اصول نوازندگی ویولن (XV)

الگوی شماره ۲/۴/۲:
-تکنیک چرخش آرشه

همانطور که پیشتر درباره الگوی دست گیری آرشه اشاره شد، نرمچه شست راست بر کناره بالایی دهانه پاشنه و یا در حالت مطلوب تر در ناحیه لبه بالایی دهانه پاشنه و چوب آرشه قرار می گیرد و فرم کلی این انگشت به شکل صاف و بدون انحنا به سمت داخل و در حالت مطلوب تر به شکل هلالی به سمت خارج دست می باشد.

از طرف دیگر با بررسی فرم و شکل فیزیکی آرشه می توان به عدم وجود یکنواختی در اندازه پارامترهایی چون وزن و قطر در طول پی برد.

حال اگر فرض کنیم یکی از عوامل در میزان صدای حاصله از آرشه کشی، که همان “فاصله عرضی” آرشه تا خرک می باشد توسط نوازنده در طول یک آرشه چپ یا راست ثابت نگاه داشته شود(در واقع با این فرض، تاثیر پارامتر فوق را در ذهن کنار می گذاریم)؛ در خواهیم یافت که در صورتی میزان صدای حاصل از یک طول آرشه “ثابت” خواهد ماند که سایر عوامل با توجه به تغییرات بنیادی پارامترهای ذاتی طراحی آرشه که در بالا ذکر شد، دستخوش تغییرات گردند.

زیرا میزان صدای حاصله از ساز برای یک نت مشخص در یک نقطه از گریف(بدون در نظر گرفتن نقش خود ساز) که ناشی از آرشه کشی دست راست می باشد، بستگی مستقیمی به عوامل زیر خواهد داشت:
الف- مشخصات فیزیکی آرشه
ب- خصوصیات رفتاری دست راست شامل نحوه ایجاد تغییرات در شکل دست گیری و نیز تغییرات در میزان اعمال نیروی مچ
با در نظر گرفتن این نکته که آرشه در طول خود با حرکت از سمت پاشنه به سمت نوک به تدریج دچار کاهش قطر و وزن می گردد، به این نکته خواهیم رسید که نوازنده در طول یک آرشه راست در صورتیکه خواهان ثابت نگاه داشتن میزان صدای حاصله از آرشه کشی باشد، نیاز دارد تا به تدریج بر میزان فشار وارد شده بر آرشه بیفزاید.

طبیعی است در جهت حفظ منظور فوق، در یک آرشه چپ عکس عمل اتفاق افتد و از میزان فشار وارده به آرشه به تدریج با نزدیک شدن به پاشنه کاسته گردد.

تذکر-۳۰: بهتر است جهت وارد نمودن فشار بر آرشه تنها نیرو از ناحیه مچ بر آرشه وارد گردد و سایر قسمت های دست مانند بازو، و ساعد درگیر نگردند.

فشار وارد بر آرشه از طریق مچ نیز بیشتر از طریق شست و انگشت اشاره (انگشت اول) منتقل می گردد.

لازم به یادآوری است که در حالتی که نوازنده به دنبال حداکثر صداگیری حاصل از آرشه کشی است، طبیعی است فشار وارد بر آرشه از مچ افزایش می یابد و آرشه نیز قاتم نگاه داشته می شود(پیشتر در بخش زاویه قرارگیری آرشه بر سیم اشاره شد) و فاصله عرضی آرشه تا خرک نیز کاهش می یابد.

اما هنگامی که هدف حفظ ثابت میزان صدا باشد، بسیار آسانتر خواهد بود که نوازنده به جای افزایش تدریجی فشار توسط مچ برای جبران کاهش وزن آرشه، بتواند از تغییر در شیوه و تکنیک آرشه کشی سود جوید و از نقش خود در ارتباط با صرف نیروها بکاهد.

بنابراین برای رسیدن به منظور فوق می توان از نقش فشار وارده از طرف مچ به آرشه کاست و از تغییرات وزنی آرشه در طول آن و راهکارهای استفاده از پتانسیل های خود آرشه با بهره جویی از شیوه های آرشه کشی سود جوست.

حال در توضیح راهکار فوق می توان به ابتدای این قسمت مقاله باز گشت و به نقش و شکل شست راست توجه نمود.

در یک آرشه راست در پاشنه شست می تواند به شکل شکسته و هلالی به سمت خارج در کناره آرشه قرار گیرد و آرشه نیز به شکل مایل قرار گیرد و به تدریج با شروع آرشه کشی و حرکت به سمت نوک و در حالی که از میزان قطر و وزن آرشه کاسته می گردد، آرشه توسط شست به تدریج چرخانده شود.

به طبع در این حالت با تغییر تدریجی در میزان شکستگی شست، آرشه از حالت مایل به شکل قائم بر سیم دوران خواهد داشت و شست نیز از شکل هلالی به شکل صاف تغییر حالت خواهد داد.

چرخش تدریجی آرشه با حرکت از پاشنه به سمت نوک و برعکس، باعث می گردد که با “ثابت نگاه داشتن و یا ایجاد تغییرات اندک در میزان نیروی وارده از مچ بر آرشه” و جلوگیری از اعمال تغییرات دائمی و زیاد در میزان این نیرو، زاویه اعمال نیروی مچ توسط آرشه بر سیم تغییر یابد.

به طبع در حالتی که آرشه به حالت قائم بر روی سیم کشیده می شود، میزان بیشتری از نیروی مچ نسبت به حالت مایل بر سیم وارد شده و منتقل می گردد و تغییر زاویه آرشه بر روی سیم از اثر کاهش وزن آن با نزدیک شدن به سمت نوک می کاهد.

طبیعی است در آرشه چپ عکس مورد فوق می تواند اتفاق افتد. بدین معنا که می توان با حرکت از سمت نوک به سمت پاشنه به تدریج آرشه را با کمک شست از حالت قائم به شکل مایل بر سیم سوق داد.

نکته ای که در اینجا توجه به آن ضروری به نظر می رسد، کیقیت و نحوه ساخت خود آرشه مورد استفاده نوازنده است. زیرا آرشه های مختلف خصوصیات بسیار متفاوتی دارند. به طبع هر چه آرشه مورد استفاده مرغوبتر از لحاظ تکنیک ساخت و متریال های مورد استفاده باشد و نیز هماهنگ از لحاظ طول و وزن با فیزیک دست نوازنده باشد، نتیجه مطلوب تر خواهد بود.

تذکر-۳۱: در اینجا لازم به یادآوری است که استفاده از راهکار مورد اشاره در این بخش، بیشتر در قطعاتی با تمپوهای پایین تا متوسط توصیه می گردد. زیرا روند چرخش آرشه در حین آرشه کشی در قطعات سریعتر می تواند باعث بروز دشواری در اجرا گردد.

Viol.ir

یک دیدگاه

  • سسس
    ارسال شده در فروردین ۱۳, ۱۳۹۳ در ۸:۰۷ ب.ظ

    حالت ها در ویلن را چگونه تشخیص دهیم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

چاهیان: به گویش کُرمانجی پایند بودم

اگر بخواهم توضیحاتی را در ارتباط با بخش آهنگسازی خدمت شما عرض کنم باید بگویم که به هر حال قرار بود من اثری را آهنگسازی کنم که براساس موسیقی شمال خراسان باشد، بنابراین باید بعد از آوانویسی و تجزیه و تحلیل موسیقی آن منطقه، عناصر ساختاری مورد نیاز برای ساخت یک اثر را هم بررسی می کردم که این عناصر ساختاری شامل موارد بی شماری هستند که تعدادی از آن ها را عرض می کنم؛ یکی این که من باید ویژگی های موسیقیایی نغمات را از منظر جملات، موتیف های آوازی، الگوهای کشش، ریتم و متر بین عناصر سازنده جملات، تکنیک های آوازی، سیر حرکت ملودیک و دیگر عناصر را بررسی می کردم؛ مورد دیگر آن بود که چگونه تم های موسیقی شمال خراسان را استفاده کنم و آن ها را گسترش دهم و نکته بعدی این است که فرم قطعه باید در ارتباط با ساختار روایی نغمات شکل می گرفت و باید این موارد در درون مایه نغمات بررسی می شد.

از روزهای گذشته…

فرانک زاپا، آهنگساز، نوازنده گیتار، خواننده، کارگردان سینما و طنزپرداز

فرانک زاپا، آهنگساز، نوازنده گیتار، خواننده، کارگردان سینما و طنزپرداز

رانک وینسنت زاپا Frank Vincent Zappa آهنگساز، نوازنده گیتار، خواننده، کارگردان سینما و طنزپرداز آمریکایی است. او در طی ۳۳ سال فعالیت در زمینه موسیقی ثابت کرد که یکی از پرکارترین موسیقی دانان عصر خود بوده است. زاپا در طی زندگی خود بیش از ۶۰ آلبوم منتشر کرد که تقریبا تمام آنها شامل آثاری تازه بودند.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت اول)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت اول)

در مصاحبه رادیویی به مناسبت دهمین سالگرد درگذشت خالقی در بیست و یکم آبانماه ۱۳۵۴ استاد علی تجویدی از “آتشین لاله” بعنوان زیباترین و دلنشین ترین اثر خالقی نام بردند و خود آهنگساز و خواننده اصلی آن استاد بنان نیز در برنامه قصه شمع در سال ۱۳۴۰علاقه خاص خود را به این آهنگ و ترانه ابراز می دارند. زیبایی این اثر از چشم شنوندگان عادی نیز پوشیده نمانده و از آن باید بعنوان یکی از معروفترین کارهای زنده یاد خالقی نام برد.
طبقه بندی صدای انسان در آواز (III)

طبقه بندی صدای انسان در آواز (III)

پایین ترین نت: در یک رپرتوار استاندارد برای خواننده تنور محدوده A2 میباشد اما اندکی از نقشها در اپرا پایین تر ازC3 نیز میباشد. بالاترین محدوده صدایی : در بسیاری از رپرتوارهای استاندارد محدوده صدایی ) C5 که به اصطلاح tenor C میگویند )اما در برخی از نقشها بالاترین نت F5 که تنها تعداد محدودی خواننده قادر به اجرای چنین نقشی با این وسعت صدایی دارند.
مصاحبه با کورت مازور (II)

مصاحبه با کورت مازور (II)

ما فقط می توانستیم در این باره حدس هایی بزنیم. در روزنامه ها خوانده بودیم که اگر لازم شد نیروهای نظامی می توانند که تظاهرات را در هم بریزند. زمانی که این خبر را شنیدیم، نمایندگان New Forum (جنبش اصلاحی که در سال ۱۹۸۹ آغاز شد) با من تماس گرفتند. آن روز دفتر کار من در Gewandhaus به نوعی به مرکز ارتباطات تبدیل شده بود، من با کورت میری، نماینده فرهنگی حزب تماس گرفتم. وقتی که او دو ساعت پیش از تظاهرات تماس گرفت، گروه کوچکی در منزل ما جمع شدند و به سرعت پیش نویسی از درخواستمان تهیه کردیم که من بعد بر روی نوار ضبط کردم.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VI)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VI)

ابراهیم در سال ۱۲۵ هجری قمری (برابر با ۷۴۲ میلادی) در کوفه به دنیا آمد و به ابراهیم موصلی معروف شد. پدرش ماهان و جدش بهمن از کشاورزان فارس بوده‌اند. وی ضمن مسافرتی به ری، موسیقی قدیمی ایران را از شخصی به نام «جوایونه» زرتشتی فرا گرفت و در آنجا با دختری به نام شاهک رازی وصلت کرد که فرزندی بنام اسحق در سال ۱۵۰ ه ق نصیبشان گردید.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (III)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (III)

«هر دستگاه یا آواز یک مقام اصلی دارد که به آن مقام مادر می گویند.» علاوه بر اینکه این یک عامیانه گویی است، معلوم نیست که کجا و چه کسانی چنین «می گویند». شاید ذکر این نکته جالب باشد که زنده یاد محمد رضا لطفی در تئوری پردازی خود بر این باور بود که «شور مادر دستگاه ها است». اما اینجا مقام درآمد هر دستگاه «مقام مادر» نامیده شده است که با این حساب «شور» آقای لطفی «مادربزرگ» دستگاه ها خواهد بود!
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (IX)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (IX)

پس از این قطعات، الگار بر روی آثار سمفونیک متمرکز شد. در آغاز و در سال ۱۸۹۸ او می خواست یک سمفونی بر اساس شخصیت ژنرال گوردون بنویسد که پس از تلاشی کوتاه متوقف شد. در سالهای ۱۹۰۷ و ۱۹۰۸ بود که طی اقامت خود در شهر رم، دوباره دست به کار نگارش این قطعه شد. “سمفونی شماره یک” در سی بمل ماژور برای بار اول در دسامبر ۱۹۰۸ و در شهر منچستر اجرا شد. این اثر به “هانس ریشتر” تقدیم شده و توسط خود او رهبری شده بود. ریشتر درباره ی این سمفونی چنین می گوید: ” آقایان! بگذارید اکنون بزرگترین سمفونی دوران معاصر را تمرین کنیم. سمفونی ای که توسط بزرگترین آهنگساز زمان ما نگاشته شده است”! این اثر با اشتیاق فراوان همراه بود و صدها اجرا از آن در انگلستان و سراسر جهان اعم از اروپا و آمریکا و استرالیا و روسیه به عمل آمد. برخی از ناشران موسیقی بر این باور بودند که سرعت پایین این سمفونی با آثار بتهوون قابل مقایسه است.
گفتگو با حسین علیشاپور (IV)

گفتگو با حسین علیشاپور (IV)

چنین اتفاقی تا حد زیادی در مورد ساز، مثلا سبک های سه تار و تار نوازی رخ داده. به طور مثال تاری که استاد علیزاده می نوازد با تاری که میرزاعبدلله می نوازد بسیار تفاوت دارد. اما این اتفاق در مورد آواز چندان رخ نداده.‌ در مورد آواز خیلی ها هستند که ردیف را شناخته اند و از آن عبور کرده اند. منتهی ما در هیچ حوزه ای از موسیقی ایرانی شخصیت کاریزماتیکی مثل آقای شجریان نداریم.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (I)

برای بررسی سیر تطور تاریخی رشتۀ اتنوموزیکولوژی (۱) ضروری است ابتدا «موسیقی‌شناسیِ‌ِ تطبیقی» (۲) و «مردم‌شناسیِ موسیقی» (۳) مورد مطالعه قرار گیرد و سپس تاریخچۀ این رشته از دهۀ ۱۹۵۰ – یعنی زمانی که با نام کنونی آن یعنی «اتنوموزیکولوژی» شناخته می‌شود – بررسی شود. به دلیل اهمیت حوزۀ مردم‌شناسی (۴) در مطالعات اتنوموزیکولوژی، در این بخش ابتدا کلیات مردم‌شناسی با معرفی عناوین مطالعاتی آن ارائه می‌شود و پس از آن به ترتیب موسیقی‌شناسیِ تطبیقی و اتنوموزیکولوژی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
محمد معتمدی و افق پیش رو

محمد معتمدی و افق پیش رو

اولین بار که صدای محمد معتمدی را شنیدم از تلویزیون بود که ساز و آوازی با صدای او پخش میشد، طبق معمول روی تصاویری از طبیعت! این صدا و مخصوصا تکنیک مطلوب او توجهم را جلب کرد، چون در آن زمان کمتر صدای خواننده جوانی را میشنیدیم که از نظر استیل و تکنیک های آوازی در وضعیت خوبی قرار داشته باشد. از همان روز نامش در خاطرم ماند تا اینکه برای اولین بار کنسرت او را به همراه گروه خورشید به سرپرستی مجید درخشانی در تالار وحدت دیدم.