تئوری بنیادین موسیقی (قسمت اول)
ژورنال موسیقی
نوشته های اخیر
تئوری بنیادین موسیقی (قسمت اول)
ما برای انجام بسیاری از کارهایمان، به قوانین و استانداردها رجوع می کنیم، وقتی در موسیقی از چیزی به نام نت یا نگارش موسیقی به میان می آید، بی شک لازم است تا استانداردی وجود داشته باشد تا توانایی خوانش آن برای همه قابل دسترسی باشد. در موسیقی قاعده و قراردادهایی وجود دارد و این قانون و قواعد در تمام دنیا به یک شکل ثابتی قابل دسترسی است. با کمک تئوری موسیقی، هنرمندان موسیقی (و بخصوص اهالی موسیقی کلاسیک)، موسیقی را اجرا و آنالیز میکنند.

اجزای موسیقی
همانطور که یک معمار یا بنا برای ساختن خانه از آجر ، سنگ ، آهن چوب و غیره استفاده میکند؛ هم چنان یک شاعر در ساختن شعر خویش واژه ها را بکار می گیرد، آهنگساز نیز در ساختن موسیقی صدا ها و عوامل صوتی را به کار می بندد. صدا (صوت)، پدیده ای است که انسان آن را به یاری دستگاه شنوایی خویش درک می کند. صدا(صوت) در نتیجه ی ارتعاش یک جسم تولید می شود و در محیط مادی مانند هوا یا آب به صورت موج انتشار می یابد، به گوش می رسد و ما در دستگاه شنوایی مان آن را با فعل و انفعالی فیزیولوژِیک درک می کنیم.

صدا ها بر دو دسته اند، صداهای موسیقایی و صداهای غیر موسیقیایی. صدا ها از نظر موسیقایی دارای مشخصه هایی می باشند. ولی صداهای غیر مسیقایی هیچ مشخصه ی یکسان و منظمی ندارد وشکل های موجی آنها بسیار پیچیده است.

تولید صدای موسیقایی
سازهای موسیقی به گروه های مختلف تقسیم می شوند و هریک به شیوه ای خاص صوتی موسیقایی تولید می کند، یعنی ( جسم مرتعش ) در هر گروه ، و طرز مرتعش شدن آن ، با گروه دیگر تفاوت دارد . در یک بخش بطور کامل با آنها آشنا می شویم .

مشخصه های صوت از نظر موسیقایی
صدا از نظر موسیقی دانان و تا آنجا که در بحث تئوری عمومی موسیقی به بررسی آن پرداخته میشود دارای مشخصه های زیرین است:
( 1 ) نواک: مسلما صداهای موسیقیایی می توانند در سطح های مختلف زیر و بمی حاصل شوند. مثلا می دانید که صدای اصلی مردان از زنان و کودکان تر بم تر است و از نظر فیزیک، فرکانسهای آن دارای طول بیشتری هستند و صدای کودکان نسبت به صدای مردان زیر تر است که فرکانسهای آن دارای طول کمتری هستند. پس به این( زیر وبم) بودن صدا نواک می گویند.

( 2 ) دیرند : به ارزش زمانی کشش صدا دیرند میگویند. مثلا اگر آرشه را مدت درازی روی سیم ویولن بکشیم صدای حاصل البته کشیده تر از صدایی است که با کشیدن آرشه به مدت کمتر پدید می آید.

( 3) شدت : صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشند مثلا اگر مضراب سنتور را یک بار با ملایمت و بار دیگر به قوت روی سیم ساز ضربه بزنیم، صدای دومی شدیدتر از صدای اولی خواهد بود.

( 4 ) طنین ورنگ : در این مورد توضیح کامل و جامعی وجود ندارد.

الفبای موسیقی
هنر موسیقی دارای این خصیصه است که به یاری خطی ویژ به نام "خط موسیقی" می توان آن را ثبت کرد. این خط کم و بیش مانند خطهای دیگر، از نشانه های قراردادی استفاده کرده و همانند آنها همواره رو به تکامل رفته است. از این رو علاقمندان به فراگیری موسیقی ناگزیرند این نشانه ها را بشناسند تا با تمرین بسیار، رفته رفته به خواندن این خط آگاهی و تسلط یابند.

خط موسیقی (بر خلاف اکثر خط های گوناگون زبان های مختلف دنیا) خوشبختانه خطی بین المللی است. بنابراین هر گاه مثلا موسیقی ایرانی یا ژاپنی یا هر کشور دیگری با این خط نوشته شود، موسیقی دانان ایران، آلمان یا هر کشور دیگر جهان می توانند آن را بخوانند. البته بسته به تفاوتهایی که انواع موسیقی ها با هم دارند، گاه علامتهای بومی نیز در آن وارد میشود که بعدا" به آن هم می پردازیم.

نام نت ها
در استاندارد نت نگاری موسیقی کلاسیک که بیشتر مربوط به موسیقی های ساخت موسیقیدانان اروپایی، از زمان باخ تا اواخر دوره رومانتیک است، برای همه ی صداهای موسیقیایی از بم ترین تا زیرترین آنها فقط هفت نام وجود دارد، این نام های هفت گانه در برخی کشورهای غربی با کلمات تک هجایی و در برخی به صورت الفبایی به شرح زیر تلفظ می شوند:

A B C D E F G
لا (la) سی (si) دو (do) ر (re) می (mi) فا (fa) سل (sol)

وسعت صدایی که در موسیقی بیشتر استفاده میشود، مطابق با وسعت پیانو است و به عبارتی خوش صدا ترین و کاربردی ترین فرکانسها، روی کل کلید های پیانو قابل اجراست. سازهای دیگر هم هر کدام توانایی اجرای قسمتهایی از این پهنه را دارا می باشند و بم ترین و زیرترین نت های پیانو روی بعضی سازها قابل اجرا است.

7 نت موسیقی به دلایلی که بعدا" به آن می پردازیم، پس از پایان، باز در اکتاوهایی بالاتر تکرار می شوند؛ به این صورت که اگر از نت "دو" شروع کنیم و تا "سی" پیش رویم، نت بعدی ما باز "دو" و پس از آن هم "ر" و ... است.

اکتاو : فاصله يک نت تا نت هم نام خود (چه زير يا چه بم تر) را اکتاو مي گويند.
در این رابطه بخوانید
۲۹ نظر برای “تئوری بنیادین موسیقی (قسمت اول)”
  1. ali :

    ( ۴ ) طنین ورنگ : در این مورد توضیح کامل و جامعی وجود دارد: خیلی ساده می توان گفت طنین یا رنگ صدا دقیقا همان خاصیتی است که برای جنس صدای سازهای مختلف قایل می شویم.
    مثلا چون فیزیک تولید صوت در سازهایی مانند گیتار و پیانو بسیار شبیه هم است بنابر این این دو ساز
    صدایی کاملا نزدیک به هم دارند و معمولا برای همنوازی این دو کمتر قطعه ای ساخته می شود.
    نتیجه اینکه طنین صوت خاصیتی است که سبب تشخیص صوتهایی می شود که از نظر شدت و ارتفاع یکسان هستند ولی از منابع مختلف تولید شده اند.

  2. pouya :

    salllam man hafteye dige emtehan amali moosighi dnesgah azad daram. mishe rahnamaim konid zoode zood nemidoonam bayad che khaki be saram berizzzzzam……..

  3. رها :

    وبلاگ فوق العاده ای دارین. مدت ها بود دنبال یه همچین سایتی بودم. کتاب تئوری موسیقی پورتراب و منصوری رو دارم ولی حس خوندن شون رو ندارم. اگه تلفظ واژه ها رو هم یه جوری (مثلا با استفاده از حروف لاتین) بنویسین خیلی خوب می شه مثلا من تلفظ نواک و دیرند رو نمی دونم. شاد باشید.

  4. hamed :

    salam az ein babat khoshhalam lotfan matlabetono kamel konid

  5. payam :

    man ham mesle raha dost dashtam darmorede mosighi bedonam vali hese khondane ketab haye teori ye mosighi ro nadashtam intori chiz ha e ro ke mikhastam gir miyaram
    merC

  6. سینا :

    سلام تئوری شما خیلی کم است و اصلا نام شکل نتهاو نام آنها،کلید،ریتم و وزن، فواصل وگام و آکورد ها را بیان نکردید اگر می شود زودتر این کار را بکنید. موفق باشید.

  7. گفتگوی هارمونیک :

    در شماره های بعدی به تک تک این موضوعات می پردازیم. عجله نکنید.

  8. صادق :

    با سلام.
    میخواستم بگم که مطالب اموزندهی بیشتری بگزارید

  9. mohammad :

    mamnoon arezoo mikonam hamishe movafagh bashid

  10. Ali sarami :

    طنین صوت در حقیقت همان است که باعث میشود ما صدای نت دو را که توسط سنتور نواخته میشود از صدای دو که با تار نواخته میشود تشخیص دهیم و یک خاصیت physiologicاست یعنی تجربه افراد مختلف در مورد آن متفاوت است

  11. mohammad reza :

    in matlab az ketaabi be hamin naam dozdide shode

  12. salek :

    aghaie mohamad reza agar shoma kamy savad dashte bashid midoonid ke teory moosighy dar hameye ketabha hamin hast !!kasy ham az kasy nadozdide chon hame az rooye yek makhas neveshte shodan faghat noe negaresheshoon fargh dare

  13. hamed :

    alan bishtar az yek mahe mikhain bezoodi edamehye mataleb ro begin

  14. کاوه :

    آقا کسی میتونه یه کتاب مرجع خوب که pdf زبان اصلی اون
    قابل دانلود باشه درباره تئوری کامل موسیقی کلاسیک معرفی کنه اگه میدئنین لطفا لینک یا نام کتاب رو بگین مرسی

  15. farzad :

    bahsha bayad jame tar bashand . man daneshjooy moosighi hastam va eftekhare shagerdi bozorgtarin asatid keshvar ro daram age betoonam komaki anjam bedam khoshhal misham.

  16. farzad :

    kasani ke mayel be khandane ketabhaye moosighi hastand bayad dar marhaleye aval ketabhaye teory moosighi ra badeghat khande vapas az tamrinate faravan va yadgiri kamele teory moosighi be soraghe ketabhaye digar beravand dar gheire in soorat baeed be nazar miresad ke mofid bashad

  17. Anonymous :

    mataleb alian. be man kheily komak kard .merci

  18. shahrzad :

    mamnoon alie faghat agar safhehaye note ghabele dasrtas bashe behtare

  19. mahya :

    salam
    age momkene rajebe dastgaha ham tozih dahid
    man ba vojode 4 sal az zadan violon hanooz dastgahha ro nemishenasam

  20. saeed :

    salam
    man 5sale gitar mazanam
    kheyli dar morede gamhaye moosighi dar gitar gashtamo hichi peyda nakardam
    age mishe ye tooziiiihe kamel azash behem bedin
    mer30

  21. farjam :

    lotfan darmored bimarihaie ravanie navazandegan tozoh dahid

  22. omid :

    salam.lotfan dar morede gamha va karborde anha tozih bedid.mamnun az matalebe khubetun.movafagh bashid.

  23. hadi nasrabadi :

    هیچ چیز زیبا تر از صدای یک گیتار نیست مگر دو گیتار!

  24. بهانه :

    اگر لطف کنید وبگویید که برای اواز تا چه حد لازم است تئوری موسیقی ویا سلفژ بدانیم از شما متشکرم لطفا جواب من را زود بدهید چون نیاز دارم

  25. گفتگوی هارمونیک :

    سلام دوست عزیز این برمی گردد به سبک مورد نظر شما ولی اگر نظر نویسندگا سایت ما را می خواهید بهتر است سواد تئوری شما در حد کتاب آقای منصوری یا پورتراب که در بازار وجود دارد باشد. سلفژ هم هر چقدر بهتر باشد برای خواننده بالطبع مفید تر است.

  26. محمد :

    تئوری موسیقی برای هنرجویان موسیقی و نوازندگان خیلی مهمه چون برای بهتر شدن و درک نت ها مثل گامها/پوزیسون و … واجبه
    آقا اثلا هنر خرج داره.
    موفق باشید

  27. مجید :

    mer30

  28. سیاوش :

    سلام.با تشکر از مقاله خوبتان.میشه بگین منظور از اهالی موسیقی کلاسیک کیا هستن؟
    اصلا کلاسیک یک ژانر هستش؟ یک استایل هستش؟
    میشه کامل در این مورد توضیح بدین و تعریفی بدین به من از کلاسیک.
    ممنون.موفق باشین

  29. مهدی :

    سلام

    خیلی ممنون از مطالب با ارزشتون ، من تونستم اونارو پرینت بگیرم و بصورت یه جزوه تروتمیز در بیارم ، چون استادم سر کلاس خیلی تند و بد خط یه مطالبی رو میگه و میره .

فرستادن نظر

RSS / XML