شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

محمد سعيد شريفيان
محمد سعيد شريفيان
بعد از دوره ۲۵ ساله چیرگی این گرایش به دیگر گرایشات موسیقی، آهنگسازان و نظریه پردازان این نوع موسیقی چه می کنند؟
در دهه ۸۰ و ۹۰ دیگر سردمداران این سبکها از جمله پندرسکی، نونو، بولز، بریو و … دیگر روش گذشته شان را تقریبا کنار گذاشتند و به جایی رسیدند که انگار این تجربه هم، حرکتی بود که در این مقطع تمام شد و می بینیم که خیلی از اینها می روند و به سیستم های تنال مدرنتری که کار کردند و امروز هم کار می کنند؛ خیلی از اینها برگشته اند به سیستم های سوپر رومانتیک، مثل بعضی از کارهای متاخر پندرسکی که بعضی هایش را که گوش می کنیم می بینیم خصوصیات رومانتیک و تونال آن خیلی بیشتر از موسیقی قرن نوزدهم است!

در این دوره ساده گرایی در موسیقی و مینیمالها ظهور می کنند که آنها هم تنال و مدال هستند مثل آرو پارت، گلس و… این حوادث حاصل تغییرات در فلسفه هنر و تغییرات اجتماعی است.

در دوره های گذشته هنر وسیله ای بود برای بیان اندیشه، برای تعالی انسان، برای به تصویر کشیدن طبیعت، برای پرستش و … مثلا در دوره باخ می بینید که موسیقی برایش ابزاری برای ارتباط با خداوند است، در دوره کلاسیک ابزاری است برای زیباتر کردن زندگی، شکوفایی و تعالی انسان و… در دوره ظهور موسیقی آوانگار که بین سالهای ۶۰ تا ۸۰ دوره اوجش است، موسیقی دیگر ابزار برای چیز دیگری نیست و خود هدف است.

مثل هنر آپستره در نقاشی، شما از دیدن یک تابلو آپستره لذت می برید نه به خاطر تداعی چیز دیگری خارج از تابلو، لذت می برید به خاطر ترکیب رنگها و فرمهایی که هست.


کیج در محضر یک استاد ذن

در دوره های گذشته هم مثلا وقتی یک سونات می نوشتند هدفی غیر از تولید اصوات زیبا نداشتند؟
در آن دوره ها هم هدف فقط زیبایی نبوده، بلکه آنها احساس می کردند می توانند انسان را از طریق این محرک زیبا ی احساسی و فکری به تعالی برسانند. توجه کنید به تنها سمفونی با کلام بتهوون که برادری و برابری را چگونه می خواهد بگوید. نکتورن شوپن هم همین نوع اهداف را دارد و اصولا این گونه اهداف هنری در زمینه ذهنی هنرمندان آن دوره است. حالا اگر این تفکر وجود نداشته باشد که موسیقی را ابزار برای بیان هر چیز دیگری بداند، این میشود صرفا هنر برای هنر.

در دوره های اخیر روش هایی ریاضیاتی برای خلق موسیقی بوجود آمد که من به آنها می گویم «چهار عمل اصلی»! و امروز ما به خروجی این آثار گوش می کنیم و می گویم «خب که چی؟!» آیا این اتفاقات تاثیر مهمی در من می گذارند؟ بهیچ وجه.

در حدود سالهای ۷۵ اگر کسی مثلا یک آکورد دو ماژوری را جایی می نوشت، به بدترین حالت با او برخورد می شد، اینقدرکه این جو و مد همه گیر شده بود. در همین حال بسیاری از موسیقی دانان کار خودشان را علیرغم شدت این جریان انجام می دادند ولی آن جریان قالب بود.

چطور می شود که موسیقیدانان آوانگارد دیگر تنها در مراکز آکادمیک فعالیت می کنند؟
اگر بخواهیم امروز وضعیت مراکز آکادمیک موسیقی کلاسیک را یک کالبد شکافی کنیم، می بینیم که افرادی که در آن سیستم دو دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ بزرگ شده اند؛ به ندرت جایگاه های اجتماعی دارند، شما بروید سالن های مهم کنسرت را در غرب ببینید که کدام یک این نوع موسیقی را اجرا می کنند؟ خبری نیست؛ مردم آنها را دوست ندارند و فقط در فستیوال های خاص – پاکت ها و مراکز کوچکی را می بینید که این نوع موسیقی جریان دارد. افرادی که در این سیستم بزرگ شده اند اغلب به خاطر نداشتن جایگاه اجتماعی در مراکز آکادمیک به تدریس مشغول شده و میشوند.

در غرب می بینیم که تنها مراکزی که در آنها صحبت این نوع موسیقی می شود همین مراکز آکادمیک هستند و نهایت خروجی این دانشگاه ها این است که شاگردان برای معلمانشان یک کنسرت می گذارند و بالعکس، شبیه به اتفاقاتی که امروز در ایران می بینید!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (II)

تاجایی که اطلاع دارم در سال‌های اخیر اجراهای مختلف مرتبط با گروه موسیقی، از اجراهای پایان‌نامه‌ها گرفته تا جشنواره‌های مختلف موسیقایی گروه موسیقی در فضاهایی چون تالار شهید آوینی یا کلاس‌های دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی برگزار شده‌اند. حائلی که مابین فضای این سالن و کلاس‌ها با فضای بیرون –فضایی که متعلق به همه است- وجود دارد، گویی این دو فضای سرپوشیده را تبدیل به فضایی منفک و «تخصصی» کرده است که انگار اگر کسی بخواهد به آن فضا برود و آنچه می‌گذرد را درک کند، لاجرم باید اهلیتی تخصصی با موسیقی داشته باشد. (۳)

از روزهای گذشته…

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

“هنرمند می کوشد و باز می کوشد تا به غیر ممکن دست یابد. گاهی خوش اقبال است و کمی به هدفش نزدیک می شود. اما همه مدت به جایی دیگر رانده می شود، به جایی که کسی نمی تواند او را آرام کند، کسی نمی تواند کمکی به او بکند.”
روش سوزوکی (قسمت پنجاهم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاهم)

از زمانی که نژاد بشریت لطف و مهربانی‌های زبان، خط و گفتار را بوجود آورد، توانست فرهنگ مجلّل و برجسته دیگری یعنی: «پیدایش موسیقی» را رقم بزند؛ زبانی که از جهانی دیگر از صحبت و حروف تشکیل شده، هنری سرشار از زندگی که نزدیک به عرفان است که خود را در احساس آشکار می‌کند؛ باخ، موتسارت، بتهوون بدون استثنأ به وضوح در موسیقی شان زندگی می‌کنند و تأثیرشان بر ما بسیار پرنفوذ است. حال ما را بهبودی می‌بخشند و به خلوص می‌رسانند و در ما انگیزه بخشی می کنند برای سرور و شادمانی و خوشبختی‌.
اسطوره زنده دنیای Jazz

اسطوره زنده دنیای Jazz

Kieth Jarret یکی از قابل توجه ترین پیانیست هایی است که از دهه ۶۰ به بعد به دنیای موسیقی وارد شده اند و در حال حاضر از مهمترین پیانیستهای Jazz دنیا می باشد.
گفتگو با آرش محافظ (III)

گفتگو با آرش محافظ (III)

سیستم دستگاهی با سیستم مقامی تناقضی ندارد. سیستم دستگاهی جدید است و ربطی به تیموری و صفوی ندارد. یک چیزی بین اواخر صفوی قرن هجدهم دوره زندیه و اوایل قاجار است. بین قرن ۱۸ و ۱۹٫ شما هر تقسیم از هر استادی گوش کنید کوتاه و نهایتاً ۵دقیقه است. در آن نهایتا ۲ ،۳ دقیقه‌ی اول فقط مقام اصلی است و بقیه مدگردی است. هنر موزیسین مقام‌شناس این است که بعد از آن می‌خواهد چکار کند. در ایران هم همینطور بوده اما بعد از اواخر صفوی که دربار سلیقه‌ی نازلی داشته و بعد از سقوط اصفهان و حمله‌ی افاغنه، ظهور دربار زندی با موسیقی نازل‌تر، بخش بزرگی از رپورتوآر آهنگسازی از بین می‌رود. قطعه‌ها فراموش شدند. آنقدر وضع اجتماعی خراب بوده و عرضه و تقاضای موسیقایی به هم ریخته بوده که منتقل نشده. وقتی تا این حد موسیقی تحت انحطاط بوده که از صدها قطعه حتی یکی به دوره‌ی بعد منتقل نشده، مسلماً خیلی از مقام‌ها و ریتم‌ها از بین رفته است. به‌نظر می‌رسد با این ضربه‌ی وحشتناک یکسری موزیسین به این نتیجه می‌رسند که دوباره هرچه مانده را سازماندهی کنند تا از بین نرود. به‌نظر دستگاه اینگونه شکل گرفته که چند مقام همگن‌تر را چیده‌ و مجموعه‌ی جدیدی ایجاد کرده‌اند.
انگلستان بزرگترین بازار فروش آلبومهای موسیقی

انگلستان بزرگترین بازار فروش آلبومهای موسیقی

بنا به گزارشی که سایت خبری BBC در ۲۲ مارچ منتشر کرد، بررسی های آماری نشان می دهد که صنعت موسیقی در کشور انگلستان در سال گذشته از لحاظ حجمی رشدی معادل ۳% داشته است در حالی که این صنعت در سایر نقاط جهان بطور متوسط کاهشی معادل ۱٫۳% داشته است.
محمود ذوالفنون از زبان خودش

محمود ذوالفنون از زبان خودش

نخستین پایه علاقه من به موسیقی، شنیدن ساز پدرم (تار) هنگام تدریس به شاگردانش بود. بعدها من هم در سلک همان شاگردان درآمدم و به خوبی به خاطر دارم که نخستین درس با تار در دستگاه شور و با وزن کرشمه بود. همه دورس به شیوه معمول آن دوره، سینه به سینه بود. البته گذشتگان نیز اصولی را برای صحیح آموزش دادن دنبال می کردند که نباید ساده از آنها گذشت و استعداد هم که به نوبه خود لازمه یادگیری بود…
گفتگو با جیمز دپریست (II)

گفتگو با جیمز دپریست (II)

جواب دادن به این سئوال بسیار مشکل است. اولین سمفونی باربر (Barber) در سال ۱۹۳۶ آهنگسازی شد، در حدود هجده دقیقه، یک شاهکار است. به طور کل آثاری از شوستاکوویچ، بنجامین بریتن (Benjamin Britten)، الیوت کارتر (Elliot Carter)، آرون کپلند (Aaron Copland)، لئونارد برنستین به عنوان شاهکارهای موسیقی می توان نام برد، اما این آثار آنقدر تازه و معاصر هستند که باید به اندازه فاصله خورشید، زمانشان بگذرد تا بتوان درباره جاودانه و شاهکار بودن آنها قضاوت کرد.
بلندگو ، عامل مهم کیفیت پخش موسیقی

بلندگو ، عامل مهم کیفیت پخش موسیقی

در یک سیستم پخش صوتی جعبه بلندگوها۱ عامل تبدیل انرژی الکتریکی به صوتی هستند لذا بنظر می رسد انتخاب نا مناسب آنها با وجود کیفیت بالای دستگاه پخش و آمپلی فایر، می تواند بر نتیجه نهایی تاثیر نامطلوب بگذارد.
تولد یک نابغه

تولد یک نابغه

۲۴۹ سال پیش روز ۲۷ ژانویه بود که نابغه بی همتای موسیقی، ولفگانگ آمادئوس موتزارت در سالتزبورگ بدنیا آمد. نابغه ای که در مدت ۳۵ سال زندگی با تصنیف بیش از ۶۰۰ قطعه پایه های موسیقی کلاسیک را آنچنان استوار بنا نهاد که پس از او دیگران با آرامش خاطر با تکیه بر ستونهای استوار آن به خلق آثار هنری پرداختند.
جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

به هر روی در اجراهای کلاسیک موسیقی ایرانی، امروزه چهارمضراب نقشی تثبیت شده دارد و کمتر اجرایی را می‌توان یافت که چهارمضراب در آن نباشد. بیشتر نوازندگان و آهنگسازان از این نوع قطعات برای اجراهای خود می‌سازند. جلیل شهناز نیز یکی از موسیقی‌دانانی است که در اجراهای زنده، رادیویی و ضبط شده‌ی خود تعداد زیادی چهارمضراب اجرا کرده است. اهمیت این چهارمضراب‌ها از آن جهت است که وی نوازنده‌ای بداهه‌پرداز است و کمتر کسی از محققین و موسیقی‌دانان در ایران در این توانایی وی شک دارد (برای مثال نک. مقدمه‌ی تجویدی در (ظریف ۱۳۸۷) یا نوشته‌ی میرعلی‌نقی در (شهناز ۱۳۷۸)).