موسیقی بودابار

بودابار رستورانهایی است که در آنها غذاهای آسیایی سرو می شود و موسیقی مخصوصی پخش می شود.
بودابار رستورانهایی است که در آنها غذاهای آسیایی سرو می شود و موسیقی مخصوصی پخش می شود.
کلاود شال (Claude Challe) از چهرهای شاخص موسیقی در فرانسه است. چهره موسیقی نه بخاطر آهنگ سازی یا نوازندگی بلکه بیشتر به این خاطر که مردم او را انسانی خارج از دنیای افراد عادی میدانند.

او کسی است که به کمک افکار رویایی خود میتواند با هر وسیله ای – مانند موسیقی – در روح و روان انسان تاثیر بگذارد. طی سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ از محبوبترین چهره های جوان پسند در فرانسه بود که بعدها بعنوان یکی از کارآفرینان (Entrepreneur) بزرگ در زمینه انتخاب و ترکیب موسیقی شناخته شد.

پدرش در اصل یک یهودی بود که وقتی فرزندش سه ساله بود به همراه خانواده به پاریس مهاجرت کردند. شاید به همین دلیل باشد که موسیقی های انتخابی او ترکیبی از موسیقی شرق و اروپایی است.

درسال ۱۹۶۴ یک سالن آرایش در پاریس راه اندازی کرد و به سبک خاصی اقدام به اصلاح موی مردم نمود، بطوری که برای خود بنیانگذای مدی اصلاح مو شد. تمام جوانان شیفته طرح و مدل های موی او بودند.

سفر های زیادی به هند، نپال، اندونزی و حتی کشورهای عربی داشت و بشدت تحت تاثیر فرهنگ آن کشورها قرار گرفت. بعد ها به پاریس برگشت و رستورانی بنام “Le Privй” را تاسیس کرد. موفقیت او در اداره رستوران و انتخاب آهنگ های مناسب برای آن باعث شد که رستوران وی شهرت بسیاری در فرانسه پیدا کند.

اولین مجموعه موسیقی خود را در سال ۱۹۶۶ تحت عنوان “موسیقی لرزاننده روح ، احساسات و روان” جمع آوری کرد. مهارت و تجارب زیادی در میکس و انتخاب موسیقی داشت و دومین آلبوم خود را بنام “قالیچه پرنده” به بازار داد. این آلبوم که نمونه بارزی از احساسات شرقی بود، تونست با موفقیت بسیار، چهره او را هرچه بیشتر در پاریس و خارج از آن شاخص نماید.

از سال ۱۹۹۸ درگیر موسیقی رستورانها یا بارهایی که با مجسمه یا عکس بودا (Buddha) تزئیین شده بودند شد. “Buddha Bar” بودابار ها رستورانهایی بودند که با غذاهای کوکتل و سوشی (Sushi) در آنها از مردم پذیرایی میشد.

در سال ۱۹۹۹ اولین سری از CD های بوداوار را بیرون داد که موسیقی ای بود تحت تاثیر فرهنگ شمال آفریقا و آسیا با تنظیم به سبک موسیقی مردمی (pop) فرانسوی.

قطعات زیر نمونه هایی از موسیقی سبک Buddha Bar میباشند

audio file Tamally Maak – Amr Dia
audio file Secret Love – Nicos

گفتگوی هارمونیک

8 دیدگاه

  • ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۸۵ در ۹:۵۵ ق.ظ

    mer30 az zahamti ke shoma baraye in site keshidid… man baraye shoma arezooye movafaghiyat mikonam …. khoda hafez

  • ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۸۵ در ۶:۲۵ ب.ظ

    i wanna this music plzzzzzzzzzzzzzzzzzz

  • ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۸:۱۱ ق.ظ

    i really need this

  • morteza
    ارسال شده در مهر ۲۰, ۱۳۸۶ در ۲:۰۷ ق.ظ

    kheyli mamnoon amma ettelaati ke dadin kheyli kame
    man mikham kheyli bishtar darbareye BUDDHA BAR bedunam loftan lotf konid!
    bazam mamnoon

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۳, ۱۳۸۶ در ۹:۵۸ ق.ظ

    Thank you very mach .I am arapic.

  • Bird
    ارسال شده در تیر ۱۸, ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۵ ب.ظ

    mer30 etelate jalebi dar ekhtiaram gozashti!movafagh bashi.

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱:۱۳ ق.ظ

    besyar besyar mamnoon hastim az shoma be omid roozi ke in albomhaye khoob va arzeshmand dar iran be soorate orjinal eraee shavad

  • mahmood
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱:۱۸ ق.ظ

    be omid roozi ke in albom haye ziba dar iran be sorate orjinal eraee shavad

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

موری پرایا

موری پرایا

موری پرایا (Murray Perahia) یکی از نوازندگان برجسته پیانو در آمریکا و همچنین رهبری مورد تحسین و تمجید می باشد. او آثار متعددی از آهنگسازان برجسته موسیقی کلاسیک را اجرا و ضبط نموده است که یکی از نکاتی که وی را از دیگران متمایز مینماید، شخصیتی است که به قطعات میبخشد. توجه بسیار زیاد به کیفیت صدا و همچنین اجرای قطعات تکنیکال با مهارت زیاد، توجه به بیان هر قطعه با توجه به دوره و ویژگی های خاص قطعات همراه با دینامیک و اجرای تمامی جزئیات نکاتیست که تنها از عهده یک نوازنده حرفه ای بر می آید؛ همچنین پرایا را باید به شایستگی یک پیانیست درجه یک نامید.
حرکتهای کروماتیک در ملودی

حرکتهای کروماتیک در ملودی

در جواب یکی از دوستان بسیار خوب سایت می خواهیم بطور مختصر راجع به حرکت های کروماتیک در ملودی صحبت کنیم، اینکه آیا این حرکتها می توانند باعث شوند تا از محوریت تونالیته موسیقی کاسته شود یا خیر و … برای شروع بحث به میزان اول از این شکل توجه کنید که یک ملودی ساده را نمایش می دهد، ساده ترین آکوردی را که می توان برای آن انتخاب کرد CMaj7 می باشد.
گفتگو با مخترع “ضرب ادراک”

گفتگو با مخترع “ضرب ادراک”

“‌ ضرب ادراک “ نام دستگاهی است که بر اساس گرایش اول یک تئوری نوین اختراع گردیده واحتمال تغییراتی را در نحوه آموزش موسیقی به همراه دارد نکته حائز اهمیت اینکه برای اولین بار در جهان ادعای این تئوری و اختراع و تحول احتمالی در نحوه آموزش موسیقی به نوآموزان را یک هنرمند ومخترع ایرانی به نام علی نواب زاده ودر کشور عزیزمان ایران ارائه کرده است.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”
هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

در این دوره او شغلهای گوناگون و بدون هیچ گونه قراردادی داشت: معلم موسیقی، موسیقیدان خیابانی و سرانجام در سال ۱۷۵۲ به دستیاری آهنگساز ایتالیایی نیکولا پورپورا (Nicola Porpora) درآمد که خود هایدن بعدها گفت: “از نیکولا بود که پایه صحیح آهنگسازی را آموختم.” دوره ای که هایدن در گروه کر بود، تئوری زیاد و اساسی درباره آهنگسازی نیاموخت و خود از آن دوره به عنوان یک فاصله جدی یاد می کرد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

نخست پیوند موسیقی است با جهان خارج از خود، با هر حقیقت فراموسیقایی. این امر جدای از این که در یک نماهنگ باشد یا جز آن، مورد بحث قرار گرفته است. و به این صورت می‌تواند خلاصه شود که؛ موسیقی «بیان، بیانگر، بازنمای و …»ِ «چیز دیگری» است. یا از آن خلاصه‌تر موسیقی Xِ یک R است (۱۵). بدین ترتیب، پرسش این است که اگر موسیقی Xِ یک R است، فیلم نماهنگ که بناست با آن پیوندی پیدا کند خود چه نسبتی با آنها دارد؟ محتوای دیداری-روایی فیلم چگونه نسبت به آن X یا R برابرمی‌ایستد؟ یا خود R می‌شود که رابطه‌اش با آن اینهمانی است.
جلیل شهناز و چهارمضراب (VII)

جلیل شهناز و چهارمضراب (VII)

از لحاظ جمله‌بندی تقسیم این قطعات به چند فراز جداگانه ممکن است. گاهی اوقات ارتباط جملات پیاپی در یک قطعه زیاد برقرار نیست. این موضوع نباید تعجب زیادی برانگیزد چرا که شرایط بداهه گاه استفاده از چنین تضادهایی را ایجاب می‌کند. علاوه بر این تضادها، گاه به نظر می‌رسد سکوت‌های میان جملات نیز کاربردی دوگانه می‌یابد؛ اولی که در جملات پیش مشخص شد اما دیگری ممکن است فراهم کردن فرصتی برای لختی اندیشیدن و آفریدن جمله‌ی بعدی باشد.
ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

در سال ۷۸ دومین آلبوم ژار یعنی Equinoxe آماده شد و در ۳۵ کشور با استقبال فوق العاده روبرو شد. ژار در این سال با بازیگر بریتانیایی، شارلوت رامپلینگ (Charlotte Rampling) ازدواج کرد و با استفاده از موسیقی “Equinoxe” در فیلمی با بازی او و ساخته پیتر فلیشمان (Peter Fleischman) به نام بیماری هامبورگ (The Illness Of Hamburg) موافقت کرد.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

در مورد دوم – مقوله گفتمان – با وجود قسمت هایی که مطالب مورد نظر دقیق و کامل شرح داده شده اند؛ مانند تعریف جامع و کامل از «ردیف» اما در دیگر موارد، می بینیم که گفتمان عامیانه هم حضور دارد. واژه های فرنگیِ «مُد»، «مدال» و «رپرتوار» هم همچنان که واژه های «دانگ»، «مایه» و «مقام» در وجه عامیانه شان مورد استفاده هستند. برای تعریف مقام آمده است که:
گفتگو با زوکرمن (III)

گفتگو با زوکرمن (III)

برای خود زوکرمن هم جالب است که علیرغم سابقه تحصیلی لکه دارش، امروز آدم سخت گیری شده که از شاگردانش می خواهد که بسیار منظم باشند و آنها نیز اینگونه اند. «چند سال پیش یکی از معلم هایم، خانم نرینس، را دیدم. او ناگهان در یکی از کنسرت ها ظاهر شد و از من پرسید: من را به خاطر می آوری؟ گفتم: اوه خدای من! خانم نرینس! او گفت: می بینم که بدون کمک من به جای خیلی خوبی رسیده ای».