منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

سيد جمال الدين منبري
سيد جمال الدين منبري
در واقع منظورتان این است که در موسیقی غرب با توجه به وحدتی که بوجود آمده در قالب گام های ماژور و مینور، امکان استفاده از شگردهایی مثل گام های همسایه و غیره فراهم و به طریق اولی امکان وجود قاعده ای کلی هم میسر شده اما با توجه به تفاوتهای ساختاری کاملاً متمایز هر دستگاه در موسیقی ما، امکان وجود قاعده ای کلی برای تمام دستگاهها را نداریم.
همینطور است. در موسیقی ما آهنگسازانی که خواسته اند توانایی آهنگسازی ایرانی شان را نشان بدهند، در مقامهای خاصی مثل دشتی مانور داده اند. چون دشتی فواصلی دارد که امکان استفاده از برخی دیزونانس ها و آکوردها را به آهنگساز می دهد. حتی آقای مشایخی که با موسیقی ایرانی و ردیف بطور تخصصی آشنا نیست در دشتی می تواند مانور دهد. اما اگر بخواهیم از ردیف در کمپوزیسیون مان استفاده کنیم، همه گوشه ها برای کار مناسب نخواهند بود.

شما وقتی ماهور را شروع می کنید یک الگو دارید، ‌به دلکش که می رسید آن الگو دیگر در همصدایی جوابگو نیست. مثلاً‌ باید از واخوان استفاده کنید. به هر حال باید کار دیگری بکنید. برخی آهنگسازهای ما از شیوه باس استیناتو استفاده می کنند که شنونده را خسته می کند. ملودی جلو می رود و در پس زمینه بم تار و عود یا رباب چیزهایی برای خودشان می نوازند.

مثل تنظیم کارهای چاووش.
بله دقیقاً. اما تفاوتی که کار آقای مشکاتیان داشت اولاً در جذابیت ملودی هایشان و دوم در تنوع ریتم بود. مهمترین عنصر کار مشکاتیان در حوزه فرم و ریتم بود و این نگاه متفاوت بود که حتی اگر ارکستر ایرانی بزرگی در حال اجرای اونیسون بودند کار کماکان جذاب بود و متنوع پیش می رفت. این پایور بود که در این عرصه کار متفاوتی کرد.

پایور سعی کرد یک خط هارمونی و یک کنترپوانی در حاشیه کار اضافه کند و گروه نوازی متفاوتی ارائه دهد. در این راستا زمانی ایشان آمدند از سازهایی مثل قیچک و رباب استفاده کردند که سازهای مرسوم در گروه نوازی سنتی آن دوره نبودند و بهره گیری شان از این سازها کاملاً هوشمندانه بود. بطوریکه مثلاً هرگز برای کمانچه و قیچک دو صدا نمی نوشتند.

چون خوب صدا نمی دهد یا موارد دیگر. آقای شهبازیان با آن ید بیضا،‌ بارها می گفتند در بسیاری قطعات حداکثر باید دو صدا نوشت. محصول کار ایشان را هم که می شنویم می بینیم چقدر خوب صدا می دهد یا در کارهای مرحوم معروفی هم شما حداکثر دو صدا می شنوید. از آکورد معکوس و کنترپوان و این پیچیدگی ها خبری نیست و برای زمان خودش چقدر کارهای شسته رفته ای دارند.

اما جوان امروز شاید دیگر آنها را نپسندد. جوان امروز را علیزاده و قمصری و امثالهم جذب می کند که در کار این آهنگسازان چیزی که به دنبالش باید بود چندصدایی بودن نیست و جذابیت کار این ها در حوزه ریتم است. این تنوع ریتم است که در کار این آهنگسازان،‌ مخاطبان را جذب می کند. بنابراین آنچه شما فرمودید فقط در کار پایور قابل ردیابی است. به نظر بنده کارهای آقای علیزاده هم عموماً اونیسون هستند مگر آثار ارکسترالشان مثل بخش هایی از دلشدگان یا نی نوا.

اما با آنسامبل ایرانی کار ایشان بیشتر کار با ریتم است تا بحث چندصدایی بودن و نبودن. کار آقای پایور علارغم تلاش برخی آهنگسازان چندان ادامه پیدا نکرده و دلایلش قابل بحث است. از سوی دیگر امروزه کارها بیشتر مولتی تراک ضبط می شوند. هر نوازنده جدا برای خودش می زند. آقای پایور به کنار هم نشستن و تأثیری که هر ساز بر دیگری در همنوازی می گذارد اعتقاد عجیبی داشت. برای همین است که قطعات پیچیده ایشان حتی در اجراهای زنده اینقدر خوب و دقیق صدا می داد.

متأسفانه هارمونی و کنترپوان به شکل علمی و مدون غربی آن، در بیشتر جاها حواس ما را پرت کرده اند و از اصل جدا شده ایم.

گزراش موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (I)

در ضمن بررسی منابعی برای تهیه مقاله ای درباره نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی به این مقاله جالب بر خوردم که برای روشنگری تاریخی درباره مبادلات فرهنگی و موسیقایی شرق و غرب لازم و مفید است؛ و با مقاله های «نقد تاریخنگاری موسیقی ایرانی» و جستارِ پیوست «درباره عقب ماندگی و پیشرفت» ارتباط دارد.

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

از روزهای گذشته…

گفتگو با علی صمدپور (IV)

گفتگو با علی صمدپور (IV)

موضوع دیگر هم ماجرای عمده‌شدن ردیف بود و اینکه ردیف یک دریایی تصور شد که همه در آن غوطه‌زده بودند و غرق آن بودند. اینکه اصلاً ردیف را ما باید حفظ باشیم برای همیشه یا نباید باشیم برای کسی سوال نبود. همه فکر می‌کردند باید ردیف را حفظ باشند. اینکه چگونه باید حفظش کنند و راه و روشش چیست معلوم نبود. چون در نسل بعد کسی نوازنده‌ی تمام وقت نبود. بخش تئوری موسیقی ایرانی هم خیلی ضعیف بود. متنی راجع به آن وجود نداشت (امروز حداقل ده کتاب درآمده که می‌شود خواند و رد کرد یا پذیرفت). به هر حال همین وصل بودن به یک نفر، برای عده‌ای این احساس اطمینان را می‌آورد که مثلاً ما درون یک خیل هستیم. ثمره‌اش شد این شیفتگی. خیلی‌ها اینگونه‌اند و استقلال هنری را فراموش کرده‌اند.
کارلا بلی

کارلا بلی

کارلا بلی نی بورگ (Carla Bley, née Borg)، متولد یازدهم ماه می سال ۱۹۳۸ آمریکا، آهنگساز جز، پیانیست، نوازنده ارگ و یکی از رهبران بزرگ ارکسترهای جز است.
دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (II)

دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (II)

در اینجا به مورد سوم یعنی انسان می رسیم، قابل توجه است که این قسمت و موضوع چهارم آن که خود ساز می باشد جز مهمترین بخشها هستند زیرا هماهنگی و تعامل بین این دو عامل واثرگذاری مستقیمی که بر هم دارند، به نتایجی از آن حاصل می شود که بهتر است برای ایجاد ترتیب و توصیفی مفید تر از مسائل مربوط به ساز آغاز کرده و در مرحله بعد وارد مجموعه وسیعی همچون انسان و خصوصیات آن شویم.
نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

در ادامه پرده دهم حضور شمس را می بینیم که با آوازی متریک می خواند: «… ابلیس فقیه است گر اینها فقهایند». لطف اجرای این بخش که با قدرت مثال زدنی همایون شجریان در آواز به اجرا در می آید، با پاساژی که بعد از یک سکوت توسط ارکستر به گوش میرسد دوچندان می شود؛ در ادامه این کلام شمس، مرید او مولانا به تکرار آن جمله می پردازد و مریدان جاهل را به خشم وا می دارد.
بیان جنسیَّت در موسیقی (I)

بیان جنسیَّت در موسیقی (I)

هر چند تفکیک جنسیتی در بررسی ارزش هنری یک اثر، نگرشی خطاکارانه تلقی میشود، لیکن نحوه ی تاثیرگذاری تکنیک های هنری ارائه شده در یک اثر، خواه و نا خواه از ویژگی های درونی هنرمند سرچشمه می گیرد که جنسیت یکی از آنهاست. تفاوت های طبیعی مابین جنس های نر و ماده در گیاهان و جانوران نیز به اصالت و نهادینگیِ این اختلافات اشاره دارد.
هنینگ کراگرود، موسیقیدان اسکاندیناوی (I)

هنینگ کراگرود، موسیقیدان اسکاندیناوی (I)

«صدای آرام و باعظمت، موسیقی و ارتباط گیری درخشان با ارکستر از ویژگی هایی بودند که این اجرای کراگرود را برجسته کردند… نوازندگی او کیفیتی اصیل دارد که نمی توان در برابر آن مقاومت کرد… کراگرود باید به عنوان یکی از سرگرم کننده ترین و موفق ترین ستاره های جهان معرفی شود»
گفتم بگو، سکوت کرد و رفت و من هنوز گوش می کنم

گفتم بگو، سکوت کرد و رفت و من هنوز گوش می کنم

اولین سالگرد زنده یاد احمدآقالو که از هنرمندان تئاتر و سینما بود، در “خانه هنرمندان ایران” در تاریخ ۳/۹/۱۳۸۸ برگزارشد. به یقین ا نسان هایی همچون احمد آقالو، برگ زرینی در تاریـــخ هنر ایران محسوب می گردند. جان شیــفته او در کفایت جاودانگی اش بر تـــارک تاریخ فرهـنگ وهنر ما، در خاطره مشترک جمعی مان جاودان می درخشد ، هرچند سوخت اما ساخت تا خاکستر بغض اش در عبور از خاطره ها، رو به افق های معنایی پرکشــد اما سبکبار همچون ذات فردی اش برخلاف روال مالوف و معـمول به سوی اعتلای ارزش های پاک انسانی گام نهاد و درسایه سار حافـظه تاریخ، در وسعت دستاوردهای بشری دل به دریا زد و رفت.
تدارک ارکستر (VII)

تدارک ارکستر (VII)

موسیقیدانهای در هر کشوری عضو اتحادیه موسیقی آن کشور محسوب شده و طبق قوانین خاص و مقرر شده در اتحادیه کار میکنند. این قوانین شامل حقوق مالی و معنوی موسیقیدانها و کمپانی های ضبط میباشد. بعضی از این قوانین که در مورد ضبط قطعات وجود دارند و در بیشتر کشورها بکار میروند، از این قرارند:
ریچی، آخرین استاد زنده ویولن

ریچی، آخرین استاد زنده ویولن

روجیرو ریچی (Ruggiero Ricci) متولد ۲۴ جولای ۱۹۱۸ در سان برونو کالیفرنیا میباشد. نوازنده ای ایتالیایی – آمریکایی که عمده شهرتش در تکنیک و مهارتش در نوازندگی ویولون و همچنین کنسرتها و ضبط آثار آهنگساز و نوازنده جاودانی ویولون، پاگانینی است.
نگرانی و ترس از روشنایی صحنه؟

نگرانی و ترس از روشنایی صحنه؟

چندیست پروفسور فروغ کریمی نوازنده فلوت، کینزولوگ و استاد دانشگاه موسیقی وین در تهران حضور دارد و در این مدت کنسرتی همراه با لی لی افشار نیز برگزار کرده است. از جمله فعالیت های دیگر این هنرمند در ایران معرفی رشته موزیک کین زیولوگی و تدریس فلوت به هنرجویان این ساز به این روش بود که چندی پیش در فرهنگسرای هنر (ارسباران) به اجرا گذاشته شد. فروغ کریمی در توصیف این رشته می گوید: “اگر نگرانی و ترس از روشنایی صحنه دارید، راه حل موزیک کین زیولوژی است.”