منبری: صدیف مطالب زیادی دارد

جمال الدين منبري
جمال الدين منبري
به غیر از موردی که در خصوص تحریر زیاد اشاره کردید مهمترین نکات شیوه ایشان را چه مواردی می دانید؟
به غیر از تأکید روی تحریر زیاد، وابستگی و تکیه کامل به ردیف گذشتگان نکته دیگر شیوه ایشان است و آن هم صرفاً در مکتب تبریز و سبک و سیاق آوازی تبریز که در آواز ایشان کاملاً مشهود بوده و هست. می توان گفت سبک و سیاق استاد شجریان بیشتر درحوزه مکتب آوازی تهران و اصفهان تمرکز داشته، درعین اینکه به حوزه های آوازی بسیاری از نواحی ایران هم نظر و توجه داشتند. ولی آقای صدیف بیشتر روی مکتب آوازی تبریز و سبک و سیاق آن مناطق تمرکز داشتند.

جناب صدیف به تحریر بین ابیات و حتی مصرع های شعر توجه بیشتری نشان می دادند. البته سایرخواننگان هم هرکدام برای خود روشهایی داشتند که فعلا جای بحث آن نیست. بدیهی است که هرکدام درجایگاه خود ارزشهای ویژه خود را داشته و دارند و می توان گفت تاثیرگذشتگان درمکتب آوازی این دو عزیز بخصوص دریک مقطع زمانی بسیار مشهود بوده و بعد از دوره ای به روشهای مستقل تر و مدون تری دست یافتند.

استاد شجریان دردهه ۶۰ و حدودی قبل ازآن همیشه می گفتند آوازهای مرحوم طاهرزاده الگوهای خوبی دارند و باید زیاد گوش کنید و زیر ذره بین، ادوات و اجزای تحریری آن را تجزیه و تحلیل کنید. کاری که خود ایشان کردند.

آقای صدیف هم در سبک و سیاق خودشان مطلب زیاد دارند و برای کسی که بخواهد آواز ایرانی را به معنای جدی کار کند نکات و مطالب فراوانی دارند که فراگیری و آشنایی با آنها برای خواننده لازم و مفید هم هست. منتهی در مورد اینکه آیا باید فقط به همان ها بسنده کرد و بس، بنده اعتقادی ندارم. فکر می کنم باید جلوتر رفت تا پیشرفت حاصل شود. به نظر من تربیت و تقویت قوه شنیداری برای هر خواننده و نوازنده ای بسیار لازم هست اما کافی نیست. ابتدا باید مکاتب و کارگذشتگان را شناخت و دانش و تجربه شان را مورد استفاده قرارداد و سپس با دانش و بینش، به انتخاب و حتی سبک های جدید رسید.

ایده مرصع خوانی آقای صدیف چه هست و نظر شما در این خصوص چیست؟ تفاوتش با مرکب خوانی چیست؟ مرصع خوانی را شما به رسمیت می شناسید؟
در آواز معمول ایرانی، عنوان مرصع خوانی خیلی رایج نیست، در عین اینکه کار هر خواننده ای هم نیست که به آن بپردازد. البته اینجا بحث بر سر واژه هاست. کلمه مرصع در صنایع دستی و یا حتی آشپزی هم کاربرد دارد. در واقع می توان گفت مرصع به آوازی گفته می شود که شعر و آهنگ به خوبی درهم آمیخته و برابر و هم وزن باشند. آوازی که درآن شعر و تحریر و مقام آواز، با بینش و بصیرت کامل برگزیده شده باشد.

از نمونه های این چنینی در دوران گذشته می توان به بعضی آوازهای مرحوم تاج اصفهانی اشاره کرد. موضوع شعر مناسب، حال و هوای ملودیک گوشه مورد نظر، تحریر مناسب و درست، ارائه واضح شعر و مختصاتی از این قبیل هم، از دیگر مشخصات آن هست که البته به نظر بنده تفاوت اندکی با مرکب خوانی دارد.

در دوران اخیر آقای صدیف بیشتر روی این نوع از آواز به عنوان یک نمونه کامل تاکید داشتند. البته نه اینکه دیگر هنرمندان موسیقی آوازی ما به آن توجه نداشته یا ندارند یا آوازشان خالی از مختصاتی هست که عرض کردم؛ اما مرکب خوانی اجرای آواز در چند مقام یا دستگاه است با برخی از مشخصاتی که ذکر شد. برای مثال فرض کنیم در دستگاه همایون هستیم و می خواهیم مثلا ازگوشه چکاوک سری به گوشه منصوری در چهارگاه بزنیم یا حرکت دیگری انجام دهیم.

گزارش موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

معلم من در ابتدا پدرم بود و در سن ۱۶-۱۷ سالگی، برادرم هوشنگ که آن زمان دانشگاه بود برای من نت‌هایی را می‌آورد. بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم اولین و تنها معلمم منوچهر انصاری بود که بسیار از او آموختم ولی با شروع انقلاب فرهنگی درس و دانشگاه هم تعطیل شد و مدت زیادی نتوانستم از کلاس ایشان استفاده کنم.
افتتاح آکادمی موسیقی فوژان

افتتاح آکادمی موسیقی فوژان

آکادمی موسیقی فوژان با مدیریت هنری حمیدرضا دیبازر (بنیانگذار ارکستر فوژان، عضو هیئت علمی و رئیس دانشکده موسیقی دانشگاه هنر) به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده است. جمعی از استادان دانشگاه و مدرسان برجسته موسیقی کشور، هنرآموزان این آکادمی هستند.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (V)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (V)

تکنیک در جای خود بسیار خوب و مهم است ولی حرف اساسی در موسیقی ایرانی، درک درست از موسیقی ایرانی است که درست حس و بیان کنیم. اینها مسائل خیلی مهم و پیچیده ایست که سعی می‌کنم در کتابهایم به آنها توجه داشته باشم.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XI)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XI)

با این طرز فکر، اگر یک سطح مرجع بالای بیت ها داشته باشیم، هیچ دلیلی ندارد که بیت ها باید طول های برابر داشته باشند و یا حتی طول های آنها ضریبی از زیرساخت ها باشد. مادامیکه آن ها با سطح بالایی یکدست و بی تناقض باشند؛ می توانند هر گونه رابطه ی متقابلی داشته باشند. اما با توجه به بحث های صورت گرفته که متر در آن ها به حرکات بدن مرتبط است، ممکن است این سوال پیش بیاید که حرکات بدن چه موانعی بر سر راه واحد های زیر ساختی ایجاد می کند.
کتابی درباره رضا ورزنده (I)

کتابی درباره رضا ورزنده (I)

برای نخستین بار کتابی درباره رضا ورزنده، نابغۀ صاحب سبک سنتور، منتشر شد. عنوان این کتاب «برگزیدۀ آثار رضا ورزنده (جلد اول)» است که به همراه یک لوح فشردۀ صوتی، با آوانگاری و تنظیم رامین صفایی و مقدمه و توضیحات شهاب مِنا توسط انتشارات «خنیاگر» منتشر شده است.
نگاهی به اپرای عاشورا (III)

نگاهی به اپرای عاشورا (III)

با ترمولو های زهی ها و رنگ آمیزی بادی چوبی ها فضای شبی خوف انگیز را ترسیم میکند، همسر شمر در این پرده که در آواز دشتی به همراه شارح داستان، محتشم کاشانی میخواند “… بیا ای شمر بد گوهر بشو آسوده امشب را زمانی بر سر بستر” شمر بدون توجه به صدای همسرش با خود میگوید “نمیدانم شوم فردا به میدان ستم کشته و یا قالب شوم آنگه بر این شاه ملک لشکر…” حرکتهای خارج از گام ارکستر بر روی صدای خواننده نقش شمر، تشویش و اضطراب شیطانی وجود او را که همچون آتش زبانه میکشد را به خوبی به شنونده القا میکند.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (II)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (II)

پس از گذشت هشت روز ادیت بینایی خود را به دست آورد. ادیت پس از این ماجرا ایمان خاصی به ترز کوچک پیدا کرد و تمام عمرش از ارادتمندان او بود و شمایل او را همیشه به گردن خود داشت. این حادثه تأثیر زیادی بر ادیت داشت به گونه ای که هنگامی که از او می پرسیدند که چرا به خدا اعتقاد دارد، در حالی که می خندید با یک جمله ی ساده، این چنین جواب می داد: «من اصلاً از مبانی موسیقی سر در نمی آوردم ولی حالا خواننده هستم؛ من قبلاً کور بودم ولی حالا می بینم!»
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

دوره ساسانیان دوره‌ی شکوفایی، اعتلا و جهش عظیم موسیقی در ایران بوده است. موسیقی در این عصر نزد پادشاهان مقام والا و به سزایی کسب کرد، توجه و علاقه درباریان و اشراف به موسیقی موجب پرورش و رشد موسیقی گردید، به‌طوری‌که سرودهای مذهبی، ترانه‌های ملی و بومی و ترانه‌ای که از وقایع مهم سرچشمه می‌گرفت برای اولین بار در این دوره سروده و خوانده شد.
سفری با کلید های سیاه وسفید

سفری با کلید های سیاه وسفید

” موسیقی برای پیانو” سفریست چونان سفر نوع بشر. سفریست به خویش. سفریست به فرهنگ خویش. اگر پیوسته بنگری کوره راهی(۲) است چون “باریکه راه مزرعه”(۳) که به نگاه اول به تسخیر در نمی‌آید و بهای خویش را نمی‌نماید. چندان راهی کوچک که اگر نیک بنگریش بزرگ و بی‌همتایش خواهی یافت. کوره راهی از خویش تا خویش. و تو حاصل سفر (۴)”فریماه قوام صدری” را از این باریکه راه می‌شنوی که تو را نیز به سفر می‌خواند حتا اگردر شنیدار.
ریچارد اشتراوس (II)

ریچارد اشتراوس (II)

در پایان قرن نوزدهم اشتراوس دیگر بار به اپرا جلب شد. گونترام (Guntram) در سال ۱۸۹۴ و فئورسنوت (Feuersnot) در سال ۱۹۰۱ را که از نظر منتقدان بسیار مورد ایراد قرار گرفت، ساخت. اگرچه در سال ۱۹۰۵ اپرای “سالمون” را بر اساس نمایشنامه ای از اسکار واید نوشت و عکس العملها نسبت به آن بسیار شدید بود، با اینحال اولین اجرای آن با ۳۸ خواننده، موفقیت فراوانی کسب کرد. زمانی که این اپرا در متروپولیتن نیویورک اجرا شد، آنچنان فریاد و خشم تماشاگران بلند شده بود که پس از آن شب، اجراهای دیگر متوقف شد!