چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۵ ،
شهرداد مقدمی
| از این نویسنده بخوانید: |
x |
|
ما برای انجام بسیاری از کارهایمان، به قوانین و استانداردها رجوع می کنیم، وقتی در موسیقی از چیزی به نام نت یا نگارش موسیقی به میان می آید، بی شک لازم است تا استانداردی وجود داشته باشد تا توانایی خوانش آن برای همه قابل دسترسی باشد. در موسیقی قاعده و قراردادهایی وجود دارد و این قانون و قواعد در تمام دنیا به یک شکل ثابتی قابل دسترسی است. با کمک تئوری موسیقی، هنرمندان موسیقی (و بخصوص اهالی موسیقی کلاسیک)، موسیقی را اجرا و آنالیز میکنند.
اجزای موسیقی
همانطور که یک معمار یا بنا برای ساختن خانه از آجر ، سنگ ، آهن چوب و غیره استفاده میکند؛ هم چنان یک شاعر در ساختن شعر خویش واژه ها را بکار می گیرد، آهنگساز نیز در ساختن موسیقی صدا ها و عوامل صوتی را به کار می بندد. صدا (صوت)، پدیده ای است که انسان آن را به یاری دستگاه شنوایی خویش درک می کند. صدا(صوت) در نتیجه ی ارتعاش یک جسم تولید می شود و در محیط مادی مانند هوا یا آب به صورت موج انتشار می یابد، به گوش می رسد و ما در دستگاه شنوایی مان آن را با فعل و انفعالی فیزیولوژِیک درک می کنیم.
صدا ها بر دو دسته اند، صداهای موسیقایی و صداهای غیر موسیقیایی. صدا ها از نظر موسیقایی دارای مشخصه هایی می باشند. ولی صداهای غیر مسیقایی هیچ مشخصه ی یکسان و منظمی ندارد وشکل های موجی آنها بسیار پیچیده است.
تولید صدای موسیقایی
سازهای موسیقی به گروه های مختلف تقسیم می شوند و هریک به شیوه ای خاص صوتی موسیقایی تولید می کند، یعنی ( جسم مرتعش ) در هر گروه ، و طرز مرتعش شدن آن ، با گروه دیگر تفاوت دارد . در یک بخش بطور کامل با آنها آشنا می شویم .
مشخصه های صوت از نظر موسیقایی
صدا از نظر موسیقی دانان و تا آنجا که در بحث تئوری عمومی موسیقی به بررسی آن پرداخته میشود دارای مشخصه های زیرین است:
( 1 ) نواک: مسلما صداهای موسیقیایی می توانند در سطح های مختلف زیر و بمی حاصل شوند. مثلا می دانید که صدای اصلی مردان از زنان و کودکان تر بم تر است و از نظر فیزیک، فرکانسهای آن دارای طول بیشتری هستند و صدای کودکان نسبت به صدای مردان زیر تر است که فرکانسهای آن دارای طول کمتری هستند. پس به این( زیر وبم) بودن صدا نواک می گویند.
( 2 ) دیرند : به ارزش زمانی کشش صدا دیرند میگویند. مثلا اگر آرشه را مدت درازی روی سیم ویولن بکشیم صدای حاصل البته کشیده تر از صدایی است که با کشیدن آرشه به مدت کمتر پدید می آید.
( 3) شدت : صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشند مثلا اگر مضراب سنتور را یک بار با ملایمت و بار دیگر به قوت روی سیم ساز ضربه بزنیم، صدای دومی شدیدتر از صدای اولی خواهد بود.
( 4 ) طنین ورنگ : در این مورد توضیح کامل و جامعی وجود ندارد.
الفبای موسیقی
هنر موسیقی دارای این خصیصه است که به یاری خطی ویژ به نام "خط موسیقی" می توان آن را ثبت کرد. این خط کم و بیش مانند خطهای دیگر، از نشانه های قراردادی استفاده کرده و همانند آنها همواره رو به تکامل رفته است. از این رو علاقمندان به فراگیری موسیقی ناگزیرند این نشانه ها را بشناسند تا با تمرین بسیار، رفته رفته به خواندن این خط آگاهی و تسلط یابند.
خط موسیقی (بر خلاف اکثر خط های گوناگون زبان های مختلف دنیا) خوشبختانه خطی بین المللی است. بنابراین هر گاه مثلا موسیقی ایرانی یا ژاپنی یا هر کشور دیگری با این خط نوشته شود، موسیقی دانان ایران، آلمان یا هر کشور دیگر جهان می توانند آن را بخوانند. البته بسته به تفاوتهایی که انواع موسیقی ها با هم دارند، گاه علامتهای بومی نیز در آن وارد میشود که بعدا" به آن هم می پردازیم.
نام نت ها
در استاندارد نت نگاری موسیقی کلاسیک که بیشتر مربوط به موسیقی های ساخت موسیقیدانان اروپایی، از زمان باخ تا اواخر دوره رومانتیک است، برای همه ی صداهای موسیقیایی از بم ترین تا زیرترین آنها فقط هفت نام وجود دارد، این نام های هفت گانه در برخی کشورهای غربی با کلمات تک هجایی و در برخی به صورت الفبایی به شرح زیر تلفظ می شوند:
| A |
B |
C |
D |
E |
F |
G |
| لا
(la)
|
سی
(si)
|
دو
(do)
|
ر
(re)
|
می
(mi)
|
فا
(fa)
|
سل
(sol)
|
وسعت صدایی که در موسیقی بیشتر استفاده میشود، مطابق با وسعت پیانو است و به عبارتی خوش صدا ترین و کاربردی ترین فرکانسها، روی کل کلید های پیانو قابل اجراست. سازهای دیگر هم هر کدام توانایی اجرای قسمتهایی از این پهنه را دارا می باشند و بم ترین و زیرترین نت های پیانو روی بعضی سازها قابل اجرا است.
7 نت موسیقی به دلایلی که بعدا" به آن می پردازیم، پس از پایان، باز در اکتاوهایی بالاتر تکرار می شوند؛ به این صورت که اگر از نت "دو" شروع کنیم و تا "سی" پیش رویم، نت بعدی ما باز "دو" و پس از آن هم "ر" و ... است.
اکتاو : فاصله يک نت تا نت هم نام خود (چه زير يا چه بم تر) را اکتاو مي گويند.
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۴۷ ب.ظ
( ۴ ) طنین ورنگ : در این مورد توضیح کامل و جامعی وجود دارد: خیلی ساده می توان گفت طنین یا رنگ صدا دقیقا همان خاصیتی است که برای جنس صدای سازهای مختلف قایل می شویم.
مثلا چون فیزیک تولید صوت در سازهایی مانند گیتار و پیانو بسیار شبیه هم است بنابر این این دو ساز
صدایی کاملا نزدیک به هم دارند و معمولا برای همنوازی این دو کمتر قطعه ای ساخته می شود.
نتیجه اینکه طنین صوت خاصیتی است که سبب تشخیص صوتهایی می شود که از نظر شدت و ارتفاع یکسان هستند ولی از منابع مختلف تولید شده اند.
شهریور ۱۷م, ۱۳۸۵ at ۱:۰۷ ب.ظ
salllam man hafteye dige emtehan amali moosighi dnesgah azad daram. mishe rahnamaim konid zoode zood nemidoonam bayad che khaki be saram berizzzzzam……..
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۳۲ ق.ظ
وبلاگ فوق العاده ای دارین. مدت ها بود دنبال یه همچین سایتی بودم. کتاب تئوری موسیقی پورتراب و منصوری رو دارم ولی حس خوندن شون رو ندارم. اگه تلفظ واژه ها رو هم یه جوری (مثلا با استفاده از حروف لاتین) بنویسین خیلی خوب می شه مثلا من تلفظ نواک و دیرند رو نمی دونم. شاد باشید.
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۲۲ ب.ظ
salam az ein babat khoshhalam lotfan matlabetono kamel konid
شهریور ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۵۱ ق.ظ
man ham mesle raha dost dashtam darmorede mosighi bedonam vali hese khondane ketab haye teori ye mosighi ro nadashtam intori chiz ha e ro ke mikhastam gir miyaram
merC
شهریور ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۴:۳۸ ب.ظ
سلام تئوری شما خیلی کم است و اصلا نام شکل نتهاو نام آنها،کلید،ریتم و وزن، فواصل وگام و آکورد ها را بیان نکردید اگر می شود زودتر این کار را بکنید. موفق باشید.
شهریور ۲۱م, ۱۳۸۵ at ۵:۲۵ ب.ظ
در شماره های بعدی به تک تک این موضوعات می پردازیم. عجله نکنید.
مهر ۴م, ۱۳۸۵ at ۸:۴۷ ق.ظ
با سلام.
میخواستم بگم که مطالب اموزندهی بیشتری بگزارید
مهر ۵م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۵۷ ب.ظ
mamnoon arezoo mikonam hamishe movafagh bashid
مهر ۱۱م, ۱۳۸۵ at ۱:۵۱ ب.ظ
طنین صوت در حقیقت همان است که باعث میشود ما صدای نت دو را که توسط سنتور نواخته میشود از صدای دو که با تار نواخته میشود تشخیص دهیم و یک خاصیت physiologicاست یعنی تجربه افراد مختلف در مورد آن متفاوت است
مهر ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۳:۰۸ ق.ظ
in matlab az ketaabi be hamin naam dozdide shode
مهر ۲۰م, ۱۳۸۵ at ۱۲:۱۳ ب.ظ
aghaie mohamad reza agar shoma kamy savad dashte bashid midoonid ke teory moosighy dar hameye ketabha hamin hast !!kasy ham az kasy nadozdide chon hame az rooye yek makhas neveshte shodan faghat noe negaresheshoon fargh dare
آبان ۳م, ۱۳۸۵ at ۶:۵۰ ب.ظ
alan bishtar az yek mahe mikhain bezoodi edamehye mataleb ro begin
آذر ۴م, ۱۳۸۵ at ۴:۴۲ ب.ظ
آقا کسی میتونه یه کتاب مرجع خوب که pdf زبان اصلی اون
قابل دانلود باشه درباره تئوری کامل موسیقی کلاسیک معرفی کنه اگه میدئنین لطفا لینک یا نام کتاب رو بگین مرسی
آذر ۱۰م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۲۹ ب.ظ
bahsha bayad jame tar bashand . man daneshjooy moosighi hastam va eftekhare shagerdi bozorgtarin asatid keshvar ro daram age betoonam komaki anjam bedam khoshhal misham.
آذر ۱۰م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۳۴ ب.ظ
kasani ke mayel be khandane ketabhaye moosighi hastand bayad dar marhaleye aval ketabhaye teory moosighi ra badeghat khande vapas az tamrinate faravan va yadgiri kamele teory moosighi be soraghe ketabhaye digar beravand dar gheire in soorat baeed be nazar miresad ke mofid bashad
دی ۸م, ۱۳۸۵ at ۵:۲۰ ب.ظ
mataleb alian. be man kheily komak kard .merci
دی ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۲:۵۴ ب.ظ
mamnoon alie faghat agar safhehaye note ghabele dasrtas bashe behtare
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ at ۴:۵۵ ق.ظ
salam
age momkene rajebe dastgaha ham tozih dahid
man ba vojode 4 sal az zadan violon hanooz dastgahha ro nemishenasam
اسفند ۱م, ۱۳۸۵ at ۷:۵۵ ب.ظ
salam
man 5sale gitar mazanam
kheyli dar morede gamhaye moosighi dar gitar gashtamo hichi peyda nakardam
age mishe ye tooziiiihe kamel azash behem bedin
mer30
فروردین ۱۹م, ۱۳۸۶ at ۸:۴۲ ب.ظ
lotfan darmored bimarihaie ravanie navazandegan tozoh dahid
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۶ at ۱:۴۲ ب.ظ
salam.lotfan dar morede gamha va karborde anha tozih bedid.mamnun az matalebe khubetun.movafagh bashid.
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۵۳ ب.ظ
هیچ چیز زیبا تر از صدای یک گیتار نیست مگر دو گیتار!
خرداد ۱م, ۱۳۸۷ at ۳:۲۱ ب.ظ
اگر لطف کنید وبگویید که برای اواز تا چه حد لازم است تئوری موسیقی ویا سلفژ بدانیم از شما متشکرم لطفا جواب من را زود بدهید چون نیاز دارم
خرداد ۱م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۷ ب.ظ
سلام دوست عزیز این برمی گردد به سبک مورد نظر شما ولی اگر نظر نویسندگا سایت ما را می خواهید بهتر است سواد تئوری شما در حد کتاب آقای منصوری یا پورتراب که در بازار وجود دارد باشد. سلفژ هم هر چقدر بهتر باشد برای خواننده بالطبع مفید تر است.
اسفند ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۸ ق.ظ
تئوری موسیقی برای هنرجویان موسیقی و نوازندگان خیلی مهمه چون برای بهتر شدن و درک نت ها مثل گامها/پوزیسون و … واجبه
آقا اثلا هنر خرج داره.
موفق باشید
آبان ۷م, ۱۳۸۸ at ۹:۲۷ ب.ظ
mer30
دی ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۹ ق.ظ
سلام.با تشکر از مقاله خوبتان.میشه بگین منظور از اهالی موسیقی کلاسیک کیا هستن؟
اصلا کلاسیک یک ژانر هستش؟ یک استایل هستش؟
میشه کامل در این مورد توضیح بدین و تعریفی بدین به من از کلاسیک.
ممنون.موفق باشین
دی ۲۳م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۲ ق.ظ
سلام
خیلی ممنون از مطالب با ارزشتون ، من تونستم اونارو پرینت بگیرم و بصورت یه جزوه تروتمیز در بیارم ، چون استادم سر کلاس خیلی تند و بد خط یه مطالبی رو میگه و میره .