از گیتار تا زندگی

فابیو زانون
فابیو زانون
نوشته ای درباره فابیو زانون
سالهای ۱۹۹۶ و ۹۷ شاید به یاد ماندنی ترین سالهای زندگی کاری فابیو زانون (Fabio Zanon) باشد؛ وقتی به فاصله چند هفته در دو مسابقه گیتار کلاسیک معتبر دنیا جایزه اول را می برد و در ادامه ۵۶ کنسرت در آمریکا و کانادا برگزار می کند و بالاخره ۲ آلبوم تکنوازی خود را پس از پایان همین تور بزرگ به بازار می فرستد.

در نظر اکثر مردم، یک نوازنده حرفه ای کسی است که بیشتر ساعات شبانه روز را با تمرین ساز می گذراند و چندان فرصتی برای پرداختن به دیگر هنرها و امور زندگی ندارد؛ اما زانون مثال جالبی برای رد این فرض است. او یک کتابخوان حرفه ای و البته مجموعه دار کتب هنری و فیلم است. درباره موسیقی می گوید: “موسیقی تنها بخش کوچکی از آن چیزی است که زندگی نام دارد.” زانون از علاقه اش به فلسفه می گوید و اینکه تمام آثار سارتر و دانته را چندبار خوانده!

“از ده سالگی دیگر نتوانستم به چیزی جز موسیقی کلاسیک فکر کنم” (۱)
فایبو زانون متولد ۱۹۶۶ در کشور برزیل، امروزه به عنوان تکنواز و معلم گیتار کلاسیک در جهان شهرت دارد. موسیقی را از ۹ سالگی زیر نظر پدرش آغاز کرده و مانند برخی دیگر از گیتاریستهای کلاسیک هدفش از ابتدا نواختن این ساز نبوده! می-گوید: ” می خواستم پیانو بزنم، اما پدرم گیتاریست بود و از من خواست تا اول گیتار یاد بگیرم. من همیشه می گویم که من موسیقی را انتخاب کردم و گیتار مرا!”

در شانزده سالگی به عنوان تکنواز اولین اجرای خود را بر صحنه برد. او که اولین همراهی با ارکستر را در هجده سالگی تجربه کرده بود، در ادامه برای تحصیل در رشته موسیقی وارد دانشگاه سائوپائولو شد. زانون در حالی که تنها بیست سال داشت و در چند مسابقه معتبر جایزه اول را برده بود، از نوازندگی خودش احساس رضایت نداشت!

این را خودش می گوید و توضیح می دهد که به همین خاطر بود که راهی انگلستان شد تا در رویال آکادمی لندن تلاش بیشتری برای رضایت از خود بکند. در این دوره و در این آکادمی معتبر بود که نوازنده جوان ما در کلاسهای مایکل لوین (Michael Lewin) حاضر شد. اقامت در انگلستان دست آوردهای بزرگی برای زانون داشت که از آن جمله می توان به شرکت در مستر کلاس نوازندگی جولیان بریم، اخذ مدرک فوق لیسانس نوازندگی گیتار کلاسیک و اجرا در ویگمور هال لندن اشاره کرد.

audio file بشنوید قسمتی از تکنوازی فابیو زانون را

“گیتار، تنها بخشی از تجربۀ موسیقیایی من است.”
حالا سال ۱۹۹۶ است، همان سالی که زانون دو مسابقه مهم گیتار کلاسیک یعنی GFA آمریکا و تارگا اسپانیا را برد. کسانی که رویدادهای گیتار کلاسیک را پی گیری می کنند به خوبی از اعتبار و سطح این دو مسابقه آگاهند. کنسرتهای پر فشار در دو سال پیاپی مانع آن نشد که زانون یکی از با کیفیت ترین آلبوم های تکنوازی آن سالها را منتشر کند. مجموعه قطعات ویلالوبوس با تکنوازی زانون در سال ۱۹۹۸ از سوی نشریه گرامافون لقب “بهترین آلبوم سال” را گرفت.

“سعی می کنم تا آنجا که می توانم با موسیقی یکی بشوم”
زانون تا امروز ۸ آلبوم تکنوازی منتشر کرده که رپرتوار متنوعی را در بر می گیرند: پیاتزولا، پونسه، پوخول و ویلالوبوس از یکسو و باخ، اسکارلاتی و مرتز از سوی دیگر این آلبومها را برای طیف های مختلفی از علاقه مندان شنیدنی کرده است. یک مشخصه مهم و ارزشمند در نوازندگی زانون، توجه به زیبایی شناسی هر دوره موسیقی و رعایت اسلوب ها و بیان سبکی هر کدام از آنهاست. شاید اجراهای زیبای او از آهنگسازان لاتین را بشود به ملیت و فرهنگ برزیلی او ربط داد، اما بی شک دقتی که او بر پایه دانش و تکنیک خود در نوازندگی آثار تارگا، مرتز و اسکارلاتی به خرج داده دلیل رجوع مکرر گیتاریستها به این آلبومهاست. زانون بیش از ۲۰ کنسرتو گیتار را به عنوان سولیست اجرا کرده است. از آمریکا تا روسیه و خاور میانه و آفریقای جنوبی، علاقه مندان زیادی در کنسرتها و کلاسهای نوازندگی زانون شرکت کرده اند.

audio file بشنوید قسمتی از تکنوازی فابیو زانون را

“دانستن هرگز خطرناک نیست!”
زانون شیفتۀ مطالعه در حوزه های مختلف از جمله ادبیات و تاریخ است. اوقات فراغتش را با خواندن کتاب، تماشای آثار بصری و البته گوش دادن به آثار ارکسترال کلاسیک می گذراند. می گوید: ” فقط فیلمهای جدید را نبینید، اگر قصد فیلم دیدن دارید پس آثار گری گرانت را هم ببینید؛ مخصوصا اگر می خواهید با سلیقه و شیک بنوازید!” همین علاقه به سینما باعث نوازندگی زانون در چند موسیقی فیلم و همکاری با آهنگساز برنده اسکار، لوئیس باکالُو، شد. یک دستاورد این همکاری برای دنیای گیتار کلاسیک، کنسرتو گیتاری بود که باکالو به زانون اهدا کرد و توسط او اجرا شد.

زانون معتقد است که برای خوب ساز زدن باید تجربه های مختلف داشت و طبیعت را شناخت. می گوید: ” ویبراتو یک نفر می تواند با تماشای تکان خوردن برگها در باد بهتر شود.” زانون نوازنده را به گیاهی تشبیه می کند که باید هر روز خودش را رشد دهد. تاکید می کند که برای خوب ساز زدن علاوه بر تمرین، ارتقای شخصیت نوازنده اهمیت دارد. تلاشی که هر نوازنده در راستای ارتقای شخصیت خود می کند در نظر زانون تاثیر مستقیم در اجرا و بیان او دارد. می گوید:” اگر خودتان را رشد ندهید، موسیقی کلاسیک در شما جوانه نمی زند.”

فابیو زانون در سال ۲۰۰۹ به مناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت ویلالوبوس کتابی درباره این آهنگساز مشهور برزیلی منتشر کرد و اکنون مدرس گیتار کلاسیک در رویال اکادمی لندن است.

برخی منابع به کار رفته در نوشتن این متن:
nyccgs.com
pt.wikipedia.org
www.ram.ac.uk

پی نوشت
۱- عناوین هر بخش و عنوان اصلی این متن همگی برگرفته از گفته های فابیو زانون است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

منبری: برخی آثارم را به دیگر خوانندگان دادم

منبری: برخی آثارم را به دیگر خوانندگان دادم

باید بگویم نقطه عطف دیگر کار من و از بزرگترین افتخاراتم همکاری با جناب فخرالدینی بود. حدود سه سال با ارکستر ملی همکاری کردم که اوایل دهه هشتاد بود. به پیشنهاد آقای فخرالدینی قطعات زیادی که برای این ارکستر نوشتم از من اجرا شد. خودم هم آواز ارکستر را می خواندم. قطعه ای هم برای صدای هنرمند شایسته آقای قربانی تنظیم کردم.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

وقتی از گورستان ظهیرالدوله بیرون می‌آمدیم، ساعت نزدیک به دو ساعت از ظهر گذشته بود. بازگشت ما دو تفاوت عمده با رهسپاری‌مان به‌سوی گورستان داشت. اول اینکه، بازگشت‌مان برخلاف رفتن که جماعت در جمع بودند، بسیار پراکنده بود. دوم اینکه، در رهسپاری‌مان از خانه‌اش با او بودیم و اینک در بازگشت، بدون او. همه‌ی ما به او فکر می‌کردیم و به هنر و دانشش که در لابلای خاک، پیچیده ماند.
نقد ردیف علی اکبر شهنازی

نقد ردیف علی اکبر شهنازی

هفته گذشته در فرهنگسرای هنر(ارسباران) جلسه نقد ردیف میرزاحسینقلی فراهانی نوشته داریوش پیرنیاکان، توسط سید علیرضا میرعلینقی برگزار شد.
راک کلاسیک-قسمت اول

راک کلاسیک-قسمت اول

راک کلاسیک Classic rock در اصل به عنوان یک قالب برای برنامه ریزی ایستگاههای رادیویی به وجود آمد که از قالب موسیقی راک آلبومی یا AOR- قالبی دیگر برای انتخاب و دسته بندی موسیقی در رادیو بر اساس انتخاب موسیقی از آلبومهای استودیویی راک در اوایل دهه ۸۰- گرفته شده بود. این قالب موسیقی راک در ایالات متحده شامل مجموعه ترانه های بسیار اما محدودی است که از سالهای ۶۰ تا بیشتر دهه ۸۰ را دربر میگیرد و بیشترین تاکید آن بر ترانه های بسیار موفق قدیمی تر از هنرمندانی است که به طور کلی به “دوران راک کلاسیک” مربوط هستند.
خانلری و موسیقی (I)

خانلری و موسیقی (I)

خانلری، از همان زمان که در دارالفنون تحصیل می‏کرد، با شادروان روح الله خالقی‏ (موسیقیدان نامدار) مجالست و مؤانست و دوستی داشت. خالقی در کتاب سرگذشت‏ موسیقی ایران نوشته است: یکی از خاطرات خوش آن ایّام، پیدا کردن چند دوست بود که از دوران‏ تحصیل در دارالفنون باهم آشنا شدیم.
گفتگویی با آگوستا رید توماس (II)

گفتگویی با آگوستا رید توماس (II)

شاید خود موسیقی زنده ترین و فکر بر انگیزترین تأثیر را داشت باشد. البته منظورم موسیقی دوره های مختلف و آهنگسازان متفاوت است که از کودکی مایه شگفتی من شده و ذهن من را پرورش داده اند. من عمیقا عاشق ساخته های باخ هستم به خاطر دقیق بودن، نوآوری شگفت انگیز، شکوه، اصالت و عظمت گستره احساسیش.
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (I)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (I)

قبل هر چیز از آقای نیک آئین تشکر می کنم که همت و مروری بر نوشته بنده، نموده اند و مسائلی را که شناسی کرده اند، نوشته اند تا من هم بتوانم از آنها آگاه شوم و در پی حل مسائل برآیم. شناسایی مسائل و کوشش در حل آنها، تنها راهی است برای دسترسی به یک تئوری جامع و درستِ موسیقی ایرانی. نوشتن کتاب و تئوری درباره موسیقی ایرانی مهم و لازم است، اما نقد و بررسی و گفتگوی نوشته شده، مهمتر است. دیدگاه های مختلف و متفاوت باید در کنار هم گذاشته و سنجیده شوند یکی از مشکلات بزرگ در این راه که تنها از راه گفتگو نمودار می شود، وجود عادت های ذهنی است. موسیقیدانان ایرانی چند دهه (حدود ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ هـ. . ش) عادت به «گام های موسیقی ایرانی» داشتند – و بعضی هم هنوز دارند – در آخرین دهه های قرن اخیر عادت به «دو دانگی» جایگزین عادت قبلی شده است.
رمانتیک ترین خواننده سه نسل

رمانتیک ترین خواننده سه نسل

خولیو ایگلسیاس (Julio Iglesias) محبوب ترین خواننده لاتین در سالهای ۷۰ و ۸۰ بوده و بیش از ۱۰۰ میلیون آلبوم او در سراسر جهان به فروش رفته است. شیوه ملایم و رمانتیک خولیو در خواندن ترانه های عاشقانه طوری بود که در سراسر جهان و در فرهنگها و زبانهای مختلف طرفداران بی شماری پیدا کرد.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (II)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (II)

آمدن من به ایران از جمله تصمیم‌های عجیب و غریبی بود که گاهی من انجام می‌دهم! من همه‌ی فعالیت بین‌المللی‌ام را برای یک سزون یا یک سالِ کاری به‌کل تعطیل کردم که البته مدیر برنامه‌هایم و خیلی‌های دیگر از این کار من بسیار ناراحت شدند، ولی تصمیمم این بود که بیایم ایران و بمانم و برای همین با خانواده و بار و اساس زیادی وارد ایران شدم تا در کشور بمانم. ولی کسی خبردار نبود که من تمام کارهایم را کنار گذاشته‌ام و در این یک سال بیکار خواهم بود، به‌جز چند برنامه‌ای که گذاشته بودم تا در کنار کنسرت‌های ایرانم انجام بدهم.<
درباره آرشه (I)

درباره آرشه (I)

یک ساز زهی بدون کاربردآرشه عملا به شکلی کامل و در خور توانایی های قطعی ساز قابل استفاده نیست. همچنین،آرشه نیز بدون وجود ساززهی مربوطه بی مفهوم خواهد بود؛ این دو در تعامل کمی و کیفی با یکدیگر بوده و تاثیر گذار بر هم، از سویی دیگر باید به این نکته توجه داشت هیچ مدرکی دال بر این موضوع وجود ندارد که سازهای زهی صرف همواره بر سازهایی که استفاده آرشه در آن اجتناب ناپذیر است، تقدم و برتری داشته اند. سازهای زهی مدتها قبل از خانواده ویلن پدید آمده اند و در طول زمان با توجه به تغییرات متنوع در حیطه موسیقی و توانایی های بشری دچار تحولات و پیشرفتهایی شده اند.