شریفیان: کیج ضد ساختار است حتی آوانگارد!

محمد سعيد شريفيان
محمد سعيد شريفيان
در جامعه جوان هنرآموزان آکادمیک موسیقی کلاسیک، سئوالی وجود دارد که آیا نوع آموزشی که ما در ایران می بینیم، مانند شیوه آموزشی روز دنیاست و آیا در مراکز آکادمیک غرب، آهنگسازان و استادان موسیقی، تنها موسیقی آوانگارد را به عنوان موسیقی هنری روز می شناسند و دیگر انواع و سبکهای آهنگسازی را مربوط به تاریخ موسیقی می دانند؟
برای پاسخ به این سئوال اول باید به این موضوع بپردازیم که ریشه موسیقی مدرنی که بخشی از آن به طور کلی آوانگارد نام گرفت و بخشی اکسپریمنتال (تجربی) چیست؟ ریشه انواع این سبک ها می رسد به حدود سالهای ۱۹۵۵ و در سالهای ۶۰ و ۷۰ به اوج رسیده و در پایان دهه ۷۰ رو به افول و فراموشی می رود. در سالهایی که از آنها یاد کردیم، میبینیم که از نظر جامعه شناسی، اتفاقات مهمی در غرب می افتد که یکی از مهمترین این اتفاقات، بوجود آمدن جنبش های عصیانگری است که خواستار تغییرات ساختاری در نظام های حاکم بودند.

این اعمال ساختار شکنانه، دارای جنبه های مثبت و منفی بود که از موارد مثبت آن صلح طلبی و ضدیت با جنگ بود در زمانی که مسئله جنگ ویتنام وجود داشت و عصیان سربازان و جوانان آمریکایی علیه این جنگ؛ از طرفی حرکت هایی مانند برنامه ای که بیتل ها در ساعت یازده صبح و در شلوغ ترین زمان کار بانکهای انگلیس در مرکزی که قلب بیزینس انگلیس است، به اجرا گذاشتند و بر بام یکی از ساختمانهای مشرف به این سازمان با بلندگو های ۳۰۰ – ۴۰۰ واتی گذاشتند و با اجرای موسیقی، سیستم کاری این سازمان را به هم ریختند… از این اتفاقات بگیرید تا جریان های عام تری مثل هیپی گری و دیگر حرکتهای ضدساختاری آن زمان.

این اتفاقات منجر به تحولاتی در دیدگاه های فلسفی، اجتماعی و جامعه شناسی آنروزگار می شود. این ساختارشکنی ها تا اینجا پیش می رود که کشوری مثل انگلیس که قدمتی طولانی در تاسیس راه آهن در دنیا دارد به جایی می رسد که به بهانه اینکه راه آهن، ثمره عصر بورژوازی است، به تخریب این میراث صنعتی انگلیس دست زدند و به جای آن اتوبان کشیدند که امروز بسیار از کرده خود پشیمانند!



پس میبینیم در این دوره اتفاقات درشتی در غرب رخ می دهد که بخشی از آن چپ گرایی است، بخشی هیپی گری است و… در موسیقی شاخص های جدیدی بوجود می آید که نمونه های موسیقی های اکسپریمنتال و ضد ساختارگرا هستند؛ مثلا جان کیج را در ایران اشتباه معرفی کرده اند، بحث کیج تونال بودن یا نبودن نیست، او با ساختار مخالف است.

هر آهنگسازی که بیاید و ساختاری برای کارش مشخص کند مخالف جهت کیج است؛ او می گوید چند نفر بیایند و با هم اتفاقی را خلق کنند، یکی راه برود، یکی حرف بزند، یکی در جایش تکان بخورد… همه آهنگسازند و این صدا موسیقی است؛ یا تاس بی اندازیم ببینیم چه نت هایی می آید و همانها را اجرا کنیم، کسی دخل و تصرفی در ساختار نداشته باشد. کیج و مکتب اکسپریمنتال اینگونه بوده است.

آوانگاردها می خواهند ساختار دیگرگونه ای تولید کنند و راهشان متفاوت با کیج است؛ کیج ضد ساختار است حتی آوانگارد! در کنار این جریانات می بینید که خط فکری شوئنبرگ جلو می آید؛ خط فکری شئونبرگ از پست رومانتیک سرچشمه گرفته است یعنی او می خواهد صوت را از چهارچوب تونالیته ای که به قدری به پیچیدگی و کروماتیزم رسیده (که به آتانوال میرسد و اینقدر گامهای مختلف درون آن هستند که گامی قابل تشخصی نیست مگر اینکه در هر ضرب بخواهید دنبال گام بگردید) به سیستم دودکافونیک برساند.



باز جریانات دیگری هم در آن مقطع زمانی ۲۰ تا ۲۵ ساله اتفاق می افتند؛ این جریان غیر از موسیقی در هنرهای تجسمی و دیگر هنرها هم به صورت همزمان ظهور داشت.

این حوادث حاصل تغییرات در فلسفه هنر و تغییرات اجتماعی است. در فلسفه هنر یک تغییر اساسی روی داد که قبلا در امپرسیونیسم جلوه هایی از آن دیده شده بود ولی در این دوره به طور اساسی تغییری روی داد که با این قدرت در هیچ دوره ای روی نداده بود و آن این نگاه به هنر بود که هنر را ابزار نمی دید و لذا خود هنر هدف بود.

یک دیدگاه

  • محمد ط
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۹۲ در ۲:۴۲ ق.ظ

    بحث موسیقی قرن بیستم جذاب و تازه است، حتما ادامه بدبد!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

از روزهای گذشته…

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXIII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXIII)

قابل توجه مردان کاتولیک و آقایان و کشیش ها و مدیران مدارس و متخصصان موسیقی. یک مرد جوان، دارای ذوق و قریحه ی بالا، درخواست کار به صورت پاره وقت به عنوان معلم ارگ و پیانو و ویلن دارد. او سال ها تجربه ی نواختن ارگ در ارکسترها را داشته است. هدف این تبلیغ پیدا کردن شغل مناسب برای وی است. او بیست و یک سال سن دارد و دارای خلق و خویی آرام و متین می باشد. حومه ی لندن مکان مناسبی برای اوست. از اول سپتامبر در خدمت گذاری آماده می باشد.
آروین صداقت کیش

آروین صداقت کیش

متولد ۱۳۵۳ تهران منتقد و محقق موسیقی [email protected]
خبرهای جدیدی از Live 8

خبرهای جدیدی از Live 8

کمتر از یک هفته به اجرای کنسرت های Live 8 در شهرهای بزرگ دنیا باقی مانده است و در دنیای موسیقی هر روز اخبار جدیدی در این باره منتشر می شود.
جوایز هیلاری هان (II)

جوایز هیلاری هان (II)

خانم هان در طول دوره ای که کارهای سلو می کرد، همچنان به موسیقی مجلسی نیز تمایل داشت. تقریباً هر تابستان از سال ۱۹۹۲ در فستیوال موسیقی مجلسی Skaneateles حضور می یافت که هم به عنوان سولیست و هم موزیسن موسیقی مجلسی همراه با ارکستر فستیوال به اجرای برنامه می پرداخت.
نگاهی به سبک فرامرز پایور

نگاهی به سبک فرامرز پایور

سبک و شیوه استاد پایور را از دو بعد می توان بررسی کرد: اول از بعد سنتورنوازی ایشان و دوم از بعد آهنگسازی. سبک سنتورنوازی پایور، سبک جدیدی است که کمی هم رنگ و لعاب سبک حبیب سماعی را به خود گرفته است و آن هم به دلیل تعلیمات استاد صبا بوده است.
وضعیت ویژه (II)

وضعیت ویژه (II)

در نوشته قبلی به نظراتی که در برنامه های رسمی از اهالی موسیقی شنیده می شود اشاره کردیم؛ گاهی این اظهار نظرها از اهالی موسیقی ایرانی چنان غیرواقعی و عجیب است که حتی مردم عادی را هم شگفت زده می کند، در یکی از برنامه هایی که در تالار اندیشه حوزه هنری به مناسبت بزرگداشت موسیقیدان بزرگ ایرانی مرتضی خان محجوبی برگزار شده بود، مجری برنامه با عنوان کردن صفاتی غیر واقعی برای این هنرمند، مانند برتری تکنیکی او بر پیانیست های بزرگی چون لیست و شوپن! هنر ایرانی را از هر نظر سرآمد هنر جهانی بر شمرد.
نکاتی که سازندگان تار و سه تار باید بدانند

نکاتی که سازندگان تار و سه تار باید بدانند

معمولا” آلات موسیقی ای که شامل سیم و دسته هستند، پس از مدت زمانی باید رگلاژ دسته شوند چراکه مقداری جاخوردگی در دسته ساز بوجود می آید. در سالهای اخیر که چسب چوب و دیگر انواع چسبهای صنعتی به بازار آمده، عده ای مبادرت به استفاده از این نوع چسبها می کنند که متاسفانه ساز تولید شده آنان جنبه یکبار مصرف پیدا می کند چون در آینده دور (مثلا ۷۰ یا ۸۰ سال دیگر) پس از هرگونه جاخوردگی، پیچ خوردگی، شکستگی بر اثر حوادث و ضربه، دیگر ساز را نمی توان ترمیم اصولی کرد، چون اصولا” این چسبها باز نمی شوند.
طلایه‌دار تلفیق (II)

طلایه‌دار تلفیق (II)

هنرمند پیشرو، عباس شاپوری، نود سال پیش، در هفدهم تیرماه ۱۳۰۲ در تهران تولد یافت. پدرش غلامرضا شاپوری مدیر آن روزگار گراندهتل مشهور تهران، در خیابان لاله‌زار، بود و به همین واسطه با بسیاری از رجال نام‌آور عصر نشست و برخاست داشت. از اقبال بلند عباس شاپوری، هنرمندانی چون ابوالحسن صبا و حسین هنگ‌آفرین هم در حلقه آشنایان پدر بودند.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (II)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (II)

یکی از وقایع مهم دوران بهرام گور پیدا شدن گنج جمشید است که به گنج گاوان نیز معروف است و موجب پدید آمدن آهنگی به همین نام است که جزء یکی از الحان باربد است و داستانش به شرح زیر است: می گویند دهقانی مشغول آبیاری زمین خود بود که ناگاه متوجه چاله ای شد که همه ی آبها در آن فرو می رفت. نزدبهرام آمد و موضوع را با او در میان گذاشت، بهرام به آنجا رفت و دستور داد زمین راکندند. مجسمه ی دو گاو میش را پیدا کردند که از طلا ساخته شده بود و چشم هایشان از یاقوت قیمتی پر شده بود و شکم هایشان پر از نار و سیب و میوه های زرین و درون میوه های زرین پر از مروارید بود. در جلوی سر گاو میشها آخوری از طلا بسته شده بود.
چگونه چین، موسیقی کلاسیک را از آن خود ساخت؟…

چگونه چین، موسیقی کلاسیک را از آن خود ساخت؟…

«تئاتر بزرگ ملی» که اکنون در حال ساخته شدن در بخش جنوبی میدان تین آن من [در پکن] است به کانون جلب توجه فراوان از سوی رسانه ها بدل شده است. پشتیبانان این طرح، آن را به مروارید تشبیه کرده اند و از آن به عنوان یک جایگاه جهانی برای هنرهای نمایشی که بسیار بدان نیاز بوده استقبال می کنند. در عین حال خرده گیران، پروژه را با یک تخم مرغابی مقایسه کرده و از از هزینه های آن انتقاد کرده اند ولی خواه ناخواه، این تئاتر نماد قدرتمندی است از اهمیت روزافزون نقشی که موسیقی کلاسیک در حیات فرهنگی ملی و پایتخت چین ایفا می کند.