارتباطات هرچند جهان بی انتهای پدران ما را به دهکده ای کوچک، آشفته و به دور از فضیلتهای اخلاقی تبدیل نموده ولی حداقل این حسن را نیز داشته است که در گوشه ای از بازار مکاره این دهکده میتوان اندک شماری را یافت که به دور از هرگونه خودباختگی و وابستگی به زرق و برق دنیا و بی توجه به اطراف و تنها برای دل خود به کاری مشغولند.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIV)

موسیقی پس از این قسمت، به ضرب سه – چهار وارد میشود تا شنونده را برای شنیدن صحنه ی دراماتیک ایمان آوردن جرونتیوس آماده سازد. این ایمان آوردن، یک صحنه ی پر از اشتیاق است نه یک نیایش زاهدانه! “به نظرم جرونتیوس هم کسی مثل ما بوده، نه یک انسان مقدس و یا یک کشیش. او یک گناهکار بوده. به خاطر همین من این قسمت را از آواهای کلیسایی مملو نساختم بلکه از نت هایی بسیار زمینی و سراسر شور و اشتیاق استفاده کردم”. این ها قسمت هایی از گفته های الگار به دوست خود جاگر می باشد.
گفتگو با آن سوفی موتر (IV)

گفتگو با آن سوفی موتر (IV)

در حقیقت من از آن دسته موزیسین ها هستم که باید با موسیقی که می نوازم ارتباط احساسی بگیرم. به عبارت دیگر اگر نواختن یک قطعه تنها یک فعالیت ذهنی باشد، من نیازی به اجرای آن بر روی صحنه نمی بینم. چون در این صورت ممکن است نتوانم آن را به اندازه کافی خوب، متقاعد کننده و پر شور بنوازم، در نتیجه مخاطب هم نمی تواند آن را درک کند، از آن لذت برده و الهام بگیرد.