گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

شریفیان: ساخته های قدیمی ام را پدیده علمی می دانم تا هنری

آهنگسازی کاریست عملی و تقریبا در تمام دانشگاه های دنیا (به جز چند دانشگاه) شما تا مقطع فوق لیسانس بیشتر نمی توانید در این رشته تحصیل کنید. اما دکترا صرفا یک بحث تحقیقاتی است و شامل آهنگسازی نمی شود. تز من در مورد موسیقی و الکتروآکوستیک بود و دستگاهی که ساخته بودم برای ثبت هارمونیکهای طبیعی اجسام در طبیعت. در تز من، بحث فیزیک همانقدر پر رنگ بود که موسیقی و آهنگسازی.

دکترای شما آهنگسازی نیست؟
آهنگسازی کاریست عملی و تقریبا در تمام دانشگاه های دنیا (به جز چند دانشگاه) شما تا مقطع فوق لیسانس بیشتر نمی توانید در این رشته تحصیل کنید. اما دکترا صرفا یک بحث تحقیقاتی است و شامل آهنگسازی نمی شود. تز من در مورد موسیقی و الکتروآکوستیک بود و دستگاهی که ساخته بودم برای ثبت هارمونیکهای طبیعی اجسام در طبیعت. در تز من، بحث فیزیک همانقدر پر رنگ بود که موسیقی و آهنگسازی.

حالا چرا امروز علاقه ای به انتشار آثاری که در آنزمان با این گرایش خلق کردید ندارید؟
به این دلیل که امروز بیشتر این تجربیات را علمی می دانم و علیرغم اینکه هنوز برای من بسیار جذابند ولی کارهای بعد از آن دوره تا به امروز برای من جذابترند. در موسیقی تونال – مدال و کروماتیزم و یا ترکیبات مختلف سونوریته و تمبرهای گوناگون خودش دنیایی است که بسیار بسیار نامحدود است.

در زمانی که من به آن سیستم در موسیقی کار می کردم کم کم به این نتیجه رسیدم که انگار به یک محدودیتی برخوردم که فراتر از آن چیزی وجود نداشت.

حالا طرفداران این سبک دقیقا همین ادعا را در مورد موسیقی تنال و مدال می کنند و می گویند تکرار گذشتگان است!
به نظرم کاملا اشتباه می کنند. البته اگر نگاه به موسیقی تنال این باشد که شما ماژور و مینور و باخ و بتهوون بسازید، بله تکرار است. بهترین چیزی هم در آن سیستم بنویسید، چیزی می شود که آنها نوشته اند. اگر فراتر از این فکر کنید می بینید نخیر اینطور نیست. کمااینکه سردمداران آن جنبش ها هم امروز می بینیم که چنین آثاری می نویسند. ضمنا مگر آرو پارت و یا دیگران غیر تنال و مدال می نویسد؟!

امروز وقتی می گوییم تونال، منظور فقط ماژور و مینور نیست، هر سیستمی که در آن نت ها نسبت به هم جذبیت داشته باشد که اینها بحثهای روحی روانی هستند که در طبیعت انسان است. یک دنیا تجربیات مختلف و ارزشمند در این زمینه شده و می شود. پس اینکه فکر کنیم تنال نویسی دمده است، بله! به شرط اینکه تونال نویسی را باخ و بتهوون فرض بگیریم.

اما اگر شما کشش های نتها و هارمونیها را به هم در نظر بگیرید، سونوریته ها و ترکیبات آنها را به کار بگیرید و دست به آهنگسازی بزنید، دنیایی پیش رو دارید که بی پایان است. همانقدر که صوت بی انتهاست موسیقی هم بی انتهاست.

در مورد آثار ضبط شده تان صحبت کنید. چرا بسیاری از آنها دیگر در بازار نیستند؟
سالهاست کاست، سی دی و کتاب هایم منتشر شده و بسیار ضعیف پخش شده اند. اولین کاری که از من منتشر شد «سیر و سلوک» بود که انتشارات سروش منتشر کرد که یکی از بدترین ناشران ایران است، این کار خیلی سال پیش نایاب شد. «سمفونی سرداران» من بعد از این کار توسط انتشارات نی داوود به بازار آمد و بعد از آن «سمفونی اروند رود» را با انتشارات ارغنون منتشر کردم. این سه اثر کاملا نایاب هستند! بعد از این آثار «خسوف» منتشر شد که با اینکه تازه روانه بازار شده است ولی پخش خوبی ندارد.

ولی باز با تشویق بعضی از دوستان من یک اثر سمفونیک را با تغییراتی در آلبوم دیگری منتشر خواهم کرد. بعد از این کار اثری دیگر از من توسط انتشارات بتهوون به بازار خواهد آمد که شامل موسیقی های نوشته شده برای آنسامبل های کوچک است.

باید ببینم تجربه های جدیدم با این ناشرها چگونه می شود و آیا بازهم این تجربه تکرار میشود یا نه! من سالها پیش کتابی نوشتم به نام «پایه های علمی موسیقی هنری» که قرار بود مباحث دیگری را پشت سر هم بنویسم، ولی عدم پخش مناسب این اثر باعث شد، کار در همان اولین مبحث متوقف شود.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است