سزاریا اوورا

Cesaria Evora's
Cesaria Evora's
جزایر کیپ ورده (Cape Verde) (کشوری شامل مجموعه ای از جزایر که در غرب سنگال، در کرانه شرقی آفریقا قرار دارد و اهالی آن پرتغالی و افریقایی هستند.) محل تولد سزاریا اوورا (Cesaria Evora)، بهترین خواننده مورنا (morna) در این کشور است.

مورنا که در زبان پرتغالی به معنای “ملایم” است، نوعی از موسیقی کیپ ورده است که از موسیقی غمگینانه فولک پرتغال به نام فادو (fado) مشتق شده و شباهتهایی به موسیقی برزیلی مودینها (modinha) دارد. در واقع مورنا ترکیبی از سازهای کوبه ای افریقایی، فادو و ترانه های دریانوردان بریتانیایی است.

سزاریا اوورا در سال ۱۹۴۱ در شهر بندری میندلو (Mindelo) واقع در کیپ ورده متولد شد. او پس از ملاقات با یک نوازنده گیتار جذاب، خواندن مورنا را در سن ۱۶ سالگی آغاز کرد. استعداد او موجب شد تا به زودی در سرتاسر جزایر به اجرا بپردازد. در اواخر دهه ۶۰ دو مجموعه ترانه رادیویی او به شکل آلبومهایی به ترتیب در هلند و پرتغال منتشر شد.

با این وجود سزاریا کشورش را ترک نکرد و به خاطر عدم موفقیت مالی، در میانه دهه ۷۰ از خواندن دست کشید. او در سال ۱۹۸۵، در سن ۴۵ سالگی، تصمیم گرفت به دنیای موسیقی بازگردد و به همین منظور به پرتغال سفر کرد تا دو ترانه برای مجموعه منتخب زنان خواننده کیپ ورده،ف ضبط کند. این کار او به ضبط چهار آلبوم در پاریس منجر شد که حاصل آن چهار آلبوم در سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۲ بود. شهرت جهانی او در این سالها گسترش یافت و اوورا به اجرا در تورهایی در اروپا، افریقا، برزیل و کانادا پرداخت و در میان راه نیز برای اهالی کیپ ورده ساکن آمریکا برنامه هایی اجرا میکرد.

audio file بشنوید قسمتی از”Pic nic na Salamansa” با اجرای سزاریا اوورا

در پاییز ۱۹۹۵، او اولین تور بزرگ ایالات متحده را آغاز کرد به ضبط آلبومهایی منجر شد که “Cabo Verde” در ۱۹۹۷، “Mar Azul” و “Cafe Atlantico” در سال ۱۹۹۹ از آن جمله اند.

اوورا که به خاطر حضور بی تکلف و تمایلش به حضور در صحنه با پای برهنه –به خاطر حمایت از زنان و کودکان سختی کشیده وطنش-، به نام بانوی پابرهنه (barefoot diva) نیز شهرت دارد.

او سالها است که به نام ملکه مورنا شهرت دارد و شیوه اجرای او با لحن احساساتی فولکلوریک سرشار از اشتیاق و اندوه که با نوای گیتار آکوستیک، ویولون، آکاردئون و کلارینت همراهی میشود، به راستی یگانه است.

audio file بشنوید قسمتی از”Linda mimosa” با اجرای سزاریا اوورا

او مورنا را با علی رغم عدم ارتباط تاریخی، از لحاظ محتوا مشابه موسیقی بلوز می داند: “مورنا انند بلوز است زیرا این نیز راهی برای بیان رنجهای زندگی در قالب موسیقی است.”

این موسیقی بلوز کیپ ورده، معمولا از تاریخ طولانی و تلخ این کشور در سالهای دورافتادگی و تجارت برده و مهاجرت صحبت می کند. دوری از وطن برای کشوری که دو سوم جمعیت زنده آن دور از زادگاه خود هستند، مشکلی همگانی محسوب می شود.

اوورا با صدای خود که مانند سازی خوش کوک و کمی خش دار عمل میکند، احساسات خود را با تاکیدهای زیبایی بر کلمات و عبارات اشعار نشان می دهد، به طوری که شنونگانی که زبان او را نمی دانند هم، محسور احساسات شدیدی میشوند که در آواز او شکل می گیرد.

اوورا پس از رسیدن به مقام یک ستاره بین المللی، در هزاره جدید نیز از سرعت و حرارت خود نکاست و به ضبط آثار و شرکت در تورهای سراسر جهان ادامه داد. برگزار کردن تورهایی که هشت ماه از سال به طول می انجامد، برای بانویی در میانه دهه ۶۰ زندگی، کاری بسیار چشمگیر به شمار می آید و سزلریا اوورا به خوبی از عهده آن برمی آید.

آلبوم سال ۲۰۰۱ او به نام “Sao Vicente”، شامل چند همخوانی است که از جمله این افراد میتوان به بانی ریت (Bonnie Raitt) خواننده بانوی خواننده و ترانه سرای آمریکایی، گروه کوبایی اورکوئستا آراگون (Orquesta Aragón) و خواننده مشهور برزیلی کایتانو ولوسو (Caetano Veloso) اشاره کرد.

audio file بشنوید قسمتی از”Nutridinha” با اجرای سزاریا اوورا

او اکنون در تلویزیون اروپا چهره ای شناخته شده است و محبوبیت روزافزونش در آمریکا به حضور در برنامه های تلویزیونی، یک DVD به نام “Live in Paris” و انتشار مجدد آلبوم ۱۹۷۴ او به نام “Distino di Belita” منجر شده است. سزاریا اوورا موفق شد با آلبوم “Voz d’Amor” در سال ۲۰۰۴ جایزه گرمی گرمی (Grammy) بهترین موسیقی روز جهان را از آن خود کند.

در همان سال وزیر فرهنگ فرانسه ژان – ژاک آیلاگو (Jean-Jacques Aillagon) او را به عنوان رسمی عضو منتخب فرهنگ و ادب (Officer des Arts et des Lettres) معرفی کرد. اوورا پس از یک تور مفصل دیگر، در سال ۲۰۰۶ آلبوم “Rogamar” را منتشر کرد که بیشتر آن در زادگاهش میندلو (Mindelo) ضبط شده است.

audio file بشنوید قسمتی از”Regresso” با اجرای سزاریا اوورا

او درباره شهرت امروز خود گفته است: “…در تمام آن سالهایی که در بارها و در مقابل غریبه ها میخواندم، گاهی به این فکر میکردم که شاید روزی در خارج از کشورم هم موفق باشم. این فکر هرگز ذهن مرا در مدت طولانی به خود مشغول نمی کرد، اما حالا من اینجا هستم.”

africanmusic.org
vh1.com
bluebirdjazz.com

4 دیدگاه

  • ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۸۶ در ۵:۱۴ ق.ظ

    مدت ها پیش بصورت تصادفی یک سی دی از این خواننده نازنین بدستم رسید امشب خیلی خوشحال شدم در حالی که ترانه besame mucho را با صدای سزاریا شنیدم و بدنبال آن این متن جالب را پیدا کردم . سپاسگزارم که بیداری منو قشنگ کردید .

  • farhang
    ارسال شده در فروردین ۳۰, ۱۳۸۹ در ۱:۲۳ ق.ظ

    جند سال پیش برادرم از خارج یک مجموعه ام پی تری از اثار سزاریا اوورا را اورد.چه صدای دلنشین و موسیقی اثرگذاری دارد.با صدای این خواننده بسیار حال کردم.از توجه این سایت به زوایای گوناکون موسیقی سپاسگزارم

  • Shiva
    ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۹۶ در ۸:۱۹ ب.ظ

    من آهنگ besame mucho از ایشون رو چطور میتونم دانلودکنم؟

  • ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۹۶ در ۹:۴۶ ب.ظ

    به دلیل قوانین کپی رایت از طریق این ساز نمی توانید این کار را بکنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

مصاحبه با ایگور ایستراخ (III)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (III)

سالهاست که گیدون کرمر (Gidon Kremer) را می شناسم، و رافائل الگ (Rafael Oleg) را از زمانیکه جایزه مسابقات مسکو را برنده شد می ستایم. من و او اکنون از اعضای هیئت داوران هستیم. من همیشه مشغول نواختن و تدریس هستم. اکنون، در حالت کلی با نوازندگان با استعداد چینی، ژاپنی و کره ای در ارتباطم مانند جولیا کرانک (Julia Krank)، نوازنده کانادایی متولد کره که جایزه مسابقات ایندیانا پولیس را برد… تعدادشان زیاد است!
نت هایی از حاشیه های موسیقی (I)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (I)

مقاله ای که در زیر می خوانید ترجمه ای است از مقاله ای که چند ماه پیش در سایت روزنامه ی گاردین درباره ی نابرابری تعداد آهنگسازان زن و مرد در جامعه ی بریتانیا منتشر شده است. اهمیت ترجمه ی این مطلب از این روست که این نابرابری در جامعه ی موسیقیایی ایران نیز مشاهده می گردد. هرچند بی شک شرایط اجتماعی ایران و بریتانیا متفاوت است، اما شباهت های زیادی می توان در قیاس کمّی تعداد آهنگسازان زن این دو کشور دید.
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

موسیقی و گفتار را علی رغم تفاوت در واکنش سیستم عصبی به آنها، می توان به دلیل وجود نکات مشترک و یکسان بودن مکانسیم های آکوستیک و سایکوآکوستیک تولید و درک٬ با ابزار یکسانی مورد بررسی قرار داد. به معنی دیگر موسیقی را می توان با ابزار زبان شناسی (Linguistics) مورد مطالعه نمود. چنین مطالعه ای را زبان شناسی موسیقایی (Musicolinguistics) گویند.
موسیقی وزیری (III)

موسیقی وزیری (III)

علی نقی خان وقتی روح مرا تکان میدهد که کاسه تار را مثل‏ طفل عزیزی در آغوش گرفته و پیشانی هوشمند او بر روی آن خم شده‏ و سر انگشتان او مثل اطفال بیخیال بر روی دسته تار پشت سرهم میدوند. آن وقت، وزیری هم همه امواج دریا، ضجّه آبشار، زمزمه جویبار، ناله گرد بادها، آهنگ معاشقه نسیم با شاخسارها را به گوش شما میرساند. با مضراب‏ بر روی سیمهای تار، همان حکایتهائی را که آبهای کف‏آلود به صخره‏های‏ رودخانه و بادها بر برگهای سبز خوانده‏اند برای شما میسراید. چشم‏ شما چیزی نمی‏بیند: بر روی کاسه تار، دستی مثل قلب مضطرب عاشق در ضربان
نگاهی به اپرای مولوی (XV)

نگاهی به اپرای مولوی (XV)

این پرده از اپرا با عنوان «خواب اول» نامگذاری شده و در آن تصاویری که مولانا در خواب می بیند به نمایش درآمده است. از ابتدای این پرده که گلیساندوی فلوت به گوش می رسد و در پی آن نوای هارپ به گوش می رسد، افرادی که با آثار بهزاد عبدی آشنا هستند متوجه می شوند که ورژن دیگری از قطعه «موسی و شبان» او در این بخش استفاده شده است؛ اثری که سالها پیش در دستگاه نوا برای یک خواننده متسو سوپرانوی با تکنیک آواز ایرانی و ارکستر سمفونیک تصنیف و ضبط شده بود.
موسیقی منبع الهام نابغه بزرگ  فیزیک

موسیقی منبع الهام نابغه بزرگ فیزیک

در سال ۲۰۰۵ مقارن با صدمین سالگرد قانون E=mc2، نشست ها و کنسرت های بسیاری در این زمینه برگزار شد و مقالات بسیاری در ارتباط با آلبرت انیشتین ارائه گردید. همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۶ مراسم مشابهی به منظور بزرگداشت ولفگانگ آمادئوس موتزارت، یکی دیگر از نوابغ جهان، برگزار شد.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VIII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VIII)

راک هندی در ردیف میرزاعبدالله اولین گوشه از سلسله گوشه‌های راک است که در دستگاه ماهور با آن برخورد می‌کنیم. واقع‌شدن راک هندی پیش از گوشه‌های دیگر، چنان‌که در ادامه شرح داده خواهد شد، به‌هیچ‌وجه اتفاقی نیست.
علی نوربخش

علی نوربخش

Ali Nourbakhsh متولد ۱۳۵۵ تهران Date and place of birth 1977 Tehran نوازنده و کارشناس آموزش ویولون Violinist and Violin Instructor لیسانس مهندسی عمران B.Sc. Civil Engineering mail @ viol.ir
آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (II)

این اثر یکی از آثار به شیوه رمانتیک بود که او را (از نظر تازه به دوران رسیده ها) در وین به مقامی که واگنر در آلمان به دست آورده بود رسانید. از آنجا که شنبرگ، به خاطر احساس نوآوری در وجودش همیشه تمایل به خلاقبت های بیشتری داشت در سال ۱۹۰۳ به تصنیف چند اثر مجلسی شش آواز با همراهی کوارتت زهی و ارکستر در ر مینورتصنیف نمود که با توجه به روش موسیقی شناسان آن زمان، شیوه آثار او را به عنوان کلاسیک نوین، معرفی کردند. آشنایی شنبرگ با نقاش بزرگ اکسپرسیونیست باعث شد که آثار اپوس یازده و پنج اثر ارکستری او رنگ و بوی اکسپرسیونیستی پیدا کند. یکی از آثار برجسته او که نوآوری بیشتری در آن به کار رفته بود «پی یری مهتابی است که در سال ۱۹۱۲ اجرا گردید۔
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (III)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (III)

نکات زیادی کار آریستوگزنوس را از دیگر اندیشمندان یونانی که درباره‌ی موسیقی به کار نظری پرداخته‌اند متمایز می‌سازد، اما آنچه از بقیه مهم‌تر است نقدی است که او به نظرات طرفداران فیثاغورث درباره‌ی موسیقی وارد می‌کند (۴). در حقیقت او با این کار گامی بسیار مهم در شناخت‌شناسی علم برمی‌دارد (Barker 1978: 9). موسیقی از نظر او موضوع دانش ریاضی نیست؛ همچنین موضوع فیزیک یا اخترشناسی. بلکه موضوع دانشی است برآمده از الزامات خود موسیقی: