نوشته ای از جان ویلیامز برای آندرس سگوویا

جان ویلیامز: استاد بزرگ آندرس سگوویا با شاگردانش با تحکم رفتار می کرد و خلاقیت آنها را از بین می برد
جان ویلیامز در بیوگرافی جدیدش اظهار کرده که معلم سابقش شاگردانش را مجبور به تقلید از استایل خود می کرده و از نظر موسیقیایی دچار تکبر بوده است. آوازۀ آندرس سگوویا بیست و پنج سال پس از مرگ او توسط شاگرد مطرحش جان ویلیامز به چالش کشیده شده است. اعتراض ویلیامز به فخر فروشی “موسیقیایی” و “اجتماعی” سگوویا است که باعث از بین رفتن خلاقیت شاگردانش می شده است.

جان ویلیامز، گیتارنواز استرالیایی مقیم انگلستان، با این استاد اسپانیایی گیتار کلاسیک در دهۀ پنجاه میلادی درس خوانده و معتقد است که سگوویا بدون داشتن درک صحیح کلاسیک، نگاهی از بالا به موسیقی داشته و روشهای تدریسش که “نامهربانانه” و “مشکل زا” بودند را به هنرجویانش تحمیل می کرده است.

نظرات انتقادی ویلیامز در کتاب “ضمیمه سیمها: زندگی و موسیقی جان ویلیامز” به قلم ویلیامز استارلینگ گردآمده است. استارلینگ از دوستان جان ویلیامز است و شخص جان ویلیامز در نگارش این کتاب همکاری تنگانتگی با نویسنده داشته است.

استارلینگ می گوید که جان ویلیامز بنا به دلایل شخصی، تا کنون مقابل فکر انتشار بیوگرافی مقاومت کرده بود؛ موافقت جان با این کار برای خانواده و نزدیکان او هم بسیار جالب بود.

استارلینگ اضافه می کند: با وجود شاگرد سگوویا بودن، ویلیامز بسیار رک دربارۀ معلمش و راهی که او به عنوان مهمترین شخصیت گیتار مدرن پیموده صحبت کرده است.

درباره ذهنیت ویلیامز نسبت به سگوویا، استارلینگ فاش می کند که “سگوویا شاگردانش را مجبور به کپی کردن همۀ خواسته های خود می کرده و این امر باعث تحلیل بردن هر گونه احساس شخصی در یک قطعه است.”

او ادامه می دهد: “این طور به نظر می رسید که تنها یک نسخه برداری (تنظیم)، یک تفسیر و یک انگشت گذاری از هر چیزی در رپرتوار وجود دارد و آنها همه مال سگوویاست! جان احساس می کند که شاید به این خاطر او هرگز نتوانسته بهترین اجرایش را برای سگوویا داشته باشد و دیگر شاگردهای استاد هم اگر اینطور تحت اجبار قرار نمی گرفنتند می توانستند بهتر باشند.”

سگوویا که از او به عنوان پدر گیتار کلاسیک یاد می شود، رپرتوار گسترده ای داشت و از سازهای لوت و هارپسیکورد قطعاتی را برای گیتار کلاسیک تنظیم کرد و نفس تازه ای بر حیات این ساز دمید. ویلیامز زیر نظر سگوویا در آکادمی موسیقی چیگیانا در سیِنا تحصیل کرده و از پیشروترین موسیقیدانان نسل خود محسوب می شود. او که از استادان رپرتوار کلاسیک به شمار می آید، طیف گسترده ای از شنوندگان را – به واسطه همکاری با گروه sky و اجرای موسیقی آمریکای جنوبی، آفریقا و جز – با گیتار آشنا کرد.

ویلیامز که آثار ضبط شده اش قطعۀ مشهور و جهانی Cavatina – بر اساس تم موسیقی فیلم برندۀ اسکار The Deer Hunter – را در برمی گیرد، در این کتاب به ماجرای بازدید سگوویا در سال ۱۹۷۷ از لندن و شنیدن این قطعه با اجرای خودش اشاره کرده است. مرد اسپانیایی نظرش را با عبارت “یک آهنگ بسیار زیبا” ابراز می کند و می پرسد که چه کسی این را نوشته است؛ با شنیدن پاسخ مبنی بر اینکه استنلی مِیِرز خالق این قطعه است، سگوویا از تعریف و تمجید بیشتر امتناع می کند! استارلینگ می نویسد: “این یک نمونۀ تمام عیار از آنچیزی است که جان ویلیامز محافظه کاری موسیقیایی و تکبر سگوویا نامیده است. او {سگوویا} قطعه را دوست داشت اما به علت اینکه Cavatina کاملا کلاسیک محسوب نمی شد از اعتبار دادن به آن خودداری کرد.

به گفتۀ ویلیامز تکبر سگوویا شامل دوست نداشتن موسیقی آمریکا لاتین به خصوص آنهایی که ریشه مردمی داشتند نیز می شد. ویلیامز تلاش می کند تا سر در بیاورد که چرا استاد اسپانیای اش گیتاریست ونزوئلایی، آنتونیو لائورو را نادیده گرفته و به چه دلیل باریوس، آهنگساز پاراگوئه ای، را از کلاسهایش حذف کرده است. ویلیامز به واسطه نویسندۀ این بیوگرافی ادعا می کند که سگوویا “به دنبال پنهان کردن پس زمینه زندگی خود بود” و “تلاش می کرد خود را با فرهنگ نشان بدهد. تمایل سگوویا در بدست آوردن مقام هم بالاخره با دریافت نشان از پادشاه خوان کارلوس ارضا شد.”

گراهام وِید، نوازنده گیتار کلاسیک و نویسنده کتابهایی درباره سگوویا، از این نوازنده اسپانیایی دفاع کرده و انتقادات ویلیامز را ناعادلانه دانسته است. وِید می گوید: “شاگردان سگوویا بسیار متنوع ساز می زدند. گیتار نوازی سگوویا همیشه تغزلی و آواز گونه بود و او گیتار را یک ساز ملودیک می دید. جان شاید تکنیکی ترین نوازنده گیتاری باشد که جهان به خود دیده است و شایسته جانشینی سگوویا است.”

کمپانی EMI که از ناشرین اصلی آثار سگوویا است، از ابراز نظر در این باره خودداری کرده است.

theguardian.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پالیز ۱» منتشر شد

گروه مستقل موسیقی ایرانی «پالیز» پس از حدود یک دهه فعالیت عملی و آکادمیک همراه با تمرینات آنسامبل مستمر در حوزه موسیقی ایرانی، اولین آلبوم خود با نام «پالیز۱» و در آواز بیات اصفهان با ۸ قطعه با عنوان‌های «لالایی، کمانچه، امشب، سنتور، شیدا، تنبک، رقص ژاله، یارمن» با نوازندگی و تکنوازی کیخسرو مختاری (کمانچه)، سولماز بدری (سنتور), ستار خطابی (تنبک) و با صدای علی صمدپور و سولماز بدری را منتشر کرد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.

از روزهای گذشته…

فراخوان مقالات سیمف ۱۳۹۶

فراخوان مقالات سیمف ۱۳۹۶

انجمن اسیمس و موسسه فرهنگى هنرى شهر آفتاب در آذرماه سمیناری را در شیراز برگزار می‌کنند. علاقه‌مندان می‌توانند مقالات خود را حول محورهای پیشنهادی زیر یا موضوعاتی غیر از آن‌ها در رابطه با موسیقی معاصر ارسال نمایند:
بهاریه سال ۹۴ و دو شب اجرا از ارکستری که هنوز تشکیل نشده است!

بهاریه سال ۹۴ و دو شب اجرا از ارکستری که هنوز تشکیل نشده است!

سایت گفتگوی هارمونیک به رسم ده ساله ی اخیر، سر آغاز هر نوروزی را با عرض شادباش به اهالی موسیقی، آرزوی بهروزی برای ایشان و ارائه ی مطلبی آغاز می کند و گاه در آن سعی می شود به اتفاقات مهمی که در یک سال گذشته ی موسیقی کشور رخ داده است، بپردازد. اما از آنجا که سخن از چگونگی روند موسیقی کشورمان طی چند سال اخیر منجر به بازگویی تلخکامی های این اهالی خواهد شد و به قول قدیمی تر ها شگون ندارد سال نو را با این دست گلایه ها شروع کنیم، بهتر دیدم فقط از مهمترین اتفاق سال گذشته حرف بزنم: اجرای ارکستر سمفونیک تهران. اما آیا واقعاً این یک اتفاق بزرگ بود؟ به طور قطع می توان گفت تعطیلی و سکوت این ارکستر که تا امروز سه – چهار سال طول کشیده است، اتفاق مهمتری تلقی می شود.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (II)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (II)

در حالیکه والتر در سال ۱۹۱۱ شهروند اتریش شده بود در سال ۱۹۱۳ آن کشور را به مقصد مونیخ ترک کرد و مدیر موسیقی رویال باواریا (Royal Bavarian Music Director) شد. والتر در ژانویه ۱۹۱۴ اولین کنسرت خود را در مسکو رهبری کرد. والتر در جریان جنگ جهانی اول فعالانه به رهبری پرداخت. او اولین اجرای Violanta و Der Ring des Plykrates از اریک ولفگانگ کورنگولد (Eric Wolfgang Korngold) و Palestrina را از هانس فیتزنر رهبری کرد. او همچنین در سال ۱۹۲۰ نخستین اجرای Die Vogel از والتر برونفلز (Walter Braunfels) را رهبری کرد.
کوتاه از یک عمر همراهی جیلاردینو و گیتار

کوتاه از یک عمر همراهی جیلاردینو و گیتار

آنجلو جیلاردینو (Angelo Gilardino) متولد ۱۹۴۱ در ورچلّی ایتالیا است. در همین شهر به مدرسه موسیقی رفت؛ نوازندگی گیتار و ویلونسل را آموخت و به تحصیل آهنگسازی پرداخت. سال های ۱۹۵۸ تا ۱۹۸۱ برای جیلاردینو دوره فعالیت به عنوان نوازنده کنسرتی بود. او توانست تاثیر مهمی بر رشد گیتار به عنوان سازی که در قرن بیستم “در چشم بود” داشته باشد. در این سال ها اولین اجراهای صدها قطعه که برای گیتار نوشته شده و به او تقدیم شده بود را اجرا کرد. در سال ۱۹۶۷ انتشارات بربن (Bèrben) او را به عنوان سرپرست مهمترین مجموعه ای که در رابطه با موسیقی قرن بیستم منتشر می کرد، برگزید.
گفتگو با عبد الحمید اشراق (I)

گفتگو با عبد الحمید اشراق (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گفتگویی است با عبد الحمید اشراق، آرشیتکت و موسیقیدان که در مجله بخارا (در سال ۱۳۸۱) به چاپ رسیده است. این گفتگو توسط سردبیر بخارا، علی دهباشی انجام گرفته و از این نظر که حاوی مطالبی خواندنی در مورد موسیقی ایران است، بخشهایی از آن در گفتگوی هارمونیک به انتشار میرسد.
“گفتگو” اثری از پایور

“گفتگو” اثری از پایور

اصلاح سنتور نوازی معاصر چند سال پیش با اجرای دو اثر از اردوان کامکار به نامهای “دریا” و پس از آن “برفراز باد” دوباره سرزبانها افتاد. این دو اثر اردوان کامکار به همراه کنسرتو سنتور او که بهمراه برادرش هوشنگ کامکار، ساخته شده بود، در جامعه موسیقی مورد استقبال قرار گرفت و جایگاهی هم تراز با آثار برجسته قبلی در این سبک بدست آورد. اینجا نگاهی می اندازیم به اولین آثاری که در این زمینه تصنیف شد. اولین آثاری که(با تکنیک سنتور نوازی) در این زمینه تصنیف شد ساخته هنرمند بلند پایه موسیقی ایرانی و پدر سنتور نوازی کلاسیک ایران، فرامرز پایور بود .
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (I)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (I)

مهم‌ترین بخش کارگان (رپرتوار) موسیقی کلاسیک ایران که همچنان از دوره‌ی پیش از ضبط موسیقی (مکتوب و صوتی) در دسترس قرار دارد ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران است. با توجه به اهمیت یافتن ردیف به عنوان ماده‌ی اصلی آموزشی پس از دهه‌ی ۱۳۴۰ شمسی و همچنین خطر از دست رفتن قسمت اعظم این میراث کلاسیک در آن سال‌ها، وزارت فرهنگ و هنر و رادیو و تلویزیون ملی وقت تلاش‌هایی در زمینه‌ی ضبط و نغمه‌نگاری ردیف از اجرای استادان بزرگ موسیقی ایرانی به عمل آورد.
گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (I)

گزارشی از جلسه نقد «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» (I)

نشست بررسی و رونمایی آلبوم «پیمان عشق» و پخش مستند «هزارداستان امیرجاهد» در روز پنجشنبه ۲۶ شهریور ماه در خانه هنرمندان برگزار شد. در ابتدای این نشست محمود توسلیان منتقد موسیقی و روزنامه نگار با اشاره به اینکه جهان امروز، جهان انتخاب هاست و کسانی که این برنامه را انتخاب کردند بی شک از روشنفکران واقعی جامعه اند، از حاضرین خواست تا آثاری از این دست را بیشتر مورد مداقه قرار دهند و حمایت کنند.
خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد

خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد

قطعه “خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد” یا “The People United Will Never Be Defeated”، در سال ۱۹۷۵ توسط فردریک ژوسکی (خوانده می شود “Zhev-skee Frederic Rzewski”) آهنگساز آمریکایی، برای پیانو تنظیم شد. ژوسکی یک مجموعه از ۳۶ واریاسیون برای این ترانه مشهور شیلیایی با نام “El pueblo unido jamás será vencido” اثر سرجیو اورتگا (Sergio Ortega) آهنگساز و پیانیست شیلیایی (۲۰۰۳-۱۹۳۸) و گروه کویلاپایون (Quilapayún)، تنظیم کرد.
رنگین چون هزار دستان (II)

رنگین چون هزار دستان (II)

خود حنانه در جایی اشاره می‌کند که نادرستی این موضوع را با برداشتن ملودی از روی بخش همراه آثار دیگر آهنگسازان هم‌دوره‌اش (و حتا استادش محمود) کشف کرده: «همراهی تفاوتی با کرساکف یا نمونه‌های مشابه نداشت». او در موسیقی ایرانی اصالتی می‌دید شایسته‌ی توجه و البته نه شایسته‌ی نگهبانی به مفهوم جلوگیری از هر گونه تغییر. این موضوع را می‌توان در این یاداشت‌ها دید: