به قلم یک بانوی رهبر (I)

ماریتا چنگ
ماریتا چنگ
ماریتا چنگ (Marietta Nien-hwa Cheng) رهبر ارکستر و استاد موسیقی دانشگاه کولگیت (Colgate University) است. چنگ به عنوان عضوی از تنها خانواده چینی که در شهری در اوهایوی جنوبی در آمریکا ساکن بود راه پر فراز و نشیبی را برای دستیابی به جایگاه امروزیش پیموده است. متنی که پیش رو دارید بخشی از این تجربه ها را به تصویر می کشد. گفتنی است که این متن در سال ۱۹۹۸ و در نشریه مؤسسه ارکستر سمفونیک (SOI) منتشر شده است.

ترجمه و بازنشر این مطلب با اجازه خود ایشان صورت می گیرد. در پاسخ به درخواست مترجم برای نوشتن مقدمه ای برای نسخه فارسی این مطلب، ماریتا چنگ، به دلیل مشغله زیاد، تنها به این چند جمله بسنده کرد:
اکنون بانوان رهبر بیشتری در پست های حرفه ای در سطح دستیار رهبر مشغول به کار هستند. هرچند، برای پست های بالا روند تغییرات بسیار کند بوده است. این سؤال باید دوباره و دوباره از هیئت مدیره های ارکستر ها پرسیده شود که چرا مدیران موسیقی زن بیشتری در ارکسترهای اصلی دیده نمی شوند؟

رو به جلو…
حرفه من گاهی اوقات افراد را به اشتباه می اندازد. یکبار، وقتی داشتم میگفتم که من رهبر هستم، یک نفر از بین جمع فریاد زد که «وای، من عاشق قطار هستم!». این یک واکنش غیر معمول بود، حتی اگر فقط به این خاطر که تعداد زنان رهبر قطار نیز به اندازه زنان رهبر ارکستر کم است. حتی در غرب مدرن ما نیز، موسیقی هنوز دنیایی مرد محور است.

تغییرات کند بوده اند. مثلا، یکی از برترین ارکسترهای دنیا یعنی ارکستر فیلارمونیک وین تنها یک عضو زن دارد.

البته آمار بانوان موزیسین ارکسترال باید با تعداد بانوان نوازنده ارکستر که از کنسرواتوار ها یا مدرسه/دانشگاه موسیقی فارغ التحصیل می شوند همخوانی داشته باشد – تا حدود ۵۰ درصد. اما در اتریش و آلمان میزان حضور بانوان در ارکستر ها فقط ۱۶ درصد است.

در ایالات متحده آمریکا این میزان از ۳۰ درصد در بزرگترین ارکسترها تا حدود ۵۰ درصد در کوچکترین ارکسترها متغیر است. و قرار است این یکی از صد نوازنده ارکستر باشد. (این نرخ برای ارکستر ساوترن فینگرز لیک Orchestra of the Southern Finger Lakes که من مدیر موسیقیش هستم ۴۲ درصد است).

از بین تقریبا ۴۲۵ ارکستر حرفه ای که در فهرست ۱۹۹۷ لیگ ارکستر سمفونی های آمریکا آمده بودند، تنها ۲۹ ارکستر بانوان را به عنوان مدیر موسیقی یا رهبران اصلی در فهرست اعضای خود داشتند که فقط ۷ درصد تمامی مدیران موسیقی یا مدیر عامل های موسیقی است.

شگفت انگیز اینکه هنوز هیچ رهبر موسیقی زنی در هیچ کدام از بهترین ارکستر ها یا بیست و پنج ارکستر برتر دیده نمی شود. ما هنوز هم داریم رکورد می زنیم: نخستین مدیر موسیقی زن/رهبر یک ارکستر تماما حرفه ای؛ نخستین زن رهبر یک کنسرت پیش فروش شده از یک ارکستر مهم؛ این نخستین ها به تازگی رخ داده اند.

ما در خط مقدم تغییر و پذیرفته شدن هستیم. البته هنوز باید در جنگ های زیادی پیروز شویم تا دیدن بانوان رهبر حرفه ای امری عادی تلقی شود.

9 دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۲ در ۳:۲۳ ب.ظ

    من ضد زن نیستم ولی نمی دانم خانمها چطور می توانند درک درستی از موسیقی داشته باشند در حالی که ما مثلا یک فیلسوف یا یایک ریاضیدان زن نداریم!

  • اميد
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۲ در ۹:۰۱ ب.ظ

    درود بر شما
    مدیریت محترم سایت لطفا کمی هم به نظر ما مخاطبین هم احترام بگزارین
    بنده چند سال هست که از شما میخوام در مورد کلارینت(قره نی)در ارکستر موسیقی ایرانی مطلبی بگزارین اما همیشه گفتین استقبال میکنیم و ما ندیدیم
    قرار شد بنویسین که چرا دیگه قره نی استفاده نمیشه
    چرا این ساز خوش صدا و حرفه ای که یک زمانی بعد از ویلون حرف اول را درارکستر میزد و بعضی وقت ها با تلفیق صدا با ویلون صدایی بی نظیر بیرون میداد الان اینقدر بی ارزش شده؟؟

  • ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۲ در ۱۱:۱۱ ب.ظ

    دوست گرامی آقای امید
    ما باید مطلبی در این مورد از نویسندگان سایت دریافت کنیم تا بتوانیم به انتشار بگذاریم. هنوز هیچکدام از نویسندگان در این زمینه مطلبی ننوشته اند.

  • اميد
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۲ در ۱۱:۲۶ ب.ظ

    درود بر شما
    مدیرت محترم خوب شما زحمت بکشین و بشون بگین
    شما متولیان این سایت هستیند
    من کسی هستم که سالها مطالب شمارو میخونم و استفاده ها بردم
    اما این سایت که خیلی مفصل به ارکستر میپردازه آیا نباید به یکی از مهمترین سازهای ارکستر بپردازه؟؟سازی که نبودنش در ارکستر محاله
    سازهای بادی الان محو شدن مخصوصا فولت پیکولو–قره نی–فاگوت
    مدیرت محرتم بنده باید جوابمو از کی بگیرم خواهشا به این قضیه رسیدیگی کنید

  • ارسال شده در مهر ۸, ۱۳۹۲ در ۸:۴۲ ب.ظ

    البته منظورم زن های ایرانی بود.

  • امیر
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۹۲ در ۹:۳۰ ق.ظ

    بنظر میاد ایشون بیشتر بخاطر نشر همین مطلب معروف هستند تا داشتن تفاسیر منحصر بفردی از آثار کلاسیک مثل برامس، واگنر و غیره.

  • بابک
    ارسال شده در خرداد ۲۸, ۱۳۹۳ در ۱۲:۲۵ ق.ظ

    اصلاح می کنم. ما طی تاریخ زنان نابغه بسیاری داشته ایم. اما جوامع با محدود کردن زنان عملا اجازه فعالیت و رشد را از آن ها گرفته اند. وگرنه محدودیتی ذاتی برای جنس زن در ادراک علمی فلسفی و هنری وجود ندارد.

  • کیوان میرهادی
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۳ در ۱:۱۰ ب.ظ

    ببخشید – سلام
    جمله : “من عاشق قطار هستم ”
    I’d love to train است . خانم “CHENG” گفته اند : ” من رهبر هستم” یک نفر هم به شوخی برگشته به ایشان گفته : ” من می میرم بیام پیش شما درس بگیرم” ( چون شما برایم جذابیت جنسی دارید) … من عاشق قطار هستم از دکان کدام عطار درآمده ؟!!!

  • محبوبه خلوتی
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۳ در ۱۰:۳۹ ب.ظ

    جناب آقای میرهادی عزیز، ممنونم از توجه و نکته سنجی شما…
    البته در اینجا جمله انگلیسی این است «I love trains». اگر به جمله هایی که در ادامه می آیند توجه کنید چنگ دقیقا درباره قطار و راندن آن صحبت می کند. بحث چنگ این است که با اینکه راننده زن قطار هم به ندرت دیده می شود، باز وقتی کلمه conductor – که همانطور که می دانید برای رهبری ارکستر و قطار نیز به کار می رود – استفاده می شود ذهن شنونده یا خوانننده به سمت قطار کشیده می شود اما به ارکستر نه!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

یکسری کارها پله‌ای برای کارهای بعدی می‌شوند. شاید خود آن کار آنقدر اهمیت نداشته باشد. نمونه‌ی خیلی دورتر آن آلبوم «آئین‌ها»ست. آلبومی که هیچ چیز خارق‌العاده‌ای در این اثر نمی‌شنوید اما آن کار برای بهانه‌ی دیگری بود که در آلبوم نمی‌توانم بنویسم. می‌خواستم از یک مسیری به آقای گاسپاریان وصل شوم. آن کار مرا به ایده‌ای «به تماشا…» رساند. درواقع جرقه‌ی ارتباط من با آقای گاسپاریان آن آلبوم بود. اینها درواقع یکسری استراتژی است که در مقطعی تصمیم می‌گیرید حتی اگر آن کار قربانی شود انجام دهید ولی از نظر من آن کار به من کمک کرد که بتوانم آلبومی را که کاندید گرمی هم شد تهیه کنم. یا در پروژه‌ی «گاه و بیگاه» ایده‌های بکری وجود داشت ولی خودِ اثر لزوماً اثر قابل دفاعی نیست اما از درون آن چیز دیگری درآمد. آدم‌ها این طرف و آن طرف چیزی می‌کارند و امیدوارند که اتفاقی بیافتد. گاه نتیجه می‌دهد و گاه نه.
متنوع و پر شتاب (I)

متنوع و پر شتاب (I)

نوشته ای که پیش رو دارید نقدی است بر آلبوم «آخرین لبخند تو»به آهنگسازی بهداد بهرامی و نوازندگی رضا تاجبخش که به قلم بهرنگ قدرتی در اختیار ژرونال گفتگوی هارمونیک قرار گرفته است. این آلبوم به صورت اینترنتی منتشر شده است و از این لینک قابل دسترس است.
به دنبال نگاه (II)

به دنبال نگاه (II)

روند رو به رشد شهر نشینی؛ تغییر الگوهای زندگی بشر که در طول این قرن بیش از هر دوره‌ی دیگری در طول تاریخ بود، باعث شد که پدیده‌ی مرگ فرهنگ‌های خرد رخ بنماید. این موضوع به حدی جدی و حیاتی بود که گاه فقط فاصله‌ی چند سال کافی بود تا آخرین بازماندگان یک فرهنگ از دنیا بروند و همه‌ی دانسته‌های خویش را نیز با خود ببرند، بی آن‌ که کسی را یارای دسترسی به آنان باشد. تولد، تحول و مرگ فرهنگ‌ها و مفاهیم فرهنگی همواره در طول تاریخ وجود داشته، و به نظر نمی‌رسد که کسی (جز در دوره‌ی اخیر) نگران این موضوع بوده باشد.
مصائب اجرای دوباره (II)

مصائب اجرای دوباره (II)

متاسفانه هنوز هم تنها اجرای در دسترس عموم همان اجرای استودیویی قدیمی است. هر چند در سال‌های گذشته ارکستر استراسبورگ به رهبری «ایرج صهبایی» و تکنوازی «شهاب فیاض» (در فرانسه)، ارکستر زهی پارسیان با تکنوازی «پاشا هنجنی»، کوارتتی از پروژه‌ی «راه ابریشم»(؟) با تکنوازی «سیامک جهانگیری»، ارکستری لهستانی با تکنوازی «رسولی» و اخیرا هم بخش زهی ارکستر ناسیونال اوکراین به رهبری «ولادیمیر سیرنکو» و تکنوازی پاشا هنجنی؛ این اثر مجددا اجرا کرده‌اند اما حاصل کار آن‌ها تاکنون منتشر نشده است.
چهارمین جشنواره سنتور به همت آموزشگاه پایور یزد برگزار میشود

چهارمین جشنواره سنتور به همت آموزشگاه پایور یزد برگزار میشود

آموزشگاه موسیقی پایور یزد در نظر دارد چهارمین جشنواره تخصصی “سنتور” را در مقاطع سنی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به صورت تکنوازی، دو نوازی و پنج نوازی، آبانماه امسال برگزار نماید. این برنامه که هرساله برای نشان دادن استعدادها و توانایی هنرمندان یزدی و نیز توانمندی آموزشی این مرکز، برنامه ریزی می گردد، هر ساله یک شب را نیز به برگزاری یاد و نکوداشت یکی از بزرگان موسیقی کشور اختصاص می دهد.
نکاتی در تدریس و نوازندگی پیانو

نکاتی در تدریس و نوازندگی پیانو

بر کسی پوشیده نیست که نوازندگی نیز مانند تمامی مهارتهای فیزیکی هنری و حتی غیر هنری چنانچه علاوه بر تمرین و ممارست با مطالعه تجارب دیگران، روشها و مفاهیم بنیادی توام باشد، در نهایت نتیجه بهتری را عاید هنرجو خواهد کرد. به همین علت نوازندگان باید ایده های کهنه ای مانند تمرین های مدام و مکانیکی صرف را کنار گذاشته و به نوازندگی بصورت علمی تر و هنری تر نگاه کنند و آنرا صرفا یک مهارت فیزیکی نپندارند.
تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

اولین اثر کرالی که نوشته شده است، اثر آقای گریگوریان در سال ۱۳۱۳ است و قبل از آن یک سری سرود به صورت تک صدای داریم از موسیو لومر و امثال آن. خود ارامنه هم به خاطر آشنایی با فرهنگ مسیحی در این چند ساله پیشقدم شده اند و طبیعی است که سطح آثار کر کشور های اروپایی پیشرفته تر باشد ولی به هر صورت آهنگسازهای ما هم در حال تلاش هستند. در واقع، کمیت آثار ازشمند فرهنگ موسیقی کرال غربی خیلی بیشتر از ماست و ما هم در حال تلاش هستیم که این رپرتوار را گسترش دهیم مثل تاریخ موسیقی کلاسیک است. آهنگ ساز های ما واقعا تلاش کرده اند و آثار ارزشمند از خودشان به جا گذاشته اند ولی نمی توان پیشینه محدودی که ما در ساخت آثار کلاسیک داریم را با پیشینه ای که در اروپا از قرن نهم میلادی وجود داشته است، مقایسه کرد.
روش سوزوکی (قسمت بیست و دوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و دوم)

به محض دیدن این کودک بی گناهی که تمام زندگیش را باید با دست ها و انگشتانش لمس می کرد، چشمانم پر از اشک شدند. دوست نداشتم که همان موقع آری بگویم، چرا که می‌بایست به کشف متدی می‌رسیدم که یک کودک کاملا نابینا را بتواند راهنما باشد. به این خاطر از او خواهش کردم که یک هفته به من فرصت بدهد. گمان می کردم که اگر من توانایی و جرئت و اعتماد به نفس کافی برای آموزش به این کودک را داشته باشم، پس هر چه در توانم باشد را به کار خواهم گرفت.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (III)

پیرو مطالبى که در شماره ى دوم در رابطه با شیوه هاى آموزشى ذکر شد در این شماره سعى مى کنم نسبت به هر شیوه ى آموزشى مقدار تمرینى را پیشنهاد دهم که مناسب با کلاسِ موردِ نظر باشد.
روش سوزوکی (قسمت پنجم)

روش سوزوکی (قسمت پنجم)

ده سال بعد نامه ای از هیرومی با یک ضمیمه دریافت کردم؛ در آن زمان از شاگردان دوره اول دبیرستان بود. آقای پروفسور من این شعر را نوشته ام و برای آن هم قطعه ای را ساخته ام برای مسابقه ای تحت عنوان تکست نویسی و آهنگسازی برای تمام دانش آموزان دوره اول دبیرستانهای ژاپن. ترانه من انتخاب شد و جای اول را به خود اختصاص داده.