گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

در این وقت «قاسم آفرین» پرسید؛ به نظر شما آیا این دگرگونی‌ها در محتوا هم اتفاق افتاده یا تنها در شکل ظاهر آثار است؟ برای پاسخ به این پرسش مدرس از وی خواست دقیقاً توضیح دهد که آیا منظورش از محتوا، محتوای موسیقایی (Musical Content) و قرار دادن آن در برابر فرم است؟ یا موضوع دیگری؟ در هر حال به گفته‌ی مدرس قصد نشان دادن تغییرات در گروه‌نوازی (به‌ویژه رنگ) بود و بحثی از تغییر دیگر مولفه‌های محتوای موسیقایی به میان نیامده است.

محمدرضا فیاض ضمن اینکه کارگاه را ترک می‌کرد در شرح موضوع گفت فکر می‌کند ابهامی که در این پرسش وجود دارد، محصول در هم آمیخته شدن فرم و محتوای موسیقایی با پیامی فراموسیقایی است که عموما از آن به عنوان محتوا یاد می‌شود و انتظار می‌رود موسیقی آن را منتقل کند.

او این امر را نیز به دلیل تاثیرپذیری نقد موسیقی ما از نقد ادبی‌مان در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰- که به گفته‌ی وی بسیار معطوف به کارکرد‌های اجتماعی/ سیاسی اثر ادبی بود- دانست (این نظریه‌ای است که او قبلاً به چند مناسبت دیگر هم به‌کار گرفته است) و پیشنهاد کرد که زمانی کافی برای شکافتن این موضوع اختصاص داده شود زیرا به نظر وی برای منتقدان و نقد ما مساله‌ی مهمی است.

گام بعدی در کلاس شنیدن اجراهای مختلف بود. مدرس یادآوری کرد که به نظر می‌رسد هنگامی که در جلسه‌ی گذشته در مورد «نقد اجرا» صحبت می‌شد این مفهوم خیلی دقیق منتقل نشده است به همین دلیل بهتر است که به چند اجرای مختلف گوش فرادهیم تا نخست به روشنی متوجه شویم که اجراهای مختلف چه تفاوتی دارند و سپس بتوانیم با دیدگانی بازتر در مورد نقد اجرا بیندیشیم.

اولین مجموعه از اجراها به پیش‌درآمد چهارگاه اثر «علی‌اکبر شهنازی» اختصاص داشت که به ترتیب توسط «ارشد طهماسبی»، «داریوش پیرنیاکان» و خود علی‌اکبر شهنازی اجرا شده بودند. و دومین، اجراهای مختلفی از سمفونی شماره‌ی پنج در دو مینور اثر بتهوون، به رهبری «آرتورو توسکانینی» و «هربرت فون کارایان» بود.

پس از شنیدن هر مجموعه مدرس با اشاره به برخی تفاوت‌هایی که در نمونه‌ها قابل شنیدن است، اشاره کرد که درک این تفاوت‌ها نیازمند شناخت کاملی از قطعه‌ای است که می‌شنویم (در اکثر موارد با مطالعه‌ی دقیق نغمه‌نگاره، اگر میسر باشد).

به نظر وی تفاوت‌هایی مانند تُندای اجرا و فرق‌های سطحی در رنگ صوت (برای نمونه‌های تکنوازی ایرانی) اولین و البته پیش پا افتاده‌ترین چیزهایی است که به سرعت می‌توان درباره‌ی آنها اظهارنظر کرد.

در مقام مقایسه او هم‌زمان با پخش مجدد بخش‌هایی کوتاه از سمفونی پنجم، نشان داد که چطور بخش‌هایی از بافت هموفونیک در دو اجرا با شکل‌های متفاوتی شنیده می‌شوند و همین امر تغییراتی بزرگ در تفسیر قطعه پدید می‌آورد.


بررسی این نمونه‌ها نکته‌ای مهم را روشن ساخت و آن اینکه نقد اجرا- به این معنا که نقد متمرکز بر ویژگی‌های یک تفسیر انجام شده باشد- عملی مقایسه‌ای است؛ یا مقایسه میان اجرایی که شنیده می‌شود با یک اجرای مرجع یا با نغمه‌نگاره یا با درکی تخیلی (از قطعه) که در ذهن نقدگر شکل گرفته است.

در اینجا «سعید اداک» پرسید، برای «نقد اجرا»ی قطعه‌ای که تازه ساخته شده است، چه کنیم؟ مدرس گفت یکی از راه‌ها این است که به جای تمرکز بر نقد تفسیر بر نقد آهنگسازی تمرکز کنیم.

در ضمن جدا کردن تفسیر/ اجرا از آهنگسازی یعنی جدا کردن محتوای موسیقایی از نحوه‌ی به فعل درآوردن آن به‌ویژه برای قطعه‌ای که تاکنون شنیده نشده و احتمالاً به نغمه‌نگاره‌اش هم دسترسی نیست، بسیار دشوار است و از همین رو نقدگر احتمالاً مجبور می‌شود به بعضی موارد بدیهی مانند کوک، تکنیک سالم نوازندگان و… که اصلاً نقد اجرا به مفهوم یاد شده نیستند، بپردازد.

به بیان دیگر نقدِ اجرا (تفسیر) به گزارشی سطحی از کیفیت اجرا بدل شود. در حالی که موضوع نقد اجرا/تفسیر این است که چگونه مصداق‌های (اجراها) مختلفی از یک قطعه با خود آن (تصوری از پارتیتور) ارتباط دارند و این ارتباط چه کیفیتی دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

«حقیقت اینست که روزی روزگاری نسل بدبختی، غم جانش را، در مادر چاه قناتی گریسته است و شما در طول قنات تاریخ این زنجموره ننه من غریبم را چاه به چاه در اعصاب ملتی فرو کردید که برای قیام بر جهل و ظلم و سیاهی نیازمند شادی و نور و جرات است. چقدر دلم می‌خواست فرصتی باشد تا بتوانم روی کلمه‌ی شادی تکیه کنم و با همه‌ی وجود به مدح آن بپردازم! افسوس که این موسیقی موذی از درون جونده، مویه‌گر پایین تنه‌های محروم و به انحراف کشاننده‌ی مفاهیم عمیق انسانی عشق و شادی و زندگی است! افسوس که این موسیقی جرثومه‌ی فساد و تباهی جان است.» (شاملو ۱۳۶۹)
نامه سر گشاده کیهان کلهر اختلال در کنسرت گروه لیان

نامه سر گشاده کیهان کلهر اختلال در کنسرت گروه لیان

محسن شریفیان نوازنده و پژوهشگر موسیقی جنوب ایران، پس از سالها برپایی کنسرت با ارکستر خود که «لیان» نام دارد، بارها مورد تهدید به جلوگیری از اجرای کنسرت قرار گرفته است. این تهدید ها در مواردی هم عملی شده و موجب لغو کنسرت های او با وجود مجوز قانونی در شهرهای مختلف و مخصوصا در بوشهر که خواستگاه این موسیقی است شده. کنسرت محسن شریفیان شب گذشته در حالی در شهر کلمه از توابع بوشهر برگزار شد که در حین اجرای برنامه دو بار برق محل برگزاری کنسرت قطع شد و بانوان و کودکان در آن تاریکی با مشکلات زیادی رو به رو شدند. کیهان کلهر در واکنش به این جسارت بزرگ به ساحت موسیقی بیانیه ای صادر کرده که در ادامه می خوانید:
مغالطات ایرانی – فرم اپرا (II)

مغالطات ایرانی – فرم اپرا (II)

در این مطالب دو شبهه مهم به آثار اخیر اپرایی ایرانی وارد می شود که این شبهات به زعم نویسندگانشان (و البته بعضی از همفکرانشان) قابل چشم پوشی نیست و بی درنگ سه اثر اخیر را فاقد شرایط لازم برای گرفتن عنوان اپرا معرفی می کند. این دو مورد، اجرا نشدن این آثار به صورت زنده است و دومی غیر آکوستیک بودن آنهاست.
کاربرد مثلث در موسیقی

کاربرد مثلث در موسیقی

مثلث از ابتدایی ترین اشکال هندسی بوده که انسانها در هنر از آن استفاده میکردند، بدون شک اولین نوع از انواع مثلث هم که در هنر از آن استفاده شده مثلث متساول الاضلاع بوده است. اهرام مصر نمونه بسیاری قدیمی (حدود ۲۸۰۰ سال پیش از میلاد) از کاربری مثلت در هنر معماری قدیم بوده است. نمونه های دیگر از استفاده از مثلث در هنر تمدن های قدیم را می تواند در کاشی کاری های دیواره معابد Pompeii در نپال نیز مشاهده کرد.
رنگین چون هزار دستان (II)

رنگین چون هزار دستان (II)

خود حنانه در جایی اشاره می‌کند که نادرستی این موضوع را با برداشتن ملودی از روی بخش همراه آثار دیگر آهنگسازان هم‌دوره‌اش (و حتا استادش محمود) کشف کرده: «همراهی تفاوتی با کرساکف یا نمونه‌های مشابه نداشت». او در موسیقی ایرانی اصالتی می‌دید شایسته‌ی توجه و البته نه شایسته‌ی نگهبانی به مفهوم جلوگیری از هر گونه تغییر. این موضوع را می‌توان در این یاداشت‌ها دید:
راه سوم!

راه سوم!

با گران تر شدن قیمت محصولات فرهنگی، مثل کتاب و سی دی، مسئله کپی رایت از همیشه سخت تر شده است. وقتی قیمت یک سی دی نصف یک پیتزا بود (!) کمتر کسی به خود زحمت خرید اثر ارجینال را می داد، حتی اگر قلبا” راضی به متضرر شدن هنرمند مورد علاقه اش نباشد. اینکه مسئله نقض کپی رایت در آثار فرهنگی از کجا شروع شده و چرا بیشتر ایرانیان، کوچکترین توجهی به زیر پا گذاشتن حقوق صاحب اثر ندارند، موضوع این نوشتار نیست؛ با این نوشته می خواهیم مروری کنیم، وضعیت کنونی هنرمندان جوانی که از طریق هیچ نهاد و سازمان دولتی، حمایت نشده و فقط فعالیت آنها وابسته به سازمان های خصوصی است.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IV)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IV)

اینکه قطعات «غیر موزون»، «به شکل باکلام» دارای «ریتمِ برگرفته از وزن یا بحر عروضی شعر» است، که «به صورت آزاد» اجرا می شوند، منسجم نیست: چگونه قطعه های«غیر موزون»، «ریتمِ برگرفته از وزن» را دارند، و مبهم است، چرا که«صورت آزاد»، تعریف نشده است و وضع «قطعات غیر موزون به شکل بی کلام» هم بررسی نشده است، و اصولاً (نثرالنغمات) بمعنی «غیر موزون» نیست. در ادبیات «نثر موزون» شناخته شده است. (گلستان سعدی و (نک جعفرزاده ۱۳۹۶ وزن در فرم آواز ص ۲۳۴) نکته مبهم دیگر«موسیقی قدیم» است که قدمتش معلوم نیست. در ضمن در این اثر واژه های «دستگاه» و «مقام» هم مترادف هستند. (همچنین در مورد استفاده از واژه «ضرب» برای دو مفهوم مختلفِ نقره یا «بیت» فرنگی و تاکید یا «اکسان» فرنگی نگاه کنید جعفرزاده ۱۳۹۶ ص ۲۰۰)
خالقى از زبان خالقی (III)

خالقى از زبان خالقی (III)

اواخر سال ۱۳۰۳ بود که با دوتن ازشاگردان مدرسه موسیقی، مصطفی ادیب و پرویز ایرانپور روزی نشسته بودیم و قرار گذاشتیم که ازاول سال نو همه کارها را کنار بگذاریم وفقط به موسیقی بپردازیم. پدرم ازاین موضوع اطلاع نداشت و من بدون اجازه به اتفاق پرویز و مصطفی به جای اینکه به مدرسه آمریکایی برویم صبح زود به مدرسه موسیقی رفتیم.
پدرام فریوسفی: پیانیست های ما علاقه ای به آکومپانیمان ندارند!

پدرام فریوسفی: پیانیست های ما علاقه ای به آکومپانیمان ندارند!

نام پدرام فریوسفی بیشتر از ده سال است در آلبومهای موسیقی دیده میشود، او با وجود اینکه هنوز به دهه چهارم زندگی خود نرسیده، جایگاه مناسبی در میان اهالی موسیقی مخصوصا ساز ویولون دارد. امروز فریوسفی به عنوان کنسرت مایستر ارکستر ملی به رهبری بردیا کیارس فعال است، همچنین در خرداد ماه امسال در اقدامی جسورانه برخلاف همیشه با ویولا “سوگواری باد” را ساخته آهنگساز معاصر، گیا کانچلی را با ارکستر فیلارمونیک ایرانیان به روی صحنه برد که مورد استقبال علاقمندان جدی موسیقی کلاسیک قرار گرفت. امروز با او به گفتگو مینشینیم.
مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

بله خیلی، بیش تر از هر دانش آموز دیگری، به آنها خیلی مؤدبانه آموزش می داد، شوخی می کرد و سعی می کرد به آنها توهین نکند اما من پسرش بودم و این مسئله زیاد اهمیت نداشت!