چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

• میزان نمایی در این قطعه تعیین نشده و نغمه ها در قالب هیچ ریتم مشخص و تعریف شده ای نیستند. با اینحال پارت، نوت سیاه (بدون دم) را برای دیرندهای کوتاه و نوت گرد را برای دیرندهای بلند برگزیده است. هر دو دست از نظر ریتمی، یونیسون می نوازند و بطور کامل و در تمام طول قطعه به موازات هم پیش می روند و تناظر یک به یکی بین دو دست برقرار است: هر نوت دست راست مقابل یک نوت از دست چپ. در چنین قطعه ای که از نظر ریتم آزاد است، میزان بندی و نشانه های دیرندی تعریف دقیقی نمی توانند داشته باشند.

اما نکته ای که باعث شده است تا پارت از دو شکل نوت استفاده کند، نقاط پایانی هر میزان بوده است. در پایان هر میزان توقفی همانند نقطه پایان یک جمله وجود دارد. لذا پارت، نوتهای گرد را جهت بازنمایاندن این توقف های کوتاه انتخاب کرده است.

توقف کوتاهی که تا شروع جمله بعد این گفتگو وجود دارد. بنابراین تنها نوتهای گرد این قطعه، آخرین نوت هر یک از پانزده میزان است و میزان بندی قطعه بر این اساس صورت گرفته و کارکرد متداول را در این قطعه نداشته است. بنابراین توقف ها و سکوت ها در پایان هرجمله و تأکیدی که روی تک تک نوت ها وجود دارد، ‌آرامشی را سبب می شود که این قطعه در دل خود دارد و همین مورد یکی از نمودهای صریح اهمیت سکوت ها در موسیقی آروو پارت است.

• این قطعه کوتاه پانزده میزانی، تماماً با پدال نواخته می شود و دیرند نغمه آغازین میزان اول تا انتهای میزان یازدهم ادامه می یابد. در انتهای این میزان، پدال رها و مجدداً گرفته می شود که پارت آن را با علامت * زیر آخرین نوت این میزان نشان داده است.

آخرین نوت میزان یازدهم تنها نوت خط پایین (بخش تینتینابلی) است که جزء نوتهای تریاد تونیک نیست. توقف بر روی این نوت (C#) در انتهای میزان یازدهم نقطه عطف این قطعه به شمار می رود که یادآور کادانس های تونال است.

خط ملودی دقیقاً پس از این نقطه عطف، در پایان میزان دوازدهم به اندازه یک اکتاو سقوط می کند و در سه میزان بعدی ( میزانهای پایانی قطعه ) به تدریج آرام می گیرد.

• رابطه M و T در این قطعه: قبلاً اشاره شد که در این شیوه، نوتهای دو بخش ملودیک و تینتینابلی در چند حالت مشخص نسبت به هم می توانند ظاهر شوند و این حالت در هر قطعه، در حقیقت همان رابطه از پیش تعیین شده دو بخش موسیقی در این سبک خواهد بود. در قطعه فورالینا رابطه این دو بخش به شکل زیر است:

همانگونه که ملاحظه می شود نوتهای بخش تینتینابلی (نوتهای سیاه) همواره در پایین بخش ملودی و در جایگاه اول می باشند (حالت دوم از شش حالت کلی که قبلاً بدان اشاره شد). به زبان دیگر نوت بخش ملودی همواره نسبت به نوت تینتینابلی در زیرایی بالاتری قرار دارد و از سوی دیگر نوت تینتینابلی اولین و نزدیکترین نوت تریاد تونیک به نوت ملودیک است. این روابط در تمام قطعه حاکمند. به این ترتیب که همانند نغمه نگاری فوق ، تمام نوتهای سل، لا و سی در این قطعه با نوت “فا” در بخش تینتینابلی همراهند ؛ تمام نوتهای دو و ر، با نوت “سی” و تمام نوتهای می و فا با نوت “ر” نواخته می شوند. (رک. نغمه نگاری قطعه)

استخراج چنین رابطه ای، بن مایه تینتینابلی هر قطعه در این سبک را بدست خواهد داد. همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد رابطه از پیش تعیین شده M-voice و T-voice در قطعات مختلف می تواند فرمهای متعددی به خود بگیرد. فورالینا به جهت سادگی مفرطش در این خصوص، بدون شک آغاز طیف این رابطه است در حالیکه در قطعاتی همچون Es Sang Vor Langen Jahren یا Stabat Mater، این رابطه پیچیده تر بوده و در ترکیبات سازی و آوازی بسط یافته است. در خصوص سادگی شگفت انگیز قطعه فورالینا همین بس که در میزانی همچون میزان ششم، تنها یک نوت خارج از طرح تریاد وجود دارد:

و از آنجا که در مجموعه نوت های بخش ملودیک نیز نوتهای تریاد حضور دارند می توان گفت سه نوت تریاد تونیک، هسته اصلی این قطعه را تشکیل می دهند. از این رو کمینه گرایی مفرط این قطعه را نمی توان نادیده گرفت. سادگی بیش از اندازه ای که در عین حال روابطی دقیق و مشخص در بطن آن نهفته اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (II)

به این ترتیب نظام آموزشی دو جزیی با نظام سه جزیی یک اختلاف بنیادین پیدا می کند و آن حضور فرد با توان خودآموزشی است. البته برخی از افراد جامعه خود به خود دارای این استعداد هستند اما در بیشتر موارد این استعداد انسانی باید تحریک شود و استاد نظام سه جزیی چنین می کند. بنابراین روابط او با شاگردانش دیگر نمی تواند نشان روابط استاد در نظامی دو جزیی باشد. در جدول زیر چند تمایز مهم را آورده ایم.

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) از مجید کولیوند منتشر شد

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) با نویسندگی مجید کولیوند، نوازنده سنتور، آهنگساز و مدرس دانشگاه هنر تهران، با همکاری نشر نای و نی منتشر شد. کتاب در سه بخش نگارش شده است. بخش نخست هوا صداها (سازهای بادی) که ساز نی را در بر می گیرد. بخش دوم، زه صداها که خود به دو بخش زهی مضرابی شامل سازهای سنتور، قانون، تار، سه تار و عود و زهی آرشه ای شامل کمانچه، قیچک سوپرانو، قیچک آلتو، قیچک باس می باشد. در نهایت بخش سوم به پوست صداها (سازهای کوبه ای) اختصاص داده شده که شامل ساز تنبک و دف است.

از روزهای گذشته…

هربرت فون کارایان

هربرت فون کارایان

زمان گذرا است و انسانهای زیادی پا به عرصه ی وجود میگذارند. بعضی از آنها با بقیه تفاوت دارند. تفاوت آنها در این نیست که فوق العاده باهوش و یا خیلی با استعداد تر از دیگران هستند بلکه در این است که استعداد و علاقه ی خود را یافته و سالها در جهت پرورش این استعداد زمان میگذارند. در واقع گاهی اهمیت این نوابغ آن قدر زیاد است که زمان را به قبل و بعد از خود تقسیم میکنند.
مراسم دومین جشنواره ی وب‌سایت و وبلاگ‌های موسیقی ایران

مراسم دومین جشنواره ی وب‌سایت و وبلاگ‌های موسیقی ایران

امروز ساعت ۱۶:۳۰ در خانه هنرمندان، مراسم اختتامیه دومین جشنواره ی وب‌سایت و وبلاگ‌های موسیقی ایران برگزار شد. این برنامه ابتدا با خیر مقدم گویی سخنران برنامه علیرضا پورامید آغاز و شد و در ابتدا دبیر جشنواره، سجاد پورقناد گزارشی از عملکرد جشنواره را ارائه داد. پس از سخنرانی دبیر جشنواره، حمیدرضا اردلان پشت تریبون قرار گرفت و به ایراد سخنرانی درباره فلسفه و دنیای مجازی پرداخت.
اعجاز پاگانینی (II)

اعجاز پاگانینی (II)

این باورکردنی‌ترین اتّهامی بود که می‌توانستند به او بزنند، زیرا تا آن زمان هیچ «انسان»ی آنگونه ویولن ننواخته بود! چنین شایعه‌ای در آن عصر کم از ترور فیزیکی نداشت و نیکولو را مجبور به ترک سرزمین مادری و مهاجرت به وین می‌کند. در آنجا با شوبرت آشنا می‌شود و مورد حمایت او قرار می‌گیرد و پس از چندی آوازه‌اش ابتدا پاریس و لندن و پس از چندی تقریباً تمامی شهرهای مهم اروپا را تسخیر می‌کند.

کینگ و گیتارهای gibson lucille

سال ۱۹۴۹ سال بسیار موفق و سرنوشت سازی برای کینگ بود. او اولین صفحه خود را با چهار ترانه برای Bullet Records منتشر کرد و پس از آن قراردادی با شرکت برادران بیهاریس Bihari Brothers که شعبه لوس آنجلس RPM Records بود امضا کرد.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (IV)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (IV)

اما نکته ی انتقادی من به این آلبوم مبحث نام گذاری بر روی آثار است. اساسا وقتی که ما روی یک اثر موسیقایی نام گذاری می کنیم، به مخاطب جهت می دهیم، یعنی می خواهیم مخاطب این اثر را با یک ذهنیت مشخص گوش کند. این مسئله می تواند جزء کارکرد اثر موسیقایی باشد، ممکن است که شما با موسیقی کلامی رو به رو باشید که کلمات قسمتی ازموسیقی هستند. اما وقتی که موسیقی، موسیقی محض است و آن را نامگذاری می کنیم، به اثر لطمه ای وارد نمی کند اما نظر شخصی من ممکن است ذهن مخاطب منحرف شود.
بزرگترین خواننده موسیقی کلاسیک ایران در پایتخت هلند

بزرگترین خواننده موسیقی کلاسیک ایران در پایتخت هلند

۱۹ می یا ۲۹ اردیبهشت، محمد رضا شجریان، همراه با پسرش همایون، خواننده و نوازنده تمبک، مجید درخشانی، نوازنده تار، سعید فرج‌پوری، کمانچه و محمد فیروزی، بربط، در آمستردام کنسرت داشت. برنامه در تالار بزرگ موزه حاره‌ای (Tropenmuseum) برگزار شد و سازماندهی آن هم با همکاری بنیاد موسیقی ایرانی «پرنیان» در هلند صورت گرفته بود.
مردان حرفه ای آواز (IV)

مردان حرفه ای آواز (IV)

در حال حاضر، خوانندگانِ بسیاری در ایران به اشکال مختلف از طریق اجرای صحنه ای، آماده سازی آلبوم، رسانه و… در پی ابراز وجود هستند. اما با وجود تعداد بسیار زیاد آنان، متاسفانه با خواننده ای باشکوه، به ندرت روبرو می شویم. خواننده ای که در عین توانایی هایش در امر خواندن و اجرا، بتواند در زمان طولانی زبان و گفتاری مشترک با مردم اش برقرار کرده و همچنین بتواند ویژگی های متمایز خودش را تا نقطه ای حفظ کند که نه فاقد کیفیت آگاهانه ی هنر شده و نه نقش شخصیت فردی اش را از دست بدهد.
همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفت و گوی محمدهادی مجیدی با مهدی قاسمی و شهرداد روحانی است پیرامون اجرای ارکستر سمفونیک تهران و گروه کر شهر تهران:
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«اگر محور اصلی این شعر را ترس بگیریم و لحظه‌ای به خاطر بیاوریم که در تاریکی ظلمات قدم‌زنان در معبر یک باغ حرکت می‌کنیم و درک و استنباط ما از محیط اطرافمان فقط و فقط به واسطه‌ی حس شنیداری برقرار می‌باشد و این به همراه خود توهمات و تصویرهایی از آنچه دور ماست در ذهنمان می‌سازد که می‌تواند اضطرابی در خود نهفته داشته باشد. اینجا ترمولوی کمانچه را می‌شنویم که بسیار آرام نواخته می‌شود و در لایه‌های دیگر کمانچه طراحی سوال و جواب‌هایی را به عهده می‌گیرد که در نهایت فیگور استیناتویی را به آهستگی طرح می‌کند. همان ضرباهنگ رو به تندی و کندی با ضربه‌ی آرشه روی سیم‌های کمانچه […]» (ص ۲۳)
بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (I)

بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (I)

جرج بادی گای George “Buddy” Guy خواننده و نوازنده گیتار راک – بلوز اهل کشور آمریکا، در ۳۰ ام ژوئیه سال ۱۹۳۶ متولد شده است. او منبع الهام نوازندگانی چون جیمی هنریکس، اریک کلپتون و دیگر افسانه های بلوز و راک دهه شصت بوده و همواره به عنوان سمبل شیکاگو بلوز Chicago blues از او یاد می شود. حضور او در کنسرت ها که اغلب شامل اجرای حرکات نمایشی با گیتار بوده، شور و اشتیاق تماشاگران و دوستدارانش را دو چندان می نماید. دختر گای که شوانا Shawnna نام دارد، از خوانندگان جوان رپ آمریکاست.