استفان گراپللی

Stephane Grappelli ,  1908 - 1997
Stephane Grappelli , 1908 - 1997
نام استفان گراپللی (Stephane Grappelli) میتوانست تنها به خاطر نقش مهمش در کوینتت هات کلاب فرانسه (Quintet of the Hot Club of France)، در کتاب تاریخ موسیقی جز جاودانه شود.

دوران حرفه ای دیرپا و شیوه نواختن همیشه مشتاقانه گراپللی، نقش بسیار مهمی در تثبیت مقام ویولون به عنوان یک ساز موسیقی جز داشته است.

هرچند در طی سالهای ۲۸-۱۹۲۴ در کنسرواتوار پاریس تحصیل میکرد اما در اصل نوازنده ای خودآموخته بود. گراپللی به حق یکی از نوازندگان بزرگ ویولون جز همه دوران به شمار میرود.

او همراه با جو ونوتی (Joe Venuti 1978-1903 موسیقیدان و نوازنده ویولون جز آمریکایی) و استاف اسمیت (Stuff Smith 1967-1909 نوازنده ویولون جز آمریکایی) “بزرگان سه گانه” دوران قبل از باپ pre-bop یا دوران سوئینگ هستند.

دوران اولیه و شکل گیری کوینتت
گراپللی در سال ۱۹۰۸ در پاریس متولد شد و در همانجا پرورش یافت. آشنایی او با موسیقی در سنین بسیار پایین به وقوع پیوست. او در سن ۱۲ سالگی، صاحب اولین ویولون خود شد. ویولون یکی از چند سازی بود که نواختن آنرا به تنهایی آموخت. او کار حرفه ای را با گروه های نمایش و نواختن در سینماها (برای فیلمهای صامت آن دوران) آغاز کرد تا بالاخره با موسیقی جز آشنا شد.

“من در سینما فقط باید آثار موتسارت را اجرا میکردم، اما اجازه داشتم برای فیلمهای بامزه تر، کمی از آثار گرشوین هم بنوازم. سپس جز و حرفه واقعی خودم را کشف کردم و آمادئوس را بوسیدم و کنار گذاشتم.”

audio file Stephane Grappelli & Michel Legrand – I Will Wait For You

یک موسیقی دان جز فرانسوی به نام فیلیپ برن (Philippe Brun)، گراپللی را به جنگو راینهارت (Django Reindhart 1953- 1910) معرفی کرد و مدت کمی پس از این دیدار، ایده کوینتت شکل گرفت و به مرحله اجرا درآمد.

این دو با وجود شیوه زندگی بسیار متفاوتشان – گراپللی با شیوه سطح بالا و امروزی خود و راینهارت با زندگی کولی وارش – از همان ابتدا در زمینه موسیقی به یارانی موافق مبدل شدند. آنها کوینتت هات کلاب را که شامل ویولون، سه گیتار آکوستیک و یک بیس بود، تشکیل دادند. در پرونده کاری سالهای ۳۹-۱۹۳۳ خود مجموعه ای از اجراهای زنده مهیج و موثر و صفحه های متعددی با اجرای عالی استودیویی عرضه کردند.

او در این کوینتت که حاصل ذوق هنری فراوان جنگو راینهارت بلژیکی – اولین شخصیت اروپایی بسیار تاثیرگذار در عرصه موسیقی جز که هنوز کسی نتوانسته است در این مقام از او پیشی گیرد – ویولون مینواخت.

جالب اینجا که در این گروه پیانویی وجود نداشت و ویولون گراپللی همراهی بی نقص برای گیتار راینهارت به شمار میرفت. گراپللی در آثاری چون Lime House Blues ، China Boyو Don’t Mean A Thing همه محصول سال ۱۹۳۵ و همچنین Them There Eyes، Three little Words و Swing ’39 ضبط شده در سالهای ۳۸ و ۳۹، با انرژی فراوانی که از توانایی باورنکردنی راینهارت در ایجاد قطعات ریتمیک گرفته است، موفق به اجرایی تحسین برانگیز و یگانه شده است.


“من در سینما فقط باید آثار موتسارت را اجرا میکردم، اما اجازه داشتم برای فیلمهای بامزه تر، کمی از آثار گرشوین هم بنوازم. سپس جز و حرفه واقعی خودم را کشف کردم و آمادئوس را بوسیدم و کنار گذاشتم.”
جنگ جهانی دوم و پایان کوینتت
هنگامی که آغاز جنگ جهانی دوم اعلام شد، گراپللی و گروه کوینتت در حال اجرای تور در انگلستان بودند. راینهارت با شتابزدگی تصمیم گرفت که گروه به فرانسه بازگردد اما گراپللی در انگلستان ماند و پایان حضور خود در این جمع را رقم زد.

طی شش سال بعد، او با نوازندگان محلی، در کلوبهای محلی به کار پرداخت و در زندگی شبانه لندن و محافل موسیقی آن به یک شخصیت محبوب مبدل شد.

audio file Grapelli & Menuhin – I Got Rhythm

در سال ۱۹۴۶، گراپللی به پاریس بازگشت و ارتباط با راینهارت را از سر گرفت، اما دیگر آن هماهنگی جادویی که در موسیقی قبل از جنگ آنان وجود داشت، دیگر به آن شکل تکرار نشد. او در سالهای ۵۵-۱۹۴۸ در کلوب سن ژرمن Club Saint Germain پاریس به کار مشغول شد و در این بین تورهای جهانی خود را نیز آغاز کرد.

گراپللی طی سالهای ۱۹۵۰ و ۶۰ در کلوبهای سراسر اروپا به اجرای برنامه می پرداخت و به غیر از ضبط آثاری با دوک الینگتن (Duke Ellington 1974-1899)، آهنگساز، پیانیست و سرپرست گروه و یکی از بزرگترین موسیقیدانان جز آمریکا که به خانواده سلطنتی جز (Jazz royalty) شهرت دارند و جو ونوتی، تقریبا در ایالات متحده ناشناس باقی مانده بود تا اینکه تورهای جهانی خود را از اوایل دهه ۷۰ آغاز کرد.

از آن زمان، گراپللی دائم در سفر بود و بدون تغییر دادن سبک خود، آماده پذیرفتن اتفاقات نو بود، او با دیوید گریسمن (متولد ۱۹۴۵، نیوجرسی، نوازنده ماندولین و آهنگساز موسیقی آکوستیک) ، ارل هاینز (Earl Hines 1983-1903 آهنگساز و نوازنده عالیقدر پیانو جز)، اسکار پیترسون (Oscar Peterson متولد ۱۹۲۵، کانادا، آهنگساز و یکی از بزرگترین نوازندگان پیانو جز) و بسیاری از دیگر بزرگان موسیقی جز به کار ضبط صفحه پرداخت.


گراپللی و راینهارت
سالهای بعدی و موفقیت بیشتر
در سال ۱۹۶۶،کنسرت گراپللی در سویس ضبط شد. او در این کنسرت با ژان – لوک پونتی (Jean-Luc Ponty) نوازنده ویولون جز، استاف اسمیت و سوند آسموسن (Svend Asmussen) همراهی میشد.

از این کنسرت به بعد او بارها به کار ضبط در لندن پرداخت. او در استودیوهای کشورهای دگر هم با موفقیت به کار ضبط موسیقی پرداخت و تا آخرین روزهای زندگی خود به فعالیت ادامه داد و این درحالی بود که حتا در ۸۹ سالگی، در بالاترین مرتبه حرفه ای خود قرار داشت.

هنگامی که در ۸۵ مین سالگرد تولدش از او پرسیدند به بازنشستگی فکر کرده است یا نه، پاسخ داد : “بازنشستگی! هیچ کلمه ای وجود ندارد که تا این اندازه برای گوش من دردناک باشد. موسیقی مرا به پیش میراند. موسیقی به من همه چیز داده و چشمه جوانی من است.”

audio file Django Reinhardt & Stephane Grapelli & Michel Petrucciani – There Will Never Be Another You

گراپللی همواره در جلب علاقه مخاطبین موفق بود. هنگامی که مینواخت، گویی در دنیایی مخصوص به خودش حضور دارد، چشمان نیمه بسته و لبخندی بر لبش، او را به شکل تجسم سعادت در می آورد.

“من هنگامی که شاد یا غمگینم، یا زمانی که عاشق هستم از همیشه بهتر مینوازم. اگر یک مشکل پیش پا افتاده داشته باشم، هنگام نواختن همه چیز را فراموش میکنم. من به دو نفر تبدیل میشوم و آن یکی هستم که موسیقی مینوازد”

در سال ۱۹۹۷، گراپللی پس از انجام عمل جراحی فتق در پاریس، و در سن ۸۹ سالگی درگذشت.

jazzreview.com, vh1.com, cyberbites.com

7 دیدگاه

  • يك بنده خدا
    ارسال شده در مرداد ۱۷, ۱۳۸۵ در ۶:۲۴ ب.ظ

    Thanks a lot

  • سعید
    ارسال شده در مرداد ۱۷, ۱۳۸۵ در ۷:۵۰ ب.ظ

    گراپلی و بسیاری دیگر از نوازندگانی که تحصلیلات و آموزشهای آکادمیک ندیده اند نشان می دهند که یک نوازنده خوب لزومآ نباید سالها کلاس رفته باشه. اما نکته جالب اینجاست که اینگونه افراد عمومآ به سمت موسیقی جز کشیده میشن.

  • Babak
    ارسال شده در مرداد ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۰ ق.ظ

    aali bood, harf nadasht

  • mamadreza
    ارسال شده در شهریور ۱۹, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۰ ب.ظ

    your site is end of site
    be good luck

  • نادر
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۸۵ در ۷:۰۱ ب.ظ

    من برای اولین بار که ویلون JaZz گوش دادم از همین نوازنده بود و فکر می کنم که تاثیر فوق العاده ای بر روی من گذاشت از این که در مورد این نوازنده های خوب مطلب می نویسید ممنونم و تشکر فراوان می کنم
    اگر امکان دارد در مورد Aldi Meola هم مطلب بنویسید

  • مهران رشاد
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۸۶ در ۴:۴۶ ب.ظ

    از سایت شماه بسیار استفاده کردم .
    موفق باشید

  • ارسال شده در تیر ۵, ۱۳۸۶ در ۲:۲۳ ب.ظ

    خیلی عالی بود.
    خیلی مفید و مختصر
    ممنون

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و معنا (VIII)

ایده‌ی جدا نبودن معنای موسیقی از شرایط و فضاهای فرهنگی و اجتماعی برخاسته از آن در مجامع موسیقی‌شناسی (مانند Kramer 1995)، جامعه‌شناسی (مانندMartin 1995 ) و قوم‌موسیقی‌شناسی (مانند Bohlman 2000) پذیرفته شده است. در این رویکردها اندیشه‌هایی که پایه‌ی بسیاری از متون فلسفه‌ی موسیقی‌اند (مانند ایده‌ی وجود حوزه‌ی زیبایی‌شناسیِ مستقل و ضروری برای موسیقی) مورد تردید واقع شده یا مطلقاً رد شده‌اند؛ چراکه این افکار، یا پیش‌فرض‌های تک فرهنگی دارند (۱۰) یا نمی‌توانند به قدر کفایت با وجوه پویا و تاریخی موسیقی پیوند برقرار کنند.

متنوع و پر شتاب (II)

این قطعه هم جزو قطعاتی است که بجای آرپژ با ملودی آغاز می شود. بعد از اورتور هم مجددا جمله ی پر مغزتری را می شنویم که شنونده را در انتظار شنیدن ادامه قطعه نگه می دارد. روند کلی قطعه هم با متانت و وقار پیش می رود. بنظر من این قطعه جزو قطعات خوب این آلبوم بود.

از روزهای گذشته…

در باب متافیزیک موسیقی (I)

در باب متافیزیک موسیقی (I)

چهار صدا یا بخش آوازی هرگونه هارمونی، یعنی باس، تنور، آلتو و سوپرانو یا تونیک، سوم، پنجم و اکتاو، مطابق چهار درجه سلسله هستی ها، یعنی قلمروهای کانی، گیاهی، جانوری و انسانی اند. دیگر گواه چشم گیر این امر یکی از قاعده های اصلی موسیقی است که می گوید فاصله باس در زیر سه صدا یا بخش بالایی بسیار بیشتر از فواصل آنها میان خودشان است، طوری که باس هرگز نمی تواند نهایتا بیش از یک اکتاو به آنها نزدیک شود، بلکه اغلب حتی به فاصله ای بیشتر زیر آنها واقع می شود.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (X)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (X)

جنس این ساز از برنز است (این همان کاستانیت اسپانیائی هاست) رقاصان به هنگام رقص یک جفت از این زنگ ها را بر سر انگشتان دست خود می بندند. زنگ در تمام ایالات ایران متداول است.
پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت اول)

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت اول)

نخستین پیانو در حدود سال ۱۱۸۵ خورشیدی (۱۸۰۶ میلادی) به ایران آورده شد. این پیانو که مدتها در منزل عضدالدوله، پدر عین الدوله (صدر اعظم وقت) نگهداری می شد، با توجه به امکانات حمل و نقل در آن زمان از کوک خارج شده و تنها پنج اکتاو داشت هدیه ای بود از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه قاجار.بعدها ناصرالدین شاه در بازگشت از سفرهایش به اروپا، چند پیانوی استاندارد به تهران آورد. در دربار، نوازنده نامدار سنتور، محمد صادق خان (سرور الملک) با توجه به اندک شباهت هایی که میان مکانیسم کار سنتور و پیانو وجود دارد و همچنین با تغییر کوک ساز، به اجرای نغمه های ایرانی با پیانو روی آورد. شماری از افراد علاقه مند هم نزد وی به نواختن این ساز پرداختند که از آن میان باید به مشیر همایون شهردار (۱۳۴۸-۱۲۶۴) اشاره کرد.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هفتم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه هفتم

هویت که در مقابل اصطلاح انگلیسی “Identity” قرار می گیرد، یکی از مباحث اصلی در حوزه‌‌های روان‌شناسی (۲)، جامعه‌شناسی (۲) و مردم‌شناسی (۳) است. در مطالعات روان‌شناسی، نفس یا خودِ انسان مورد بررسی قرار می‌گیرد. در جامعه‌شناسی به بررسی انسان در جامعه پرداخته می‌شود و مردم‌شناسی، فرد را در حوزۀ فرهنگی مورد مطالعه قرار می‌دهد.
تاکول و شکوه هورن (I)

تاکول و شکوه هورن (I)

بری امانوئل تاکول یک هورن نواز استرالیایی فرانسوی است که بیش تر تجربه حرفه ای خود را در انگلستان و در ایالات متحده آمریکا کسب کرده است. او در پنجم مارس ۱۹۳۱ در شهر ملبورن استرالیا در خانواده ای که همگی اهل موسیقی بودند به دنیا آمد. او قبل از آنکه خواندن و نوشتن بیاموزد نت ها را می شناخت. پس از آموختن پیانو، ارگ و ویولون در گروه کر کلیسای جامع سن اندرو در سن ۱۳ سالگی با هورن آشنا شد و ۶ ماه بعد به طور حرفه ای آن را می نواخت.
گفتگوی هارمونیک شش ساله شد

گفتگوی هارمونیک شش ساله شد

با همیاری و همراهی شما دوستان “گفتگوی هارمونیک” به شش سالگی خود رسید. در این شش سال فعالیت توانستیم ۲۲۱۷ مطلب تولید کنیم که هر روز شاهد منتشر شدن آنها در فضای وب بودید. در طول فعالیت “گفتگوی هارمونیک” نویسندگان زیادی با سایت همکاری داشتند که از این تعداد افرادی به صورت نویسنده دائم سایت درآمدند.
موسیقی در میان کودکان آفریقا

موسیقی در میان کودکان آفریقا

موسیقی در آفریقا قسمت جدایی ناپذیر از زندگی روزانه مردم می باشد. برخلاف مردم غرب، کودکان آفریقایی به هنگام رشد همواره بصورت طبیعی با موسیقی همراه هستند. در حالی که کودکان غربی ممکن است صرفا” جزء دروس مدرسه خود یا بعنوان یک هنر بصورت شخصی به تحصیل موسیقی بپردازد، یک کودک آفریقایی از ابتدای تولد موسیقی را تجربه می کند.
سکوت کامل یا جنگ ، مصاحبه با دیوید گیلمور

سکوت کامل یا جنگ ، مصاحبه با دیوید گیلمور

در تاریخ پنجم جون ۱۹۹۵ نشریه آلمانی زبان اشپیگل با دیوید گیلمور مصاحبه ای انجام داد و منتشر کرد که ترجمه آن در این مطلب آورده میشود.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«نوربرت الیاس» جامعه‌شناس که کارهایی نیز در زمینه‌ی جامعه‌شناسی هنر (و از جمله مستقیماً در مورد موسیقی) انجام داده در گزارشی می‌گوید: «[…] کنفرانسی ارائه می‌دادم و طی آن توسعه‌ی معماری گوتیک را نه به دلیل اعتلای معنوی که ارتفاع ناقوس‌ها را ایجاب کند، بلکه در نتیجه‌ی رقابت شهرها که می‌خواستند با قابل‌ رویت بودنِ عبادت‌گاه‌هایشان قدرتشان را به رخ بکشند، تبیین می‌کردم.» (نقل از الیاس در هینیک ۱۳۸۴). همان‌طور که در اینجا کاملاً قابل لمس است به جای تفسیر یک دگرگونی هنریِ منجر به شکل‌گیری سبک بر اساس دلایل دینی یا تقسیم‌بندی‌هایی براساس ذوق و سلیقه (زیباشناسی)، «پدیده‌ی هنری با علت‌های خارجی نسبت به هنر تبیین شده است، که هم «مشروعیت»شان کم‌تر است و هم ارزش معنوی‌شان» (همان‌جا).
ابوحمزه: سعی کردم ادا در نیاورم!

ابوحمزه: سعی کردم ادا در نیاورم!

به تازگی در فضای اینترنت خبر انتشار آلبومی با نام «پایان پریشانی» به آهنگسازی عباس ابوحمزه و امیرآهنگ هاشمی به انتشار رسیده است. این آلبوم اولین اثر منتشر شده از عباس ابوحمزه نوازنده پیانو و آهنگساز است. به این بهانه گفتگویی با عباس ابوحمزه داشته ایم که در ادامه می خوانید: