شریفیان: ساخته های قدیمی ام را پدیده علمی می دانم تا هنری

محمد سعيد شريفيان
محمد سعيد شريفيان
دکترای شما آهنگسازی نیست؟
آهنگسازی کاریست عملی و تقریبا در تمام دانشگاه های دنیا (به جز چند دانشگاه) شما تا مقطع فوق لیسانس بیشتر نمی توانید در این رشته تحصیل کنید. اما دکترا صرفا یک بحث تحقیقاتی است و شامل آهنگسازی نمی شود. تز من در مورد موسیقی و الکتروآکوستیک بود و دستگاهی که ساخته بودم برای ثبت هارمونیکهای طبیعی اجسام در طبیعت. در تز من، بحث فیزیک همانقدر پر رنگ بود که موسیقی و آهنگسازی.

حالا چرا امروز علاقه ای به انتشار آثاری که در آنزمان با این گرایش خلق کردید ندارید؟
به این دلیل که امروز بیشتر این تجربیات را علمی می دانم و علیرغم اینکه هنوز برای من بسیار جذابند ولی کارهای بعد از آن دوره تا به امروز برای من جذابترند. در موسیقی تونال – مدال و کروماتیزم و یا ترکیبات مختلف سونوریته و تمبرهای گوناگون خودش دنیایی است که بسیار بسیار نامحدود است.

در زمانی که من به آن سیستم در موسیقی کار می کردم کم کم به این نتیجه رسیدم که انگار به یک محدودیتی برخوردم که فراتر از آن چیزی وجود نداشت.

حالا طرفداران این سبک دقیقا همین ادعا را در مورد موسیقی تنال و مدال می کنند و می گویند تکرار گذشتگان است!
به نظرم کاملا اشتباه می کنند. البته اگر نگاه به موسیقی تنال این باشد که شما ماژور و مینور و باخ و بتهوون بسازید، بله تکرار است. بهترین چیزی هم در آن سیستم بنویسید، چیزی می شود که آنها نوشته اند. اگر فراتر از این فکر کنید می بینید نخیر اینطور نیست. کمااینکه سردمداران آن جنبش ها هم امروز می بینیم که چنین آثاری می نویسند. ضمنا مگر آرو پارت و یا دیگران غیر تنال و مدال می نویسد؟!

امروز وقتی می گوییم تونال، منظور فقط ماژور و مینور نیست، هر سیستمی که در آن نت ها نسبت به هم جذبیت داشته باشد که اینها بحثهای روحی روانی هستند که در طبیعت انسان است. یک دنیا تجربیات مختلف و ارزشمند در این زمینه شده و می شود. پس اینکه فکر کنیم تنال نویسی دمده است، بله! به شرط اینکه تونال نویسی را باخ و بتهوون فرض بگیریم.

اما اگر شما کشش های نتها و هارمونیها را به هم در نظر بگیرید، سونوریته ها و ترکیبات آنها را به کار بگیرید و دست به آهنگسازی بزنید، دنیایی پیش رو دارید که بی پایان است. همانقدر که صوت بی انتهاست موسیقی هم بی انتهاست.

در مورد آثار ضبط شده تان صحبت کنید. چرا بسیاری از آنها دیگر در بازار نیستند؟
سالهاست کاست، سی دی و کتاب هایم منتشر شده و بسیار ضعیف پخش شده اند. اولین کاری که از من منتشر شد «سیر و سلوک» بود که انتشارات سروش منتشر کرد که یکی از بدترین ناشران ایران است، این کار خیلی سال پیش نایاب شد. «سمفونی سرداران» من بعد از این کار توسط انتشارات نی داوود به بازار آمد و بعد از آن «سمفونی اروند رود» را با انتشارات ارغنون منتشر کردم. این سه اثر کاملا نایاب هستند! بعد از این آثار «خسوف» منتشر شد که با اینکه تازه روانه بازار شده است ولی پخش خوبی ندارد.

ولی باز با تشویق بعضی از دوستان من یک اثر سمفونیک را با تغییراتی در آلبوم دیگری منتشر خواهم کرد. بعد از این کار اثری دیگر از من توسط انتشارات بتهوون به بازار خواهد آمد که شامل موسیقی های نوشته شده برای آنسامبل های کوچک است.

باید ببینم تجربه های جدیدم با این ناشرها چگونه می شود و آیا بازهم این تجربه تکرار میشود یا نه! من سالها پیش کتابی نوشتم به نام «پایه های علمی موسیقی هنری» که قرار بود مباحث دیگری را پشت سر هم بنویسم، ولی عدم پخش مناسب این اثر باعث شد، کار در همان اولین مبحث متوقف شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، آخرین مقاله زنده یاد خسرو جعفرزاده موزیکولوگ، معمار و از نویسندگان ثابت ژورنال گفتگوی هارمونیک است. این نوشته یکی از مهمترین مقالات این نویسنده فقید محسوب می شود که در آن به گسترش نظریه خود (که در کتاب «موسیقی ایرانی شناسی» از انتشارات «هنر موسیقی» منتشر شده است) بر اساس اصلوب تئوری علینقی وزیری می پردازد. (سردبیر)

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

از روزهای گذشته…

قاسمی: بدون نقص وجود ندارد!

قاسمی: بدون نقص وجود ندارد!

من گفتم باید ادبیات کرال داشته باشیم، در همین ارمنستان همسایه خودمان، کومیتاس تمام قطعات محلی را نه تنها جمع آوری کرده؛ خوب ما خیلی ها را داشته ایم که زحمت کشیدند و جمع آوری کردند- بلکه این قطعات را چهار صدایی برای کر، نوشته است. البته در موسیقی ما چون بحث مقام ها و ربع پرده ها وجود دارد و در مورد هارمونی بحث هست که اصلا موسیقی ایرانی باید هارمونیزه بشود یا نشود ولی قطعا کسانی هستند که می توانند این کار را بکنند.
قطعاتی برای آموزش موسیقی

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.
رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

«رپ (Rap) سبکی از موسیقی با کلام امروزی است که در آن خواننده عبارات و کلمات – موزون – را بصورت ریتمیک به همراه موسیقی ساده ای بیان می کند. یک خواننده رپ ممکن است آنچنان مهارتی در خواندن ریتمیک داشته باشد که حتی بدون نیاز به موسیقی زمینه بتوان احساس اجرای موسیقی را به شنونده منتقل کند.»
جایگاه تمبک در رده بندی سازها

جایگاه تمبک در رده بندی سازها

ساز، سیستمی است فیزیکی و قابل ارتعاش، متشکل از بخش های مختلف با وظایف خاص. در حالی که نوازنده با اعمال نیرو بر ساز، آن را مرتعش می کند، برآیند پاسخ های اجزای سیستم منتهی به ایجاد خصوصیات کمی و کیفی صوت برخاسته از ساز می شود. عالم سازها از تنوع چشمگیری برخوردار است. این تنوع باعث می شود تا سازها از جهات مختلف مطالعه شوند و جایگاه هر کدام و ارتباط سازها با هم مشخص گردد. به دانش مطالعه سازموسیقی ٬ ارگانولوژی Organology یا همان ساز شناسی گویند .
نگاهی به اپرای مولوی (XVIII)

نگاهی به اپرای مولوی (XVIII)

این پرده که دیدار نام دارد و با همان ملودی «پرده ششم» (که به عنوان موسیقی آرم این اپرا هم در دی وی دی آن در نظر گرفته شده)‌ آغاز می شود ولی اینبار کر بدون کلام نمی خواند و به اجرای مثنوی مشهور مولوی که با نام نی نامه مشهور است می پردازند: « بشنو از نِی چُون حکایت می‌کند، از جُدایی‌ها شکایت می‌کند…» فرشتگان با شمعی به دست رقصان این بخش را اجرا می کنند و شمس و مولوی را در حال سماع می بینیم.
موسیقی سمفونیک ایرانی

موسیقی سمفونیک ایرانی

سرآغاز ورود موسیقی هنری غرب به ایران و فعالیت هنرمندان ایرانی در این رشته به دهه های پایانی سدهء گذشته خورشیدی بازمیگردد. زمانی که به پایمردی امیرکبیر مدرسه دارالفنون در تهران با همکاری استادان فرانسوی ، ایتالیایی و ایرانی بنیاد گرفت و رشته موسیقی نظامی نیز برای ایجاد دسته های موسیقی در ارتش در برنامه کار این مدرسه قرار گرفت. شعبه موسیقی دارالفنون، اندک اندک، پس از گذر از فراز و نشیبب های فراوان، به یک مرکز هنری مستقل به نام هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتوار تهران) بدل گشت و گروه کثیری از نوازندگان و آهنگسازان معاصر ایران را پرورش داد.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIII)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XIII)

گودوی بیشتر به «اشیا» موسیقیایی و چگونگی درک آنها تاکید دارد و به صورت واضحی توضیحات خود را به بعد متریک یا ریتمیک مرتبط نمی کند. توضیح مشخص تری از سوی تاد مطرح گشته است که «تئوری “sensory-motor” ریتم، ادراک زمان و القای بیت» را به صورت زیر شرح داده است:
اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات (I)

اهمیت بخش باس در تنظیم قطعات (I)

بدون شک ترانه و قطعات موسیقی زیادی وجود دارند که برای بسیاری از علاقمندان به نوازندگی، جذابیت لازم برای اجرا را دارند. مشکل اغلب هنگامی بوجود می آید که نوآموز موسیقی به نت قطعه مورد علاقه خود دسترسی نداشته باشد یا به نتی دسترسی دارد که برای ساز دیگری تنظیم شده است. در این نوشته سعی می کنیم تا حد امکان راهنمایی هایی برای تنظیم یک قطعه برای ساز سولو ارائه کنیم.
جای پرسش بنیادی صدا (IV)

جای پرسش بنیادی صدا (IV)

برای این که به راستی با یک رویداد، یا یک عطف مواجه شویم لازم است این پرسشها طرح شده باشد، نه فقط در نوشته ی منتقدان یا پچ پچ بدخواهان بلکه علاوه بر آن در کُنه فعالیت هنری نیز. اینجا هنرمند باید لحظه به لحظه از خودش و اثرش بپرسد که آیا صدای خودش را یافته است؟ صدا به هر دو معنایی که در چنین جایگاه ی ممکن است داشته باشد که اتفاقا در این زمینه سخت به هم مربوط هم هستند، یعنی صدا به مفهوم یک امر آکوستیکی (به عامترین شکلش) و استعاره ی بیان شاخص فردی/جریانی. این پرسش مداوم هر بازیگر این صحنه باید باشد؛ آیا این صدای ماست که شنیده می شود؟ بعضیها در مورد رویداد مشابه چنین فکر می کنند:
“پیانو اپتوفوتیک” تلفیق موسیقی و نقاشی

“پیانو اپتوفوتیک” تلفیق موسیقی و نقاشی

حتماً تابه‌حال با (جلوه‌های تصویری)visualization های نرم‌افزارهای پخش موسیقی مثل WinAmp و Media Player کار کرده‌اید. در نرم‌افزارهایی مثل Win Amp، این جلوه‌های تصویری حاصل الگوریتم‌های پیچیده ریاضی است. تابع‌هایی که با متغیرهای صوتی مثل شدت و یا فرکانس کار می‌کنند. پیشینه این جلوه‌های تصویری برای موسیقی به سال ۱۹۱۶ باز می‌گردد.