اریک دلفی، بدعت گزار موسیقی جز
ژورنال موسیقی
Eric Allan Dolphy 1928-1964
Eric Allan Dolphy 1928-1964
نوشته های اخیر
اریک دلفی، بدعت گزار موسیقی جز
در تابستان 1961، انجمن بین المللی منتقدان جز داون بیت down beat، اریک دلفی Eric Dolphy را به عنوان بهترین نوازنده ساکسوفون آلتو نسل جدید انتخاب کردند. این نتایج در حالی به چاپ رسید که دلفی در حال اجرای یک کنسرت تاریخی در کافه Five Spot نیویورک بود (که در سه صفحه LP کمپانی Prestige به ثبت رسیده است). یک ماه بعد، او به سمت اروپا حرکت کرد و در اوایل ماه سپتامبر کنسرت کپنهاک Copenhagen Concert او ضبط شد.

میتوان گفت که بهترین اجراهای استودیویی و آثار ضبط شده دلفی، که در سال 1964 به دلیل بیماری قند و احتمالا یک حمله قلبی ناگهان درگذشت، در طی همین اجراهای اروپایی و در تابستان 1961 بوده است. با وجود اینکه او اولین هنرمند آمریکایی نبود که برای رسیدن به اهداف هنری و مالی وادار به جلای وطن شد، اما میتوان درک کرد که چرا تلخ ترین آنها به شمار می آمد. هنگامی که خبر برنده شدن در انتخابات منتقدان به دلفی رسید، او فقط پرسید: "آیا معنای [برنده شدن] این است که من کار خواهم داشت؟"

امروزه، که انقلاب شکل گرفته توسط دلفی، اورنت کولمن Ornette Coleman، سسیل تیلور Cecil Taylor و جان کولترین John Coltrane در جریان عمومی موسیقی جز و راک جذب شده است، به خاطر آوردن یا باور کردن مشکلاتی که این موسیقی دانان برای اثبات خود متحمل شده و کوشش آنها برای غلبه بر مقاوتی که از سمت موسیقی دانان سنتی و منتقدان بر آنها وارد می شده است، چندان ساده به نظر نمی آید.

جالب است که در واقع تمام این موسیقی چندان نو نبوده است و نوازندگانی که در اجرای کنسرتها با دلفی همراهی میکرده اند به این مساله اشاره کرده اند که هنگام اجرای موسیقی اریک دلفی،گریز زدن به سبکهای بی-باپ be-bop و جز آزاد free jazz تا چه حد ساده انجام میگرفته است.

شاید آنچه واقعا موجب برانگیختن واکنشهای مخالفان می شد، روش آزاد برخورد دلفی، کولمن و گروهش با هارمونی و ریتم نبود، بلکه پافشاری آنها بر بازگشت موسیقی آمریکایی به ریشه گفتار مانندی بود که در آن موسیقی با اصواتی چون تند حرف زدن، ایجاد میشد. به گفته دلفی:" برای من، جز مانند راه رفتن در خیابان و واکنشهایی که به دیده ها و شنیده ها نشان میدهیم، بخشی از زندگی است. و من میتوانم هر چیزی که به آن واکنش نشان دهم را بلافاصله در موسیقی خود بیان کنم...عامل انسانی در نواختن یک ساز یعنی اینکه من بتوانم تا حد امکان گرما و احساسات انسانی را وارد کار کنم"

audio file به قسمتی از نواخته های اریک دلفی، توجه کنید.

این کیفیت صریح و انسانی –که هم در شخصیت و هم در آثار او وجود دارد- میتواند دلیل وجودی این امر باشد: بسیاری از افرادی که دلفی را میشناختند یا با او کار کرده بودند، مانند چارلز مینگوس Charles Mingus (1979-1922 نوازنده بیس جز، آهنگساز و سرپرست گروه آمریکایی) او را "قدیس" میخواندند زیرا او به سادگی نشان داد که موسیقی راستین چه معنایی دارد.

شرح کوتاهی بر زندگی و آثار اریک دلفی
اریک آلن دلفی Eric Allan Dolphy، به سال 1928 در لس آنجلس متولد شد. او با سبک بی نظیر و ممتاز خود در نواختن ساکسوفون آلتو، فلوت و کلارینت باس، شخصیتی یگانه بود. او در زمانی که دیگر نوازندگان "جز آزاد" هنگام نواختن بسیار جدی و سختگیر بودند، به اجرای آثار سولویی پرداخت که از آنها با عناوینی چون نشئه آور، زنده و شادی آور یاد میشد. وی در بداهه نوازیهای خود از فاصله گذاریهای طولانی، مجموعه ای از اصوات غیر موزیکال و گفتار مانندی استفاده میکرد که از منطق خاص خودشان پیروی میکردند.

با وجود اینکه آلتو ساز اصلی دلفی به شمار می آمد، او اولین نوازنده فلوت است که فراتر از محدوده "باپ" عمل کرد و همچنین کلارینت باس را به عنوان یک ساز سولو در موسیقی جز وارد نمود. همچنین او پس از کولمن هاوکینز Coleman Hawkins(1969-1904 نوازنده ساکسوفون تنور جز) اولین کسی بود که به ضبط قطعاتی با ساز بادی سولو پرداخت.

اولین صفحه ای که نام اریک دلفی را در خود دارد متعلق به دوران سربازی او در لس آنجلس و زمانی است که او در سالهای 50-1948 در ارکستر روی پورتر Roy Porter نوازنده بود. دلفی پس از پایان دوره مدتی در گمنامی به کار نوازندگی پرداخت تا اینکه در سال 1958 به کوینتت (گروه پنج نفره) چیکو هامیلتون Chico Hamilton (متولد 1921، نوازنده درامز جز) پیوست. با رسیدن سال 1960، دلفی به طور منظم با کمپانی Prestige به ضبط صفحه میپرداخت و به خاطر کارهای مشترک با مینگوس شهرت یافته بود، اما او در طی دوران کوتاه حرفه ای خود،به خاطر داشتن سبکی بسیار پیشرفته تر از دیگران، در یافتن کاری ثابت با مشکل برخورد میکرد.

در اواخر سال 1961، دلفی یکی از اعضای کوینتت جان کولترین the John Coltrane Quintet بود، اشتغال این گروه در ویلیج ونگارد Village Vanguard –یک کلوب جز که در آن زمان بیشتر به انواع نو و نامتعارف موسیقی میپرداخت و محلی است که بسیاری از بزرگان موسیقی جز در آن نواخته اند و ههچنان پابرجا است- موجب شد تا منتقدان سنت گرا آنها را به خاطر قطعات طولانی و بسیار آزاد سولویی که مینواختند، "ضد جز" anti-jazz بنامند.

audio file به قسمتی از نواخته های اریک دلفی، توجه کنید.

در طی سالهای 63-1962 دلفی همراه با گونتر سکولر Gunther Schuller و ارکستر U.S.A. به اجرای موسیقی موج سوم third stream (اصطلاحی که به وسیله سکولر باب شد و به ترکیب عناصر موسیقی کلاسیک و جز اطلاق میشود.) پرداخت و با گروه خودش به اجراهای زنده انگشت شماری پرداخت. در سال 1964، او آلبوم کلاسیک خود Out to Lunch را با کمپانی Blue Note ضبط کرد و با گروه سکستت (شش نفری) چارلز مینگوس به اروپا سفر کرد. دلفی پس از اینکه تصمیم گرفت در اروپا بماند، چند کنسرت به یاد ماندنی اجرا کرد اما بیماری دیابت موجب شد که او ناگهان در سن 36 سالگی به کمایی بدون بازگشت فرو رود. درگذشت اریک دلفی ضایعه ای جبران ناپذیر در موسیقی جز بود.

خوشبختانه همه آثار ضبط شده اریک دلفی از جمله یک مجموعه از 9 CD که تمام آثار او برای کمپانی Prestige را شامل میشود منتشر شده است. از این هنرمند فیلمهایی نیز موجود است که او را در حال نواختن با جان کولترین و مینگوس نشان میدهد و توسط کمپانی شاناچی Shanachie منتشر شده است.

www.rollingstone.com
vh1.com
wikipedia.com
۱۰ نظر برای “اریک دلفی، بدعت گزار موسیقی جز”
  1. Babak :

    kheili ziba bood, makhsoosan oon motif haye awaliyeye kare awali, dorost mesle in shahkar haye doreye romantice , shabihe kar haye grieg, rimsky korsakov ya dvorak

  2. بابک :

    مطلبی که خیلی وقته میخوام بگم اینه که نمیدونم چرا بعضیا اینقدر اصرار دارن بگن جز. جز. اگر نسل جدید ما اینقدر آمریکاییه پس چطور بجای کلاسیک نمیگین کلسیک و رمنتیک و غیره؟ مگه غیر از اینه که این واژه از از ابتدا بصورت جاز وارد زبون ما شده و بکار بردنش به همین صورت از لحاظ گفتاری و بخصوص نوشتاری بسیار شکیل تر جا افتاده تر و منطبق تر با زبان و فرهنگ فارسیه؟

  3. لاله :

    حالا چه اشکلالی داره یک کلمه را درست بگیم؟ اصلا شما بگویید جاز!یا کلاسیک یا هر چیز دیگه.یکی هم میگه کلسیک …. اتفاق خاصی می افته؟

  4. بابک :

    مسئله اینجاست که هر زبانی یک سری الگوهای تلفظی خاص و بسیار منحصر به فرد داره. و به همین خاطره که وقتی فردی به زبونی غیر از زبون مادریش حرف میزنه هر چقدر هم که زور بزنه باز هم لهجه داره. چون الگوی تلفظیش چیز دیگست. حالا شما ممکنه فکر کنید اگه بگید مثلا جز یا کلسیک یا وایولین یا بریکفست درستشو گفتید. در حالی که با اونی که اونا میگن هنوز خیلی فاصله داره و اون ظرافت هاست که لحجه ها رو میسازه. حتی در صورت توانایی (که این توانایی خود میتونه کاذب باشه و در این مورد هم میشه یک کتاب نوشت) هم تعویض سریع بین دو الگوی تلفظی وسط جمله خیلی مضحک و حتی زننده میتونه باشه. پس حالا که اینطوره حداقل بیایم کلمات رو مطابق زبون خودمون و بصورتی شکیل تر بکار ببریم. همونطور که در موارد دیگه و تو تموم زبونهای دیکه هم این امر اجتناب ناپذیره. نمیدونم تا چه حد تونستم منظورمو بیان کنم… ان شا الله که تونسته باشم.

  5. سحر شهاب :

    من تا حدی در مورد تلفظ و الگوی زبان با شما موافقم، اما زبان مدام در حال تحول است، به خصوص هنگامی که ابزارهای ارتباطی انقدر پیشرفته شده اند.امروزه کلماتی -چه فارسی چه غیر فارسی-در زبان ما وجود دارند که اصلا به گوش افراد ۶۰-۵۰ ساله آشنا نیستند.
    اما من فکر میکنم دلیل این تغییر تلفظ اینه که در گذشته منابع شنیداری کم بودند و آنچه که ما از اسامی و اصطلاحات “فرنگی” میدانستیم، چیزی بود که میخواندیم و آن هم حاصل کار مترجمان بود، بعدها، نوشتن نامها با املای لاتین هم باب شد، اما باز هم هر کسی سوادش را داشت، این اسامی را هر جور دوست داشت و فکر میکرد صحیح است میخواند. یک مثال جالبش اینه که در مجلات سالهای (۱۳۲۰) نام کلارک گیبل (با تلفظ gay-bel)، کلارک گابل (با چه تلفظی، خدا عالم است) نوشته شده و طبعا عده بسیاری او را به نام گابل (با کسر یا فتح ب) میخواندند و فکر میکردند درست است. یا کری گرانت را کاری گرانت مینوشتند و جز را هم مینوشتند جاز…
    بعد که منابع شنیداری زیاد شدند و همه به گوش خودشان شنیدند هر کلمه ای چه صدایی میدهد، دیگر کسی به گیبل نمیگوید گابل و همینطور بیایید تا به همین جز برسید.

  6. بابک :

    مطلب شما با مطلب من منافاتی نداره. ولی خیلی هم ربطی نداره. اگه یک بار دیگه با دقت مطلب منو بخونید متوجه منظور من میشید. با آرزوی سلامتی و موفقیت برای خانم سحر.

  7. امیر :

    ببخشید (خواهران و برادران) اینجا انجمن با کنفرانس نیست شما آمده اید تا نظری در باره اصل موضوع (برادراریک دلفی) بدهید جاز یا جز یا جیز … فرقی نداره!
    ok

  8. نادر :

    اگه امکان داره در مورد Xoel Xavier و آلبوم جدیداش (In New York)مطلب بنویسید
    من فکر می کنم که این نوازنده توانای های عجیبی در نواختن گیتار الکتریک، آکوستیک و نایلون داره.

  9. yashar :

    khyli khoob bood,man ye saxophoniste irani hastam,khyli khoshhal shodam azin site va
    ettelaatesh,mamnoon vaghean

    yahoo id :yashar7_yashar7

  10. palang :

    be nazare man jaz nist balke joze :d

فرستادن نظر

RSS / XML