گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

روز باشکوه ایل بختیاری (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، پیشتر در روزنامه «اعتماد» به صورت خلاصه چاپ شده است که از امروز این نوشته، در دو قسمت در «گفتگوی هارمونیک» به انتشار می رسد.

توجه: مطالب عنوان شده در این نوشته از سوی سیاووش بیضایی مورد تردید قرار گرفته است.

نوشته ای که پیش رو دارید، پیشتر در روزنامه «اعتماد» به صورت خلاصه چاپ شده است که از امروز این نوشته، در دو قسمت در «گفتگوی هارمونیک» به انتشار می رسد.

خبر انتشار «راپسودی بختیاری» نگاه ها و توجهات زیادی را به خود جلب کرده بود و این نگاه ها از مناظری متفاوت بود؛‌ میهن دوستان و مخصوصا بختیاری ها منتظر بودند تا بشنوند، اولین اثر سمفونیکی که به پاسداشت اسطوره بزرگ ملی ایران ساخته شده در خور جایگاه اوست یا خیر، اما جمعیت دیگری از هنردوستان و پیگیران جریانات موسیقی، در انتظار شنیدن اولین اثر انتشار یافته از پیمان سلطانی بودند تا توان آهنگساز را محک بزنند و پاسخ هنری او را به خبرهای ضد و نقیضی که سالهای گذشته منتشر شد، بشنوند.

اما روز رونمایی این اثر در باغ موزه قصر، فضایی دیگر گونه داشت…

هفتم مهر ماه نود و دو،‌ باغ موزه قصر شاهد روز با شکوهی بود؛ ساعتی پس از آمدن ظهر، با همراهی نسیم و آفتابی دلپذیر، تالار فرخی یزدی باغ موزه قصر، میزبان اثری بود که به پاس پایمردی های بزرگ مرد تاریخ سیاسی ایران، شهید علی مردان خان بختیاری ساخته و نشر یافته بود. بر روی پرده، تصویر علی مردان خان، راست قامت و با وقار تمام نگاه ها را به خود جلب می کرد. گویی در اینجا دیگر آن دو گروه نام برده به قضاوت ننشسته بودند و تنها سردار شهید، علی مردان خان بختیاری بود که جان گرفته و نظاره گر بزرگداشتش بود.

دیگر تمام نگاه ها به او بود و گوشها، نغمه به نغمه، میزان به میزان، موسیقی و شعر را با چهره آن شهید می سنجید. میزبان او بود و در آخرین منزلش، زندان قصر و در کنار باغچه اش و قتل گاهش،‌ میهمانان را پذیرفته بود.

باغ موزه زندان قصر، مکانی است که یادآور فراز های حماسی تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران است و اگر همت فرهیختگان و اهالی فرهنگ نبود، امروز این بنای تاریخی زیر بار غفلت و فراموش به تلی از خاک بدل شده بود.

زندان قصر، ترکیبی عجیب است از دو واژه متناقض، «زندان» و «قصر»! چراکه این زندان روزی قصر بوده و نماهای آجری زیبا و استادانه این مجموعه، یادگار قصری است که به زندان تبدیل شده و سالها پویندگان راه آزادی ایران را مانند پرنده ای در باغ ولی محبوس در قفس، آزرده و گاه به خون کشیده است.



شیرعلی مردان، شیر مرد ایل بختیاری که جوانی اش را در راه آزادی میهن صرف کرده بود، با خدعه رضا شاه در همین قصر به بند کشیده می شود.

او در زندان تمام دارایی اش را جهت کمک به هم بندان خود صرف کرد و حتی برای بهتر شدن روحیه زندانیان با هزینه خود، باغچه ای روبروی بند زندانیان سیاسی احداث کرد که این باغچه امروز به یاد او به نام باغچه شیرعلی مردان نامگذاری شده است.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است