شریفیان: در ایران همه چیز وجود دارد به جز اصل موسیقی!

محمد سعيد شريفيان
محمد سعيد شريفيان
مشکل آموزشی امروز موسیقی کلاسیک در ایران چیست؟
یکی از مشکلات اصلی، نبود بخشی از تاریخ موسیقی کلاسیک است، مخصوصا در دوره معاصر. مثلا دانشجوی آهنگسازی شروع می کند به آموختن سبکهای موسیقی از دوره باروک، کلاسیک و رومانتیک می گذرد که البته همه اینها را هم به خوبی نمی شناسد، در این میان یک حفره بسیار بزرگ بوجود می آید و ناگهان میرسد به موسیقی آوانگارد! این فاصله را کسی پوشش نداده است. ما در کل قرن بیستم و بیست و یکم موسیقی مدرن داریم و فقط آن بیست و پنج سال تاریخ موسیقی مدرن نیست!

من به یکی از همین دانشجویان آهنگسازی گفتم، شما بروید کمی تونال تر بنویسید، او هم گفت پس بروم جزوه های هارمونی ام را پیدا کنم و… اینطور است ذهنیت دانشجویان ما!‌ وقتی می گویم بروید کمی تونال تر کار کنید میرود سراغ سونات موتسارت و بتهوون!

یعنی نگاه این افراد اینگونه است که یا شما آوانگارد کار می کنید یا تونال یعنی مثل موتسارت آهنگ می سازید! در حالی که ما در این میان دنیایی از سبکها و موسیقی ها با نگاهی متفاوت و کاملا مدرن به فضای تونال را داشته ایم و داریم.

همین نقیصه در موسیقی ایرانی نیز وجود دارد که موزیسین یا شیرین نواز یا به اصطلاح بی ادبانه تر، خالتور است یا سنتگرا و اصیل است!
بله!

وقتی به بررسی تاریخ ارکستر سمفونیک تهران هم می پردازیم می بینیم این فاصله وجود داشته است؛ از بتهوون و موزار، از سنجری و باغچه بان ناگهان به علیرضا مشایخی می رسیم! البته در آن مقطع می شود تا حدی حرکت مشکات را درک کرد، چراکه در اوج آن بیست و پنج سال به رهبری رسید. بعد از انقلاب هم این حفره عمیق تر شد و می بینیم که در مراکز دانشگاهی بعد از انقلاب در موسیقی کلاسیک ایرانی و غربی دو گرایش وجود دارد؛ موسیقی ایرانی باید سنتی محض باشد و موسیقی کلاسیک غربی آوانگارد! این مشکل از کجا ناشی می شود؟
وقتی من به ایران آمده بودم، دیدم چه همایشها و سمینارهایی برگزار می شود، در این سمینارها در مورد مسائلی صحبت می شد که در پیشرفته ترین کشورها بحث به اینجا نمی کشد! با خودم گفتم چه خوب! موسیقی در ایران خیلی پیشرفت کرده که مسائلی که تا این حد تخصصی و گاهی مربوط به حاشیه های موسیقی است، در همایشهای ملی مورد بررسی قرار می گیرد.

مدت زیادی نگذشت که متوجه شدم در ایران چیزی که وجود ندارد خود موسیقی واقعی است و چیزی که زیاد است حرفهای چالشی و حاشیه ای. در واقع ما بیشتر سر گرم حرف در موسیقی هستیم تا خود موسیقی.

به عقیده شما نقش آموزش ناکافی در ایجاد این شکاف چقدر است؟
نقش آموزش بسیار زیاد است. شما مثلا یک پیانیست ایرانی را در نظر بگیرید، چندین قطعه از باخ، هایدن، موزار، بتهوون می زند، نهایتا به شوپن و تک و توک یکی دو آهنگساز بعد از شوپن می رسد و بقیه رپرتوارش با موسیقی آوانگارد پر می شود! آیا موسیقی کلاسیک همین چهار پنج نفرند؟! آیا در قرن بیستم و بیست و یک، آهنگسازان دیگری غیر از این چند نفر آوانگارد نویس نداشته ایم؟!

ما این مشکل را در زمینه آموزش موسیقی کلاسیک داریم و آموزش ما بسیار بسیار محدود است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره روبیک گریگوریان (III)

در ابتدای حکومت رضا شاه، کلنل علینقی وزیری که در هر دو کشور درس های مقدماتی موسیقی غربی را خوانده بود، عامل تغییرات اولیه فضای موسیقی رسمی کشور، از ایرانی به فرنگی، به حساب می آمد و مورد تشویق و حمایت قرار می گرفت. در دوره دوم حکومت رضا شاه که اصول کلی سیاست های جاری تغییر کرده بود، دیگر لزومی نداشت که «تجدد را در لباس سنت» عرضه کنند (فی المثل، والس های شوپن را با تار بنوازند!).

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (IV)

در آن سال هایی که برای فراگرفتن ردیف موسی خان معروفی خدمت استاد هوشنگ ظریف می رسیدم، از ایشان برای فراگیری آهنگ سازی راهنمایی خواستم. در اوایل دهه هفتاد آهنگ هایی را برای گروه های موسیقی ایرانی می نوشتم و با گروه های مختلف اجرا می کردم و این شد که سرانجام با توصیه و معرفی استاد ظریف در حدود سال هزار و سیصد و هفتاد و چهار به کلاس های آموزش تئوری موسیقی و هارمونی استاد فرهاد فخرالدینی راه پیدا کردم.

از روزهای گذشته…

به زبان ایرانی (II)

به زبان ایرانی (II)

در این که ملودی در موسیقی ایرانی (و شاید موسیقی‌های شبیه آن) اهمیتی به‌سزا دارد شکی نیست اما در نحوه‌ی استفاده از این جایگاه خاص برای حل شدن در متن ساختار موسیقایی دیگر، و به‌کارگیری آن برای آفریدن زبان موسیقایی سمفونیکی که مختص این فرهنگ باشد ابهامات فراوانی هست.
عصیان ِ کلیدر (VI)

عصیان ِ کلیدر (VI)

علی نجفی که خود نیز نوازنده ی نی است در باره اجرای نی در این قطعه میگوید :«از نظر من اجرای نی در این کنسرت چندان مناسب نبود. بحث نی نوازی را می توان از دو زاویه مورد بررسی قرار داد یکی موضوع سونریته نی که به نظر شخصی من سونوریته مناسبی برای همراهی ارکستر نبود، چه از نظر بالانس بودن صدای اول به صدای دوم و سوم، چه از نظر کوک و ولوم صدا که برای سلو نوازی در کنار ارکستر مناسب نبود. یکی هم از زاویه ی تکنیکی که آن آمادگی ای که باید سولیست داشته باشد، نوازنده در اجرای دوم (که من دیدم) آن آمادگی لازم را نداشت، حال به لحاظ خستگی یا جو سالن بود یا اینکه ارکستر نتوانسته بود آن فضای لازم را برای نوازنده ی نی فراهم کند که او در حس حال قطعه ی نی نوا باشد. هر کدام از این دو دلیل میتوانست وجود داشته باشد.
سلطانی: اگر مواظب نباشیم در نوستالوژی غرق میشویم

سلطانی: اگر مواظب نباشیم در نوستالوژی غرق میشویم

قبل از پاسخ به سؤالتان باید بگویم که بین رمانتیزم و تغزل تفاوت وجود دارد و با دو تعبیر می شود آن ها را بیان کرد، یکی براساس دال ها و دیگر براساس مدلول هاست. اگر منظورتان تغزل است باید اشاره کنم که گرچه موسیقی بدون انسان ساکن است، اما فکر می کنم زیباست که هر دو را فدای عشق کنیم. البته اگر صرفاً رمانتیزم مدنظرتان است، بهتر است که موسیقی را هنگام خلق به عهده ی خودش بگذاریم.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (X)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (X)

او در انجام این کار با بوجود آوردن سریالیسم موفق شد و این افتخار بزرگی برای او در تاریخ موسیقی محسوب می‌شود. اما او خیلی سخت به ساختار داخلی موسیقیش وفادار ماند. سریالیسم به عنوان روشی منظم برای تهیه سری‌ها، منظره صوتی موجود را درهم ریخت و شنوندگان را با دنیای صوتی نو آفریده‌اش بیگانه کرد. در حقیقت موسیقی شوئنبرگ علی‌رغم اینکه برای تکوین یافتن نیازمند ساختار بود همین ساختار موجب تیرگی و ابهامش می‌شد. در نتیجه سریالیسم منجر به یک زیباشناسی جهانی نشد.
آیین نکوداشت قاسم رفعتی در تالار وحدت برگزار می شود

آیین نکوداشت قاسم رفعتی در تالار وحدت برگزار می شود

آیین نکوداشت قاسم رفعتی خواننده پیشکسوت موسیقی ایران روز یکشنبه چهارم شهریور ماه با حضور تعدادی از علاقه مندان و هنرمندان در تالار وحدت تهران برگزار می شود. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری «رادنواندیش»، آیین نکوداشت قاسم رفعتی خواننده پیشکسوت موسیقی ایران ساعت ۲۱:۳۰ روز یکشنبه چهارم شهریور ماه توسط موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» به مدیریت بردیا صدرنوری و مشارکت بنیاد فرهنگی هنری رودکی در تالار وحدت تهران برگزار می شود.
شارل ازنوور (II)

شارل ازنوور (II)

شارل ازنوور یکم اکتبر ۲۰۱۸ در سن نود و چهار سالگی در جنوب فرانسه درگذشت. وی که اسطوره شانسون فرانسه بود در چندین پروژه موسیقی کلَسیک نیز شرکت کرده بود. شارل سال ۱۹۴۱ با پیِر روش (Pierre Roche) پیانیست، ترانه نویس و آهنگ ساز جوان آشنا شد. سال ۱۹۴۳ در یک برنامه گَلا مجری برنامه نام شارل و پیِر را ، به اشتباه، با هم برای اجرای روی صحنه صدا کرد در حالی که آن دو بایستی جداگانه اجرا می کردند. آن دو با هم روی صحنه رفتند؛ پیِر پیانو نواخت و شارل پشت میکروفون جای گرفت. اجرای آن دو بسیار موفقیت آمیز بود و این گونه بود که به لطف اشتباه مجری، گروه دو نفره شارل و پیِر شکل گرفت و همکاری آن ها تا سال ۱۹۵۰ ادامه داشت. روش تصمیم گرفت در کانادا بماند و با یک خواننده جوانِ کانادایی به نام اگلَه (Aglaé) ازدواج کند. بدین ترتیب فعالیت دو نفره شارل و پیِر پایان یافت. یکی از بهترین کارهای آن ها با هم J’aime Paris au mois de mai (پاریس را در ماه می دوست دارم) بود.
«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (II)

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (II)

با این حساب، شیوه‌ی نوازندگی یک نوازنده در موسیقی ما مجموعه‌ای است از عوامل فقط مربوط به نواختن و همچنین بعضی عوامل مربوط به ساختن. در همین وضعیت است که عواملی مثل صدادهی (سونوریته) شخصی، ارتباط فیزیکی با ساز و نحوه‌ی صداگیری (مثل نقاط زدن مضراب، شکل‌های کشیدن کمان و …) دامنه‌ی شدت‌وری (Dynamic Range)، دامنه‌ و کیفیت مالش‌ها، ناله‌ها و لغزش‌ها، و … با عوامل دیگری مثل بسامد استفاده از تکنیک‌ها، نوع کوک ساز، تعیین فواصل نغمه‌ها در یک مد خاص، و حتا استفاده از ریتم و ملودی‌های خاص، و … همه می‌تواند جزئی از «شیوه‌ نوازندگی» باشد.
“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

خیر، به یاد ندارم ایشان را از نزدیک هم دیده باشم ولی قطعاتی از ایشان شنیده ام؛ در تالار مدرسه البرز «سوئیت های محلی» او اجرا شد. از این موضوع همیشه متاسف بودم که چرا آقای پرویز محمود علاقه ای به موسیقی ایرانی نشان نمی داد حتی استاد خودم آقای ناصحی هم از ساخته شدن قطعه «سبکبال» به سبک ایرانی و با فواصل ایرانی ابراز نارضایتی کرد.
گفتگو با علی صمدپور (VII)

گفتگو با علی صمدپور (VII)

بله نشان هم می‌دادم. با چند چیز دیگر هم مشکل داشتم. یکی مخاطب زیاد داشتن بود. اساساً موسیقی ما با این سازگاری ندارد. نقص معماری موسیقی قرار نیست با اسپیکرهای بزرگ رفع شود. ما نه سازهایمان را درست کردیم نه معماری‌مان را. رفته‌ایم سراغ آمپلی‌فایر: این هم مثل همان قوانین ارشاد است، دیگران برای‌مان دانه‌دانه همه‌چیز را می‌سازند: هرآنکس که دندان دهد نان دهد! شما یک کوارتت زهی را می‌شنوید در کلیسا بی هیچ میکروفونی. اما اینجا می‌روید کنسرت تک‌نوازی سه‌تار. سه‌هزار نفر هم شنونده دارد. یکی در بالکن پنجم نشسته گوش می‌کند. و یک انسان ۱ در ۲ سانت می‌بیند که برای شنیدن سازش و هیس هیس کردن برای ساکت کردن شنوندگان بی‌حوصله‌ی اطرافش احتیاج به یک دوربین شکاری و یک عصا از چوب گیلاس هست: خوب برو خانه موسیقی را با خیال راحت گوش کن.
چگونه چین، موسیقی کلاسیک را از آن خود ساخت؟…

چگونه چین، موسیقی کلاسیک را از آن خود ساخت؟…

«تئاتر بزرگ ملی» که اکنون در حال ساخته شدن در بخش جنوبی میدان تین آن من [در پکن] است به کانون جلب توجه فراوان از سوی رسانه ها بدل شده است. پشتیبانان این طرح، آن را به مروارید تشبیه کرده اند و از آن به عنوان یک جایگاه جهانی برای هنرهای نمایشی که بسیار بدان نیاز بوده استقبال می کنند. در عین حال خرده گیران، پروژه را با یک تخم مرغابی مقایسه کرده و از از هزینه های آن انتقاد کرده اند ولی خواه ناخواه، این تئاتر نماد قدرتمندی است از اهمیت روزافزون نقشی که موسیقی کلاسیک در حیات فرهنگی ملی و پایتخت چین ایفا می کند.