تئوری بنیادین موسیقی (قسمت اول)

ما برای انجام بسیاری از کارهایمان، به قوانین و استانداردها رجوع می کنیم، وقتی در موسیقی از چیزی به نام نت یا نگارش موسیقی به میان می آید، بی شک لازم است تا استانداردی وجود داشته باشد تا توانایی خوانش آن برای همه قابل دسترسی باشد. در موسیقی قاعده و قراردادهایی وجود دارد و این قانون و قواعد در تمام دنیا به یک شکل ثابتی قابل دسترسی است. با کمک تئوری موسیقی، هنرمندان موسیقی (و بخصوص اهالی موسیقی کلاسیک)، موسیقی را اجرا و آنالیز میکنند.

اجزای موسیقی
همانطور که یک معمار یا بنا برای ساختن خانه از آجر ، سنگ ، آهن چوب و غیره استفاده میکند؛ هم چنان یک شاعر در ساختن شعر خویش واژه ها را بکار می گیرد، آهنگساز نیز در ساختن موسیقی صدا ها و عوامل صوتی را به کار می بندد. صدا (صوت)، پدیده ای است که انسان آن را به یاری دستگاه شنوایی خویش درک می کند. صدا(صوت) در نتیجه ی ارتعاش یک جسم تولید می شود و در محیط مادی مانند هوا یا آب به صورت موج انتشار می یابد، به گوش می رسد و ما در دستگاه شنوایی مان آن را با فعل و انفعالی فیزیولوژِیک درک می کنیم.

صدا ها بر دو دسته اند، صداهای موسیقایی و صداهای غیر موسیقیایی. صدا ها از نظر موسیقایی دارای مشخصه هایی می باشند. ولی صداهای غیر مسیقایی هیچ مشخصه ی یکسان و منظمی ندارد وشکل های موجی آنها بسیار پیچیده است.

تولید صدای موسیقایی
سازهای موسیقی به گروه های مختلف تقسیم می شوند و هریک به شیوه ای خاص صوتی موسیقایی تولید می کند، یعنی ( جسم مرتعش ) در هر گروه ، و طرز مرتعش شدن آن ، با گروه دیگر تفاوت دارد . در یک بخش بطور کامل با آنها آشنا می شویم .

مشخصه های صوت از نظر موسیقایی
صدا از نظر موسیقی دانان و تا آنجا که در بحث تئوری عمومی موسیقی به بررسی آن پرداخته میشود دارای مشخصه های زیرین است:
( ۱ ) نواک: مسلما صداهای موسیقیایی می توانند در سطح های مختلف زیر و بمی حاصل شوند. مثلا می دانید که صدای اصلی مردان از زنان و کودکان تر بم تر است و از نظر فیزیک، فرکانسهای آن دارای طول بیشتری هستند و صدای کودکان نسبت به صدای مردان زیر تر است که فرکانسهای آن دارای طول کمتری هستند. پس به این( زیر وبم) بودن صدا نواک می گویند.

( ۲ ) دیرند : به ارزش زمانی کشش صدا دیرند میگویند. مثلا اگر آرشه را مدت درازی روی سیم ویولن بکشیم صدای حاصل البته کشیده تر از صدایی است که با کشیدن آرشه به مدت کمتر پدید می آید.

( ۳) شدت : صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشند مثلا اگر مضراب سنتور را یک بار با ملایمت و بار دیگر به قوت روی سیم ساز ضربه بزنیم، صدای دومی شدیدتر از صدای اولی خواهد بود.

( ۴ ) طنین ورنگ : در این مورد توضیح کامل و جامعی وجود ندارد.

الفبای موسیقی
هنر موسیقی دارای این خصیصه است که به یاری خطی ویژ به نام “خط موسیقی” می توان آن را ثبت کرد. این خط کم و بیش مانند خطهای دیگر، از نشانه های قراردادی استفاده کرده و همانند آنها همواره رو به تکامل رفته است. از این رو علاقمندان به فراگیری موسیقی ناگزیرند این نشانه ها را بشناسند تا با تمرین بسیار، رفته رفته به خواندن این خط آگاهی و تسلط یابند.

خط موسیقی (بر خلاف اکثر خط های گوناگون زبان های مختلف دنیا) خوشبختانه خطی بین المللی است. بنابراین هر گاه مثلا موسیقی ایرانی یا ژاپنی یا هر کشور دیگری با این خط نوشته شود، موسیقی دانان ایران، آلمان یا هر کشور دیگر جهان می توانند آن را بخوانند. البته بسته به تفاوتهایی که انواع موسیقی ها با هم دارند، گاه علامتهای بومی نیز در آن وارد میشود که بعدا” به آن هم می پردازیم.

نام نت ها
در استاندارد نت نگاری موسیقی کلاسیک که بیشتر مربوط به موسیقی های ساخت موسیقیدانان اروپایی، از زمان باخ تا اواخر دوره رومانتیک است، برای همه ی صداهای موسیقیایی از بم ترین تا زیرترین آنها فقط هفت نام وجود دارد، این نام های هفت گانه در برخی کشورهای غربی با کلمات تک هجایی و در برخی به صورت الفبایی به شرح زیر تلفظ می شوند:

A B C D E F G
لا (la) سی (si) دو (do) ر (re) می (mi) فا (fa) سل (sol)

وسعت صدایی که در موسیقی بیشتر استفاده میشود، مطابق با وسعت پیانو است و به عبارتی خوش صدا ترین و کاربردی ترین فرکانسها، روی کل کلید های پیانو قابل اجراست. سازهای دیگر هم هر کدام توانایی اجرای قسمتهایی از این پهنه را دارا می باشند و بم ترین و زیرترین نت های پیانو روی بعضی سازها قابل اجرا است.

۷ نت موسیقی به دلایلی که بعدا” به آن می پردازیم، پس از پایان، باز در اکتاوهایی بالاتر تکرار می شوند؛ به این صورت که اگر از نت “دو” شروع کنیم و تا “سی” پیش رویم، نت بعدی ما باز “دو” و پس از آن هم “ر” و … است.

اکتاو : فاصله یک نت تا نت هم نام خود (چه زیر یا چه بم تر) را اکتاو می گویند.

38 دیدگاه

  • ali
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۷ ب.ظ

    ( ۴ ) طنین ورنگ : در این مورد توضیح کامل و جامعی وجود دارد: خیلی ساده می توان گفت طنین یا رنگ صدا دقیقا همان خاصیتی است که برای جنس صدای سازهای مختلف قایل می شویم.
    مثلا چون فیزیک تولید صوت در سازهایی مانند گیتار و پیانو بسیار شبیه هم است بنابر این این دو ساز
    صدایی کاملا نزدیک به هم دارند و معمولا برای همنوازی این دو کمتر قطعه ای ساخته می شود.
    نتیجه اینکه طنین صوت خاصیتی است که سبب تشخیص صوتهایی می شود که از نظر شدت و ارتفاع یکسان هستند ولی از منابع مختلف تولید شده اند.

  • pouya
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱:۰۷ ب.ظ

    salllam man hafteye dige emtehan amali moosighi dnesgah azad daram. mishe rahnamaim konid zoode zood nemidoonam bayad che khaki be saram berizzzzzam……..

  • ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۲ ق.ظ

    وبلاگ فوق العاده ای دارین. مدت ها بود دنبال یه همچین سایتی بودم. کتاب تئوری موسیقی پورتراب و منصوری رو دارم ولی حس خوندن شون رو ندارم. اگه تلفظ واژه ها رو هم یه جوری (مثلا با استفاده از حروف لاتین) بنویسین خیلی خوب می شه مثلا من تلفظ نواک و دیرند رو نمی دونم. شاد باشید.

  • hamed
    ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۲ ب.ظ

    salam az ein babat khoshhalam lotfan matlabetono kamel konid

  • payam
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱۲:۵۱ ق.ظ

    man ham mesle raha dost dashtam darmorede mosighi bedonam vali hese khondane ketab haye teori ye mosighi ro nadashtam intori chiz ha e ro ke mikhastam gir miyaram
    merC

  • سینا
    ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۵ در ۴:۳۸ ب.ظ

    سلام تئوری شما خیلی کم است و اصلا نام شکل نتهاو نام آنها،کلید،ریتم و وزن، فواصل وگام و آکورد ها را بیان نکردید اگر می شود زودتر این کار را بکنید. موفق باشید.

  • ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۵ در ۵:۲۵ ب.ظ

    در شماره های بعدی به تک تک این موضوعات می پردازیم. عجله نکنید.

  • صادق
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۵ در ۸:۴۷ ق.ظ

    با سلام.
    میخواستم بگم که مطالب اموزندهی بیشتری بگزارید

  • mohammad
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۵ در ۱۲:۵۷ ب.ظ

    mamnoon arezoo mikonam hamishe movafagh bashid

  • Ali sarami
    ارسال شده در مهر ۱۱, ۱۳۸۵ در ۱:۵۱ ب.ظ

    طنین صوت در حقیقت همان است که باعث میشود ما صدای نت دو را که توسط سنتور نواخته میشود از صدای دو که با تار نواخته میشود تشخیص دهیم و یک خاصیت physiologicاست یعنی تجربه افراد مختلف در مورد آن متفاوت است

  • ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۵ در ۳:۰۸ ق.ظ

    in matlab az ketaabi be hamin naam dozdide shode

  • salek
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۳ ب.ظ

    aghaie mohamad reza agar shoma kamy savad dashte bashid midoonid ke teory moosighy dar hameye ketabha hamin hast !!kasy ham az kasy nadozdide chon hame az rooye yek makhas neveshte shodan faghat noe negaresheshoon fargh dare

  • hamed
    ارسال شده در آبان ۳, ۱۳۸۵ در ۶:۵۰ ب.ظ

    alan bishtar az yek mahe mikhain bezoodi edamehye mataleb ro begin

  • کاوه
    ارسال شده در آذر ۴, ۱۳۸۵ در ۴:۴۲ ب.ظ

    آقا کسی میتونه یه کتاب مرجع خوب که pdf زبان اصلی اون
    قابل دانلود باشه درباره تئوری کامل موسیقی کلاسیک معرفی کنه اگه میدئنین لطفا لینک یا نام کتاب رو بگین مرسی

  • farzad
    ارسال شده در آذر ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    bahsha bayad jame tar bashand . man daneshjooy moosighi hastam va eftekhare shagerdi bozorgtarin asatid keshvar ro daram age betoonam komaki anjam bedam khoshhal misham.

  • farzad
    ارسال شده در آذر ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۴ ب.ظ

    kasani ke mayel be khandane ketabhaye moosighi hastand bayad dar marhaleye aval ketabhaye teory moosighi ra badeghat khande vapas az tamrinate faravan va yadgiri kamele teory moosighi be soraghe ketabhaye digar beravand dar gheire in soorat baeed be nazar miresad ke mofid bashad

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۸, ۱۳۸۵ در ۵:۲۰ ب.ظ

    mataleb alian. be man kheily komak kard .merci

  • shahrzad
    ارسال شده در دی ۱۹, ۱۳۸۵ در ۲:۵۴ ب.ظ

    mamnoon alie faghat agar safhehaye note ghabele dasrtas bashe behtare

  • mahya
    ارسال شده در بهمن ۲۴, ۱۳۸۵ در ۴:۵۵ ق.ظ

    salam
    age momkene rajebe dastgaha ham tozih dahid
    man ba vojode 4 sal az zadan violon hanooz dastgahha ro nemishenasam

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۵ در ۷:۵۵ ب.ظ

    salam
    man 5sale gitar mazanam
    kheyli dar morede gamhaye moosighi dar gitar gashtamo hichi peyda nakardam
    age mishe ye tooziiiihe kamel azash behem bedin
    mer30

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۸۶ در ۸:۴۲ ب.ظ

    lotfan darmored bimarihaie ravanie navazandegan tozoh dahid

  • omid
    ارسال شده در اردیبهشت ۲, ۱۳۸۶ در ۱:۴۲ ب.ظ

    salam.lotfan dar morede gamha va karborde anha tozih bedid.mamnun az matalebe khubetun.movafagh bashid.

  • hadi nasrabadi
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۳ ب.ظ

    هیچ چیز زیبا تر از صدای یک گیتار نیست مگر دو گیتار!

  • بهانه
    ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۸۷ در ۳:۲۱ ب.ظ

    اگر لطف کنید وبگویید که برای اواز تا چه حد لازم است تئوری موسیقی ویا سلفژ بدانیم از شما متشکرم لطفا جواب من را زود بدهید چون نیاز دارم

  • ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۷ ب.ظ

    سلام دوست عزیز این برمی گردد به سبک مورد نظر شما ولی اگر نظر نویسندگا سایت ما را می خواهید بهتر است سواد تئوری شما در حد کتاب آقای منصوری یا پورتراب که در بازار وجود دارد باشد. سلفژ هم هر چقدر بهتر باشد برای خواننده بالطبع مفید تر است.

  • محمد
    ارسال شده در اسفند ۳۰, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۸ ق.ظ

    تئوری موسیقی برای هنرجویان موسیقی و نوازندگان خیلی مهمه چون برای بهتر شدن و درک نت ها مثل گامها/پوزیسون و … واجبه
    آقا اثلا هنر خرج داره.
    موفق باشید

  • مجید
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۸ در ۹:۲۷ ب.ظ

    mer30

  • سیاوش
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۸۸ در ۳:۲۹ ق.ظ

    سلام.با تشکر از مقاله خوبتان.میشه بگین منظور از اهالی موسیقی کلاسیک کیا هستن؟
    اصلا کلاسیک یک ژانر هستش؟ یک استایل هستش؟
    میشه کامل در این مورد توضیح بدین و تعریفی بدین به من از کلاسیک.
    ممنون.موفق باشین

  • مهدی
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۲ ق.ظ

    سلام

    خیلی ممنون از مطالب با ارزشتون ، من تونستم اونارو پرینت بگیرم و بصورت یه جزوه تروتمیز در بیارم ، چون استادم سر کلاس خیلی تند و بد خط یه مطالبی رو میگه و میره .

  • majid
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۵ ق.ظ

    salam mamnun az zahmataye ziyadetun sale notunam mobarak
    man bishtare teori musighiro kkhundam aksaran ham ba andaki tafavot mesle hamand lotfan matalebe ghani tare bezarid

  • علیرضا
    ارسال شده در مهر ۱۴, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۰ ق.ظ

    سلام
    ممنون از زحمات شما
    اگه لطف کنید تئوری موسیقی به صورت کامل بگذارید ممنون میشویم . این لطف شما کمکی به نوازندگان وموسیقی دانان جوان هست
    با تشکر

  • سحر
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۰ در ۶:۳۳ ب.ظ

    کتاب خلاقیت موسیقی که برای قلم چی هست خیلی خوبه خیلی ساده توضیح داده اگه می خواین تئوری رو یاد بگیرید من این کتاب و پیشنهاد می کنم

  • مینا
    ارسال شده در مهر ۱۲, ۱۳۹۰ در ۳:۴۱ ب.ظ

    با سلام من ریتم چند اهنگ مثل در بهار زندگی و یا گل مریم را با استفاده از الفبای ر دو می سل …. می خواهم میشه راهنمایی بفرمائئد راه دست رسی به این نتها چگونه است ؟ با تشکر

  • هومن
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۰ ق.ظ

    با دیدن این مقالهبه یاداین افتادم که حال جسمی آقای پرویز منصوری خوب نیست و با بیماری و مشکلات سنین بالا و ناراحتی های روحی حاکی از درگذشت همسرشون ، در بیمارستانی در وین/اتریش بستری هستند…براشون آرزوی سلامتی دارم.

  • افراسیاب
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۰ در ۷:۴۴ ب.ظ

    درود

  • امیر نصرت
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱:۵۳ ق.ظ

    سلام
    من میخوام تئوری موسیقی رو از پایه شروع کنم و به حد بالایی برسم اگه میشه چندتا کتاب یا راهکار (رفتن نزد استاد) بهم معرفی یا برام توضیح بدید.
    ممنون

  • مهدی ن
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۰ ب.ظ

    هیچ چیز مزخرفتر از صدای یک گیتار نیست وقتی تار ،سه تار، نی ،سنتور و …را داریم. وقتی کاملترین،زیباترین،گسترده ترین و دلنشین ترین موسیقی دنیا موسیقی ایرانی است .هیچ چیز زیباتر از صدای یک گیتار نیست وقتی نآگاهانه خودباخته و شیفته غربیم وقتی ایرانی نیستیم وقتی اساتیدی چون صبا،بنان،تجویدی،برومند ،وزیری، معروفی،کسایی،پایور،عبادی،شهناز، شجریان و صدها استاد دیگری که آثار و صدایشان مارا تا ملکوت رهنمون میشوند را نمیشناسیم و …

  • مهیار ش
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۱ ب.ظ

    درجواب این دوست ناسیونالیستم باید چند نکته عرض کنم نکته اول اینکه نباید دنیا رو اینقدر تک بعدی نگاه کردو فکر هم کرد که دیگران هم بایداز همان دریچه به دنبا نگاه کنند. نکته دوم اینکه مگر نمیشود هم از آوای معجزه گر و رویا ساز البانیز ، تارگا و جان ویلیامز و..در گیتار و یا دورژاک و …در موسیقی کلاسیک و یا حتی راجرواترز در هارد راک و … لذت بردو هم از اوای پاک و صادق موسیقی استاد شجریان و شهرام ناظری و … بیایید قلب و نگاهمان را وسیعتر کنیم و از پیله تنگی که دورمان پیچیده ایم بیرون بیاییم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

داریوس میلو، آهنگساز بزرگ فرانسوی (II)

داریوس میلو در بیشتر آثارش همپای بزرگترین آهنگسازان عصر حاضر است. او در آثارش که بر مبنای تحریر کنترپوانی است، نقشی اساسی را به انوانسیون ملودیک داده است. مجموع آثارش میان قلب و ذهن هارمونی متعادلی برقرار می کند. میلو تحت نفوذ دبوسی، موسورگسکی، ساتی، کوئشلن و استراوینسکی بود. برلیوز، بیزه، شابریه و روسل را دوست داشت و به شومان، واگنر و فرانک چندان علاقه ای نداشت.

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (II)

پروژه‌های میدانی مطالعات موسیقی را می‌توان مشتمل بر سه مرحله دانست. این مراحل به هم مرتبط هستند لیکن همۀ آن‌ها به یک اندازه اهمیت دارند. این سه مرحله عبارتند از:

از روزهای گذشته…

بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

بیژن کامکار: موسیقی ما بزمی و مجلسی بوده

به یاد دارم دوره‌ی دبستان بود و روزی در «دیوان شمس» دائی ام، بطور اتفاقی شعر «شهیدان خدایی» به چشمم خورد. از ذوق بال درآورده‌ بودم. کلماتی را می‌دیدم و درست و غلط می‌خواندم که تا قبل از آن روز، آن صدای عاشق و پرطراوت در کام جانم چکانده‌بود:
خانلری و موسیقی (II)

خانلری و موسیقی (II)

آشنایی با شادروان خالقی، سبب بیداری ذوق موسیقی در خانلری شد، مدتی به‏ نوازندگی ویلن پرداخت، ولی چون نمی‏توانست بطور جدّی به موسیقی بپردازد، بتدریج‏ نواختن ویلن را ترک کرد و به این اندیشه روی آورد که دربارهء«آهنگ کلام»مطالعه‏ کند، و عناصر سازندهء«لحن را در لفظ»مورد بررسی قرار بدهد؛به همین سبب نه تنها موضوع رسالهء دکتری خود را«وزن شعر فارسی»انتخاب کرد، بلکه بعدها هم که برای‏ ادامهء مطلاعات به کشور فراسنه رفت(1327 خورشیدی)بسوی دانش فونتیک‏ tique ? Phone و زبان‏شناسی روی آورد. خود او نوشته است:
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هفتم)

مقایسهِ پیوندِ عارفانه شمس و مولانا با دوستی خالقی و وزیری به معنای یکسان شمردن ابعاد و ثمراتِ آنها نیست؛ اما چگونه میتوان وجوهِ مشترک آنها را نادیده گرفت. هر دو تمام کمال، دوستی روحی و رابطه ای متعالی و آسمانی بوده و هر دو تأثیری عمیقاً عاطفی به جای گذارده اند.
یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (V)

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (V)

دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا جنبش هنری را چنین توصیف می کند: “جنبش هنری یک جریان و حرکت هنری است که تحت تاثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و یا عوامل دیگر شکل می گیرد و برای مدتی گروهی از هنرمندان را به فکر و عملکرد مشابه می کشاند. این جنبش ها بسته به بنیان و زمینه های بوجود آورنده و توسعه دهنده ی آنها می توانند کوتاه مدت یا نسبتا پایدار باشند. همچنین جنبش های هنری ممکن است در یک منطقه ی جغرافیایی خاص و تنها در یک رشته ی هنری رایج شوند و یا به صورت فراگیر بخش وسیعی از دنیای هنر را تحت تاثیر خود قرار دهند.
گفتگوی من و خودم در آینه (II)

گفتگوی من و خودم در آینه (II)

به نظرم این نوع موسیقی یک جلوه‌ی جهان چند فرهنگی را به نمایش می‌گذارد و و آن نوعش را که من اشاره می‌کنم نمایشی از کنار هم نشستن موسیقی‌دانان چند فرهنگ مختلف است. آنها می‌خواستند همنوازی کنند پس مجبور شدند از بعضی پیچیدگی‌های زبانشان صرف‌نظر کنند، مانند من که بخواهم برای جمعی که فارسی اندکی می‌دانند حرف بزنم یا بنویسم. مطمئنا نخستین کلماتم این نخواهد بود: «منت خدای را عزوجل».
از نقد علمی تا نقد هنری(II)

از نقد علمی تا نقد هنری(II)

بنظر میرسد اولین و مهم ترین شرط برای ورود به حوزه زاینده هنر ظهور، انسان مستقل و متکی به خود است. انسانی که بتواند برای خود محدوده ای آزاد و عقلانی از طریق قدرت خود بیافریند، محدوده ای که دارای ارزشهای نسبی اخلاقی است. در شرایط فعلی قلمرو نسبی اخلاقی که علی القاعده باید در جهان بیرونی نسبی تلقی شود در ما معکوس شده است.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

البته شجریان سهم قابل ملاحظه ای در پی ریزی و غنای مکتب آوازی ایران داشته است. در عین حال من بر آن نیستم که بگویم او مبدع خلاقیتی خاص بوده است. اما معاصرین و اخلاف او همه ی اجراهایش را بدون نقد و بی هیچ برخورد پذیرفته اند. شاید سبک روایی (نقالی) و موجز شجریان، یا بیان هنرمندانه او از احساسات و تجربیات، یا تحلیل های موشکافانه ی وی از درون انسان عواملی هستند که او با تکیه بر آنها می تواند چنین میراثی از خود بر جای بگذارد.
ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است


متاسفانه در زمان فریدون ناصری که تا ده سال به عنوان رهبر ارکستر فعالیت می‌کرد، خیلی خسته شده بودیم؛ چرا که کار کردن با یک نفر برای انسان خسته کننده می‌شود. همچنین در آن زمان برنامه‌ریزی سالانه نداشته‌ایم و بدون برنامه‌ریزی کنسرت برگزار می‌کردیم و بی‌هدف تمرین می‌کردیم. همچنین کیفیت نوازنده‌ها و کمیت نوازنده‌ها نیز زیاد جالب نبود؛ به گونه‌ای که در آن زمان پنج نفر ویلن یک داشتیم اما الان 16 نفر ویلن یک!همچنین شاید آن زمان ویلن آلتو سه نفر بودند اما اکنون این روند مانند چشمه جوشان است نوازنده‌ها می‌آیند و می‌روند.
لئونارد برنشتاین

لئونارد برنشتاین

لئونارد برنشتاین (Leonard Bernstein) متولد 1918، آهنگساز، رهبر ارکستر، آموزگار و پیانیست آمریکایی و اولین رهبر ارکستر متولد ایالات متحده که شهرتی جهانی یافته است، به شمار می آید.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

در این دوره او شغلهای گوناگون و بدون هیچ گونه قراردادی داشت: معلم موسیقی، موسیقیدان خیابانی و سرانجام در سال 1752 به دستیاری آهنگساز ایتالیایی نیکولا پورپورا (Nicola Porpora) درآمد که خود هایدن بعدها گفت: “از نیکولا بود که پایه صحیح آهنگسازی را آموختم.” دوره ای که هایدن در گروه کر بود، تئوری زیاد و اساسی درباره آهنگسازی نیاموخت و خود از آن دوره به عنوان یک فاصله جدی یاد می کرد.