منبری: آشنایی با سلفژ ضروری است

خوب این راه هایی دارد که باید با آگاهی و تسلط و اشراف بر مقام و گوشه های موسیقی ردیفی به آن عمل کرد و باید بدانیم ازچه درجه ای ازمقام به چه درجه ای حرکت کنیم تا کار درست از آب درآید و البته همه اینها برای ایجاد تنوع و خارج شدن ازیکنواختی درموسیقی است اما نه تنها در مرکب خوانی بلکه حتی در آهنگسازی و کمپوزیسیون هم مدگردی ها و تغییرات از قبل مشخص است. مدولاسیون های دور و نزدیک و غیره. مرکب خوانی نوای آقای شجریان از بهترین نمونه های مرکب خوانی است.

و جزء معدود نمونه ها البته!
بله. اما در مورد مرصع خوانی نمونه دقیقی نداریم و آنچه عنوان کردم برداشت خود بنده بود. البته درنهایت تمام این شیوه ها باید منجر به زیبایی و خلق آثار جدید در آواز بشود، نه اینکه فقط تکرار کار گذشتگان باشد و پس، درعین حال باید به گوش مخاطب جذاب و زیبا بیاید چون شنونده معمولی، کاری به اختلاف شیوه ها و نظرات تخصصی آوازی ندارد بلکه عناصر زیبایی شناسی که بطور غریزی در همه انسانها وجوددارد شامل صدای خوب، ادوات و تحریر بجا و مناسب، شعر مناسب و ارائه خوب و درست آن و غیره همه از جمله مواردی هستند که شنونده و مخاطب آواز می طلبد.

شما در کار آواز دغدغه مرکب خوانی نداشتید؟ اینکه مسیرهای تغییر مد و دستگاه را شناسایی کنید و از آنها استفاده کنید و حتی به شاگردانتان بیاموزید. این تغییر مدها و حالتها پتانسیل بالایی در زیباتر شدن، جذاب تر شدن و حتی منطقی تر شدن آواز ایجاد می کند. از آن جهت که مثلاً در خواندن یک غزل حافظ که معمولاً ارتباط عمودی مستقیمی بین ابیات نیست، مدولاسیون می تواند در بیان حس و حال ابیات مختلف کمک شایانی بکند و این تغییر فضاهای پی در پی (همانند آنچه که در قرائت قرآن، امروزه استفاده می شود) جذابیت یک اجرای خوب را دو چندان می کند. البته با توجه به سختی های این کار و نیازش به دانش و اشراف کامل به بحث فواصل و مدها و غیره، در این حوزه، مثل خیلی حوزه های دیگر، ‌ کار کم شده است. خواننده ای که با یک ساز آشنا نباشد، یا با سلفژ آشنا نباشد، هرگز به سطحی که بتواند مرکب خوانی یا مرصع خوانی! کند نخواهد رسید. شاید به عنوان یک تغییر دستگاه مشخص، بیاموزد که مثلاً از نوا چگونه به سه گاه رفته و بازگردد اما این صرفاً یک یادگیری کورکورانه خواهد بود و خود خواننده از اینکه چه کرده و چه اتفاقی افتاده مطلع نیست. نظر شما چیست و در این حوزه، شما چه کرده اید؟

بدون تعارف این پرسش مطرح است که چرا خوانندگان ما سراغ مرکب خوانی نرفته اند و نمی روند؟ نکته همان است که شما فرمودید. بحث فواصل و سلفژ و ساز. نقطه شروع و پایان مدگردی کجا باید باشد؟ یک خواننده تنها با آشنایی با آن مقولات است که این راه ها و این مسیرهای مدال را می تواند درک کند. یادگیری محدود و سینه به سینه اینگونه مسائل که کاملاً علمی هستند بی فایده و اساساً غیر ممکن است.

خواننده باید بداند از چه درجه ای چه کاری بکند برای فلان مدولاسیون. با عدم وجود دانش و تخصص لازم در مورد ساز و سلفژ، حتی سطح آواز صرفاً در یک دستگاه هم افول خواهد داشت چون خواننده کورکورانه می خواند و تحلیلی از آنچه می خواند ندارد.

گزارش موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

منبری: نقد موسیقی بستر اجتماعی می خواهد

منبری: نقد موسیقی بستر اجتماعی می خواهد

۱۷ آبان ماه دومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی در خانه هنرمندان برگزار می شود. در این رابطه با جمال الدین منبری آهنگساز و خواننده موسیقی ایرانی گفتگویی کرده ایم که می خوانید:
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (II)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (II)

بین سالهای ۱۸۴۰ پس از مرگ همسرش مارگریتا، وردی شروع به همکاری با خانم جوزفینا استرپونی (Giuseppina Strepponi) خواننده برجسته سوپرانوی، نمود. در آگوست ۱۸۵۹ با یکدیگر ازدواج کردند. وردی در “سالهای پر کار و مشقت” یکی دیگر از بهترین شاهکارهایش را خلق نمود؛ اپرای “ریگولتو” که در سال ۱۸۱۵ برای اولین بار در ونیز اجرای جهانی داشت که بر اساس نمایش نامه ای از ویکتور هوگو به نام “حماقت پادشاه” (Le roi s’amuse) بود.
«مسأله‌ی انصاف»

«مسأله‌ی انصاف»

این مصرع حافظ را همه می‌شناسیم. ضرب‌المثل شده است. کاربرد امروزی‌اش درباره‌ی عدل و انصاف در قضاوت‌هاست. مردم آن (یا تعبیرهای مشابه) را در مقابل نقد هنگامی به کار می‌برند که احساس کنند به چیزی بیش از آن که مستحقش بوده خرده گرفته شده. تصور «انصاف» در حافظه‌ی فرهنگی ما این طور است؛ اگر عیب چیزی را می‌گوییم همزمان از حسن‌هایش هم غافل نشویم. معمولا همراه این نوع درخواست یا پند اخلاقی نوعی طلب همدلی نیز وجود دارد. گوینده از نقد می‌خواهد نسبت به او یا آنچه دوست دارد رحم و شفقت داشته باشد، می‌خواهد از آشکار شدن عیب مصون بماند.
راپسودی آبی – قسمت سوم

راپسودی آبی – قسمت سوم

این اثر نشان از استعدادی خارق العاده دارد، آهنگساز جوانی را به ما می نمایاند که موانع و محدودیت های قراردادی را درنوردیده و به شکلی کاملا مفهومی، قطعه ای اصیل تهیه نموده است.
قانون، سازی زنانه؟!

قانون، سازی زنانه؟!

در فرهنگ موسیقی جهانی سازهایی هستند که به صورت سنتی متعلق به جنسیتی خاص تلقی می شده است؛ در این باره مقالاتی نیز در سایت زنان موسیقی به انتشار رسیده ولی اینکه تا چه حد دلایل این انتخاب ها منطقی و علمی بوده، جای بحث مفصل وجود دارد. مجموعه ای از سازهای بادی به دلیل این که گمان می رود، -به اصطلاح- نیاز به نفس زیاد دارند و تصور عامه چنین است که نوازندگان مرد، از نظر تنفس به بانوان برتری دارند، بیشتر در انحصار مردان درآمده ولی ساز هارپ زنانه تلقی می شود، چراکه گمان عامه چنین است که بانوان از اجرای نوانس ها و تکنیک های ظریف آن به دلیل برخورداری از انگشتانی ظریف تر، بهتر بر می آیند.
قاسمی: ما رفرنسی برای قطعات کرال نداریم

قاسمی: ما رفرنسی برای قطعات کرال نداریم

در زمان ما گرایش آهنگسازی وجود نداشت، ولی پایان نامه کارشناسی من آهنگسازی بود، ساخت واریاسیون روی تم ایرانی که با آقای روشن روان کار کردم، قبل از آن هم همانطور که گفتم “لم لوا” اجرا شد با کر فرهنگسرای بهمن قبل از من و یکبار هم که خودم با کر این فرهنگسرا کار کردم باز اجرا شد.
نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (II)

نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (II)

یکی از پیامدهای جلوگیری از ورود تکنوازان به بخش رقابتی جشنواره موسیقی فجر قطعا افت کیفی رپرتوار است. این مساله در مورد بخش دونوازی هم به چشم می آید. سوناتهای متعددی از آهنگسازان نامی در دست است که برای همراهی پیانو با ویولون یا ویولونسل یا فلوت یا ویولون آلتو نوشته شده است. گیتار کلاسیک هم رپرتوار منسجم تر و حرفه ای تری در زمینه دو نوازی دارد که قابل توجه تر از آنسامبلهای ۳ یا ۴ نفره این ساز است. وقتی تکنوازی و دونوازی از بخش رقابت کنار گذاشته می شوند، نوازندگانی که به هر دلیل قصد حضور در رقابت را دارند با توجه به قانون فوق اقدام به تشکیل گروه می کنند.
موسیقی کانتری (III)

موسیقی کانتری (III)

نوع دیگری از موسیقی کانتری تشکیل شده از عناصر هاردکر کلوپ های شبانه رقص ارزان قیمت سوئینگ غربی کم کم بوجود می آید. در اواخر دهه ۱۹۶۰ تولیدات موسیقی آمریکایی، بسیاری علاقمند به بازگشت به ارزشهای راک اند رول شدند. در همان دوره علاقه کمی نسبت به موسیقی کانتری بود و بدین ترتیب نوعی از موسیقی با نام کانتری راک به وجود آمد.
موسیقی منبع الهام نابغه بزرگ  فیزیک

موسیقی منبع الهام نابغه بزرگ فیزیک

در سال ۲۰۰۵ مقارن با صدمین سالگرد قانون E=mc2، نشست ها و کنسرت های بسیاری در این زمینه برگزار شد و مقالات بسیاری در ارتباط با آلبرت انیشتین ارائه گردید. همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۶ مراسم مشابهی به منظور بزرگداشت ولفگانگ آمادئوس موتزارت، یکی دیگر از نوابغ جهان، برگزار شد.
نگاهی به کارنامه شهرام ناظری

نگاهی به کارنامه شهرام ناظری

در سال گذشته مطلبی در مورد حافظ ناظری فرزند شهرام ناظری در این سایت نوشته شد که به خاطر نوع فعالیت فرزند، گاهی بحث هایی هم در مورد فعالیت پدر به میان می آمد. قصد دارم در چند روز آینده قسمت پایانی از مطلبی که در مورد حافظ ناظری مدتها پیش نوشته شده را به انتشار بگذارم ولی پیش از آن برای به حاشیه نرفتن مطلب لازم است به صورت جدا گانه به تاریخچه فعالیت هنری شهرام ناظری خواننده پر آوازه ایرانی بپردازم.