تئوری بنیادین موسیقی (قسمت اول)

ما برای انجام بسیاری از کارهایمان، به قوانین و استانداردها رجوع می کنیم، وقتی در موسیقی از چیزی به نام نت یا نگارش موسیقی به میان می آید، بی شک لازم است تا استانداردی وجود داشته باشد تا توانایی خوانش آن برای همه قابل دسترسی باشد. در موسیقی قاعده و قراردادهایی وجود دارد و این قانون و قواعد در تمام دنیا به یک شکل ثابتی قابل دسترسی است. با کمک تئوری موسیقی، هنرمندان موسیقی (و بخصوص اهالی موسیقی کلاسیک)، موسیقی را اجرا و آنالیز میکنند.

اجزای موسیقی
همانطور که یک معمار یا بنا برای ساختن خانه از آجر ، سنگ ، آهن چوب و غیره استفاده میکند؛ هم چنان یک شاعر در ساختن شعر خویش واژه ها را بکار می گیرد، آهنگساز نیز در ساختن موسیقی صدا ها و عوامل صوتی را به کار می بندد. صدا (صوت)، پدیده ای است که انسان آن را به یاری دستگاه شنوایی خویش درک می کند. صدا(صوت) در نتیجه ی ارتعاش یک جسم تولید می شود و در محیط مادی مانند هوا یا آب به صورت موج انتشار می یابد، به گوش می رسد و ما در دستگاه شنوایی مان آن را با فعل و انفعالی فیزیولوژِیک درک می کنیم.

صدا ها بر دو دسته اند، صداهای موسیقایی و صداهای غیر موسیقیایی. صدا ها از نظر موسیقایی دارای مشخصه هایی می باشند. ولی صداهای غیر مسیقایی هیچ مشخصه ی یکسان و منظمی ندارد وشکل های موجی آنها بسیار پیچیده است.

تولید صدای موسیقایی
سازهای موسیقی به گروه های مختلف تقسیم می شوند و هریک به شیوه ای خاص صوتی موسیقایی تولید می کند، یعنی ( جسم مرتعش ) در هر گروه ، و طرز مرتعش شدن آن ، با گروه دیگر تفاوت دارد . در یک بخش بطور کامل با آنها آشنا می شویم .

مشخصه های صوت از نظر موسیقایی
صدا از نظر موسیقی دانان و تا آنجا که در بحث تئوری عمومی موسیقی به بررسی آن پرداخته میشود دارای مشخصه های زیرین است:
( ۱ ) نواک: مسلما صداهای موسیقیایی می توانند در سطح های مختلف زیر و بمی حاصل شوند. مثلا می دانید که صدای اصلی مردان از زنان و کودکان تر بم تر است و از نظر فیزیک، فرکانسهای آن دارای طول بیشتری هستند و صدای کودکان نسبت به صدای مردان زیر تر است که فرکانسهای آن دارای طول کمتری هستند. پس به این( زیر وبم) بودن صدا نواک می گویند.

( ۲ ) دیرند : به ارزش زمانی کشش صدا دیرند میگویند. مثلا اگر آرشه را مدت درازی روی سیم ویولن بکشیم صدای حاصل البته کشیده تر از صدایی است که با کشیدن آرشه به مدت کمتر پدید می آید.

( ۳) شدت : صداهای موسیقی ممکن است نسبت به یکدیگر ضعیف تر یا قوی تر باشند مثلا اگر مضراب سنتور را یک بار با ملایمت و بار دیگر به قوت روی سیم ساز ضربه بزنیم، صدای دومی شدیدتر از صدای اولی خواهد بود.

( ۴ ) طنین ورنگ : در این مورد توضیح کامل و جامعی وجود ندارد.

الفبای موسیقی
هنر موسیقی دارای این خصیصه است که به یاری خطی ویژ به نام “خط موسیقی” می توان آن را ثبت کرد. این خط کم و بیش مانند خطهای دیگر، از نشانه های قراردادی استفاده کرده و همانند آنها همواره رو به تکامل رفته است. از این رو علاقمندان به فراگیری موسیقی ناگزیرند این نشانه ها را بشناسند تا با تمرین بسیار، رفته رفته به خواندن این خط آگاهی و تسلط یابند.

خط موسیقی (بر خلاف اکثر خط های گوناگون زبان های مختلف دنیا) خوشبختانه خطی بین المللی است. بنابراین هر گاه مثلا موسیقی ایرانی یا ژاپنی یا هر کشور دیگری با این خط نوشته شود، موسیقی دانان ایران، آلمان یا هر کشور دیگر جهان می توانند آن را بخوانند. البته بسته به تفاوتهایی که انواع موسیقی ها با هم دارند، گاه علامتهای بومی نیز در آن وارد میشود که بعدا” به آن هم می پردازیم.

نام نت ها
در استاندارد نت نگاری موسیقی کلاسیک که بیشتر مربوط به موسیقی های ساخت موسیقیدانان اروپایی، از زمان باخ تا اواخر دوره رومانتیک است، برای همه ی صداهای موسیقیایی از بم ترین تا زیرترین آنها فقط هفت نام وجود دارد، این نام های هفت گانه در برخی کشورهای غربی با کلمات تک هجایی و در برخی به صورت الفبایی به شرح زیر تلفظ می شوند:

A B C D E F G
لا (la) سی (si) دو (do) ر (re) می (mi) فا (fa) سل (sol)

وسعت صدایی که در موسیقی بیشتر استفاده میشود، مطابق با وسعت پیانو است و به عبارتی خوش صدا ترین و کاربردی ترین فرکانسها، روی کل کلید های پیانو قابل اجراست. سازهای دیگر هم هر کدام توانایی اجرای قسمتهایی از این پهنه را دارا می باشند و بم ترین و زیرترین نت های پیانو روی بعضی سازها قابل اجرا است.

۷ نت موسیقی به دلایلی که بعدا” به آن می پردازیم، پس از پایان، باز در اکتاوهایی بالاتر تکرار می شوند؛ به این صورت که اگر از نت “دو” شروع کنیم و تا “سی” پیش رویم، نت بعدی ما باز “دو” و پس از آن هم “ر” و … است.

اکتاو : فاصله یک نت تا نت هم نام خود (چه زیر یا چه بم تر) را اکتاو می گویند.

38 دیدگاه

  • ali
    ارسال شده در شهریور ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۷ ب.ظ

    ( ۴ ) طنین ورنگ : در این مورد توضیح کامل و جامعی وجود دارد: خیلی ساده می توان گفت طنین یا رنگ صدا دقیقا همان خاصیتی است که برای جنس صدای سازهای مختلف قایل می شویم.
    مثلا چون فیزیک تولید صوت در سازهایی مانند گیتار و پیانو بسیار شبیه هم است بنابر این این دو ساز
    صدایی کاملا نزدیک به هم دارند و معمولا برای همنوازی این دو کمتر قطعه ای ساخته می شود.
    نتیجه اینکه طنین صوت خاصیتی است که سبب تشخیص صوتهایی می شود که از نظر شدت و ارتفاع یکسان هستند ولی از منابع مختلف تولید شده اند.

  • pouya
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱:۰۷ ب.ظ

    salllam man hafteye dige emtehan amali moosighi dnesgah azad daram. mishe rahnamaim konid zoode zood nemidoonam bayad che khaki be saram berizzzzzam……..

  • ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۲ ق.ظ

    وبلاگ فوق العاده ای دارین. مدت ها بود دنبال یه همچین سایتی بودم. کتاب تئوری موسیقی پورتراب و منصوری رو دارم ولی حس خوندن شون رو ندارم. اگه تلفظ واژه ها رو هم یه جوری (مثلا با استفاده از حروف لاتین) بنویسین خیلی خوب می شه مثلا من تلفظ نواک و دیرند رو نمی دونم. شاد باشید.

  • hamed
    ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۲ ب.ظ

    salam az ein babat khoshhalam lotfan matlabetono kamel konid

  • payam
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱۲:۵۱ ق.ظ

    man ham mesle raha dost dashtam darmorede mosighi bedonam vali hese khondane ketab haye teori ye mosighi ro nadashtam intori chiz ha e ro ke mikhastam gir miyaram
    merC

  • سینا
    ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۵ در ۴:۳۸ ب.ظ

    سلام تئوری شما خیلی کم است و اصلا نام شکل نتهاو نام آنها،کلید،ریتم و وزن، فواصل وگام و آکورد ها را بیان نکردید اگر می شود زودتر این کار را بکنید. موفق باشید.

  • ارسال شده در شهریور ۲۱, ۱۳۸۵ در ۵:۲۵ ب.ظ

    در شماره های بعدی به تک تک این موضوعات می پردازیم. عجله نکنید.

  • صادق
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۵ در ۸:۴۷ ق.ظ

    با سلام.
    میخواستم بگم که مطالب اموزندهی بیشتری بگزارید

  • mohammad
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۵ در ۱۲:۵۷ ب.ظ

    mamnoon arezoo mikonam hamishe movafagh bashid

  • Ali sarami
    ارسال شده در مهر ۱۱, ۱۳۸۵ در ۱:۵۱ ب.ظ

    طنین صوت در حقیقت همان است که باعث میشود ما صدای نت دو را که توسط سنتور نواخته میشود از صدای دو که با تار نواخته میشود تشخیص دهیم و یک خاصیت physiologicاست یعنی تجربه افراد مختلف در مورد آن متفاوت است

  • ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۵ در ۳:۰۸ ق.ظ

    in matlab az ketaabi be hamin naam dozdide shode

  • salek
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۳ ب.ظ

    aghaie mohamad reza agar shoma kamy savad dashte bashid midoonid ke teory moosighy dar hameye ketabha hamin hast !!kasy ham az kasy nadozdide chon hame az rooye yek makhas neveshte shodan faghat noe negaresheshoon fargh dare

  • hamed
    ارسال شده در آبان ۳, ۱۳۸۵ در ۶:۵۰ ب.ظ

    alan bishtar az yek mahe mikhain bezoodi edamehye mataleb ro begin

  • کاوه
    ارسال شده در آذر ۴, ۱۳۸۵ در ۴:۴۲ ب.ظ

    آقا کسی میتونه یه کتاب مرجع خوب که pdf زبان اصلی اون
    قابل دانلود باشه درباره تئوری کامل موسیقی کلاسیک معرفی کنه اگه میدئنین لطفا لینک یا نام کتاب رو بگین مرسی

  • farzad
    ارسال شده در آذر ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۹ ب.ظ

    bahsha bayad jame tar bashand . man daneshjooy moosighi hastam va eftekhare shagerdi bozorgtarin asatid keshvar ro daram age betoonam komaki anjam bedam khoshhal misham.

  • farzad
    ارسال شده در آذر ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۴ ب.ظ

    kasani ke mayel be khandane ketabhaye moosighi hastand bayad dar marhaleye aval ketabhaye teory moosighi ra badeghat khande vapas az tamrinate faravan va yadgiri kamele teory moosighi be soraghe ketabhaye digar beravand dar gheire in soorat baeed be nazar miresad ke mofid bashad

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۸, ۱۳۸۵ در ۵:۲۰ ب.ظ

    mataleb alian. be man kheily komak kard .merci

  • shahrzad
    ارسال شده در دی ۱۹, ۱۳۸۵ در ۲:۵۴ ب.ظ

    mamnoon alie faghat agar safhehaye note ghabele dasrtas bashe behtare

  • mahya
    ارسال شده در بهمن ۲۴, ۱۳۸۵ در ۴:۵۵ ق.ظ

    salam
    age momkene rajebe dastgaha ham tozih dahid
    man ba vojode 4 sal az zadan violon hanooz dastgahha ro nemishenasam

  • saeed
    ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۵ در ۷:۵۵ ب.ظ

    salam
    man 5sale gitar mazanam
    kheyli dar morede gamhaye moosighi dar gitar gashtamo hichi peyda nakardam
    age mishe ye tooziiiihe kamel azash behem bedin
    mer30

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۸۶ در ۸:۴۲ ب.ظ

    lotfan darmored bimarihaie ravanie navazandegan tozoh dahid

  • omid
    ارسال شده در اردیبهشت ۲, ۱۳۸۶ در ۱:۴۲ ب.ظ

    salam.lotfan dar morede gamha va karborde anha tozih bedid.mamnun az matalebe khubetun.movafagh bashid.

  • hadi nasrabadi
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۶ در ۱۱:۵۳ ب.ظ

    هیچ چیز زیبا تر از صدای یک گیتار نیست مگر دو گیتار!

  • بهانه
    ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۸۷ در ۳:۲۱ ب.ظ

    اگر لطف کنید وبگویید که برای اواز تا چه حد لازم است تئوری موسیقی ویا سلفژ بدانیم از شما متشکرم لطفا جواب من را زود بدهید چون نیاز دارم

  • ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۷ ب.ظ

    سلام دوست عزیز این برمی گردد به سبک مورد نظر شما ولی اگر نظر نویسندگا سایت ما را می خواهید بهتر است سواد تئوری شما در حد کتاب آقای منصوری یا پورتراب که در بازار وجود دارد باشد. سلفژ هم هر چقدر بهتر باشد برای خواننده بالطبع مفید تر است.

  • محمد
    ارسال شده در اسفند ۳۰, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۸ ق.ظ

    تئوری موسیقی برای هنرجویان موسیقی و نوازندگان خیلی مهمه چون برای بهتر شدن و درک نت ها مثل گامها/پوزیسون و … واجبه
    آقا اثلا هنر خرج داره.
    موفق باشید

  • مجید
    ارسال شده در آبان ۷, ۱۳۸۸ در ۹:۲۷ ب.ظ

    mer30

  • سیاوش
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۸۸ در ۳:۲۹ ق.ظ

    سلام.با تشکر از مقاله خوبتان.میشه بگین منظور از اهالی موسیقی کلاسیک کیا هستن؟
    اصلا کلاسیک یک ژانر هستش؟ یک استایل هستش؟
    میشه کامل در این مورد توضیح بدین و تعریفی بدین به من از کلاسیک.
    ممنون.موفق باشین

  • مهدی
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۲ ق.ظ

    سلام

    خیلی ممنون از مطالب با ارزشتون ، من تونستم اونارو پرینت بگیرم و بصورت یه جزوه تروتمیز در بیارم ، چون استادم سر کلاس خیلی تند و بد خط یه مطالبی رو میگه و میره .

  • majid
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۵ ق.ظ

    salam mamnun az zahmataye ziyadetun sale notunam mobarak
    man bishtare teori musighiro kkhundam aksaran ham ba andaki tafavot mesle hamand lotfan matalebe ghani tare bezarid

  • علیرضا
    ارسال شده در مهر ۱۴, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۰ ق.ظ

    سلام
    ممنون از زحمات شما
    اگه لطف کنید تئوری موسیقی به صورت کامل بگذارید ممنون میشویم . این لطف شما کمکی به نوازندگان وموسیقی دانان جوان هست
    با تشکر

  • سحر
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۹۰ در ۶:۳۳ ب.ظ

    کتاب خلاقیت موسیقی که برای قلم چی هست خیلی خوبه خیلی ساده توضیح داده اگه می خواین تئوری رو یاد بگیرید من این کتاب و پیشنهاد می کنم

  • مینا
    ارسال شده در مهر ۱۲, ۱۳۹۰ در ۳:۴۱ ب.ظ

    با سلام من ریتم چند اهنگ مثل در بهار زندگی و یا گل مریم را با استفاده از الفبای ر دو می سل …. می خواهم میشه راهنمایی بفرمائئد راه دست رسی به این نتها چگونه است ؟ با تشکر

  • هومن
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۰ ق.ظ

    با دیدن این مقالهبه یاداین افتادم که حال جسمی آقای پرویز منصوری خوب نیست و با بیماری و مشکلات سنین بالا و ناراحتی های روحی حاکی از درگذشت همسرشون ، در بیمارستانی در وین/اتریش بستری هستند…براشون آرزوی سلامتی دارم.

  • افراسیاب
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۰ در ۷:۴۴ ب.ظ

    درود

  • امیر نصرت
    ارسال شده در تیر ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱:۵۳ ق.ظ

    سلام
    من میخوام تئوری موسیقی رو از پایه شروع کنم و به حد بالایی برسم اگه میشه چندتا کتاب یا راهکار (رفتن نزد استاد) بهم معرفی یا برام توضیح بدید.
    ممنون

  • مهدی ن
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۱:۳۰ ب.ظ

    هیچ چیز مزخرفتر از صدای یک گیتار نیست وقتی تار ،سه تار، نی ،سنتور و …را داریم. وقتی کاملترین،زیباترین،گسترده ترین و دلنشین ترین موسیقی دنیا موسیقی ایرانی است .هیچ چیز زیباتر از صدای یک گیتار نیست وقتی نآگاهانه خودباخته و شیفته غربیم وقتی ایرانی نیستیم وقتی اساتیدی چون صبا،بنان،تجویدی،برومند ،وزیری، معروفی،کسایی،پایور،عبادی،شهناز، شجریان و صدها استاد دیگری که آثار و صدایشان مارا تا ملکوت رهنمون میشوند را نمیشناسیم و …

  • مهیار ش
    ارسال شده در اردیبهشت ۳, ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۱ ب.ظ

    درجواب این دوست ناسیونالیستم باید چند نکته عرض کنم نکته اول اینکه نباید دنیا رو اینقدر تک بعدی نگاه کردو فکر هم کرد که دیگران هم بایداز همان دریچه به دنبا نگاه کنند. نکته دوم اینکه مگر نمیشود هم از آوای معجزه گر و رویا ساز البانیز ، تارگا و جان ویلیامز و..در گیتار و یا دورژاک و …در موسیقی کلاسیک و یا حتی راجرواترز در هارد راک و … لذت بردو هم از اوای پاک و صادق موسیقی استاد شجریان و شهرام ناظری و … بیایید قلب و نگاهمان را وسیعتر کنیم و از پیله تنگی که دورمان پیچیده ایم بیرون بیاییم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (I)

در چهار دهه‌ی گذشته علاوه بر این که شرایط هنری موسیقی تغییرات زیادی را از سر گذراند، هنجارها و کانون‌های توجه کار پژوهشی موسیقی نیز تغییر کرد و همین امر کار را برای همراهی نسل‌های گذشته دشوار می‌نمود. اما سپنتا به دلیل زندگی حرفه‌ای دانشگاهی‌اش با این تغییرات همراه بود و بدون این که لازم باشد زیرساخت زیباشناختی یا مکتب فکری‌اش را عوض کند با هنجارهای جدید همگام شد. افزون بر این یکی از معدود کسانی است که در دوره‌ی خاموشی ده‌ساله‌ی موسیقی بعد از انقلاب نیز چراغ موسیقی نویسی را در مجلات ادبی-هنری روشن نگاه داشت تا آن هنگام که دوباره نشریات موسیقی امکان انتشار یافتند.

بد فهمی از گفتار وزیری (III)

این جریان تا سالهای پایانی دهه چهل شمسی ادامه داشت، همزمان با تاسیس «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی ایران»! رادیو در اواخر دهه چهل، پر شده بود از موسیقی های عامیانه و سطحی که البته بعضی از شاگردان وزیری هم جزو پدیدآورندگان آن بودند.

از روزهای گذشته…

سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

من تصور می کنم که جسارت و پیشروی در هنر مدرن حدی دارد. این که اثر هنری که ساختار و شالوده اش شکسته شود، به یک اثر مدرن بدل می گردد، من باور ندارم خیلی از هنرمندان مدرن قرن بیستم بیشتر از آن که قصد داشته باشند تا یک اثر واژگون شده و یا ساختارشکن را به وجود آورند، قصد دارند تا نمای جامعه ای تهی شده از تصاویر انسانی خودشان را بیان کنند.
نظریه سازه های میانه (I)

نظریه سازه های میانه (I)

دانش ما درباره ی ویژگی های موسیقی ایران، بدون آشنایی از چگونگی شکل گیری و خلق اثر هنری و به ویژه خلق موسیقی امکان پذیر نیست. تنها از طریق موسیقی هایی این چنین است که قادر به تحلیل چگونگی تمایز میان روش ها و سبک ها در موسیقی به صورت اعم و موسیقی ایرانی به صورت اخص خواهیم شد. از همه مهم تر، این دانش به ما نشان می دهد که میان ویژگی های خاص یک حوزه ی فرهنگی با آنچه که نامش را سازه های میان ظهور درونی اثر و تجلی خارجی آن یا بطور خلاصه «سازه های میانی» می نامیم، باید تفاوت قائل شد.
منبری: خوانندگان امروز گرفتار شجریان زدگی اند!

منبری: خوانندگان امروز گرفتار شجریان زدگی اند!

چگونه می شود خواننده ای بخواهد آگاهانه از مثلاً بیات اصفهان به سه گاه تغییر مد داشته باشد و با فواصل آشنا نباشد. این خواننده می داند که از دو جا این امکان هست. درجه سوم و ششم اصفهان. مرکب خوانی طولی و عرضی. مثلاً در اصفهان سل، سه گاه سی کرن و می کرن را می شود داشت. خوانده ناآشنا با این مفاهیم علمی و فنی، احتمالاً بتواند صرفاً مدولاسیون هایی که در خود ردیف پیش بینی و معرفی و تبیین شده اند را درک کند اما دستش در ورود به تمامی مقام ها بسته است. نتیجه اینکه داشتن صدا کافی نیست. اصلا کافی نیست و باید مسائل زیادی را یک خواننده بیاموزد وگرنه به دردسر خواهد افتاد (خنده).
دیمیتری شوستاگویچ (I)

دیمیتری شوستاگویچ (I)

دیمیتری دمیتریویچ شوستاگویچ آهنگساز روسی، یکی از نامدارترین آهنگسازان قرن بیستم است. او با تاثیر از موسیقیدانانی همچون، پروکوفیف و استراوینسکی، شیوه ترکیبی را توسعه بخشید، به عنوان مثال در اپرای “خانم مکبث از ناحیه متسنسک” (Lady Macbeth of the Mtsensk District) در سال 1934، یک اثر مجزا را با دو روش در کنار هم آفرید، هارمونی نئوکلاسیک (با تاثیر از استراوینسکی) و پست رومانتیک (شیوه پس از مالر). دست یابی منحصر به فرد شوستاکویچ به تونالیته شامل تضاد و کنتراستی بی قاعده و جذاب است. شوستاکوویچ به سمفونی های خویش بسیار مفتخر بود، او مهارتش در تکنیک را بیشتر مدیون مالر می دانست. مشهورترین آثارش 15 سمفونی و 15 کوارتت زهی است.
باس نوازی با بزرگان!

باس نوازی با بزرگان!

تال ویلکنفیلد (Tal Wilkenfeld) سال 1986 در شهر سیدنی استرالیا بدنیا آمده و نوازنده گیتار باسی است که در سبکهای چون راک، جز و جز فانک فعالیت های بسیاری را انجام داده است. وی دبیرستان خود را نیمه تمام رها ساخت و در سال 2002 به امریکا مهاجرت نمود. در ابتدا در شهر لس آنجلس مدتی را سپری نمود اما پس از مدتی کوتاه به نیویورک رفت و در آنجا ساکن شد.
نگاهی به اپرای عاشورا (II)

نگاهی به اپرای عاشورا (II)

با ریتمی دو چهارم در دستگاه نوا با رنگ آمیزی شوخ طبعانه بادی چوبی ها آغاز شده و سپس صدای قهقه های پی در پی، شنونده را مطلع میکند که در دربار یزید هستیم… آری داستان از این پرده آغاز میشود…
نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی

نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی

از آنجایی که سازهای کوبه ای پوستی اصلی ترین سازها برای اجرای دورهای ایقاعی (یا به تعبیری همان میزانهای گوناگون موسیقایی) است، بررسی سازهای کوبه ای پوستی ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود.
اگر موسیقی نبود چه دنیایی داشتیم؟

اگر موسیقی نبود چه دنیایی داشتیم؟

نوشته ای که پیش رو دارید، کوششی است برای یافتن گوهر معنوی موسیقی؛ گوهری که بدون شناخت آن، ارزش موسیقی و هنر در عصر ما مورد بی اعتنایی قرار گرفته است. در این نوشتار محسن قانع بصیری، به راز جاودانگی آثار درخشان موسیقی، توانایی موسیقی در گشایش منظری منشور وار به واژه ها و گذر موسیقی از مرز کلمات با قدرت فرا زبانی خود می پردازد و در آخر بیانگر ناتوانی تن در همراهی با آن سروش افسونگر است. این مقاله شرحی است بر چرایی مبارزات و پایمردی های بزرگان موسیقی در سراسر جهان برای دفاع از گوهر متعال موسیقی. (سردبیر)
پدیده های دنیای جز – ۳

پدیده های دنیای جز – ۳

کمی به عقب برگردیم، به روزگاری می گویند موسیقی Jazz ابداع شد؛ در این زمان بدون شک با نام جلی رول مورتون برخورد خواهیم کرد. او که به مخترع موسیقی Jazz معروف است (هرچند ممکن است کمی اغراق باشد) نوازنده پیانو و موسیقیدان آمریکایی بود که اولین قطعات موسیقی Jazz را تصنیف و منتشر کرد.
پدرام فریوسفی: با بارنبویم ۵۰ کنسرت داده ام

پدرام فریوسفی: با بارنبویم ۵۰ کنسرت داده ام

با دانیل بارنبویم نزدیک پنجاه کنسرت داده ام، در ورک شاپی هم با پیر بولز کار کردم، در واقع او ارکستری که من در آن می نواختم را با قطعاتی از بارتوک، هدایت کرد. با آش فیش که رهبر بزرگی است و دستیار بارنبویم هست هم در اسپانیا کار کرده ام. اسم این ارکستر دیوان شرقی و غربی است که نوازندگانی از سراسر دنیا دارد.